شب برات است و میدهند برات/ نگاهی به آیین باستانی چراغبرات در خراسان
- اخبار فرهنگی
- اخبار دین ، قرآن و اندیشه
- 14 بهمن 1404 - 21:13
خبرگزاری تسنیم: همین امروز اگر به عنوان یک خراسانی یا یک زائر امام رضا(ع)، که برای زیارت امام هشتم در ایام نیمه شعبان خود را به مشهد رسانده است، سری به قبرستانهای این شهر و سایر شهرهای خراسان بزنید، حال و هوای متفاوتی را تجربه میکنید. قبرستانهایی شلوغ و پرازدحام با سفرههای ترمهای که روی مزارها پهن شده و لبریز از خوراکیهای خوشمزه و میوههای فصلی است. نان روغنجوشی هم گلِ سرسبد این خوراکیهاست.
این حال و هوای دوستداشتنی در روستاها بیشتر به چشم میخورد؛ روستاهایی که هنوز به آیین و رسوم دیرینه خود پایبند هستند؛ به آیینهایی مثل آیین باستانی «چراغ برات».
روزهایی برای مردگان و زندگان
12 و 13 و 14 شعبان، روزهای برات است. برات میدهند. درهای آسمان باز است و روح انسانهای خوابیده در زیر خاک، آزاد.
میتوانی براتِ آزادی از آتش و گرفتاریهای برزخی را برای خفتگانِ در خاک، از خدای آسمانها تمنا کنی. در آخرین روز و آخرین شب، یعنی روز چهاردهم و شب پانزده شعبان هم میتوانی برات رهایی خودت از آتش و رستگاریات را طلب کنی و امیدوار باشی که دست خالی برنخواهی گشت.
این باورِ مردم خراسان بزرگ و قدیم است؛ از گذشتههای دور تا همین امروز. آنها ایام منتهی به نیمه شعبان را ایام برات یا «چراغ برات» مینامند و به ماه شعبان هم ماه برات میگویند.
میگویند این ماه، ماه برات است و برات میدهند؛ به مرده و زنده.
میگویند در سه روز از این ماه، مردگان آزاد هستند و میشود بر سر مزارشان دیداری تازه کرد. پس سر مزار عزیزانِ مرحوم خود میروند، شمع و چراغ روشن میکنند و بهترین خوراکیها را به عنوان خیرات، روی مزار میچینند و به هر رهگذری که برای فاتحهخوانی به سمت مزارِ عزیزِ درگذشتهشان آمد، تعارف میکنند، تا ثواب این خیرات در کنار خواندن قران و دعا، به ارواح عزیزانشان برسد.
دوازدهم، سیزدهم و چهاردهم ماه شعبان، ایام «چراغ برات» است. شمع و چراغ روشن میکنند و تمام این ایام را در کنار عزیزان مرحوم خود بیتوته میکنند. قدر و ارزش این نور در باور مردم به قدری است که برخی معتقدند چراغِ برات نباید در طول این سه روز خاموش بشود، لذا گاهی از فانوسهای قدیمی با سوخت پایدارتر در روی قبور استفاده میشود.
این دوره سه روزه، در برخی مناطق به صورت مجزا نامگذاری شده است. روز دوازدهم با عنوان «برات غریبان»، روز سیزدهم با عنوان «برات شهیدان» و روز چهاردهم نیز به «برات همه اموات» اختصاص دارد.
آیین «چراغ برات» که تجلی سبک زیست و زندگی مردم ناحیه خراسان بزرگ است، بر پایه احترام به گذشتگان و حفظ ارتباطات و گردهماییهای خانوادگی و اجتماعی و باور به حیات پس از مرگ شکل گرفته است. چیزی شبیه همان رسم پنجشنبه آخر سال که اهالی پایتخت را به قبرستانها و قبور عزیزانشان میکشاند.
تلفیق زیبایی از باورهای مردمی و مذهبی
گفته میشود آیین «چراغ برات»، قدمتی به درازای یک تاریخ دارد و یک آیین باستانیِ زرتشتی است که از پیش از اسلام در خراسان بزرگ رواج داشته و ریشهاش به احترامی برمیگردد که ایرانیان یکتاپرست برای مردگان خود قائل بودند.
