میزگرد | منطق همراهی و همگامی مردم با انقلاب اسلامی
- اخبار حوزه امام و رهبری
- 20 بهمن 1404 - 11:09
مرکز مطالعات راهبردی خبرگزاری تسنیم ـ در طول تاریخِ سرزمین ما ایران، هیچ رویدادی به اندازه انقلاب اسلامی نبوده است که مردم در آن نقش مستقیم و پررنگی داشته باشند. حضور مردم فقط معطوف به زمان پیروزی انقلاب نبود و پس از پیروزی انقلاب نیز در حوادث گوناگون از جمله در دوران جنگ تحمیلی هشت ساله، تحریمها، فشارهای اقتصادی و در جنگ تحمیلی 12 روزه و راهپیماییهای پرشکوه و به یاد ماندنی 22 بهمن، 9 دی و 22 دی ما شاهد حمایت، پشتیبانی و وفاداری مردم به نظام اسلامی بودهایم. پرسشی که در این شرایط به ذهن متبادر میشود این است که منطق همراهی و همگامی مردم با انقلاب اسلامی و نظام اسلامی چیست؟
برای پاسخ به این سوال در نشستی علمی با همین عنوان با حضور آقایان دکتر روحالله جلالی اصل؛ مسئول نمایندگی ولی فقیه در بسیج دانشجویی دانشگاه تهران و دکتر جبار شجاعی؛ عضو هیئت علمی دانشکده معارف و علوم سیاسی دانشگاه امام صادق (ع)، مورد بحث و بررسی قرار دادهایم.
برخی از مهمترین محورهای مطرح شده در این نشست عبارتنداز:
- سرمایه اجتماعی موجب افزایش تابآوری اجتماعی، اعتماد عمومی و شبکههای فعال داوطلبانه یعنی ارتباطات میان افراد جامعه میشود.
- نگاه ایمانمحوری و هویت نقش مهمی درهمراهی مردم با نظام اسلامی داشته است. یک بخش این هویت همان عناصر ایرانی و بخش دیگر ویژگیهای معرفتی و دینی است. عزتطلبی، کرامتخواهی و استقلالطلبی که جزء گفتمان مقاومت است.
- دشمن به دنبال دوقطبیسازی است، تمام تلاش خود را در حوزههای مختلف رسانه، سایبرنتیک، جنگ شناختی و... انجام میدهد.
- هدف بلند مدت دشمنان، فروپاشی ساختار نظام جمهوری اسلامی است.
- احساس دیده شدن و شنیده شدن مردم، توسط مسئولین مهم است. مسئولین با حضور در جلسات و امیدبخشی باید پاسخگو باشند. مردم تلاش مسئولین در اصلاح مسائل را ببینند. به مردم گزارش داده شود. مبارزه با فساد، با شفافسازی و تأمین ملموس مطالبات و توقعات مردم حتی اگر توقعی اشتباه باشد لازم است با دلایل روشن شود؛ چرا که همین دیده شدن و شنیدن شدن موجب همراهی مردم میشود.
- یک چشمانداز روشن برای مردم ایجاد کنیم. تمام تلاش دشمن القاء یأس و ناامیدی است. چشمانداز تابآوری و مقاومت را بالا میبرد.
- تقویت نظارت ساختارمند و هم مردم پایه، گفتگوهای دوطرفه به جای گفتگوهای یک طرفه مسئولین با نمایندگان اصناف و اتحادیهها و مردم، تقویت عزت بینالمللی نظام در سطح منطقه و جهان. افزایش نقش رسانه در انتشار کارآمدی نظام ، داشتهها و کردههای نظام.
