مذاکرات ایران و آمریکا؛ رویکردها و چالشهای پیشِرو
- اخبار بین الملل
- اخبار دیپلماسی ایران
- 19 بهمن 1404 - 14:52
به گزارش خبرگزاری تسنیم، اندیشکده راهبرد تحول در چارچوب مأموریت خود برای رصد و تحلیل تحولات منطقهای و بینالمللی، طی روزهای اخیر جلسات متعددی را با حضور نخبگان، اندیشمندان و صاحبنظران برگزار کرده است. در همین راستا، آقای داود عامری، رئیس اندیشکده راهبرد تحول، در جلسه اتاق فکر بینالملل به بررسی ابعاد و پیامدهای ازسرگیری مذاکرات میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا پرداخت.
وی با اشاره به آغاز مجدد این مذاکرات تأکید کرد که بهطور اصولی، هر ابتکار و رویکردی که بتواند امیدی هرچند حداقلی به برقراری صلح و عدالت و کاهش تنشها در سطح منطقه و جهان ایجاد کند، شایسته توجه و استقبال است. به گفته وی، سیاست رسمی جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر دکترین شناختهشدهای است که «صلح را بر جنگ مقدم میداند»، ایران خود را آغازگر هیچ جنگی نمیداند و همواره از توافقی عادلانه، متوازن و مبتنی بر احترام متقابل استقبال کرده است. با این حال، واقعیت میدانی و تجربههای پیشین نشان میدهد که مسیر دستیابی به یک «توافق خوب و پایدار» با چالشهای جدی مواجه است و هر دو طرف باید برای عبور از این موانع، مسئولانه و واقعبینانه عمل کنند.
رئیس اندیشکده راهبرد تحول، مهمترین چالشهای پیشروی مذاکرات ایران و آمریکا را به شرح زیر تبیین کرد:
نخست، تفاوت بنیادین در رویکرد طرفین به ماهیت مذاکره است. به باور وی، ایالات متحده آمریکا بیش از آنکه به دنبال یک توافق واقعی و متوازن باشد، در پی کسب یک پیروزی سیاسی–تبلیغاتی، تقویت ژست رهبری جهانی و دستیابی به حداکثر منافع یکجانبه است. شروط اعلامی و رفتارهای متناقض آمریکا نشان میدهد که در برخی مقاطع، هدف اصلی نه «توافق»، بلکه «تحمیل اراده» بر طرف مقابل بوده است. در مقابل، جمهوری اسلامی ایران پذیرش این شروط را بهمنزله تسلیم و عدول از اصول و منافع ملی خود میداند و بهصراحت اعلام کرده که هرگز تن به چنین رویکردی نخواهد داد.
دوم، اختلاف در معیارها و فلسفه توافق است. ایران، توافق را در چارچوب «عدالت حداقلی»، رعایت اقدام متقابل و تأمین منافع مشروع طرفین تعریف میکند؛ در حالی که آمریکا، همزمان با مذاکرات با برجسته کردن سایه جنگ، راهبرد بازگشت به هژمونی، تحکیم قدرت یکجانبه و تثبیت حضور مسلط خود در منطقه غرب آسیا را دنبال میکند؛ راهبردی که ذاتاً با منطق حقوق بین الملل و توافق عادلانه در تعارض قرار دارد.
سوم، تقابل دو نگاه متفاوت به نظم جهانی است. آمریکا در پی تضعیف روند چندجانبهگرایی و عقب راندن قدرتهایی چون چین و روسیه از معادلات منطقهای و جهانی است. در مقابل، ایران به همراه شرکای راهبردی خود، چندجانبهگرایی را مسیر عادلانهتر و پایدارتر برای مدیریت تحولات جهانی میداند و از آن حمایت میکند. این شکاف راهبردی، سایه سنگینی بر فضای مذاکرات انداخته است.
