معمار پیشرفت ـ 1 | مفهوم‌شناسی «پیشرفت» در کلام رهبر معظم انقلاب

به گزارش گروه امام و رهبری خبرگزاری تسنیم، محمد امین حق‌گو مسئول میز اقتصاد مرکز مطالعات راهبردی تسنیم در نخستین شماره از سلسله یادداشت‌های «معمار پیشرفت» نوشت: در تلاطم جهان معاصر، ملت‌ها میان دو گزاره معلق‌اند: توسعه از طریق «حل شدن در نظم جهانی» یا پیشرفت به وایسطه «بازیافتن جایگاه تمدنی خویش». مجموعه نوشتار «معمار پیشرفت» در چهار بخش، به تبیین طرحی استراتژیک می‌پردازد که نه فقط به دنبال تغییر شاخص‌های اقتصادی، بلکه در پی «بازسازی شخصیت ملی ایران» است. در این مجموعه، بررسی خواهیم کرد که چگونه رهبر معظم انقلاب با تغییر جهت از مدل‌های تحمیلی غرب به سمت یک «پیشرفت شناسنامه‌دار»، تعریف جدیدی از استقلال و قدرت را در عصر جدید ارائه داده است.

در جهان امروز، بسیاری «توسعه» را تنها با الگوهای غربی معنا می‌کنند. در بخش اول به این مسئله خواهیم پرداخت که آیا این الگو برای هر تمدنی راهگشاست؟ این بخش نخست، به بررسی دگردیسی عمیق در فلسفه اداره کشور می‌پردازیم. جایی که میان واژگان «توسعه» و «پیشرفت» مرزبندی دقیقی ترسیم می‌شود. خواهیم دید که چگونه انتخاب واژه «پیشرفت» توسط رهبر معظم انقلاب، فراتر از یک تغییر لغوی، به معنای بازگشت به هویت ملی، نفی تقلید کورکورانه و تلاش برای دستیابی به استقلال فکری در تعیین معیارهای تعالی جامعه ایرانی است.

پیشرفت درون‌زا و شناسنامه‌دار

در جهان معاصر، ترسیم نسبت میان «هویت ملی» و «حرکت رو به جلو»، چالش بنیادین جوامعی است که در پی بازیابی جایگاه تمدنی خویش‌اند. در حالی که دهه‌هاست گفتمان حاکم بر علوم انسانی مدرن، الگوی «توسعه غربی» را به عنوان تنها مسیر ناگزیر برای جهانی‌شدن بر ملت‌ها دیکته کرده است، انقلاب اسلامی ایران با ارائه پارادایمی نوین، این کلیشه را به چالش کشید. این گذار، صرفا یک تغییر واژگانی در ادبیات سیاسی نیست. بلکه بازنمای یک دگردیسی عمیق در فلسفه اداره کشور است که با درایت رهبر معظم انقلاب، از «توسعه برون‌زا و تقلیدی» به سمت «پیشرفت درون‌زا و شناسنامه‌دار» تغییر جهت داده است. پیشرفتی که در آن، استقلال نه به معنای انزوا، بلکه به معنای عاملیت مستقل در تولید قدرت، دانش و ثروت تعریف می‌شود.

طرح راهبردی آیت‌الله خامنه‌ای برای ایران آینده، بر پایه این درک عمیق بنا شده است که هرگونه پیشرفتی منهای استقلال فکری و ساختاری، فرجامی جز «استعمار نوظهور» نخواهد داشت. از منظر ایشان، تفاوت بنیادین میان «توسعه» و «پیشرفت» در خاستگاه معیارهای سنجش نهفته است. اگر توسعه به معنای هم‌شکل‌شدن با الگوهای تحمیلی مراکزی است که دکمه‌های آن در خارج از مرزها تعبیه شده، پیشرفت مورد نظر رهبر انقلاب، حرکتی جوششی است که از دل تاریخ، فرهنگ و نیازهای بومی مردم ایران می‌تراود. در این الگو، استقلال نه یک هدف انتزاعی، بلکه زیربنای مستحکمی است که به پیشرفت، مشروعیت و اصالت می‌بخشد تا ایران نه به عنوان دنباله‌رو، بلکه به عنوان یک کنشگر الهام‌بخش در عرصه جهانی ظاهر شود.