تسنیم : به نظر شما علت پشتیبانی مردم از انقلاب اسلامی و نظام اسلامی با وجود برخی نارضایتیهای آنان از شرایط اقتصادی چیست؟
مسئله اصلی سرمایه اجتماعی است
جلالی اصل: یکی از مسائل مهمی که باید به آن توجه کنیم این است که ما در یک جامعه متکثر زندگی میکنیم. همانطوری که یک فرد دارای روح است، جامعه هم دارای روح است. از ابتدای انقلاب تا کنون بحرانهای سخت داخلی و خارجی، چالشهای جدی و آسیبهایی که وجود داشته است و بدنه اجتماعی مردم با نظام همراهی کرده است. بحثی که در مطالعه جوامع و مباحث مختلف در حوزه حکمرانی خیلی مورد اقبال اهالی علوم انسانی است، بحث سرمایه اجتماعی است. از مهمترینهای نتایج سرمایه اجتماعی، افزایش تابآوری اجتماعی، اعتماد عمومی و شبکههای فعال داوطلبانه یعنی ارتباطات میان افراد جامعه است.
مردم همواره در مقابل استکبار تابآوری بالایی داشتهاند
اگر بخواهیم واقعیت را نگاه کنیم ما در جامعه ایران تا به امروز تابآوری مختلفی داشتهایم گرچه این تابآوری هم مثل تمام مفاهیم در حوزه انسانی صفر و یک و مطلق نیست، نسبی است. یک بخش بزرگی از جامعه ایران، بر اساس آموزههای انقلاب اسلامی و پیوند با ولی فقیه، دارای فرهنگ و روحیهای شد که میزان تابآوریاش را بالا برد. بعد از انقلاب بارها ما دیده ایم که مردم در مواجهه با دشمنی های استکبار و بحرانهای مختلف چه در حوزه تحریمهای فلجکننده، چه در جنگ 8 ساله، چه غائلههای داخلی از جمله غائله گروهکهای تجزیه طلب تاب آوری بالایی نشان دادهاند.
البیته باید به این نکته اذعان نمود که امام و مقام معظم رهبری نقش بسیار جدی و تعیینکنندهای در روشنگری و هدایت جامعه ایفا کردهاند. بخشی دیگر از مردم، نگاه ملی دارند. یعنی از حامیان جمهوری اسلامی نیستند ولی علاقهای ندارد ایران به گذشته تاریخی تحت استعمار بازگردد. من اسم اینها را منفعتطلبهای عاقل میگذارم. یک سری آدمها هم عاقل هستند این را فهمیده اند اگر نظام ما دچار فروپاشی شود، دچار جنگ داخلی شویم شرایط ما بدتر از لیبی، سودان، سوریه و جاهای دیگر میشود. لذا خیلی عاقلانه میگویند در این شرایط با دشمن همراهی نمیکنیم. باز هم میگویم این مباحث صفر و یکی نیست. ممکن است افرادی در جامعه ترکیبی از این سه تفکر باشند. بنابراین بخش بیشتری از مردم که با نظام اسلامی همراهی میکنند، تفکر انقلابی دارند. یک بخش دیگر از مردمی که با نظام همراهی میکنند تفکر منفعت گرا و عقلانی دارند و یک بخشی از مردمی که با نظام همراهی می کنند ملیگرا هستند.
دکتر شجاعی: اگر جامعهشناختی به قضیه نگاه کنیم اول باید ببینیم چه زمینههای فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و نظامی موجب حمایت حداکثری از نظام شدهاست و شراطی زمانی آن حمایتها چه بودهاست؟ دوم باید عناصر و ویژگیهای اجتماعی این سرزمین را هم در نظر گرفت. یعنی بایستی به تعبیر من به فرهنگ خاورمیانهای که ما هم از آن فرهنگ متأثر هستیم، حتماً توجه کرد. مردم تصویری از عامل ایجاد تنش و تهدید یعنی محرک خارجی دارند که بیتردید در حمایت حداکثری مردم از نظام سیاسی در ایران مؤثر بوده است. همچنین، مردم تصویری از نقشآفرینی عامل تهدید در دیگر جغرافیاها دارند. از آنجا که قواعد ذهنی منجر به کنش میشود، شکلدهی به نظام نگرش انسان ایرانی و شکلدهی به آن قواعد ذهنی ریشه در 1) تاریخ ایران 2) روایتی که از تاریخ ایران ارائه میکنید 3) روایتی که از عامل تهدید و دشمن دارید 4) تجربه دشمنی دشمن دارد. از سوی دیگر چارچوب ذهنی که منجر به کنش حامیانه میشود عنصر مقایسه است. 1) مقایسه با قبل از انقلاب، 2) مقایسه با جوامع و کشورهای دیگر و 3) مقایسه با آن چه دشمن نشان میدهد. این مقایسه به خاطر پردازش رسانهای و قدرت رسانهای داخلی و خارجی است.
