یادداشت| «چراغ برات» تجربه‌ای اجتماعی از نور، امید و انتظار

خبرگزاری تسنیم ـ علی محمدی، فعال سیاسی و اجتماعی| نیمه شعبان، تنها یک مناسبت تقویمی نیست؛ لحظه‌ای است که زمان رنگ انتظار می‌گیرد و جامعه، ناخودآگاه به سمت نور و امید متمایل می‌شود. ولادت حضرت مهدی موعود(عج) در فرهنگ شیعی، نماد وعده‌ای الهی برای رهایی، عدالت و پایان تاریکی‌هاست؛ وعده‌ای که قرن‌هاست در جان مردم ریشه دوانده است.

اما در کنار این باور عمیق مذهبی، آیین‌هایی شکل گرفته که نشان می‌دهد انتظار، فقط در دعا خلاصه نمی‌شود؛ بلکه در رفتار، همدلی و زندگی جمعی متجلی است. یکی از کهن‌ترین این آیین‌ها، جشن «برات» یا «چراغِ برات» است؛ رسمی که فراتر از مرزبندی‌های مذهبی، در دل فرهنگ ایرانی- اسلامی جای دارد.

برات، پیش از آن‌که به نیمه شعبان امروز گره بخورد، مفهومی از روشنی، بخشایش و رهایی بوده است. ابوریحان بیرونی، به‌عنوان یکی از دقیق‌ترین مورخان فرهنگ ایران، به صراحت از «لیله‌البرات» یاد می‌کند؛ شبی که روشنی، معنا و جایگاه ویژه‌ای در آن دارد. این اشاره، نشان می‌دهد که نور در این آیین، صرفاً یک عنصر فیزیکی نیست، بلکه نشانه‌ای از امید و تطهیر روح است.

در جغرافیای فرهنگی سیستان، «برات» تنها یک جشن نیست؛ خاطره‌ای جمعی است. شبی که خانه‌ها روشن می‌شد، دل‌ها به هم نزدیک‌تر می‌گردید و زندگی، معنای تازه‌ای پیدا می‌کرد. تعبیر زیبایی که با لهجه محلی سیستانی «بو زنده‌گو» به معنای بوی زنده‌ها برای نیمه شعبان، نشان می‌دهد که این شب، نماد حیات، دعا و پیوند دوباره انسان با آینده‌ای روشن بوده است.

آیین روشن کردن شاخه‌های پنبه یا گز، بیش از یک رسم ساده است. این شعله‌ها، زبان بی‌زبانی بودند که می‌گفتند «تاریکی ماندگار نیست». هر خانه، با چراغ خود، سهمی در روشنایی جمعی داشت؛ مفهومی که امروز نیز جامعه به‌شدت به آن نیازمند است.

در کنار نور، نان هم حضور داشت؛ «چَلبَک»‌های ساده اما پربرکت. زنان سیستانی با دستان خود، نانی می‌پختند که طعمش از جنس همدلی بود. تقسیم این نان میان همسایگان، تمرینی عملی برای بخشش و مشارکت اجتماعی به شمار می‌رفت؛ رفتاری که انتظار را از سطح کلام به میدان عمل می‌آورد.

نکته قابل تأمل آن است که این آیین‌ها، نه پرهزینه بودند و نه نمایشی. سادگی، عنصر اصلی آن‌ها بود؛ سادگی‌ای که معنا می‌ساخت و جامعه را به هم پیوند می‌داد. شاید راز ماندگاری برات نیز در همین بی‌تکلفی نهفته باشد.

امروز، در دنیایی که آیین‌ها گاه به مراسمی پرخرج و کم‌محتوا تبدیل می‌شوند، بازخوانی چراغ برات یک ضرورت فرهنگی است. نه برای بازگشت صرف به گذشته، بلکه برای ترجمه روح آن به زبان امروز؛ چراغانی خانه‌ها، لبخند به همسایه‌ها و تقسیم شادی، با هر شکل و ابزار ممکن.

انتظار حضرت مهدی(عج)، اگر در سبک زندگی ما نمود نداشته باشد، به مفهومی انتزاعی تقلیل می‌یابد. آیین‌هایی چون برات، انتظار را زمینی می‌کنند؛ آن را به کوچه، خانه و سفره مردم می‌آورند و از آن یک تجربه جمعی می‌سازند.

چراغ برات، می‌تواند نقطه تلاقی سنت بومی و باور مهدوی باشد؛ جایی که هویت محلی، نه در تقابل با دین، بلکه در خدمت تعمیق ایمان قرار می‌گیرد. این همان ظرفیتی است که فرهنگ ایرانی در طول تاریخ بارها از خود نشان داده است.

در روزگاری که جامعه با خستگی‌های روانی، شکاف‌های اجتماعی و ناامیدی‌های پنهان دست‌ و پنجه نرم می‌کند، احیای چنین آیین‌هایی یک انتخاب نیست؛ یک نیاز است. نوری کوچک در هر خانه، می‌تواند تصویر بزرگ‌تری از امید در جامعه بسازد.

شاید وقت آن رسیده باشد که نیمه شعبان را دوباره «زندگی» کنیم؛ نه فقط با چراغانی خیابان‌ها، بلکه با روشن کردن دل‌ها. چراغ برات، اگر درست فهمیده شود، تمرینی برای جامعه منتظر است؛ جامعه‌ای که می‌خواهد پیش از ظهور، شبیه وعده ظهور زندگی کند.

انتهای پیام/