استقلال رسانه‌ای؛ ضرورت بازسازی هویت ملی

خبرگزاری تسنیم ـ علیعسگری*؛ تأخّر فرهنگی به‌عنوان یکی از اصطلاحات علم جامعه‌شناسی، همواره از عقب‌ماندگی جامعه نسبت به پیامدهای نفوذ فرهنگیِ جامعه‌ی دیگر سخن می‌گوید؛ حال‌آنکه امروزه بیش از آنکه بخواهیم تأخر فرهنگی را مسأله‌ی امروز ایران بدانیم، باید نگاهی به عوامل «تنزل فرهنگی» داشته باشیم.

نمی‌توان داشته‌های یک ملت و تمدن را به منابع زیرزمینی و ظرفیت‌های اقتصادی آن منحصر کرد. اگر چنین اتفاقی بیفتد، میزان دانش یک ملت و آگاهی او از واقعیت دچار تنزل و سطحی اندیشی و تک‌ساحتی می‌شود. این دقیقاً همان چیزی است که انسان و جامعه را از استعدادهای معنوی دور می‌کند و آن‌قدر مادیات و مظاهر رفاه را متعالی می‌نگارد که دیگر فرصتی برای تقویت روح و اندیشهِ مردم باقی نمی‌گذارد! و به تعبیر شهید مطهری در کتاب انسان کامل، رویکرد انسان به خود و زندگی، کاریکاتوری می‌شود.

از زمانی که نمادهای زندگی مدرن به‌عنوان زیست ایده‌آل، روزمرگی انسان را اشغال کرد، معنا نیز آرام آرام تغییر شکل داد. این مسأله غیر قابل‌انکار است که هر ماده‌ای در پی خود، معنایی را می‌رساند؛ بنابراین نمی‌توان از نشانه‌ها و علائم زندگی مدرن و مادی، انتظار داشت تا نظام معنایی فرهنگ توحیدی و خدامحوری را ترویج کنند.

وقتی انسان‌ها با فرهنگ مدرن مأنوس شدند، سطحی از معناکاوی و توحیدباوری کاسته شده و جای خود را به مادی‌گرایی و خودمحوری می‌دهد. اینکه انسان احساس کند هیچ اراده‌ای جز اراده‌ی او نمی‌تواند بر نظم جهانی و رخدادهای ملی فائق آید، اولین قدم برای انحطاط یک تمدن است؛ چراکه خودمحوری سرآغاز جنایت‌ها و فسادها در زیست اجتماعی است. شهید مطهری در کتاب انحطاط و ترقی تمدن‌ها از فسادهای گسترده همچون بی‌عدالتی و شهوترانی به‌عنوان عوامل سقوط تمدن و جامعه سخن می‌گوید.

آن روز که پیشرفت کشور به بهانه‌ی کوچک شدن سفره‌ی مردم، ملعبه‌ی دست خودباختگان سیاسی و فرهنگی به غرب شد، زنگ خطر معنا زدایی از استقلال سیاسی به‌عنوان مهم‌ترین دستاورد انقلاب اسلامی، به صدا در آمد. اگر چه سفره‌ی مردم در استمرار اهداف انقلاب باید مورد توجه قرار می‌گرفت، اما ایجاد تقابل کاذب میان پیشرفت در تکنولوژی هسته‌ای و معیشت، این انگاره را به وجود آورد که چرا بودجه‌های مملکت و پول‌های ملت، خرج دیگری می‌شود؟ حال‌آنکه «دیگری» در کار نبود، بلکه صنعت هسته‌ای و صنعت‌های مهم جهانی، دقیقاً در راستای استقلال اقتصادی و فرهنگی «خود ملت» صورت‌بندی می‌شدند.

غرض، تبیین فواید اقتصادی صنایع مدرن نیست؛ اما آنچه که مقصود است تبیین یگانگی پیشرفت، استقلال و سعادت ملی است. «سفره‌ی مردم» شعاری به ظاهر دلسوزانه بود، اما لوازم معنایی آن دامن‌زدن به فردگرایی و خودمحوری در جامعه بود که این مهم، اسباب گسست اجتماعی و زدودن ارزش ایثار، همدلی و از آن مهم‌تر خداباوری را در پی داشت.

به همین منظور مشکل اقتصادی اگرچه مسأله‌ای اجتماعی قلمداد می‌شد، اما با تضعیف هویت جمعی و مشروعیت بخشیدن به روایت «لذت‌» در راستای حل مسائل اقتصادی، راهکارها رنگی از فردگرایی گرفت و به‌تعبیری «هر کسی از ظن خود شد یار من» اقتصاد را تحلیل می‌کرد و مسائل فردی خود را بر مسائل اجتماعی مقدم می‌داشت.

با این رویکرد، فهم جامعه از استقلال سیاسی، امنیت و آن چیزی که به‌عنوان امر ملی و جمعی شناخته می‌شود، در خلال فردمحوری‌ها و پرداخت به سود شخصی، کمرنگ گشته و سود و زیان محاسبات روزانه، رفاه فردی را بر مصلحت جمعی، که حفظ نظام سیاسی و تمامیت ارضی کشور از گزند تهدیدهای داخلی و خارجی است؛ ترجیح داد. ترجیحی که پایانش دشمن‌شناسی غلط و همراهی با انگاره‌ای است که خود سال‌ها کشور را در اوج وابستگی و فقر نگه‌داشته است: «پهلوی برمی‌گرده!»

این گزاره، حاکی از تنزل فرهنگی بخشی از ملت است. تنزلی که آرمان‌های او را دم‌دستی کرده است تا با هر لبخندی فریب بخورد و بدون چون و چرا، تسلیم محض روایت‌های نادرست از رژیم وابسته‌ی پهلوی شود. روایتی بر ساخته از ضعف اقتصادی، که رسانه‌های معاند در پی آن، لوازم تنزل فرهنگی مردم را برای براندازی و سقوط انقلاب تدارک دیدند.

زین رو، شعارهایی از قبیل «جاوید شاه» و یا «مرگ بر دیکتاتور» را نمی‌توان دلیل واقعی بر مطالبات اقتصادی دانست، زیرا این گزاره‌ها بیش از آنکه بوی مطالبات اقتصادی داشته‌باشد، حاوی خودباختگی فرهنگی زیر سایه تنزل اندیشه‌ای است که رسانه‌ها به آن دامن می‌زنند. بنابراین اگر امروزه رسیدگی به معیشت اولویت دارد، تقویت رسانه‌های داخلی به‌عنوان پیشگامان مقابله با کج‌روایت‌ها نیز باید مورد اهتمام سیاست‌گذاران عرصه‌ی فرهنگ و ارتباطات باشد تا ضمن بازسازی ارزش‌های جمعی و ملی، مقاومت مردمی در برابر جنگ اقتصادی و فکری افزایش یابد.

*پژوهشگر علوم اجتماعی

انتهای پیام /