شکست پروژه جنگ و اغتشاش؛ آب سردی بر جریان ضد انقلاب

گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم-در روزهای اخیر، موضوع مذاکرات میان ایران و آمریکا بار دیگر به صدر اخبار رسانه‌های جهان بازگشته و روز گذشته نیز دو مرحله از این مذاکرات برگزار شد. این در حالی است که دور پیشین گفتگوها در 23 خرداد 1404، در پی اقدام نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه کشورمان متوقف شده بود.

در دور قبلی مذاکرات، زمانی که قرار بود ششمین مرحله گفتگوها برگزار شود، آمریکا عملاً میز مذاکره را بمباران کرد. نکته قابل توجه این است که آمریکا و رژیم صهیونیستی با این تصور که می‌توانند به بهانه مذاکره به ایران نزدیک شده و ضربه نهایی را وارد کنند، وارد فاز اقدام نظامی شدند؛ اقدامی که به گفته خود مقامات رژیم صهیونی، 20 سال انتظار آن را می‌کشیدند و برایش برنامه‌ریزی کرده بودند.

با آغاز جنگ 12 روزه، ایران علی‌رغم متحمل شدن ضربات سنگین از جمله ترور و شهادت فرماندهان ارشد نیروهای مسلح و دانشمندان هسته‌ای، با واکنشی سریع و قاطع وارد میدان شد و شلیک موشک‌ها را کلید زد. روند تحولات میدانی به‌گونه‌ای پیش رفت که آمریکا در موضع انفعال قرار گرفت و خواهان توقف درگیری شد. این در حالی بود که ترامپ در روز نخست جنگ، از «تسلیم ایران» سخن می‌گفت اما تنها پس از گذشت چند روز و در پی موشک‌باران مراکز حساس و حیاتی رژیم صهیونیستی، لحن ترامپ و نتانیاهو تغییر کرد و نشانه‌های آشکار استیصال در مواضع آنان نمایان شد.

در آن مقطع، ترامپ از طریق برخی سران منطقه‌ خواستار برقراری آتش‌بس شد و ایران نیز که در حال دفاع مقتدرانه از خود بود، تأکید کرد پایان درگیری با ماست، نه با شما.

پس از حمله جنگنده‌های آمریکایی و بمباران برخی مراکز هسته‌ای کشورمان، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران پایگاه «العدید» در قطر را با موشک هدف قرار دادند و پس از آن، درگیری متوقف شد. همان‌گونه که ایران پیش‌تر اعلام کرده بود، آخرین ضربه را وارد کرد و جنگ در نقطه‌ای پایان یافت که آمریکا و رژیم صهیونیستی حتی تصور آن را هم نمی‌کردند.

با توقف رویارویی نظامی، آمریکا و غرب تمام تلاش خود را برای اعمال فشار حداکثری، ایجاد بی‌ثباتی و به‌هم‌ریختن کشور به‌کار گرفتند، اما علی‌رغم تحمیل سختی‌های مضاعف به مردم، در این مسیر نیز ناکام ماندند. تحریم‌های چندلایه، فعال‌سازی مکانیسم ماشه، تلاش برای انزوای سیاسی و حقوقی، جنگ اقتصادی و تهدیدهای نظامی از جمله ابزارهایی بود که آمریکا، رژیم صهیونیستی و برخی کشورهای اروپایی برای تسلیم ایران به‌کار بستند، اما نتیجه‌ای حاصل‌شان نشد.

در آخرین تلاش مذبوحانه دشمن، ‌کودتای 18 دی‌ماه 1404 رقم خورد؛ رخدادهایی که شواهد به روشنی نشان می‌داد طراحی و هدایت آن در خارج از کشور انجام شده و عوامل داخلی مأمور اجرای سناریوی سیا و موساد بودند.

«کشته‌سازی» و «از بین بردن امنیت داخلی» دو محور اصلی دستورکار عوامل آموزش‌دیده و مسلح بود. در همین ایام، یکی از مقامات رژیم صهیونیستی رسماً اعلام کرد که مأموران موساد در خیابان‌های ایران مشغول عملیات هستند. ترامپ نیز به‌صورت علنی اعلام کرد که آمریکا در کنار معترضان ایستاده و در صورت برخورد حکومت ایران با آنان، واشنگتن وارد اقدام علیه تهران خواهد شد.

قتل بسیاری از مردم و نیروهای حافظ امنیت، به آتش کشیدن مساجد، حسینیه‌ها و امامزاده‌ها، جسارت به ساحت قرآن کریم، تخریب منازل مسکونی، بانک‌ها و ادارات، آتش‌زدن خودروهای عمومی و اتوبوس‌ها از جمله اقدامات خشونت‌بار تروریست‌های مسلح در روزهای 18 و 19 دی‌ماه 1404 بود.

