صادرات نساجی خراسان جنوبی به گرجستان/ اشتغال‌زایی بانوی کارآفرین

به گزارش خبرگزاری تسنیم از بیرجند، در پس دیوارهای کاهگلی و آفتاب سوزان خراسان جنوبی، جایی که سکوت کویر غالب است، صدای ماشینی زنده، امید را فریاد می‌زد. این صدای کارگاه زیبا قدری بود؛ زنی که از سال 1397 با کمترین امکانات، پیمان نانوشته‌ای با نخ و پود بست. او، یک حسابدار سابق، به جای ارقام و ترازنامه‌ها، سرنوشت خود را با دست‌هایی آشنا با پارچه گره زد.

سفر او با دستگاه‌های سنتی حوله‌بافی آغاز شد. هر بار که دستگاه به حرکت درمی‌آمد، نه تنها نخ‌ها در هم تنیده می‌شدند، بلکه بخشی از قید و بندهای اقتصادی نیز شکسته می‌شد. او شاهد بود که چطور بافته‌های دست هنرمندش، می‌تواند لقمه‌ای حلال بر سر سفره بیاورد. اما سختی کار سنتی، انرژی زیادی می‌گرفت و سقف تولید را کوتاه نگه می‌داشت. او می‌دانست برای دیدن چشم‌انداز بزرگ‌تر، باید از سنت به مدرنیته پل زد.

هجرت از ابزار سنتی

هفده سال گذشت؛ هفده سال تلاش مداوم در برابر ناملایمات اقتصادی. رؤیای او بزرگ‌تر از تاب‌آوری دستگاه‌های قدیمی بود. او به دنبال صنعتی شدن بود، اما سرمایه لازم برای ورود به دنیای دستگاه‌های پیشرفته مانند ماکوپران برقی، برای یک کارگاه کوچک در بیرجند دست‌نیافتنی به نظر می‌رسید.

در همین برهه‌های حساس بود که ندای حمایتی بسیج سازندگی به گوش رسید. وقتی صحبت از تسهیلات 500 میلیون تومانی شد، برای قدری تنها یک عدد مالی نبود؛ یک فرصت بود، یک ابزار برای تبدیل عرق‌ریزی سال‌ها به صنعتی شدن سریع. این پول به او اجازه داد تا اولین دستگاه نیمه‌صنعتی پارچه‌بافی را در مرکز استان نصب کند. با آمدن این ماشین‌آلات، فضای کارگاه تغییر کرد؛ سکوت حاکم بر فضا، جای خود را به یک نظم مکانیکی داد که نویدبخش تولید انبوه بود و چهار نفر دیگر را هم به جمع خانواده تولیدی‌اش اضافه کرد.

آموزش؛ بافتن ریشه‌های فرهنگی

اما او مسیر را فقط برای خود هموار نکرد. قدری عمیقاً باور داشت که هنر، روح انسان را تغذیه می‌کند. او با هر نخری که می‌بافت، اعتقادش را تقویت می‌کرد که هنر، هم نجات‌دهنده روح است و هم تأمین‌کننده مادیات. او دستان هنرمند بسیاری را هدایت کرد. کلاس‌های رایگان پارچه و حوله‌بافی او، مانند یک چشمه در دل کویر، برای بیش از 500 نفر از بانوان منطقه جاری شد. او نمی‌خواست تنها یک کارآفرین باشد؛ می‌خواست یک مکتب کوچک بسازد.

تار و پود صادراتی

زیبا قدری همیشه به دنبال خلق چیزی منحصر به فرد بود. کارگاه او بود که برای اولین بار پارچه‌ای با بافت مخمل مخصوص حوله را در استان تولید کرد؛ محصولی که نیاز داخلی را برآورده می‌کرد اما چشم‌انداز او مرزها را نشانه رفته بود. او مشاهده کرد که پارچه‌های پشمی دستباف خراسان جنوبی در بازارهای خارج از کشور، جایی که اصالت ارزش دارد، چه استقبالی می‌شود. مذاکرات برای همکاری با گرجستان بر سر همین پارچه‌های پشمی، فصل جدیدی از کتاب موفقیت او را ورق می‌زد؛ فصلی که ثابت می‌کرد هنر ایران زمین، در هر بازاری حرفی برای گفتن دارد.

صدای بلندتر در شرایط سخت

حتی زمانی که مشکلات اقتصادی، مواد اولیه را گران و فروش آنلاین را به دلیل ضعف اینترنت مختل کرد، کارگاه او تسلیم نشد. قدری اعتراف می‌کند که سختی‌ها زیاد بود، اما او با تکیه بر پشتکار مردم منطقه، هر روز صدای دستگاه‌هایش را قوی‌تر کرد. او می‌گوید: صدای دستگاه‌ها، هر روز بلندتر و قوی‌تر بود.

برای او، کار صرفاً کسب درآمد نیست؛ کار ایستادگی است. ایستادگی بر سر تعهد به کار، تعهد به خانواده و تعهد به هنری که میراث فرهنگی یک منطقه است. زیبا قدری ثابت کرد که با حمایت هدفمند و اراده‌ای راسخ، حتی در سخت‌ترین شرایط اقتصادی نیز می‌توان موتور محرک اشتغال‌زایی بود و نوری از امید را در دل کویر روشن نگه داشت.
انتهای پیام/