پایههای همراهی مردم: عنصر ایمان و هویت ملی
همراهی مردم با نظام از یک منطق یا الگوواره تبعیت میکند که دو پایه دارد. یک پایه آن ایمانمحور و مبتنی بر ویژگیهای ایمانی مردم است. ویژگیهای ایمانی مردم را باید در باور به ولایت فقیه یعنی باور به یک مرجعیت دینی دنبال کرد چون وقتی این باور باشد، کنش انسانها حالت قدسی پیدا میکند. این نگاه ایمانمحوری در بخش جدی از همین حامیان مؤثر است. ایمان عامل محرک است. پایه دوم، هویت است. این هویت یک عامل مؤثر به نام ایران باستان دارد. یک بخش این هویت همان عناصر ایرانی و ویژگیهای معرفتی و دینی است و یک بخش از آن عزتطلبی، کرامتخواهی و استقلالطلبی است که همه اینها را در گفتمان مقاومت میشود تحلیل کرد. یعنی مردم این گفتمان مقاومت را که بخشی از هویت شان شده است را به نوعی در راه و رسم جمهوری اسلامی ایران، ولو با همه نقصها، خلاءها، کمکاریها، همه چالشهای معیشتی و اقتصادی میبینند. اینکه جمهوری اسلامی ایران ظلمستیز است و این ظلمستیزی را در حمایت از فلسطین نشان داده است. همچنین میبیند کسانی که از حریم نظام حمایت میکنند تا پای جان فداکاری میکنند از جنس خودشان هستند. مثلاً برخی از این بزرگوارانی که در جنگ 12 روزه ترور شدند و به شهادت رسیدند، بعضاً 30 سال، 40 سالی که مسئول ارشد جمهوری اسلامی بودند، یک زندگی زاهدانهای را تجربه میکرده اند. نزدیکان و فرزند او، مثل مردم کف جامعه زندگی میکردند. مردم وقتی میبیند احساس علقه هویتی به این مسئله پیدا میکنند. لذا لازم است رسانه نقش خود را در نشان دادن واقعیت های جامعه بیشتر کند. بنابراین به صورت حداکثری میتوان گفت عنصر ایمان، در حمایت مردم از نظام اسلامی تعیینکننده است، عنصر هویت در حمایت از نظام اسلامی، ریشه در تاریخ قدیم و کهن دارد چون نظام جمهوری اسلامی بر استقلال سیاسی، عدالتطلبی و ظلمستیزی تمرکز دارد.
تسنیم: برخلاف حمایتهای مردم از نظام که بارها به انحای گوناگون نشان داده شده است چرا دشمنان در جنگ تبلیغاتی و رسانهای علیه انقلاب اسلامی تلاش میکنند با القای دو قطبی بین نظام و مردم با انکار و سانسور حمایتهای مردمی از نظام اسلامی مردم و نظام را رو در روی هم قراردهند؟
جلالی اصل: وقتی نظامی سرمایه اجتماعی را از دست دهد، طبیعتاً به شدت در حوزه مشروعیت و در ریسک پذیری دچار خلاء و مشکل میشود. در جنگ 12 روزه، یکی از عواملی که دشمن نتوانست به اهداف خود برسد طبیعتاً بحث سرمایه اجتماعی بود. اگر سرمایه اجتماعی و تابآوری اجتماعی پشت سر نظام نمیآمد، مشکل به وجود میآمد. وقتی نتانیاهو به صراحت در تلویزیون اعلام میکند که ما شروع کردیم، حالا شما ادامه دهید، ما برای آزادی شما داریم میجنگیم. به مردم ایران وعده میدهد، این واضح است که این تلاش برای ایجاد خلاء است.
