اتحاد ریلی آستانه و اسلام‌آباد؛ زنگ خطر برای موقعیت ترانزیتی ایران

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم، اوایل ماه فوریه، «قاسم جومارت توکایف»، رئیس‌جمهور قزاقستان، در سفری تاریخی وارد پاکستان شد؛ رویدادی که از سال 2003 و سفر دو روزه «نورسلطان نظربایف»، رئیس‌جمهور وقت قزاقستان و دیدار او با ژنرال پرویز مشرف، بی‌سابقه بوده است.

این تعامل دیپلماتیک سطح بالا پس از دو دهه، تنها یک دیدار تشریفاتی نیست، بلکه نشان‌دهنده بازنگری گسترده آستانه در «استراتژی اتصالات» خود است. قزاقستان در میانه محدودیت‌های لجستیکی و تغییرات ژئوپلیتیک در سراسر اوراسیا، به شدت در تلاش است تا مسیرهای تجاری مطمئن‌تری را به سمت جنوب ایمن‌سازی کند.

موضوع اتصالات و کریدورهای ترانزیتی که در سال 2003 نیز روی میز مذاکره بود، در سفر اخیر به یکی از حیاتی‌ترین محورهای گفتگو میان توکایف و «شهباز شریف»، نخست‌وزیر پاکستان تبدیل شد.

این سفر با امضای 37 توافق‌نامه در حوزه‌های مختلف، از جمله بخش‌های استراتژیک نظیر معدن و تجارت عمومی، به اوج خود رسید. هدف‌گذاری دو طرف، افزایش حجم تجارت دوجانبه از رقم فعلی 250 میلیون دلار به یک میلیارد دلار است.

مقامات رسمی اعلام کرده‌اند که دستیابی به این هدف طی دو سال آینده برنامه‌ریزی شده است. از منظر سیاسی نیز، روابط دوجانبه با ارتقای سطح تعاملات، رسماً به رتبه «مشارکت راهبردی» نائل شد.

رؤیای دسترسی به آب‌های گرم؛ از بندر گوادر تا دریای خزر

در بیانیه رسمی منتشر شده پس از این دیدار، اهمیت ویژه‌ای به مسئله لجستیک و اتصال آسیای مرکزی به آسیای جنوبی داده شده است. از این منظر، پروژه راه‌آهن «قزاقستان-ترکمنستان-افغانستان-پاکستان» در کانون توجه قرار گرفت. تکمیل این پروژه عظیم، قزاقستان را مستقیماً به بنادر کراچی و گوادر متصل کرده و به پاکستان اجازه می‌دهد تا در کریدور حمل‌ونقل بین‌المللی شمال-جنوب و مسیرهای لجستیکی «کریدور میانی» ترانس-خزر ادغام شود.


نکته قابل تأمل اینجاست که «یرژان کیستافین»، سفیر قزاقستان در پاکستان، در گفتگو با رسانه‌های پاکستانی پیش از سفر توکایف، از آمادگی آستانه برای «تأمین مالی کامل» ساخت این زیرساخت با هزینه تقریبی 7 میلیارد دلار خبر داد.

این حرکت قزاقستان نشان‌دهنده شتاب گرفتن یک رقابت لجستیکی تمام‌عیار در این عرصه است؛ رقابتی که بازیگران مختلفی از جمله پاکستان و ایران در خط مقدم آن قرار دارند و دیگرانی همچون چین و هند نیز در لایه‌های بعدی این معادله حضور دارند.

شکل‌گیری محور جدید ترانزیتی در سایه بی‌ثباتی افغانستان

اگرچه سال‌هاست درباره این مسیر صحبت می‌شود، اما ستون فقرات راه‌آهن قزاقستان-ترکمنستان-افغانستان-پاکستان اخیراً شروع به شکل‌گیری عملی کرده است.

«نارگیزا عمراوا»، رئیس مرکز اتصالات استراتژیک در مؤسسه مطالعات پیشرفته بین‌المللی ازبکستان (IAIS)، تأیید کرد: «در سال 2024، قزاقستان به پروژه ساخت راه‌آهن از طریق افغانستان، که به عنوان مسیر ترانس-افغان غربی شناخته می‌شود، پیوست. کریدور ریلی ترکمنستان-افغانستان-پاکستان (TAP) برای یکپارچه‌سازی سیستم‌های حمل‌ونقل آسیای مرکزی و جنوبی طراحی شده است که روابط تجاری و اقتصادی بین دو منطقه را تحریک خواهد کرد.»

به گفته وی، راه‌آهن TAP که از غرب افغانستان تا مرز پاکستان امتداد می‌یابد، می‌تواند به بنادر پاکستان در اقیانوس هند متصل شود. نکته کلیدی در تحلیل عمراوا این است که «این مسیر به کشورهای آسیای مرکزی یک مسیر جایگزین برای دسترسی به آب‌های آزاد، علاوه بر بنادر جنوبی ایران، ارائه می‌دهد.»