در ادامه، مردم معترض با مشاهده سوءاستفاده عناصر نفوذی و تلاش برای مصادره اعتراضات، به‌سرعت صف خود را از اغتشاشگران جدا کرده و از آنان اعلام برائت کردند.

متعاقب این تحولات، ملت ایران در یوم‌الله 22 دی 1404 به‌صورت چند ده میلیونی و همگانی به صحنه آمدند و با برگزاری اجتماعات سراسری، حمایت خود را از نظام اسلامی اعلام کرده و اقدامات خشونت‌بار و تروریستی را محکوم کردند.

برخی تحلیلگران و کارشناسان، وقایع دی‌ماه 1404 را «روز سیزدهم جنگ 12 روزه» و ادامه همان رویارویی در قالبی متفاوت ارزیابی کردند.

پس از فروکش کردن فتنه دی‌ماه با حضور پرشور مردم، آمریکا بار دیگر موضوع مذاکره را مطرح کرد. این در حالی است که در دور پیشین نیز ایران در میانه گفتگوها بود، اما آمریکا و رژیم صهیونی با خطای محاسباتی و اتکا به مشاوره‌های غیرواقع‌بینانه معاندان و ضدانقلاب، مسیر تقابل نظامی را انتخاب کرده و با شکست مواجه شدند. 

روز گذشته، دو مرحله از مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا با واسطه‌گری عمان برگزار شد. برخی تحلیلگران معتقدند بازگشت ترامپ به میز مذاکره و ابراز تمایل به توافق با ایران، نشان‌دهنده آن است که وی نیز به این جمع‌بندی رسیده که جمهوری اسلامی ایران با جنگ نظامی و با فشار اقتصادی تسلیم نخواهد شد و تنها راه، گفتگو با احترام با ملت ایران است.

خطوط قرمز ایران در مذاکرات ـ که صرفاً به موضوع هسته‌ای محدود است ـ به‌صورت شفاف اعلام شده از جمله اینکه غنی‌سازی هرگز به صفر نخواهد رسید و هیچ موضوعی خارج از پرونده هسته‌ای در دستورکار گفتگوها قرار نخواهد گرفت.

برخی تحلیلگران همچنین بر این باورند که نفسِ ورود دوباره به مذاکرات، پشت جریان ضدانقلاب را خالی خواهد کرد؛ جریانی که حیات خود را در سیاه‌نمایی و لجن‌پراکنی علیه مردم ایران جست‌وجو می‌کند. نخستین خروجی مذاکره میان تهران و واشنگتن ـ فارغ از نتیجه نهایی ـ شوکی جدی به پیکره متزلزل معاندان وارد خواهد کرد و آنان درمی‌یابند بار دیگر بازی ترامپ را خورده و در افکار عمومی ایران، منفورتر شده‌اند.

بی‌اعتباریِ این جریان نزد آمریکا به‌حدی است که بارها خود مقامات واشنگتن گفته‌اند که به امثال رضا پهلوی اعتنایی ندارند. اغتشاشات 1401 نیز سندی دیگر گواه بر این ادعاست؛ آن‌جا که این فعالین ضدایرانی دور هم جمع شده و بعد از مدتی، پراکنده و آواره شدند. با فرض اینکه دشمن بتواند آسیبی به نظام جمهوری اسلامی بزند و با فرضِ آمریکا و اسرائیل در صورت به سرانجام رسیدنِ پروژه‌شان، باز هم خبری از توجه به این عناصرِ جیره‌خوار نخواهد بود. مدل آمریکا در ونزوئلا هم این‌گونه بود که به اپوزسیون توجهی نکرد و کار را با معاون مادورو جلو برد و تملک بر نفت و انرژی این کشور را اعلام کرد!

در طول تاریخ چند هزار ساله‌ی ایران، هیچ‌گاه نبوده که مردم این مرز و بوم از طرفِ خارجی بخواهند در امر اداره‌ی کشور ورود کند؛ تاریخ پرتلاطم ایران نیز گواه این مدعاست. ایرانیان در این 47 سال نیز آموخته‌اند که می‌شود با روحیه «ما می‌توانیم» کشور را اداره کرده و سرنوشت خود را رقم بزنند؛ تجلی این نگاه، در جمهوری اسلامی و قانون اساسی که با همه‌پرسی تأیید شده، وجود دارد.

با توجه به شرایط فعلی که موضوع مذاکره در حال پیگیری است، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران هم در بالاترین سطح از هوشیاری و آمادگی قرار دارند تا هیچ تهدیدی متوجه امنیت و آرامش مردم ایران اسلامی نشود.

انتهای پیام/