در جامعه ایران اول باید احساس را مدیریت کرد
در جامعه ایران، اول باید احساس را مدیریت کنید. دشمن به دنبال دوقطبیسازی است، تمام تلاش خود را در حوزه رسانه، در حوزه سایبرنتیک، در جنگ شناختی و... انجام میدهد، طبیعتاً میفهمد که مشکل فکری و فقر تحلیلی به مراتب ویرانگرتر از فقر اقتصادی است. این را میفهمد. یعنی شما میتوانی به لحاظ مالی ضعیف باشی و پای کار نظام باشی، محکم بجنگی و برعکس، میتوانی در حالی که اضافه وزن داری شب و روز ناله کنی که مردم دارند از قحطی میمیرند. قطعاً مشکلاتی وجود دارد. در این شکی نیست. اما دشمن این بعد را ویرانگر و ترسناک نشان میدهد و به سمت تحقیر، خودبیزاری و ترس از آینده میبرد. یعنی عوامل روانشناختی را، کامل و ذهنی انجام میدهد. اعتقاد من این است باید روح و روان جامعه را مدیریت کرد چون در جامعه مهمتر از واقعیت، احساس است. یعنی احساس امنیت از خود امنیت مهمتر است، احساس خوشبختی از خود مؤلفههای خوشبختی مهمتر است.بر این اساسی مشاهده میشود گاهی یک فرد با دارایی اندک یا متوسط، یک زندگی منسجمی دارد، با مشکلات میجنگند، اما زندگی تقریباً شادی دارد، در مقابل افرادی هم هستند که علی رغم بهرهمندی از رفاه زندگی بسیار به هم ریختهای دارند.
استعمار کاری میکند فکر و اراده خودت را ازدست بدهی
یکی از موانع در مسائل توسعه، عوامل روانشناختی ذهنی است. طرف اصلاً احساس پیشرفت و امید به آینده ندارد. رضایت از زندگی شخصی و حس امنیت و آرامش ندارد. یعنی یک ترس دائمی همراه او است. شهید مطهری بحث استسباع را مطرح میکند. میگوید استعمار کاری میکند تو از همه چیز خودت بیزار و متنفر باشی و احساس خجالت کنی. فکرت، مذهبتت، کشورت، تاریخت، آیندهات، تیپت، لباست، همه چیزت. این فضا را ایجاد میکند. این را شهید مطهری قبل از انقلاب میگوید یعنی اصلاً جمهوری اسلامی در کار نیست. بعد میبینی این خط همینطوری ادامه دارد. شهید مطهری میگوید یک عده میرفتند فرنگ، در حوزه فهمشان از مسائل خودشان و دنیا، دچار از همگسستگی و متلاشی شدن میشدند. اما یکی هم مثل سیدجمال میرفت اما حاصلش نشریه عروة الوثقی میشد و مسجد مهمانکش را مینوشت. میگفت جلوی اینها باید محکم ایستاد.
