تحلیلی بر علل ریشهای آلودگی هوا در مشهد و خراسان رضوی
- اخبار استانها
- اخبار خراسان رضوی
- 18 بهمن 1404 - 13:27
به گزارش خبرگزاری تسنیم از مشهد،آلودگی هوای مشهد حاصل یک منبع یا یک تصمیم غلط مقطعی نیست، بلکه نتیجه همزمانی چند جریان ساختاری است که در طول سالها بر هم انباشته شدهاند. از یکسو، منابع انسانی تولید آلاینده با شدت بالا و از سوی دیگر، شرایط اقلیمی و جغرافیایی خاص منطقه، باعث شده ظرفیت خودپالایی جو در این کلانشهر بهشدت کاهش یابد. بر اساس گزارشهای رسمی، تنها در یک سال گذشته 2 هزار و 674 نفر در مشهد بهطور مستقیم جان خود را به دلیل آلودگی هوا از دست دادهاند و برآورد خسارت اقتصادی این مرگومیرها به حدود 57 هزار میلیارد تومان رسیده است. این ارقام نشان میدهد که آلودگی هوا دیگر یک «مسئله محیطزیستی» نیست، بلکه بحرانی در حوزه سلامت عمومی، اقتصاد شهری و کارآمدی نظام مدیریت است.
آلایندههای متحرک و سلطه ناوگان فرسوده بر کیفیت هوا؛ سهم غالب ذرات معلق ریز (PM2.5)
اصلیترین ریشه آلودگی هوای مشهد به آلایندههای متحرک بازمیگردد؛ یعنی خودروها و موتورسیکلتهایی که بخش عمده آنها فرسوده، فاقد استانداردهای روز و دارای احتراق ناقص هستند. دادههای پایش ششماهه نخست سال 1404 نشان میدهد از میان 9 هزار و 519 خودروی پایششده، 1 هزار و 301 دستگاه بهعنوان خودروی آلاینده شناسایی شدهاند. ترکیب این خودروها معنادار است: پراید با سهم 71 درصدی در صدر قرار دارد و پس از آن پیکان وانت و موتورسیکلتهای فرسوده دیده میشوند. این الگو بهروشنی نشان میدهد که مسئله، «تعداد خودرو» نیست، بلکه «کیفیت ناوگان» است.
نکته مهمتر آن است که 73.9 درصد خودروهای آلاینده فاقد گواهی معاینه فنی بودهاند. این بدان معناست که بخش قابل توجهی از آلودگی هوا، نه پنهان و غیرقابلکنترل، بلکه کاملاً قابل شناسایی و قابل پیشگیری است. از منظر علمی، خودروهای فرسوده به دلیل راندمان پایین احتراق، حجم بالایی از ذرات معلق ریز، بهویژه PM2.5، تولید میکنند. این ذرات بهدلیل قطر بسیار کم، نهتنها در جو معلق میمانند، بلکه بهراحتی وارد عمق ریه و حتی جریان خون میشوند و ارتباط مستقیم با افزایش بیماریهای قلبی-ریوی و مرگ زودرس دارند.
در مشهد، این مسئله با شرایط جوی تشدید میشود. در ماههای سرد سال، پدیده وارونگی دما و پایداری جوی باعث میشود آلایندهها در لایههای پایینی جو حبس شوند و امکان پراکنش عمودی از بین برود. به همین دلیل، حتی در روزهایی که میزان تولید آلاینده افزایش چشمگیری ندارد، شاخص کیفیت هوا بهسرعت به شرایط ناسالم میرسد.
گردوغبار و فشار کانونهای داخلی و منطقهای؛ سهم 20 تا 25 درصدی ذرات درشت (PM10)
دومین عامل ریشهای آلودگی هوای مشهد، گردوغبار طبیعی و منطقهای است که سهمی بین 20 تا 25 درصد از آلودگی را به خود اختصاص میدهد. در داخل استان خراسان رضوی، 30 کانون فعال گردوغبار و فرسایش بادی در 23 شهرستان شناسایی شده که مجموعاً وسعتی در حدود 1.25 میلیون هکتار را دربرمیگیرد. این کانونها در شرایط خشکسالی، کاهش پوشش گیاهی و بهرهبرداری ناپایدار از منابع آب و خاک، به منابع دائمی تولید ذرات معلق تبدیل شدهاند.
علاوه بر منابع داخلی، دو کانون خارجی در هرات افغانستان و قرهقوم ترکمنستان نیز بر کیفیت هوای مشهد اثرگذارند. برآوردها نشان میدهد حدود 52 درصد منشأ گردوغبار مشهد داخلی و 48 درصد آن خارجی است. از منظر علمی، این ذرات عمدتاً در محدوده PM10 قرار دارند که اگرچه نسبت به PM2.5 کمتر به عمق ریه نفوذ میکنند، اما اثرات قابلتوجهی بر دستگاه تنفسی، تشدید آسم و کاهش کیفیت زندگی دارند.
