فـــرودی آرام
- اخبار رسانه ها
- اخبار خواندنی
- 13 بهمن 1404 - 18:05
به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، آوریل 1988 خبر خوشحالکنندهای از ایالاتمتحده رسید. لورنس ولش، مدعی ویژه آمریکایی که در مورد پرونده ایرانگیت تحقیق میکرد، احضاریهای را که علیه من صادر شده بود لغو کرد.
نامه اولش را به دبیر هئیت دولت الیکیم روبنشتاین فرستادم و او مخالفتش با خروج من برای سفر به ایالات متحده را لغو کرد. بار سنگینی که روی سینهام بود برداشته شد و احساس خوشحالی بیپایانی میکردم.
اکتبر 1988 شرکت «شاورون اینوستمنت» به شرکت توسعه زمین نیمرودی پیوست.
صاحبان این شرکت دو یهودی تابع استرالیا به نامهای یوسف برنارد و ساموئل موس بودند.
مشارکتشان با هم برابر بود اما مناسبات داخلی [همچنان با] کنترل خانواده نیمرودی تعیینکننده بود.
آن روزها اولین سال حضورم در «توسعه زمین» را در خانه خود در ساویون جشن گرفتم. یک گروه کوچک ارکستر اسرائیلی و گروه دوستانشان را در اصل برای کمک به آنها در خانهام مهمان کردم. در آن شب هیجانانگیز گروه ارکستر قطعاتی از ویوالدی، چیکوبسکی و باخ نواخت. این پایان زیبا و فرهنگی برای سال پربار در فعالیتهای تجاریام بود.
پایان ژانویه 1989 در کفرهامکابیا جلسه دوستانه «چادرنشینان پالماخ» با مشارکت شهرداری رمت گان برگزار شد.
آن شب نقد و بررسی فیلم سینمایی انجام شد که توسط گیل سدن نوشته و کارگردانی شده بود.
این فیلم که بخش عمدهای از هزینههای تولید آن را خودم برعهده گرفته بودم، روایتی از قهرمانی یگان «سحر» در بیروت در روزهای آغازین جنگ استقلال1 بود.
این فیلم ترکیبی از صحنههای مستند و مصاحبههای مردمی و پروندههای این یگان بود که من نیز در بین آنها بودم.
در پایان این نمایش ویژه، وزیر دفاع اسحاق رابین برخاست و از من به خاطر تأمین مالی این پروژه تشکر و این فیلم را تحسین کرد و بر اهمیت آن به عنوان بخشی از تجسم تاریخی اسرائیل برای نسل جوان تاکید کرد.
رابین گفت: «گاهی من از این جهل و عدم آگاهی بزرگسالان امروز از اتفاقاتی که در این چهل سال اخیر رخ داده است شگفتزده میشوم.»
بعد از گذشت زمان کوتاهی پدیده دیگری برای من اتفاق افتاد، که این نیز به انتقال میراث به نسل جوان مربوط بود. اینبار از سمت غیرقابل انتظاری آمد.
یک خانم نویسنده به نام تامار بورنشتاین- لازار که بیشتر از دویست کتاب برای کودکان و نوجوانان نوشته است تصمیم گرفت کتابی شش جلدی به نام اسپیسی و اسرار حکومت آینده منتشر کند.
اسپیسی نوجوان فضائی با قدرتی شگفتانگیز برای گردش در زمان، به کمک دانشآموزان که مدارس در دوره قبل از تشکیل اسرائیل آنها را مجبور به نوشتن تکالیفشان کرده است فرار میکند.
صاحب این ایده دوستم عوزی نارکیس بود که در آن زمان رئیس بخش اطلاعات آژانس و رئیس سازمان قدیمی «هاگانا»2 بود. این نویسنده با اسحاق ناوون ملاقاتی انجام داد و ناوون برای او داستانهایی از نوجوانی من در اورشلیم و کمکی که به سرویسهای اطلاعاتی هگانا کرده بودم تعریف کرد. این داستان به جلد سوم راه پیدا کرد، جاسوسی در معابر اورشلیم.
برای قدردانی و گرامیداشت این نویسنده درآوریل 1989 جشنی فوقالعاده با حضور تمام قهرمانان این کتاب جدید و با حضور این خانم نویسنده در خانهام در ساویون ترتیب دادم. شبی فراموشنشدنی بود.
