جهانی‌اندیشی امام‌ خمینی؛ رمز تولد انقلاب اسلامی

خبرگزاری تسنیم ـ محمد ملک‌زاده*؛ انقلاب اسلامی ایران در اندیشه بنیان‌گذار جمهوری اسلامی، هرگز یک رخداد صرفاً ملی و محصور در چارچوب مرزهای جغرافیایی ایران تلقی نشد. امام‌خمینی(ره) انقلاب را حرکتی الهی با رسالتی جهانی می‌دانست؛ حرکتی که مأموریت آن، احیای کرامت انسانی، مقابله با نظام سلطه و بازگرداندن دین به متن حیات اجتماعی بشر بود. انقلاب اسلامی از منظر امام، حامل پیامی جهانی، هویتی فراملی و رسالتی تمدنی تعریف شد؛ نگاهی که انقلاب را نه «پدیده‌ای صرفاً ایرانی»، بلکه «پیامی انسانی و الهی» می‌دانست. فهم این نگاه جهانی، کلید تحلیل صحیح سیاست خارجی جمهوری اسلامی، مفهوم «صدور انقلاب» و چرایی تقابل ساختاری قدرت‌های استکباری با انقلاب اسلامی است.

1.مبنای معرفتی نگاه جهانی امام‌خمینی(ره)

ریشه نگاه جهانی بنیان‌گذار جمهوری اسلامی در جهان‌بینی توحیدی و انسان‌شناسی فطرت‌محور اسلام نهفته‌است. در این چارچوب، انسان، موجودی فطرت‌مند و مخاطب دعوت الهی در همه زمان‌ها و مکان‌هاست؛ اسلام، دین یک قوم یا جغرافیای خاص نیست؛ و انقلاب اسلامی، احیای پیامی جهانی است که قرن‌ها در حاشیه سیاست و نظم جهانی قرار گرفته‌بود. از همین‌رو، امام‌خمینی(ره) انقلاب اسلامی را «انقلاب مستضعفان» معرفی می‌کند؛ انقلابی که مرزهای آن، نه مرزهای جغرافیایی، بلکه مرزهای حق و باطل است. در این نگاه، جهان عرصه تقابل دو منطق است: منطق توحید و عدالت در برابر منطق سلطه و استکبار.

2.انقلاب اسلامی؛ فراتر از مرزهای جغرافیایی

برخلاف الگوی رایج انقلاب‌های مدرن که صرفاً در چارچوب منافع ملی یک کشور یا دولت–ملت تعریف می‌شوند، امام‌خمینی(ره) انقلاب اسلامی را پدیده‌ای امت‌محور می‌دانست. در این نگاه، مخاطب انقلاب، نه فقط ملت ایران که همه مستضعفان جهان می‌باشند؛ زبان انقلاب و آرمان‌های آن شامل عدالت، آزادی، کرامت انسانی و نفی سلطه؛ و هدف انقلاب، تغییر موازنه قدرت اخلاقی و معنوی در جهان است. از همین منظر است که مسأله فلسطین به مسأله محوری جهان اسلام و وجدان انسانی بدل می‌شود؛ شعار «نه شرقی، نه غربی» به اصل هویتی انقلاب تبدیل می‌گردد؛ و انقلاب اسلامی، خود را بیرون از نظم دوقطبی حاکم تعریف می‌کند.

3.صدور انقلاب؛ صدور پیام، الگو و بیدارسازی فطرت‌ها

یکی از مفاهیم به‌شدت تحریف‌شده در اندیشه امام، مفهوم «صدور انقلاب» است. در منطق امام‌خمینی(ره)، صدور انقلاب به‌معنای مداخله نظامی یا تحمیل سیاسی نیست بلکه صدور انقلاب در حقیقت، صدور پیام، الگو و بیدارسازی فطرت‌های بشر در اقصی‌نقاط جهان است. در منطق امام، انقلاب اسلامی، با جاذبه گفتمانی گسترش می‌یابد، نه با زور. این همان منطقی است که امروز در ادبیات علوم سیاسی با مفاهیمی چون قدرت نرم، الهام‌بخشی هویتی و گفتمان‌سازی فراملی شناخته می‌شود. انقلاب اسلامی از منظر امام «صادرشدنی» است، ولی نه از طریق زور و مداخله نظامی، بلکه از راه الگو شدن، بیدارسازی ملت‌ها و احیای هویت اسلامی و انسانی. از این منظر، انقلاب اسلامی پاسخی به یک نیاز جهانی تلقی می‌شود؛ نیاز به رهایی از سلطه، استکبار، تبعیض و تحقیر انسان. به همین دلیل، مخاطب پیام امام تنها ملت ایران نبود، بلکه «مستضعفان جهان» را در بر می‌گرفت.

