اسکورتِ یوسف، به مقصد رسید

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، دومین ساخته «یوسف حاتمی‌کیا» یک اکشن درام جاده‌ای است. زندگی یک زن قاچاق‌بر (شوتی) که با یک سرباز جوان گره می‌خورد و دست‌مایه حوادثِ درام و موقعیت‌های اکشن جاده‌ای می‌شود. معرفی شخصیت قهرمان داستان به درستی و همراه با کاشتی برای اتفاقات بعدی قصه رخداد. جوان سربازی که با کنش‌ها و رفتارش توانست سمپاتی مخاطب را به دست آورد تا با حوادث آتی بتواند روایت‌سازی کند.

معمولاً شخصیت قهرمان بایستی کمی ضدساختار باشد تا بتواند کنش‌های مؤثری در جهت پیشبرد داستان داشته باشد. همراهی کامل با ساختار و عدم خلق موقعیت‌های آیرونیک باعث می‌شود تا کاراکتر اصلی نماینده سازنده اثر باشد نه خودِ شخصیت. کارگردان در این فیلم به درستی با ترسیم شخصیت اصلی و منحصر به فرد کردن او برای مخاطب و قراردادن او در موقعیت‌های حساس و پرتعلیق گام بزرگی را در جهت دراماتیزه کردن نقش او به عهده داشت.

در نمای کلی فیلمنامه ضدیت با قاچاق‌بری به عنوان موضوعی خلاف قانون دیده می‌شود. هنگامی که با کاراکتر اصلی زن مواجه می‌شویم آرام آرام برای ما از کاراکتری سیاه که در ابتدای فیلم منجر به آن فاجعه شد، به کاراکتری خاکستری بدل می‌شود و این سیر تعالی در مواجه‌اش با قهرمان فیلم و با روندی باورپذیر رقم می‌خورد. مشکلات شخصی زن و اتفاقاتی که سابق بر این برای او رخداده در این تصمیم اشتباهش دخیل بوده؛ اما سازنده طرف قهرمان داستان است و با تمامی اینها برای انجام چنین کاری به او حق نمی‌دهد.

با پذیرش اینکه زن در صورت وجود یک موقعیت دیگر این کار را نمی‌کند، قهرمان را مجاب به حمایت صددرصدی می‌کند. این مسئله درون‌مایه فکری سازنده است که با موقعیتی سینمایی به نمایش درآمد، نه صرفاً به صورت شعاری.

استفاده از جلوه‌های ویژه یکی از مواردی بود که در فیلم به چشم می‌خورد و با وجود اینکه از ورژن حرفه‌ای این قابلیت بهره‌برداری نشد اما به اثر لطمه نزد و توانست سهم به‌سزایی در به ثمر نشستن جذابیت‌های اکشن فیلم برای مخاطب داشته باشد.

«اسکورت» در فیلمنامه اما می‌توانست بهتر عمل کند و اطلاعات بهتر و دقیق‌تری از زیست کاراکتر اصلی زن را در اختیار مخاطب قرار دهد. دلیل اینکه زن چندین سال به این کار ابتلا دارد می‌توانست بهتر رقم بخورد. از قاچاق‌بران دیگر نیز در پیشبرد قصه می‌توانست استفاده بهتری ببرد. هرچند که باید گفت از ویژگی‌های مثبت این فیلم نداشتن اضافات غیرمرتبط بود. منتهی می‌توانست پیچ و مهره قصه خود را از این طریق محکم‌تر کرده و اثری مناسب‌تر را از حیث فیلمنامه به مخاطب ارائه کند.

انتخاب بازیگران برای فیلم نیز به درستی و بر اساس مأموریت‌های فیلم صورت گرفته است. این‌گونه ایفای نقش‌ها می‌طلبد تا بازیگران دارای قدرت بدنی و سنخیت با شرایط آب و هوایی باشند. بخشی از باورپذیری نقش توسط مخاطب به این نوع از انتخاب بازیگران بازمی‌گردد. علاوه بر اینها، شیمی خوبی هم مابین قهرمان و کاراکتر اصلی زن وجود داشت که بار اصلی درام را به دوش می‌کشید.

انتهای پیام/