نویسندگان، شعرا، متفکرین و روزنامهنگاران در آنچه که بعدها در گزارشهای رسانهای به عنوان «جشن ادبی سال» نامیده شد، سهم داشتند.
بازگشت به اسرائیل برایم بسیار خوب بود و این فرود آرام و دلپذیری بود.
در خانهام جشنهای باشکوهی برگزار میشد، از جمله آنها دورهمی مخصوصی بود که به مناسبت یک دهه انقلاب در ایران ترتیب داده بودم. در روزنامهها مطالب بسیاری درباره جشنهای متفاوت در خانهام و در مورد ملاقاتهایم با مقامات عالیرتبه در داخل و خارج از کشور چاپ میشد.
همه اینها و بالاتر از اینها خرید موفقیتآمیز «توسعه زمین» بود که کمی خشم مرا در آنچه مربوط به پرونده ایرانگیت میشد کم میکرد، اگرچه که حواشی آن همچنان آسایش مرا سلب کرده بود بهویژه دروغ وحشتناک سرهنگ رافائل واردی که من دومیلیون دلار به جیب زدم.3 تازه در روزهای آخر سال 1991 به طور کامل از این افترای وحشتناک تبرئه شدم.
اولین سال فعالیتهای ما در «توسعه زمین» به خاطر مبارزهای که با عزم استوار، با بورس اوراق بهادار داشتیم، متمایز شد، مبارزهای که با اقدامات حقوقی و قانون بازنگری کنست به اوج خود رسید. بعد از تکمیل خرید سهام «توسعه زمین»، بورس اوراق بهادار به ما مراجعه و درخواست کرد از مردم بسته سهام بخریم.
این درخواست را رد کردیم و بورس علیرغم میل دلالان و سرمایهگذاران، از جانب خود برای مدتی طولانی داد و ستد با این سهام را قطع کرد.
با مذاکرات پیدرپی در ماه مه 1988 توافق شد که یک سهام سفارشی به مبلغ دو و نیم میلیون دلار (5.7درصد از سرمایه)، با سیدرصد بالاتر از نرخ بازار بخریم.
جولای 1988 مدیریت بورس دستورالعملی صادر کرد که طبق آن شرکتهایی که سهام ممتاز دارند، دارندگان آنها باید حداقل بیستوپنج درصد از سرمایههای تخصیصی برای اهداف سرمایهگذاری خود را نگه دارند. این دستورالعمل بورس، جمعآوری سرمایه سهامی را در نوامبر 1988 برای ما سخت کرد و این موضوع به مراجع قانونی رسید. «توسعه زمین» وکیل امنون گولدنبرگ را نماینده خود کرد و او چنان کار اساسی انجام داد که شایسته ستایش بود.
عوفر در حالی این مبارزه حقوقی را انجام میداد که هنوز در هاروارد مشغول تحصیل بود. عوفر خودش حقوقدان بود و قدرت مبارزه قابلتوجهی از خود نشان داد.
این یک مبارزه حقوقی با اهمیت عمومی درجه یک بود و در پرونده «توسعه زمین» سابقه مهم و جالبی در منطقه تلآویو در 13 نوامبر 1989 ایجاد کرد، این که دستورالعملی که توسط بورس صادر شده بود وجهه قانونی ندارد. از این جهت که بورس بدون مجوز عمل کرده بود و عملاً مجوز را به سازمان اوراق بهادار تخصیص داده بود.
حتی به نظر قاضی الیاهو وینوگراد این دستورالعمل آزمایشی به منافع دارندگان سهام ممتاز یا کسانی که این حق را با حسننیت و قانونی خریداری کرده بودند، ضرر میرساند.
پیروزی حقوقی بزرگ «توسعه زمین» این امکان را برای ما فراهم کرد که در اکتبر 1989 برای جمعآوری حدود چهل میلیون شِکِل توسط اوراق قرضه قابل تبدیل به سهام، اطلاعیهای منتشر کنیم. صدور اوراق قرضه موفقیت بیسابقهای بود، تعهد پرداخت 158 شِکِل بود و هر سفارشدهنده حداقل یک درصد دریافت میکرد.