ما سه هسته جمعیتی داریم: هسته سخت موافق، هسته سخت مخالف و هسته شناور
من اعتقاد دارم که ما یک هسته سخت موافق داریم که خیلی بزرگ است و یک هسته سخت مخالف درست شده است. که بخشی از آن به خاطر اشتباهاتی است که بعضاً ما داشته ایم و یک بخش بزرگتر آن به خاطر ضریب دادن این هسته سخت مخالف، توسط دشمن است یا اصلاً جعل دشمن است. مثال بزنم. شما در طول تاریخ ایران و شاید دنیا، حقارتی بالاتر از حقارتی که در پهلوی اول اتفاق افتاد شاید نداشته باشید و آن اخراج رضاشاه پهلوی در اوج قدرت و ارتش مدرن است. ببینید چقدر قشنگ با دستکاری روانی، با تصویرسازی، کاری کردند که پهلوی خواهان بیایند رو در روی نظام اسلامی قرار گیرند. در حالی که نظام اسلامی نگذاشته است با اینهمه بحران یک جا بازنده باشد. نظام در هیچ کدام از اهداف دشمن، اعم از تجزیه ایران در اول انقلاب، فروپاشی نظام، تقلیل مسائل نظام از آرمانهای انقلاب، جنگ 8 ساله، جنگ 12 روزه، تحریمهای فلجکننده، دیپلماسی اجبار و... شکست نخورده است. برعکس در قبل از انقلاب هر بار که جنگ جهانی شد نظام شاهنشاهی اعلام بیطرفی کرد، ولی اشغال شد. یک بار که نصف کشور از قحطی مردند، بار دیگر چند میلیون مردند. ولی جامعه ما اینها را اطلاع ندارد. یعنی در این فضا نیست چون برایش تصویرسازی مثبتی از دوران قبل از انقلاب میکنند. در کنار هسته سخت مخالف و هسته بزرگتر حامی، این وسط یک هستهای داریم که من به آن هسته شناور میگویم. یک بخشی از این هسته شناور انقلابی است، یک بخشی از آن مخالف انقلاب است. اعتقاد من این است که دشمن متوجه شد این هسته سخت شکلگرفته علیه نظام که حاضر به فداکاری، خون دادن برای انقلاب و ایجاد کارهای پرریسک است، اگر فعال و حمایت نشود و یک بخشی از این بدنه شناور به سمت آن نروند، حتماً در جامعه مترقی ایران هضم خواهد شد. یکی از دلایل ایجاد این جنگ خیابانی، اینکه شما میبینید، بسیار تلاش میکنند، خرج میکنند، ریسک میکنند، اینطوری داشتههای خود را میسوزانند و به صورت خیلی آشکار وسط میآورند، این است که از حمایت و همراهی مردم از نظام اسلامی، واقعاً احساس نگرانی میکنند. تلقی من این است که دشمنان ایران به این نتیجه رسیدهاند که تا زمانی که نظام اسلامی سرمایه اجتماعی دارد، جایی برای معاندین در داخل نیست.
وقتی میگوییم نظام، منظور این است که نظام، ابزاری برای تحقق آرمانهای ملت است. ما الآن موانعی داریم که یک بعد آن موانع بینالمللی است. مردم این را فهمیدهاند. از نظام انتظار دارند که بیاید موانع داخلی و خارجی را رفع کند، اهداف و آرمان های ملت را تا میتواند محقق سازد؛ اما این هوش را هم دارند که همین نظام با همه گلایههایی که از آن وجود دارد، در تحقق بسیاری از مسائل موفق بوده است.
هدف نهایی دشمنان تغییر ساختار جمهوری اسلامی است
شجاعی: دشمن یک هدف کوتاه مدت و یک هدف بلندمدت دارد. کوتاه مدت رسیدن به اغراض حداقلی است. این اغراض حداقلی خودش پایه و علت مؤثر برای رسیدن به آن هدف نهایی است. به نظرم هدف نهایی تغییر در ساختار جمهوری اسلامی ایران است. تغییر در سیاستهای جمهوری اسلامی ماقبل آن و به نوعی زمینهساز این هدف نهایی است. برای اینکه سیاستها را تغییر دهند، باید دوقطبی بین مردم و نظام ایجاد کنند. حالا در این دو قطبی سازی بین مردم و نظام، مسائل معیشتی یا ضعف در روایت از اقتدار نظام یا خلاء میان آرمان و واقعیت، مبنا یا عامل قرار میدهند تا با رودررو قرار دادن مردم و نظام بتوانند، سیاستهای نظام را در حوزههای سرزمینی مختلف تغییر دهند. این سیاستها میتواند یک زمان سیاست ایران در حوزه خارجی را تحت الشعاع قرار دهد یا زمانی دیگر سیاست ایران در حوزه داخلی را به نوعی با تنشهای داخلی اعم از اعتراض، اغتشاش تحت الشعاع قرار دهد. علاوه بر آن، تصویر یک الگوی ناکارآمد از جمهوری اسلامی ایران در حوزه نفوذ خود در منطقه ارائه می دهد. در کنار این اتفاق یک خروجی دیگر هم خواهد داشت و آن این است که الگوهای رقیب جمهوری اسلامی ایران در منطقه را برجسته میکند. الگوی رقیب جمهوری اسلامی وقتی برجسته میشود، منِ ایرانی، کسی که با مجموعه مشکلات روبهرو است، وارد مقایسه خود با دیگران میشود. وقتی وارد فاز مقایسه شد، الگویش عوض میشود، این تغییر الگو، رفته رفته خودش را در سبک زندگیاش نشان میدهد و تعامل و تقابلش با نظام مستقر روز به روز خشونتگرایانهتر میشود. وقتی این اتفاق رقم میخورد، شکاف بین ملت و دولت عمیقتر میشود و با یک شوک خارجی میتوان به راحتی ساختار را متحول و به سمت فروپاشی برد. تلقی من است که هدف بلند مدت دشمنان، فروپاشی ساختاری است.