از سویی اسلام که پا به خاک ایران گذاشت، بستهای از اعتقادات را با خود برای ایرانیان به ارمغان آورد. اعتقاداتی چون مبارک بودن برخی ایام مثل شب و روز نیمه ماه شعبان و ایام بیض ( سیزده، چهارده و پانزدهم این ماه).
ایرانیان که مردمی باهوش و باتدبیر و باورمند به اصول اخلاقی بودند، نه آیین و فرهنگ خود را کنار گذاشتند و نه در برابر باورها و اعتقادات دین اسلام، جبهه گرفتند. آنها با هوش و درایت آریایی خود، تلفیق شیرین و دلنشینی از باورها و فرهنگ نیاکان خود و باورها و اعتقادات دین اسلام ساخته و رنگ بلوغ و کمال به حیات و زندگیشان پاشیدند.
متون تاریخی را که ورق بزنید به این صفحات میرسید که اوج هنرمندی ایرانیان مسلمان شده در تلفیق باورهای ملی و مذهبی به قرنهای سوم و چهارم هجری برمیگردد. همچنین به این سند که از بیش از هزار سال پیش در خراسان بزرگ، عید یا مراسم لیله البرات یا لیله الصک را در نیمه شعبان با همان رسوم و آیین ایرانی - زرتشتی اما با توضیح و توجیه اسلامی برگزار میکردند.
ابوریحان بیرونی دانشمند بزرگ ایرانی که مزارش در غزنی در خراسان بزرگ ( افغانستان امروزی) قرار دارد، درمورد این آیین گفته است: سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم ماه شعبان، ایام البیض نام دارد و شب پانزدهم این ماه، شب بزرگ است و لیله الصک و لیله البرات نام دارد، و عوام مردم بر این عقیدهاند که صورت افرادی را که در آن سال باید بمیرند، خداوند در آن شب به ملکالموت نشان میدهد.
پژوهشگران حوزه خراسان امروز معتقدند که آیین «چراغ برات»، نه یک آیین محلی صرف، که یک پدیده مردمشناسانه پیچیده است. این آیین باستانی که به طور سنتی در آستانه نیمه شعبان و میلاد حضرت صاحب الزمان(عج) برگزار میشود، ریشه در مفاهیم عمیق الهی از یک سو و فولکلوریک (مردمی) از دیگر سو دارد و نکته متمایزکننده آن از سایر آیینهای مشابه، اجرای آن در سه شبانهروزِ تعیین کننده است که در این مدت زندگان و مردگان برای به دست آوردن «برات آزادی» با نذر و نیاز و دعا و خیرات، تلاش میکنند.
این ایام که به شب میلاد منجی بشریت ختم میشود، در بسیاری از مناطق دیگر ایران و برخی کشورها با نام «شب برات» معروف است و مردم در استانهایی چون کردستان و خوزستان و کشورهایی چون هند، ترکیه، پاکستان، افغانستان، سوریه و عراق آن را جشن میگیرند.
برات و شب برات در ادبیات ایرانیها
رد پای «برات» یا «شب برات» در ادبیات ایران هم به چشم میخورد، آنجا که سنایی غزنوی میسراید: «از زمان آمدند بهر ثنات/ جمعه و بیض و قدر و عید و برات». یا آنجا که مولوی میگوید: «ای که هر روزت چو عید و هر شبت قدر و برات». یا وقتی حافظ از همنشینی قدر و برات میگوید و معنای عمیقتری از برات را آشکار میکند: «آن شب قدر که این تازه براتم دادند».
برات در ادبیات خراسانیهای امروز معنای دیگری هم دارد و به معنی الهام قلبی به کار میرود که «برات شدن بهدل» یکی از آنهاست. آنجا که میگویند: «این موضوع به دلم برات شده است». یا «به دلم برات شده که این اتفاق میافتد».
یک نقل قول تاریخی هم هست که در «تاریخ عالم آرای عباسی» آمده و در آن گفته شده است: «شاه عباس صفوی شبهای متبرکی را در روضه منوره حضرت رضا (ع) به عبادت میگذرانده که یکی از آنها شب برات بوده است».
انتهای پیام/