الجزیره بررسی کرد: چرا کشورهای عربی نیاز به همکاری با ایران دارند؟

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم، شبکه الجزیره در ادامه تحلیل‌های خود از تحولات مربوط به ایران و تهدیدات و توطئه‌های آمریکایی- صهیونیستی، در مقاله‌ای به قلم محمد احمدعلی، پژوهشگر امور خاورمیانه، به بررسی این موضوع که چرا کشورهای عربی نیاز دارند در مقابله با پروژه صهیونیستی کنار ایران باشند و منافع مشترک تهران و کشورهای عربی در چه مواردی است، پرداخت. خلاصه این مقاله به شکل زیر است.

خطر بزرگ اسرائیل برای جهان عربی

در شرایط کنونی نیازی نیست که به اختلافات موجود میان کشورهای عربی و ایران بپردازیم و بسیاری از اعراب معتقدند که خطر پیش روی کشورهای عربی، نه ایران، بلکه پروژه تضمین برتری و امنیت بی قید و شرط اسرائیل و از بین رفتن توازن قدرت در منطقه است که به این رژیم مصونیت کامل بدهد.

اینجا ما در مورد یک شعار صحبت نمی‌کنیم، بلکه در مورد واقعیتی حرف می‌زنیم که روزانه در غزه شاهد آن هستیم: جنگی با هزینه‌های انسانی سرسام‌آور، تخریب گسترده زیرساخت‌ها و بافت اجتماعی. نهاد زنان سازمان ملل متحد تخمین می‌زند که از اکتبر 2023 بیش از 28000 زن و دختر در غزه قتل عام شده‌اند و نابودی همه نشانه‌های حیات، چشم انداز زندگی عادی در غزه را به یک رویای دور از دسترس تبدیل کرده است.

در مسیر حقوقی بین المللی، در واکنش به جنایات اسرائیل علیه غزه، دیوان بین المللی دادگستری در ژانویه 2024 به دنبال پرونده‌ای که آفریقای جنوبی علیه اسرائیل باز کرد، اقدامات موقتی انجام داد و احکامی برای محافظت از حقوق فلسطینی‌ها و تسهیل تلاش‌های امدادی صادر شد.

در مسیر کیفری هم دیوان بین المللی کیفری در نوامبر 2024 حکم بازداشت بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر و یوآو گالانت، وزیر جنگ سابق رژیم صهیونیستی را به خاطر جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت در غزه صادر کرد. اما هیچ یک از این اقدامات، در واقعیت روی زمین عملی نشده و تاثیری هم در توقف تجاوزات صهیونیست‌ها علیه مردم فلسطین نداشت.

در این میان کشورهای عربی حتی با وجود اینکه برخی از آنها توافق عادی سازی با اسرائیل امضا کرده‌اند، خودشان می‌دانند که هرگز نمی‌توانند این رژیم را به عنوان یک کشور عادی در جهان عرب بپذیرند و اسرائیل همواره یک خطر بزرگ برای همه کشورهای عربی است.

در اینجا موضع کشورهای عربی در رد جنگ علیه ایران از آنجا ناشی می‌شود که این کشورها نمی‌خواهند منطقه وارد یک جنگ گسترده گردد و پیامدهای آن متوجه این کشورها نیز بشود.

منافع و محور مشترک ایران و کشورهای عربی در منطقه

بنابراین جلوگیری از جنگ علیه ایران به نفع کشورهای عربی است. در اینجا در پشت صحنه سیاست اعراب یک ایده مهم وجود دارد؛ اینکه جنگ علیه ایران و پیامدهای آن به معنای تغییر در توازن قدرت در منطقه است و هرج و مرج در منطقه به نفع اسرائیل خواهد بود و این رژیم می‌تواند ترتیبات سیاسی، فرهنگی و امنیتی خود را به کشورهای عربی تحمیل کند.

به عبارت دیگر، جلوگیری از یک جنگ فراگیر در منطقه از نظر اعراب، می‌تواند حداقل سطح تعادل منطقه‌ای را حفظ و به طور همزمان از منافع مشترک کشورهای عربی و ایران و مسئله فلسطین محافظت کند.

در هر بحثی در مورد روابط کشورهای عربی و ایران، فلسطین یک مسئله مهم بوده و فقط یک شعار نیست؛ بلکه موضوعی است که معنای سیاست را در منطقه می‌آزماید: معنای مشروعیت و اخلاق.

