خروش روستاییان خراسان جنوبی علیه طاغوت
- اخبار استانها
- اخبار خراسان جنوبی
- 16 بهمن 1404 - 10:41
به گزارش خبرگزاری تسنیم از بیرجند، تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی در خراسان جنوبی گواهی میدهد که اگر نقش روستاییان در به ثمر نشستن این نهضت عظیم بیشتر از شهرنشینان نبوده باشد، قطعاً کمتر نیست. روستاییانی که امروز در سنگر تولید و امنیت مرزها ایستادهاند، همان کسانی هستند که در سال 57 با پخش مخفیانه اعلامیههای امام(ره) و برپایی اولین راهپیماییهای «روستا به روستا»، پایههای رژیم ستمشاهی را در دورترین نقاط کویری لرزاندند.
روستای «گسک» در شهرستان درمیان، یکی از نقاط درخشان در کارنامه مبارزاتی روستاییان استان است. مبارزات در این نقطه با تشکیل گروههای مخفی 8 نفره آغاز شد. «قاسمی» یکی از مبارزان آن دوران، از زنجیره توزیع اعلامیهها روایت میکند که چگونه پیامهای امام خمینی(ره) از پاریس به قم، مشهد، بیرجند و در نهایت به خانههای روستایی گسک میرسید تا شبانه در معابر پخش شود.
اوج این حرکتها، ابداع راهپیماییهای «دهواری» (روستا به روستا) بود. اولین جرقههای علنی این حرکت از مسیر «گسک به کوشک» زده شد و به سرعت با پیوستن اهالی روستاهای آسیابان، درخش و سرخنگ، به یک موج خروشان تبدیل شد. در دی و بهمن 57، هر روز یک روستا (سیدان، مسک، نوزاد، بورنگ و...) محل قرار و تجمع بود؛ حرکتی که حتی تهدیدهای ژاندارمری رژیم و احضار سردستهها توسط پاسگاه درخش نیز نتوانست شعله آن را خاموش کند.
محرم و صفر؛ پوششی برای فریاد مرگ بر شاه
هوشمندی مبارزان روستایی در استفاده از سنتهای مذهبی، یکی از کلیدهای موفقیت آنها بود. با تقارن روزهای پرالتهاب انقلاب با ماههای محرم و صفر، مردم در پوشش عزاداری سیدالشهدا(ع)، شعارهای «مرگ بر شاه» و «مرگ بر بختیار» را در لفافه و سپس به صورت علنی فریاد میزدند. بسیاری از این روستاییان با کرایه کردن مینیبوس و تحت پرچمداری علمای بزرگی همچون آیتالله ربانی، خود را به بیرجند میرساندند تا در مسیر میدان فرودگاه تا آزادی، دوشادوش شهریها حماسه بیافرینند.
بیدسک؛ تریبونی از جامهری مسجد
در بخش قهستان، دانشجویان انقلابی نیز نقش هدایتگری داشتند. «پرویز اکبری» که در آن زمان دانشجوی دانشگاه علم و صنعت تهران بود، پس از تعطیلی دانشگاهها به زادگاهش روستای «بیدسک» بازگشت تا تریبون بیداری مردم باشد. او با ساختن تریبونی ساده از جامهری مسجد روستا، شبها برای اهالی از آرمانهای امام(ره) و ضرورت سقوط سلطنت میگفت. در آن روزها، تحرکات ویژه چهرههایی چون مرحوم حجتالاسلام صالحی و زینلی، روستاهای بیدسک، منند و نگینان را به کانونهای تظاهرات تبدیل کرده بود.
پهنایی؛ تشکیل هستههای مقاومت 30 نفره
در شهرستان قائنات نیز روستای «پهنایی» به عنوان یکی از نقاط استراتژیک مبارزاتی شناخته میشد. در این منطقه با تشکیل هیئتهای 30 نفره از معتمدین و جوانان انقلابی، مدیریت تجمعات و پخش پیامهای نهضت به شکلی منسجم دنبال میشد. روستاییانی که در آن سالها نهال انقلاب را غرس کردند، پس از پیروزی نیز در جبهههای دفاع مقدس خوش درخشیدند؛ چنان که بسیاری از یاران همان گروههای 8 نفره و 30 نفره، بعدها به فیض شهادت نائل آمدند.
در روستای پهنانی قائنات، نام «غلام اشتری» با مبارزات سال 57 گره خورده است. این معلم انقلابی در گفتگو با خبرنگار تسنیم اظهار داشت: مردم پهنانی لحظهای از دفاع از آرمانهای امام خمینی (ره) کوتاهی نکردند. با هدایت حجتالاسلام «برقهای»، هستهای 30 نفره از جوانان پرشور روستا تشکیل شد که وظیفه خطیر تهیه و تکثیر تمثال و اعلامیههای امام را بر عهده داشتند.
وی به فشار دستگاههای امنیتی اشاره کرد و گفت: مأموران رژیم بارها مرا به بازداشت تهدید کردند و در اواخر دیماه 57، به جرم حضور در راهپیماییها، حقوق مرا قطع و برایم سه ماه غیبت رد کردند، اما این فشارها مانع از اراده مردم نشد.
«اکملی» یکی دیگر از مبارزان این روستا که در آن زمان تنها 10 سال داشت، از روزهای خونین 22 آذر 57 میگوید: با وجود سن کم، دیوارنویسی میکردم. روزی که مأموران رژیم راهپیمایی مردم قاین را به خاک و خون کشیدند، من به همراه 50 نفر از اهالی روستا در آن میدان حضور داشتم و شاهد جنایات رژیم بودم.
روایت «فتحآباد»؛ از انتقال مخفیانه نوارها تا شعارنویسی با اسپریهای تهرانی
در شهرستان فردوس نیز روستای «فتحآباد» پرچمدار مبارزه بود. سید «محمد رفیعی»، یکی از فعالان انقلابی این منطقه، روایتی جالب از روشنگری در پایتخت و انتقال آن به روستا دارد. او اظهار داشت: پیش از انقلاب در کارخانهای در تهران کار میکردم که صاحب آن یک افسر بازنشسته مخالف شاه بود. او ما را با مفاسد رژیم آشنا کرد.
وی افزود: ما اعلامیهها و نوارهای سخنرانی امام (ره) را لای رختخواب و لباسها پنهان کرده و به شهرستان منتقل میکردیم. آن زمان هنوز اسپری رنگ در فردوس پیدا نمیشد؛ من و دوستم مرحوم «کاتوزی» اسپریها را از تهران میآوردیم و شبانه روی تابلوهای جادهای و دیوارهای روستا شعار مینوشتیم.
پیوستگی شهر و روستا در مسیر سقوط طاغوت
«ابوالقاسم محمدزاده»، از دیگر مبارزان فتحآباد، به همبستگی بینظیر مردم اشاره و تصریح کرد: شرکت در تظاهرات اولویت اول مردم بود. هر روز با وانت یا حتی تریلیِ تراکتور، اهالی روستا را به فردوس میبردیم تا در راهپیماییهای شهری شرکت کنند. ما اعلامیههای حضرت امام (ره) را در مساجد و هیئتها برای مردم میخواندیم و همین جلسات مخفیانه، بصیرت اهالی را نسبت به فساد رژیم پهلوی دوچندان میکرد.
امروز بازخوانی حماسههای روستاییان پهنانی و فتحآباد نشان میدهد که انقلاب اسلامی، حرکتی برخاسته از عمق ایمان تودههای مردم بوده که هیچ تهدید و محرومیتی نتوانست شعله آن را خاموش کند.
انتهای پیام/258