بعد از صدور اوراق قرضه، افزایش سرمایه شرکت توسعه زمین نیمرودی در «توسعه زمین» 16.3درصد و در آراء 58.1 درصد بود.
پانوشتها:
1- م: جنگ استقلال در ادبیات صهیونیستها اشاره به رویدادهای سال 1947تا 1949 دارد که منجر به تشکیل دولت جعلی اسرائیل در 14 می 1948 شد. فلسطینیان از این روز با عنوان «روز نکبت» یاد میکنند. در این سالها طی دو مرحله سرزمین فلسطین به اشغال صهیونیستها درآمد. در مرحله اول سرزمین فلسطین به دو منطقه تحت حاکمیت یهودیان صهیونیست و اعراب فلسطینی تقسیم شد که مخالفت قاطع کشورهای عربی و مقاومت جریانهای آزادیخواهانه فلسطینی را به همراه داشت. مرحله دوم در 14 می 1948 با اعلام پایان قیمومیت انگلستان بر فلسطین و همزمان اعلامیه تشکیل دولت جعلی اسرائیل توسط یهودیان صهیونیست رخ داد که به جنگ کشورهای عربی(مصر، سوریه، عراق، لبنان، اردن، یمن، عربستان) با رژیم اشغالگر قدس انجامید. لازم به ذکر است یهودیان از سالهای آغازین قرن بیستم توطئه برای غصب سرزمین فلسطین را آغاز کردند. طی جنگ جهانی اول و با حمایت انگلستان بهویژه در بیانیه بالفور موج مهاجرت یهودیان به سرزمین فلسطین شدت بیشتری گرفت و پس از جنگ جهانی دوم این روند غاصبانه تکمیل شد. در واقع انگلستان طی سالهای متمادی برای تشکیل رژیم جعلی اسرائیل در فلسطین زمینهسازی کرد. مهاجرت گسترده یهودیان به فلسطین، تغییر ترکیب جمعیتی در فلسطین و استفاده از سلطه خود بر سرزمین فلسطین به نفع یهودیان صهیونیست از جمله اقدامات آنان بود که در نهایت با هماهنگی در اعلام همزمان اتمام قیمومیت بر فلسطین و تشکیل دولت جعلی اسرائیل به هدف نهائی رسید.
2- م:هاگانا (به انگلیسی Haganah و به عبری ?????) یک سازمان نظامی صهیونیستی بود که در سال 1920 در قدس تشکیل شد. این سازمان فرماندهی تأسیس اسرائیل در فلسطین را از 1921 تا 1948 بهعهده داشت و پس از اعلام موجودیت رژیم جعلی اسرائیل با سازمانهای نظامی مشابه دیگر ارتش اسرائیل را تشکیل دادند. هاگانا در سالهای فعالیت خود نقش عمدهای در سرکوب فلسطینیان؛ حمله به آنها و غارت اموال و غصب زمینهایشان داشت. در سالهای قیام فلسطینیان (1936 تا 1939) همکاری مهمی میان هاگانا و نیروهای استعمارگر انگلیس در فلسطین صورت گرفت. در جریان جنگ جهانی دوم هاگانا در کنار انگلیس و متفقین ایستاد و بسیاری از اعضای آن به تیپ یهودی پیوستند تا در صفوف نیروهای انگلیسی بجنگند. تأسیس و آموزش نیروهای ضربتی هاگانا به نام «پالماخ» (متشکل از سه گردان) در سال 1941 به رهبری ایگال آلون با کمک نیروهای انگلیسی انجام شد. علیرغم این همکاریها اما در دورههای کوتاهی نیز منافع هاگانا و انگلستان با یکدیگر دچار تعارض شد و به درگیری با یکدیگر پرداختند. در نهایت بنگوریون اولین نخستوزیر رژیم جعلی اسرائیل در 31 مه 1948 دستور انحلال هاگانا و تبدیل آن به ارتش اسرائیل را صادر کرد.
3- م: اشاره به پروندهای است که طی آن نیمرودی در جریان رسوایی ایرانگیت به اخذ رشوه متهم شده بود. نیمرودی در این کتاب ادعا میکند پس از سالها آن پرونده با تبرئه او از اتهامات مختومه شده است.
منبع: کیهان
انتهای پیام/