تسنیم: برای ناکام گذاشتن دشمنان برای نیل به این هدف باید همچنان موضوع حمایتها و همراهی و همگامی مردم با انقلاب اسلامی را زنده و پر شور نگاه داریم. به نظر میرسد یکی از مهمترین عواملی که دشمن را از تحقق اهدافش ناکام میگذارد تقویتهای پیوندهای مردم با مسئولان نظام اسلامی و ترمیم اعتماد عمومی که مورد تأکید رهبر معظم انقلاب اسلامی هم قرار گرفته است، باشد برای ترمیم اعتماد عمومی و تقویت آن چه راهکارهایی پیشنهاد می دهید؟
جلالی اصل: ما اول باید یک توصیف خوب به دست بیاوریم، یک توصیف خوب، یک تجویز خوب میسازد. متأسفانه یکی از این تلقیهایی که وجود دارد، میگویند ما دو مشکل داریم. اول اینکه تبیین نمیکنیم، دوم اینکه انتخاب مردم اشتباه است. یعنی این دو تا را وسط میگذارند. میگویند ما باید خوب تبیین کنیم. ما خیلی خوب هستیم. جبهه حق هستیم، آن ایرادهایی هم که داریم بالاخره انتخابهای مردم تأثیر گذاشته است و... به نظرم این آدرس اشتباه است. آدرس اشتباه هم باعث میشود که شما به مقصد نرسید. فرقی ندارد شما برانداز باشی یا انقلابی باشی، خداناباور باشی یا مذهبی باشی. فرقی ندارد. شما زمانی که این واقعیتها را خوب نبینی، به نتیجه نمیرسی. یعنی انکار ما حقیقت خارجی را عوض نمیکند. لذا باید یک توصیف خوب از شرایط به دست آورد.
من چند تا نکته را کوتاه عرض میکنم: نکته اول این است که ما باید در سه جبهه بجنگیم. اول اینکه ما باید یک اصلاح منطقی، به موقع و تدریجی نسبت به مسائل داشته باشیم. یعنی جمع کردن اعتراضات یک بخشی است. این خیلی مهم است. هیچ جایی در دنیا اعتراضات را رها نمیکنند. حتماً در مرحله اول باید جمع شود. علت آن هم واضح است یعنی شما یک مقدار با مباحث روانشناسی سیاسی آشنا باشید، این را میدانید که جوگیری در حوزه مسائل اجتماعی خیلی خطرناک است. یعنی دومینووار این جوگیریها مشکل امنیتی درست میکند. مشکل امنیتی تلفات امنیتی دارد، تلفات امنیتی، تبعات امنیتی دارد و تبعات همینطوری پشت سر هم دومینو وار بزرگتر میشود. مثل گوله برف که دارد پایین میافتد. چون فضا به سمت فضای پرخاشگری، احساسی و آسیب، رفته است. لذا این خیلی منطقی است که اول اعتراض مدیریت و جمع شود البته کاملاً قانونی، کاملاً با رعایت مسائل حقوق شهروندی و انسانی، ولی اول باید جمع شود. این مرحله اول را همه دنیا دارند. در مرحله بعد باید حل شود. ما در حوزههای مختلف، در حوزه اندیشه، ساختار، عملکرد، باید اصلاحات دقیق داشته باشیم و این را هم داشتهایم. اینطوری نبوده است که نداشته باشیم ، باید یک سری مسائل را بشکافیم.