محوریت «تولید» و «نبوغ انسانی» در این نقشه‌ی راه، نشان‌دهنده یک حکمت سیاسی فرادست است. در طرح رهبر معظم انقلاب، تولید ملی صرفا یک شاخص اقتصادی برای افزایش ثروت نیست، بلکه راهی برای «شخصیت‌سازی» و بازگرداندن عزت تاریخی به ملتی است که قرن‌ها در تنگنای وابستگی قرار داشته است. تبدیل میادین فشار و تحریم به کارگاه‌های بزرگ فکر و عمل، و پیوند زدن دانشگاه به خط مقدم نیازهای ملی، بخش‌هایی از مهندسی دقیق این پروژه ملی است. این مسیر، از قطعه‌سازی تا پیچیده‌ترین فناوری‌های نوظهور نظیر نانو، لیزر و فیزیک هسته‌ای را به یکدیگر متصل می‌کند تا شبکه‌ای از قدرت تاب‌آور ایجاد شود که ضربه‌های بیرونی نه تنها آن را متوقف نمی‌سازد، بلکه منجر به خودترمیم‌گری و بازتولید توانمندی‌های جدید می‌شود.

گزارش حاضر با نگاهی موشکافانه به بررسی این «معماری پیشرفت» می‌پردازد. در ادامه، تبیین خواهد شد که چگونه تمایز نهادن میان واژگان پیشرفت و توسعه، راه را برای برچیدن ساختارهای وارداتی گشوده و به ایجاد زیرساخت‌های دانش‌بنیان و بومی انجامیده است. با تحلیل شواهد میدانی در عرصه‌های دفاعی، پزشکی و صنعتی، نشان خواهیم داد که «پیشرفت شناسنامه‌دار ایرانی» چگونه فراتر از یک نظریه، به واقعیت ملموسی بدل شده که پیامد راهبردی آن، خنثی‌سازی تحریم‌ها و تولید قدرت بازدارنده برای ایران اسلامی در عصر تحولات نوین جهانی است. این روایت گذار از ایده‌های آرمانی به واقعیت‌های فنی است که شناسنامه جدید ایران مقتدر را امضا کرده است.

گذار از مفهوم «توسعه» به «پیشرفت»

در سپهر گفتمانی علوم انسانی مدرن، واژه «توسعه» (Development) به عنوان اصلی‌ترین سنجه برای طبقه‌بندی کشورها به جوامع «توسعه‌یافته»، «در حال توسعه» و «توسعه‌نیافته» به کار می‌رود. این مفهوم که از میانه قرن بیستم میلادی به ادبیات جهانی تحمیل شد، همواره مورد وثوق و مرجع اقتصاددانان و جامعه‌شناسان کلاسیک بوده است. با این حال، تحلیل دقیق بیانات رهبر معظم انقلاب نشان‌دهنده یک مرزبندی دقیق علمی و مبنایی است. چرا که ایشان عامدانه و هوشمندانه از به‌کارگیری واژه توسعه پرهیز کرده و واژه «پیشرفت» را جایگزین آن ساخته‌اند. بررسی آماری سخنرانی‌های ایشان در سال 1404 نیز گواهی بر این مدعاست. به‌طوری که بسامد استفاده از واژه «پیشرفت» بیش از 70 مورد برآورد شده، در حالی که واژه «توسعه» تنها 3 بار، آن هم غالبا با رویکردی انتقادی یا در معنایی بسیار محدود به کار رفته است. در واقع، ایشان تمامی مفاهیم حیاتی از جمله اقتصاد، تولید، فناوری، دین، فقه، علم و استقلال را در پیوندی تنگاتنگ با مفهوم «پیشرفت» تعریف کرده‌اند تا از تبعات پنهان واژه توسعه مصون بمانند.

علت بنیادین این اجتناب واژگانی را باید در ماهیت مفهوم «توسعه» جست‌وجو کرد که در بطن خود حامل نوعی استعمار نوظهور است. توسعه در حقیقت یک طرح وارداتی و تحمیلی است که غرب را به عنوان «استاندارد غایی» و متر «سنجش» جهانی معرفی می‌کند. در این الگو، کشورهای غربی قله تصور شده و مابقی جهان موظف‌اند با تقلیدی کورکورانه، ساختارهای سیاسی، فرهنگی و اقتصادی خود را هم‌شکل آن‌ها کنند. این فرایند در واقع تلاشی نافرجام برای دوختن کتی به قامت یک ملت است که دکمه‌ی آن در خارج از مرزها طراحی و تعریف شده است. بر همین اساس، ملل دنباله‌رو توسعه همواره در جایگاهی عقب‌تر از معیار باقی مانده و به جای تجربه حرکتی اصیل و رو به جلو، دچار نوعی «درجا زدن تقلیدی» می‌شوند که راه به استقلال حقیقی نمی‌برد. این همان گرفتاری بود که جامعه ایرانی در دوره‌های سیاسی قبل از انقلاب اسلامی و به خصوص دوره‌های پهلوی و قاجار، به آن دچارشده بود.

