جهانی کوچک، پرتره یک قهرمان و حالخوب با یک فیلم ساده
- اخبار فرهنگی
- اخبار سینما و تئاتر
- 19 بهمن 1404 - 13:48
گروه فرهنگی خبرگزاری تسنیم-حمید صنیعی منش: در ادامه نقدهای روزانه به فیلمهای چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر، فیلمهای زندگی کوچک کوچک ساخته امیرحسین ثقفی، جانشین ساخته مهدی شامحمدی و قایق سواری در تهران ساخته رسول صدرعاملی بررسی میشوند.
زندگی کوچک کوچک؛ وقتی فیلم در جهان شخصی کارگردان کوچک میشود
فیلمهایی که دنیای معناگرا و مفهومی درباره زندگی و واقعیتهای زمینی دارند، در هر حال بازتابی از واقعیت هستند. حتی آثار غیررئالیستی که از دنیای متفاوتی برخوردارند، همچون فیلمهای تارکوفسکی و برسون، با وجود زبان شاعرانه و ساختار استعلایی، بینسبت با واقعیت نیستند و درون خود بازتابی از زندگی را به شکل دیگری نمایش میدهند.
اما فیلم «زندگی کوچک کوچک» به اشتباه در این دام افتاده که تصور کند چون غیررئالیستی است، میتواند از هر معیار سینمایی و رئالیستی فاصله بگیرد و با زبان شاعرانه و غیرواقعی هر چیزی را روایت کند. این نگاه انحصاری و شخصیشده به شدت به فیلم آسیب زده است. اثر کاملاً تجربی، در عین تلاش برای تجربههای هنری، نتوانسته نماینده مناسبی از نوع سینمای هنری و معناگرا باشد.
توجه فیلمساز به آثار تارکوفسکی قابل ستایش است، اما این نکته را باید یادآور شد که تارکوفسکی و دیگر بزرگان، موفق شدند مخاطبان ویژهای جذب کنند و خود را به عنوان مؤلف معرفی کنند، نه صرفاً به دلیل گریز از واقعیت، بلکه به واسطه توجه به واقعیت و تبدیل آن به زبانی متفاوت.
از منظر فنی و زیباییشناسی، فیلمهایی مانند تارکوفسکی و برسون دارای قابهای منحصر به فرد و فیلمنامهای وفادار به فرم و قواعد سینمای آهسته، معناگرا و استعلایی هستند. «زندگی کوچک کوچک» از این جنبهها فاصله دارد و بیشتر در دام تجربه شخصی و غیررئالیستی گرفتار شده است.
جانشین؛ بار دیگر مستند سینمایی حماسی از یک قهرمان
تجربه جدید مهدی شامحمدی در نمایش زندگی یک شهید دفاع مقدس با زبان مستندـسینمایی قابل توجه است. فیلم، گرچه برخی سکانسها در میدان جنگ با دوربین روی دست و فرم مستند روایت میشود، اما بخش عمده آن در قالب سینمای داستانی ساخته شده است. تسلط کارگردان بر میدان جنگ و نمایش نظامیگری، نکتهای قابل تحسین است و در مجموع فیلم خوشساخت و مخاطبپسندی به شمار میآید.
این اثر حماسی، با وجود پایان شهادت، محدود به آن نمیشود و به عملیات مهم «نصر 4» و دیگر مبارزات علیه منافقین نیز میپردازد. روایت، اگرچه در چارچوب فتح و پیروزی است، با حس تعلیق و اضطرار همراه است؛ این تأثیر در کنار موسیقی و فرم فیلمبرداری، تجربهای قوی از سینمای دفاع مقدس ارائه میکند.
روشن نیست که این رویکرد به منظور گریز از شعار و ارگانپسندی بوده یا انتخاب خویش کارگردان است، اما هرچه باشد، فیلم جانشین مناسبی برای آثار قبلی این حوزه است و نسبت به دیگر فیلمهای دفاع مقدس، اثر آبرومند و منسجمی محسوب میشود. شامحمدی را میتوان نماینده نسل تازه و موفق فیلمسازان دفاع مقدس دانست.
قایق سواری در تهران؛ حال خوب کن اما ساده و قابل حدث
ما به آثار سینماییای نیاز داریم که حس و حال خوب، خانوادگی و ملموس داشته باشند؛ فیلمهایی که از شهرهای ایران، به ویژه تهران، قابها و تصاویر شیک و زیبا ارائه کنند و زندگی روزمره، روابط و دورهمیهای مردم را بازتاب دهند. پس از تجربه طولانی فیلمهای تلخ و ناامیدکننده که مدعی بازتاب تمامنمای واقعیت هستند، چنین فیلمهایی میتوانند بخش مهمی از واقعیت روزمره مردم را به نمایش بگذارند.
فیلم جدید رسول صدرعاملی با همان نگاه ساخته شده است. البته فیلم زیبا صدایم کن او با تلاش و امید جلو میرود و قایق سواری در تهران با طنز و شوخطبعی. اگرچه فیلم پیش از این، یعنی در اثر «زیبا صدایم کن»، موفقیت بیشتری در داستان و فیلمنامه داشته، فیلم جدید نیز همان حس و حال را با روایتهایی کمیک و شوخطبعانه در تهران ترسیم میکند.
با توجه به سفارشدهنده، فیلم اندکی تحت تأثیر فضای تجاری قرار گرفته است؛ با این حال، ساخت چنین آثاری برای سینمای امروز و جامعهای که با آسیبها و رنجهای متعدد مواجه است، اهمیت دارد. این نوع فیلمها به مخاطب اجازه میدهند تا با قصهای ملموس، غیرخطی و انسانی ارتباط برقرار کند و تجربهای متفاوت از واقعیتهای شهری داشته باشد.
انتهای پیام/