اهمیت پاکستان به عنوان مقصد جاه‌طلبی‌های لجستیکی قزاقستان توسط «مریم صدیقی»، استادیار دانشکده جنگ نیروی دریایی پاکستان در لاهور نیز تأیید شده است.

او تصریح کرد: «پاکستان به عنوان دروازه دریایی اصلی برای استراتژی کشور محصور در خشکی قزاقستان عمل می‌کند و کوتاه‌ترین دسترسی جغرافیایی به دریای عرب را ارائه می‌دهد. پاکستان با فراهم کردن امکانات بندر عمیق در کراچی و گوادر، قزاقستان را قادر می‌سازد تا مسیرهای تجاری خود را از وابستگی سنتی به روسیه و چین متنوع کند.»

از سوی دیگر، اسلام‌آباد نیز نگاه ویژه‌ای به اتصال ریلی در امتداد محور شمال-جنوب دارد. «عادل‌بک یرمک‌بایف»، دانشیار مرکز امور منطقه‌ای دانشگاه ملی فارابی قزاقستان، تأکید می‌کند: «برای پاکستان، توسعه پیوندهای ترانزیتی با قزاقستان از نظر اقتصادی و استراتژیک جذاب است، زیرا دسترسی به بازارهای آسیای مرکزی و در بلندمدت، به بازارهای روسیه و بلاروس را فراهم می‌کند. از دیدگاه اسلام‌آباد، چنین اتصالی موقعیت پاکستان را به عنوان یک هاب ترانزیتی منطقه‌ای که آسیای جنوبی، آسیای مرکزی و بخش‌هایی از فضای پساشوروی را به هم متصل می‌کند، تقویت خواهد کرد.»

با این حال، پتانسیل بالای این طرح با ریسک بزرگ آن یعنی افغانستان گره خورده است.

یرمک‌بایف می‌گوید: «افغانستان از نظر جغرافیایی ضروری اما از نظر سیاسی و نهادی به عنوان یک حلقه ترانزیتی شکننده است. با این حال، از دیدگاه قزاقستان، مقامات فعلی افغانستان (طالبان) ممکن است بتوانند حداقل سطح امنیت را در امتداد مسیرهای حمل‌ونقل کلیدی تأمین کنند.»

رقابت با ایران؛ آیا بندرعباس و چابهار جایگزین می‌شوند؟

نقش فزاینده پاکستان می‌تواند در نهایت موقعیت ایران را تضعیف کند. در سال‌های اخیر، ایران به عنوان یکی از امیدوارکننده‌ترین کشورها از نظر اتصالات آسیای مرکزی ظاهر شده بود، اما اکنون وضعیت ممکن است دستخوش تغییر شود.

عمراوا در ارزیابی وضعیت فعلی می‌گوید: «زیرساخت‌های بندری ایران با قابلیت‌های حمل‌ونقل دریایی پاکستان رقابت می‌کنند. دو بندر استراتژیک در جنوب ایران وجود دارد: بندرعباس و چابهار. هر دو توسط کشورهای آسیای مرکزی برای دسترسی به بازارهای تجاری جهانی استفاده می‌شوند.»

این واقعیت که تهران در حال حاضر در این زمینه از اسلام‌آباد جلوتر است، توسط یرمک‌بایف نیز برجسته شده است: «ایران نقش عملی‌تر و نهادینه‌تری در ارائه گزینه‌های ترانزیت جنوبی برای قزاقستان ایفا می‌کند. از طریق کریدورهای ریلی و چندوجهی موجود، ایران در حال حاضر دسترسی قزاقستان به بنادر خلیج فارس را فراهم می‌کند که این مسیر را به طور قابل توجهی عملیاتی‌تر از کریدور هنوز عمدتاً بالقوه پاکستان-افغانستان می‌سازد.»

وی البته می‌افزاید که آستانه مسیر ایران را به عنوان یکی از عناصر استراتژی تنوع‌بخشی گسترده‌تر و نه یک راه حل غالب و انحصاری می‌بیند.

با این حال، طبق گفته صدیقی، حرکات اخیر آستانه می‌تواند نشان دهد که این روند «جایگزینی» در حال پیشرفت است: «در حالی که کریدور بین‌المللی حمل‌ونقل شمال-جنوب ایران در حال حاضر تثبیت‌شده‌تر است، پیشنهاد قزاقستان برای تأمین مالی کامل لینک ریلی به پاکستان می‌تواند با حذف محدودیت‌های سرمایه‌ای اسلام‌آباد، موازنه رقابتی را تغییر دهد. اگر قزاقستان موفق به ایمن‌سازی بخش افغانستان شود، مسیر پاکستان ممکن است به عنوان یک جایگزین برای بنادر ایران ظاهر شود.»

تعامل قزاقستان با پاکستان نشان‌دهنده شتاب قابل توجه در دستور کار اتصالاتی است که مدت‌هاست بیشتر شامل طرح‌های کاغذی بوده تا پروژه‌های تکمیل‌شده. اکنون با تزریق منابع مالی هنگفت، به نظر می‌رسد زنگ خطر برای ایران به صدا درآمده است.

انتهای پیام/