4.تقابل انقلاب اسلامی با نظام سلطه

یکی از دلایل اصلی دشمنی ساختاری قدرت‌های جهانی با انقلاب اسلامی، همین نگاه جهانی امام در تقابل با نظام سلطه بوده است. انقلاب اسلامی، مشروعیت اخلاقی نظم سلطه‌محور جهانی را به چالش کشید؛ این انقلاب نشان داد قدرت، لزوماً از سلاح و ثروت نمی‌آید، بلکه از ایمان، مردم و معنا برمی‌خیزد؛ انقلاب اسلامی، امکان ایستادگی یک ملت مستقل در برابر ابرقدرت‌ها را عینی کرد. امام‌خمینی(ره) آمریکا را «شیطان بزرگ» نامید؛ نه به‌عنوان یک ملت، بلکه به‌عنوان نماد یک نظام سلطه‌گر جهانی. صهیونیسم را پروژه‌ای جهانی و ضدانسانی معرفی کرد. از این منظر، تقابل انقلاب اسلامی و استکبار، یک نزاع مقطعی سیاسی نیست، بلکه تقابل دو نظم جهانیِ رقیب است. شعار «نه شرقی، نه غربی» بیان فشرده این نگاه بود؛ شعاری که استقلال انقلاب اسلامی را از هر دو بلوک قدرت جهانی نشان می‌داد و هم‌زمان پیامی روشن برای ملت‌های دیگر داشت؛ پیامی که از امکان ایستادن در برابر قدرت‌های مسلط خبر می‌داد. به همین دلیل، پیام انقلاب اسلامی در بسیاری از جنبش‌های آزادی‌بخش، چه در جهان اسلام و چه در آمریکای لاتین، آفریقا و آسیا و دیگر مناطق جهان، بازتاب یافت. این تأثیرگذاری، بیش از آنکه ناشی از قدرت سخت باشد، محصول جاذبه گفتمانی و اخلاقی انقلاب اسلامی بود.

5.امت‌محوری در برابر دولت‌محوری

در نگاه امام، «امت اسلامی» بر «دولت–ملت» تقدم دارد. ایشان، به‌درستی اختلافات مذهبی، قومی و نژادی را ابزار سلطه می‌دانست؛ بر مشترکات امت اسلامی تأکید می‌کرد؛ و وحدت مسلمانان را شرط اساسی بازیابی قدرت جهان اسلام می‌دانست. این نگاه، بعد از پیروزی انقلاب در قالب محور مقاومت و سیاست‌های کلان جمهوری اسلامی تداوم یافت و نشان داد که همبستگی فراملیِ هویتی، می‌تواند موازنه قدرت را به نفع امت اسلامی تغییر دهد.

6.نگاه جهانی امام و افق تمدن نوین اسلامی

نگاه جهانی امام‌خمینی(ره) در نهایت به افق راهبردی «احیای تمدن اسلامی» ختم می‌شود. در این افق، انقلاب اسلامی، نقطه آغاز است نه نقطه پایان؛ دولت اسلامی، مرحله‌ای میانی در مسیر تاریخی است؛ و تمدن اسلامی، مقصد نهایی حرکت انقلاب به‌شمار می‌آید. این همان نگاهی است که امروز از سوی رهبر معظم انقلاب به‌ویژه در گفتمان «گام دوم انقلاب اسلامی» استمرار یافته‌است؛ نگاهی که انقلاب را یک پروژه بلندمدت تمدنی می‌داند و مسئولیت نسل‌های امروز و آینده را در تحقق آن یادآور می‌شود.

در مجموع، نگاه جهانی امام‌خمینی(ره) به انقلاب اسلامی، نگاهی عمیق، توحیدی و تمدن‌ساز است. در این نگاه، انقلاب نه حادثه‌ای محدود به سال 1357، بلکه آغاز یک مسیر تاریخی برای بازتعریف نظم جهانی بر پایه عدالت، معنویت و کرامت انسانی است. فهم این نگاه، شرط ضروری تحلیل درست سیاست خارجی جمهوری اسلامی، منطق مقاومت و آینده انقلاب اسلامی در جهان معاصر است.

*عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

انتهای پیام/