در نقطه مقابل، واژه «پیشرفت» حاوی دلالت‌های عمیقی است که در بطن «توسعه» یافت نمی‌شود. اصولی همچون بومی‌گرایی، خودباوری و عزت ملی ایرانی مهم‌ترین مولفه‌های این مفهوم به شمار می‌روند. انتخاب واژه پیشرفت از سوی رهبر انقلاب، به معنای اعلام استقلال در معیارسنجی است. این جایگزینی بدین معناست که ایران مقتدر می‌خواهد خود را با ترازهایی بسنجد که ریشه در خاک، فرهنگ، اعتقادات و نیازهای بومی مردم خود دارد، نه آنچه در محافل غربی دیکته می‌شود. از این منظر، پیشرفت یک حرکت جوششی از درون است که برخلاف مدل‌های توسعه، شخصیت ملی را تحقیر نمی‌کند، بلکه هدف غایی آن تولید قدرت و بازآفرینی مستمر هویت ایرانی است. این همان نقطه‌ای است که شخصیت ایرانی می‌تواند خود را از نو یافت نماید. به همین علت است که به تعبیر ایشان، دشمنان این خاک از پیشرفت مردم ایران عصبانی‌اند: «پیشرفت‌های کشور باعث عصبانیت و کلافه‌گی بدخواهان ایران شده است».[1]

تفاوت کلیدی دیگر میان این دو پارادایم در نسبتی است که آن‌ها با مفهوم «تولید» برقرار می‌کنند. در نگاه کلاسیک مبتنی بر توسعه، بسیاری از کشورها به سمت مصرف‌گرایی سوق داده شده و با تکیه بر درآمدهای حاصل از منابع طبیعی، تکنولوژی و کالا را از غرب تمنا و گدایی می‌کنند. اما در طرحی که رهبر انقلاب تحت عنوان پیشرفت ترسیم کرده‌اند، «تولید» نه صرفا یک کنش اقتصادی، بلکه راهی برای «شخصیت‌سازی» برای یک ملت به شمار می‌رود. تکرار مدام مفهوم تولید در کنار پیشرفت نشان‌دهنده یک «حکمت سیاسی» عمیق است. حکمتی که تبیین می‌کند ملتی که بر پای خود می‌ایستد و نیازهایش را با توانمندی داخلی برآورده می‌کند، نه فقط به رشد اقتصادی دست می‌یابد، بلکه «عزت تاریخی» خود را نیز بازپس می‌گیرد.  ایشان در این رابطه می‌فرمایند: «مسئله‌ی اوّل، احیای واحدهای تولیدی است؛ آن کسانی که سررشته‌ی کار را دارند و مسائل اقتصاد واقعی را، اقتصاد عملی را درک میکنند، همه متّفقند بر اینکه تولید کلید پیشرفت اقتصاد کشور است».[2]

یا این که ایشان در تبیین سیاست‌های اقتصادی،‌ بهره بردن از همه امکانات مردمی جامعه ایران برای رسیدن به رشد از مجرای تولید (معنای پیشرفت) در برابر عدم اتکا به سرمایه خارجی (معنای توسعه) تاکید ورزیده‌اند: «سرمایه‌گذاری هم تا میگوییم، ذهن بعضی‌ها میرود به سرمایه‌گذاری خارجی‌ها؛ نه، سرمایه‌گذاری مردم خودمان؛ همین نقدینگی‌ای که در اختیار مردم است، همین که بعضی‌ها صرف میکنند نقدینگی‌های خودشان را در راه سکّه، در راه زمین، در راه مسکن، در راه ارز و مشکلات درست میکنند برای کشور ــ علاوه بر اینکه سودی نمیرسانند، مشکل هم ایجاد میکنند ــ همین نقدینگی اگر صرف سرمایه‌گذاری بشود برای تولید، کشور پیشرفت خواهد کرد. سرمایه‌های کوچک تا سرمایه‌های بزرگ؛ از یک مرغداری کوچکِ محدود شما بگیرید تا یک کارخانه‌ی عظیم؛ همه‌ی اینها سرمایه‌گذاری است؛ میتوان این کارها را انجام داد».[3]

در نهایت می‌توان گفت گذار از مفهوم «توسعه» به «پیشرفت»، تنها یک تغییر واژگانی ساده یا لفاظی سیاسی نیست. بلکه نشان‌دهنده یک تغییر بنیادین در پارادایم و الگوی کلان اداره کشور است. این انتخاب، واکنشی هوشمندانه به استعمار فکری و تمدنی غرب محسوب می‌شود تا مسیری نوین و مستقل برای سربلندی و تعالی ایران گشوده شود که در آن، حرکت به سوی آینده بر مبنای اصالت‌های خودی تنظیم می‌گردد. این امکانی است که انقلاب اسلامی ایران در پیوند با تاریخ تمدن ایرانی ایجاد نموده است.

انتهای پیام/

[1] . 24 فروردین‌ماه 1404

[2] . 16 شهریورماه 1404

[3] . سخنرانی نوروزی 1404