چهارم، مسئله مقاومت و فرهنگ آن بهعنوان یکی از نقاط اصطکاک جدی مطرح است. به گفته عامری، آمریکا هدفگذاری کرده است تا گفتمان مقاومت را در سطح منطقه غرب آسیا و حتی در مقیاس جهانی تضعیف یا بیاثر کند؛ چراکه آن را مانعی در برابر نظم مطلوب و «مدیریتشده» جهانی خود میداند. در مقابل، جمهوری اسلامی ایران حمایت از مقاومت را بخشی از دکترین امنیتی و هویتی خود تلقی کرده و آن را حق مسلم ملتها برای دفاع از استقلال، کرامت و حاکمیت خویش میداند.
پنجم، مسئله فلسطین و نقش رژیم صهیونیستی از دیگر چالشهای بنیادین مذاکرات است. آمریکا بهعنوان شریک راهبردی و حامی همهجانبه رژیم صهیونیستی، عملاً در مسیر تضعیف و حتی نابودی آرمان فلسطین حرکت میکند و این موضع را آشکارا نیز اعلام کرده است. در مقابل، حمایت از آرمان فلسطین یکی از اصول ثابت سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بوده و ایران در این مسیر هزینههای سیاسی، امنیتی و اقتصادی قابلتوجهی پرداخت کرده است. این تضاد ارزشی و راهبردی، امکان رسیدن به تفاهمی عمیق را با دشواریهای جدی مواجه میسازد.
ششم، تأثیرات منطقهای توافق یا عدم توافق است. هرگونه توافق یا شکست مذاکرات میان ایران و آمریکا پیامدهای مستقیم و غیرمستقیمی برای منطقه غرب آسیا خواهد داشت. بر همین اساس، بازیگران منطقهای و فرامنطقهای متعددی – برخی موافق و برخی مخالف توافق – تلاش میکنند بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم در روند مذاکرات مداخله کنند. به گفته عامری، شواهد نشان میدهد که در صورت نبود این مداخلات، امکان دستیابی به توافق در گذشته نیز وجود داشته و هرگاه توافقی حاصل شده، همین بازیگران برای برهم زدن آن فعال شدهاند. ازاینرو، مدیریت این مداخلات برای هر دو طرف مذاکره یک ضرورت راهبردی است.
هفتم، بیاعتمادی عمیق ایران نسبت به آمریکا است که ریشه در سابقه نامطلوب واشنگتن در پایبندی به تعهدات خود دارد. در ذهنیت عمومی و نخبگانی ایران، آمریکا بازیگری غیرقابل اعتماد تلقی میشود. استفاده از عملیات روانی، ایجاد سایه تهدید و جنگ، اعمال فشار همزمان با مذاکره و تغییر مداوم گفتار و رفتار، همگی موجب تردید جدی ایران نسبت به صداقت طرف مقابل شده است. دستیابی به توافقی پایدار مستلزم تغییر واقعی این رویکرد از سوی آمریکاست.
هشتم، نقش مخرب و جنگطلبانه رژیم صهیونیستی و نفوذ آن در ساختار قدرت آمریکا است. خوی تجاوزگرانه این رژیم، رجزخوانیهای مستمر درباره کشورگشایی، طمع به سرزمینها و منابع کشورهای منطقه و نفوذ عمیق در ارکان تصمیمسازی آمریکا، میتواند روند مذاکرات را در هر مرحلهای دچار اختلال کند. این پرسش اساسی مطرح است که آیا آمریکا توان و اراده لازم برای مدیریت رفتارهای افراطی رژیم صهیونیستی و مهار نقش تخریبی آن در فضای مذاکرات را دارد یا خیر.
در پایان، عامری ضمن ابراز امیدواری نسبت به تداوم روند مذاکرات و آرزوی دستیابی به نتایجی که منافع ملت ایران، اصول عدالت و ثبات منطقهای را تأمین کند، تأکید کرد که توجه جدی و واقعبینانه به این چالشها برای مدیریت صحیح فضای مذاکرات امری ضروری است. به باور وی، غفلت از این مسایل و مدیریت آن برای یک توافق میتواند پیامدهای پرمخاطرهای نهتنها برای منطقه غرب آسیا، بلکه برای امنیت و ثبات جهانی در پی داشته باشد.
انتهای پیام/