نقش بی‌بدیل انسجام داخلی ایران در مواجهه با آمریکا

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری تسنیم، حمزه علی‌پور کارشناس مسائل غرب آسیا،‌ پژوهشگر و مدرس دانشگاه در یادداشتی نوشت: انسجام داخلی ایران در سه سطح "مردمی، نخبگان، نظامی " اثر بازدارندگی خود را نشان داد.

وحدت مردمی و روحیه مقاومت

تظاهرات گسترده میدانی و نمایش پشتیبانی عمومی در تمامی لایه های جامعه از نظام در جنگ 12 روزه و اغتشاشات و اتحاد واقعی در برابر هرگونه تجاوز و فتنه، ترامپ و متحدین آمریکا با جامعه یکپارچه‌ای مواجی شدند که هزینه هرگونه حمله‌ی تمام‌عیار را به‌شدت افزایش می‌داد.

رهبری و انسجام نخبگان

تمام جریان‌های سیاسی داخلی در محکومیت حمله نابخردانه و اشتباه راهبردی آمریکا و ضرورت پاسخ به هرگونه تجاوز موضع گرفتند. حمله نظامی آمریکا  انسجام نخبگان را حول نظام را تقویت نمود و معترضان و فتنه‌گران را به حاشیه راند و امید به تفرقه افکنی داخلی را از بین برد.

عملکرد متحد و حساب شده ی نظامی

پاسخ‌های موشکی دقیق و کنترل‌شده هم توانایی فنی را نشان داد و هم از تشدید غیرضروری اجتناب ورزید. همچنین افزایش توان نظامی، موشکی و دفاعی ایران و بعد از جنگ 12روزه نشان داد که ایران قادر به اجرای یک عملیات منسجم و قابل پیش‌بینی است و هرگونه تشدید از سوی آمریکا می‌تواند به یک جنگ گسترده و پر هزینه و به درگیر کردن کل منطقه بیانجامد. علاوه بر انسجام داخلی ایران، عوامل دیگری نیز در تصمیم ترامپ برای عقب‌نشینی نقش داشتند که در گزارشات کارشناسان خارجی به آنها اشاره شده است:

محدودیت قدرت نظامی آمریکا: محدودیت قدرت نظامی آمریکا و افزایش توان بازدارندگی دریایی ایران و توان مانور ایران در پرداختن به جنگ‌های پارتیزانی و دریایی علیه پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه مانع از اقدامات دونالد ترامپ گردید.

نگرانی متحدان منطقه‌ای: متحدان کلیدی آمریکا در خلیج فارس با کاخ سفید تماس گرفته و خواستار خویشتن‌داری و دیپلماسی شدند و ترس از حمله همه‌جانبه ایران به پایگاه‌های آمریکا در کشورهای منطقه وجود داشت.

محاسبه هزینه و فایده: ترامپ دریافت که حمله به ایران پر هزینه و پیچیده خواهد بود و می‌تواند به گسترش جنگ و در معرض تهدید قرار گرفتن 30 هزار نیروی آمریکایی مستقر در غرب آسیا بیانجامد.

تغییر نگرش متحدین آمریکا نسبت به قدرت آمریکا: برخی متحدان کلیدی، مانند کشورهای اروپایی، در واکنش به سیاست‌های جدید واشنگتن (مانند اولویت‌دهی به نیم‌کره غربی و درخواست برای تحمل بار بیشتر مسئولیت‌های دفاعی توسط متحدان) به‌دنبال افزایش «خودمختاری راهبردی» هستند.

به‌طور کلی، چارچوب نظری نشان می‌دهد که ادراک افول نسبی قدرت یک قدرت هژمون منجر به واکنش‌هایی همچون احتیاط راهبردی، متنوع‌سازی اتحادها و نشان دادن استقلال عمل بیشتر از سوی متحدان آن شده است.

نتیجه:

عقب‌نشینی ترامپ نتیجه ترکیب چند عامل بود که در رأس آن انسجام داخلی ایران قرارداشت. این انسجام در سطوح مردمی، نخبگان، نظامی تجلی یافت. هزینه و ریسک محاسبه‌شده هرگونه تشدید از سوی آمریکا را به حدی افزایش داد که گزینه نظامی را غیرجذاب کرد. 

تجربه این بحران مجدداً نشان می‌دهد که وحدت ملی و انسجام داخلی، نه‌تنها در میدان نبرد، بلکه در صحنه رقابت‌های راهبردی نیز یک دارایی بازدارنده قوی است و می‌تواند یک ابر قدرت را به عقب‌نشینی وادار کند.

انتهای پیام/