روشن است که ما نمی‌توانیم فاجعه غزه را صرفاً به یک آمار از شهدا و زخمی‌ها تقلیل دهیم؛ بلکه حقوق فلسطینیان در منطقه یک مسئله اصلی و نه فرعی بوده و محافظت از غیرنظامیان یک مسئله گزینشی نیست؛ به ویژه اینکه جامعه بین المللی به وظیفه خود در قبال فلسطین عمل نمی‌کند.

حقیقت تلخ این است که اختلافات و چند پارچگی جهان عرب نه تنها به منافع کشورهای عربی آسیب زده، بلکه منجر به دیدگاه‌های متفاوت و آسیب‌زا در مورد مسئله فلسطین نیز شد. وقتی که فلسطین به حاشیه رانده می‌شود، منطقه قطب نمای مشترک خود را از دست می‌دهد و این بدان معناست که کشورهای منطقه باید فلسطین را به عنوان یک اصل وحدت بخش در نظر بگیرند.

چرا اعراب نیاز به همکاری با ایران دارند؟

در این میان کاهش اختلافات میان کشورهای عربی و ایران به تنهایی کافی نیست؛ بلکه آن‌ها باید یک پروژه همکاری مشترک ایجاد کنند که صفحه عرصه‌های نفوذ را در منطقه ورق بزند و فصل جدیدی از نجات کشورها را آغاز کند. این واقع بینانه‌ترین و منطقی‌ترین مسیر برای کاهش هرج و مرج و بستن دروازه‌های جنگ در آینده است.

باید در نظر داشته باشیم که بحران در هر یک از کشورهای منطقه، پیامدهای قابل توجهی برای همه کشورها دارد و بنابراین منطقِ لحظه‌ای حکم می‌کند که کشورهای عربی و اسلامی از مدیریت بحران‌ها از طریق «محورها» به مدیریت آنها از طریق یک ائتلاف حل و فصل تغییر جهت دهند: این یعنی باید یک بلوک سیاسی- اقتصادی در چارچوب منافع مشترک برای نجات کشورهای منطقه ایجاد شود و قوانینی را وضع کند که در را به روی همکاری باز می‌کند و به روی تنش و جنگ می‌بندد.

در اینجا هیچ فرمول جادویی وجود ندارد، اما مجموعه‌ای از گام‌های واقع بینانه وجود دارد که اختلافات میان کشورهای عربی و ایران را کاهش می‌دهد و اعتماد ایجاد می‌کند؛ به این شکل:

- امضای توافقی با عنوان عدم اجازه برای استفاده از قلمرو کشورها به عنوان میدان نبرد علیه یکدیگر.

- ایجاد یک کانال مدیریت بحران دائمی و یک خط مستقیم سیاسی- امنیتی برای خنثی کردن حوادث قبل از گسترش آنها.

- وضع قوانینی برای محافظت از ناوبری؛ به ویژه اینکه تنگه‌های هرمز و باب‌المندب شریان‌های حیاتی هستند و اختلال در آنها در درجه اول به اعراب آسیب می‌رساند.

- همکاری‌های اقتصادی به دور از اختلاف و تنش در زمینه‌های تجارت، ترانزیت و انرژی تا ثبات اقتصادی در منطقه به یک منفعت ملموس تبدیل شود نه فقط یک شعار.

- قرار دادن فلسطین به عنوان عرصه‌ای برای همکاری نه رقابت. در اینجا هماهنگی عملی در امدادرسانی به مردم فلسطین و حمایت حقوقی و فشار دیپلماتیک و اقتصادی برای دفاع از فلسطینی‌ها یک ضرورت است.

منطقه برای ثبات و بقا لزوماً نیاز به تبدیل همه اختلافات به دوستی و صمیمیت ندارد، اما باید اختلافات در حدی باشد که از انفجار جلوگیری کند.

اینجا در مواجهه با تهدید جنگ باید بگوییم که جلوگیری از یک جنگ علیه ایران، در واقع لطف به این کشور نیست؛ بلکه سرمایه‌گذاری کشورهای عربی در جلوگیری از تغییر ویرانگر توازن قدرت منطقه‌ای است؛ تغییری که می‌تواند منجر به هرج و مرج بیشتر، سیطره اسرائیل بر کشورهای عربی و تضعیف قدرت جهان عرب در محافظت از خود و مسئله فلسطین شود.

انتهای پیام/