در حوزه فقه سیاسی ما خیلی خلاء داریم. در حوزه فقه سیاسی خیلی بیشتر از این باید کار کنیم چون ما یک نظامی را بر عهده گرفتهایم، اسم آن را اسلامی گذاشتهایم، مردم هم انتظار دارند. مردم میخواهند ببینند «ما انزل الله»[1]، آن چیزی که خدا برای بشریت نازل کرده است، در زندگی من چگونه میخواهد جاری شود؟ خب باید کار عمیق و علمی کنیم. همینطوری نمیشود آن را رها کرد. در قوانین، در ساختارها، نهادها باید چابکتر، مؤثرتر و قویتر شوند. در عملکرد فرهنگ عمومی باید واقعاً رشد پیدا کند.
لازمه رشد و پیشرفت ارتقاء فرهنگ عمومی است
شما هر چقدر ساختار خوبی داشته باشید، قانون خوبی داشته باشید، فرهنگ عمومی را ارتقا ندهید، مسائل شما حل نمیشود. یعنی فرهنگ فرافکنی، قانونمندی، مسئولیتپذیری. اینها همه باید مدیریت شود، ترمیم شود. شما با جامعهای مواجه هستید که همین جامعه، مسئول تربیت میکند، شما زمانی میتوانی بخش بزرگی از فساد را حل کنی که جامعه از پارتی بازی و سفارش با افتخار یاد نکند. اینها باید درست شود. فرهنگ عمومی درست شود خود ساختارها و اندیشه هم درست میشود. ما باید همه جانبه عمل کنیم. افکار عمومی را باید مدیریت کنیم، مسئولین کشور در یک بخش نقش دارند، جامعه در یک بخش دیگر نقش دارد، همه با هم باید رشد کنند.
مسئله بعدی مدیریت انتظارات و رشد تحلیل عمومی است. در بسیاری از موارد هر چقدر جلو میرویم مردم احساس عقب بودن میکنند. یعنی ما خیلی جاها ایراد داریم ولی در خیلی جاها هم موفق هستیم که به خاطر رشد انتظارات، دیده نمیشود.
من این را صریح بگویم خیلی از مسائل روش و تاکتیک است. قابل تغییر است. خیلی از مسائل اصل و اصول است. شما اگر ادعا دارید که دارای منطق برتر هستید، باید از چالش و رقابت نترسید. در دنیای امروز شما نمیتوانید تکنولوژی را به 80 سال قبل برگردانی. همه حرفها شنیده میشود، همه نظرات گفته میشود. همه با هم بحث میکنند. لذا باید ما باید بتوانیم رسانههای افقی داشته باشیم، همه بیایند حرف خود را بزنند.
باید چالشهای جدی ایجاد شود. صدای مردم شنیده شود. زمانی هم که اعتراض تمام شد، دیگر نگوییم خب تمام شد. جمعش کردیم. حالا با کسانی از آنها که باسوادتر و عاقلتر هستند، نماینده های اتحادیهها، سندیکاها، اصناف جلسات مشترک با وزیر و نماینده مجلس برگزار شود، اینها بیایند حرفهایشان را بزنند. یعنی مردم واقعاً بفهمند که یک جایی صدایشان شنیده میشود. یک جایی اینها ما را شنیدند، فهمیدند، به ما توضیح دادند. اصلاً به من معترض بگویید شما اشتباه متوجه شدی ولی بیا جلوی من بنشین و حرفت را بگو.