محدودیت منابع مالی، یکی از گلوگاههای اصلی مدیریت این بحران است. با اعتبار 48 میلیارد تومانی پیشبینیشده برای سال 1404، تنها امکان ساماندهی 20 تا 25 هزار هکتار از کانونها وجود دارد؛ رقمی که در برابر وسعت 1.25 میلیون هکتاری مناطق بحرانی، نشاندهنده فاصله جدی میان ابعاد مسئله و ظرفیت مداخله است.
مازوتسوزی نیروگاه توس و آلایندههای گوگردی؛ سهم 7 درصدی، اما با اثرات پرخطر
نیروگاه توس بهعنوان یک منبع ثابت آلایندگی، سهمی حدود 7 درصد در آلودگی هوای مشهد دارد. اگر این سهم را در کنار آمار 2 هزار و 674 جانباخته ناشی از آلودگی هوا قرار دهیم، ابعاد اثرگذاری این منبع روشنتر میشود. مازوت، بهعنوان یکی از آلایندهترین سوختهای فسیلی، بهدلیل درصد بالای گوگرد، پس از احتراق حجم بالایی از دیاکسید گوگرد آزاد میکند. برآوردها نشان میدهد هر لیتر مازوت با گوگرد 3 تا 3.5 درصد، حدود 70 گرم SO₂ تولید میکند؛ گازی که نقش مهمی در بروز بیماریهای تنفسی و تشکیل بارانهای اسیدی دارد. اگرچه مصرف مازوت در این نیروگاه از حدود 100 درصد به 70 درصد کاهش یافته، اما تداوم استفاده از این سوخت نشان میدهد که مسئله، صرفاً فنی نیست، بلکه به ساختار تصمیمگیری در حوزه انرژی و اولویتدادن به سلامت عمومی بازمیگردد.
صنایع پیرامونی و آلایندگی پراکنده؛ سهم 8 تا 10 درصدی منابع صنعتی
چهارمین ریشه آلودگی هوای مشهد، صنایع کوچک و بزرگ مستقر در اطراف شهر است. بر اساس گزارشهای شهرداری، این واحدها سهمی بین 8 تا 10 درصد از آلودگی هوا دارند. از منظر علمی، مشکل اصلی در این بخش، پراکندگی منابع آلاینده، فرسودگی تجهیزات و نبود سامانههای کنترلی مؤثر است. این نوع آلایندگی بهدلیل پیوستگی زمانی، اثر تجمعی دارد و بهتدریج پسزمینه آلودگی هوا را بالا نگه میدارد.
سیستمهای گرمایشی فرسوده خانگی؛ سهم 5 درصدی با اثر تجمعی بالا
پنجمین عامل، سیستمهای گرمایشی فرسوده و ناکارآمد خانگی است که سهمی حدود 5 درصد از آلودگی هوا دارند. این سامانهها بهدلیل احتراق ناقص، آلایندههایی تولید میکنند که در فصل زمستان، همزمان با وارونگی دما، اثرگذاری آنها تشدید میشود. هرچند سهم این بخش نسبت به حملونقل یا گردوغبار کمتر است، اما بهدلیل گستردگی مصرف در سطح شهر، نقش آن در افزایش غلظت آلایندهها قابل چشمپوشی نیست.
راهبرد حکمرانی؛ گذار از مدیریت واکنشی به حکمرانی پیشگیرانه
آنچه امروز بهعنوان بحران آلودگی هوای مشهد تجربه میشود، حاصل یک رویداد استثنایی یا نوسان کوتاهمدت اقلیمی نیست، بلکه برآیند یک الگوی معیوب حکمرانی در مواجهه با منابع آلاینده است؛ الگویی که در آن منشأ آلودگیها شناخته شدهاند، اثرات آنها بر سلامت و اقتصاد شهر مستند است، اما مداخلهها یا ناقص مانده یا به تعویق افتادهاند. غلبه ناوگان فرسوده، استمرار مازوتسوزی، ناتوانی در مهار کانونهای گردوغبار و فرسودگی زیرساختهای گرمایشی، همگی نشان میدهد که مسئله اصلی، فقدان داده یا دانش فنی نیست، بلکه شکاف میان قانون، اجرا و اولویتگذاری است.
ادامه وضعیت موجود به معنای پذیرش مرگهای قابل پیشگیری، افزایش هزینههای پنهان سلامت و فرسایش سرمایه اجتماعی است. بنابراین نقطه کانونی حل مسئله نه در تولید اسناد جدید، بلکه در اعمال مسئولیت قانونی دستگاهها، انسداد مسیرهای اهمال، و گذار از مدیریت واکنشی به حکمرانی پیشگیرانه نهفته است؛ گذاری که بدون تصمیمهای سخت، اولویتدادن به جان شهروندان و خروج از مصلحتسنجیهای کوتاهمدت، هرگز محقق نخواهد شد.
یادداشت از امین وطن پور ازغندی
مدیر اجرایی خانه محیط زیست همافزایی انرژی و آب، پژوهشگر حوزه آب و محیط زیست
انتهای پیام/282