این جلسات گفتگو و شنیدن حرف های مردم و نماینده های اصناف و اتحادیه ها واقعاً روی مردم اثر دارد. در واقع من میگویم اگر مردم ما نجابت به خرج میدهند به اغتشاشگرها نمیپیوندند، ما هم باید جواب آنها را بدهیم یعنی اینها متوجه شوند که حرف آنها شنیده شده است.
نکته بعدی؛ ما برای اینکه این وضعیت را ترمیم کنیم حتماً باید یک چشمانداز روشن برای مردم ایجاد کنیم. تمام تلاش دشمن القاء یأس و ناامیدی است. یعنی همیشه میگویند بدترین درد، یک درد بیپایان است. چشمانداز تابآوری و مقاومت را بالا میبرد. باید به جامعه گفت ابرقدرتها می خواهند تو را کامل تابع و خاضع کنند و بلایی که سر اوکراین و سوریه آوردند و تمام زیرساختهایشان را از بین بردند بر سر تو نیاورند و مطمئن شوند که نمی توانی کشور قوی داشته باشی رهایت نمیکنند. وقتی این وضعیت جامعه جهانی را به مردم معرفی کنیم موجب میشود تابآوریاش بالا رود و یک چشماندازی از آینده داشته باشد.
شجاعی: یک مجموعه اقدامات را در سطح معرفتی میتوان دنبال کرد که راه درمان بلند مدت است. یک مجموعه اقدامات دیگر را در سطح عملیاتی، عملکردی باید دنبال کرد و یک مجموعه دیگر را هم در سطح ارتباطی و همان پاسخگویی باید دنبال کرد. مردم یک مجموعه گلایههایی دارند که یک درمانهای آنی لازم دارد. از جمله کارهایی که میتوان انجام داد:
1- تقویت نظارت یک ضرورت است. اگر بتوانید نظارت خود را هم به صورت ساختارمند و هم به صورت مردمپایه تقویت کنید، نه تنها اعتماد در کوتاه مدت که در بلند مدت هم شکل خواهد گرفت و سرمایه اجتماعی به صورت حداکثری رشد میکند و عمق پیدا میکند.
2 - بایستی یک فاصلهای بین آن مسئول، مدیر، کارمند، آن متولی امر که به نوعی ناکارآمد، غیرشفاف یا فاسد است با آن عامل نظارت که مساوی نظام تلقی میشود شکل بگیرد. چگونه؟ با برخورد با عاملین فساد. حالا این برخورد شاید جزء همان اقداماتی است که از جنس کوتاه مدت است.
3- عبور از گفتگو و دیالوگ رسمی، دستوری و یک طرفه به گفتگوی قابل فهم، دو طرفه؛ به تعبیر من مبتنی بر زبان خیابان. این خیلی مؤثر است. لذا عنصر هنر و رسانه در روایتپردازی بسیار عنصر مهمی است. البته به این معنی نیست که صرفاً از رسانههای مدرن استفاده کنید و رسانههای سنتی را کنار بگذارید. رسانههای سنتی هنوز هم کارایی دارد اما طبیعی است که شما در این جنگ تبلیغاتی باید از رسانه مدرن هم کمال استفاده را ببرید.
4- بالا بردن جایگاه جمهوری اسلامی ایران در منازعات فکری، گفتمانی و همینطور سیاسی در جهان. یعنی در سطح جهان و در سطح منطقه با روایت داشتهها و کرده، جایگاه جمهوری اسلامی را بالابرد؛ این خیلی مؤثر است. این کار هم راه حل کوتاه مدت و هم بلند مدت به مردم می دهند. کوتاه مدت به این معنی که مردم امیدشان تا حدودی تأمین و تضمین شود، راه حل بلند مدت به این معنا که شما یک منطق تحلیلی به مردم میدهید این کار موجب میشود مردم دیگر با هر نسخهپیچی رسانهای و جنگ تبلیغاتی شمشیر تقابل را علیه شما از نیام در نیآورند.
انتهای پیام/
[1] مائده:47