«قمارباز»؛ تریلری که روایت را فدای بیانیه نمی‌کند

خبرگزاری تسنیم ـ امیرحسین مکاریانی: فیلم سینمایی «قمارباز» به‌کارگردانی محسن بهاری، یک تریلر اجتماعی ـ معمایی است که سراغ یکی از سوژه‌های حساس این سال‌ها می‌رود: حملات سایبری و تبعات امنیتی آن. فیلم بدون هیاهو و ادعاهای بزرگ، داستان خود را در یک لوکیشن محدود پیش می‌برد و به‌خلاف بسیاری از آثار هم‌ژانر جشنواره، بیشتر به روایت متکی است تا شعار.

داستان درباره اردشیر، مأموری مرموز است که با نفوذ به خانه فرید، برنامه‌نویس بانک مرکزی، مدعی می‌شود برای آزادی معاون زندانی او، قره‌باغی، آمده است. تقابل لفظی و روانی میان این دو، به‌تدریج لایه‌های پنهان ماجرا را آشکار می‌کند و مشخص می‌شود فرید و نامزدش باران در فروش اطلاعات بانکی به بیگانگان نقش داشته‌اند. اردشیر با نوعی بازی روانی، هر دو را در موقعیتی قرار می‌دهد که ناخواسته به اعتراف نزدیک می‌شوند.

«قمارباز» را می‌توان در دسته تریلرهای جاسوسی طبقه‌بندی کرد، اما تفاوتش با بسیاری از آثار مشابه در این است که به‌جای گسترش جغرافیا و تعدد لوکیشن، روی تعلیق موقعیت تمرکز می‌کند. روایت تک‌لوکیشنی فیلم، اگرچه در نگاه اول محدودکننده به‌نظر می‌رسد، اما در بخش قابل‌توجهی از فیلم به نقطه قوت تبدیل می‌شود و مخاطب را با خود همراه نگه می‌دارد.

 

تعلیق‌های داستانی به‌درستی طراحی شده‌اند و تا حدود سه‌چهارم فیلم، کشش روایت حفظ می‌شود، با این حال، در یک‌سوم پایانی، ریتم افت می‌کند و فیلم دچار فرسودگی می‌شود؛ جایی که تکرار موقعیت‌ها و طولانی شدن تقابل‌ها، از شدت درگیری ذهنی مخاطب می‌کاهد، البته با توجه به محدود بودن بازیگران و ساختار تک‌لوکیشنی، این افت ریتم تا حدی قابل پیش‌بینی و قابل اغماض است.

بازی‌ها از اغراق و تیپ‌سازی فاصله دارند و فیلم عامدانه از شعارزدگی پرهیز می‌کند. «قمارباز» به‌خلاف نمونه‌هایی مثل «غبار میمون» که عملاً به بیانیه‌نویسی نزدیک می‌شوند، تلاش نمی‌کند پیام خود را فریاد بزند یا قضاوت نهایی را به‌زور به مخاطب تحمیل کند، روایت مسیر خودش را می‌رود و نتیجه‌گیری را به تماشاگر می‌سپارد.

در جهانی که مفاهیم امنیتی و سیاسی اغلب در لایه‌های پنهان معنا پیدا می‌کنند، «قمارباز» به‌درستی از دیکته کردن پیام پرهیز می‌کند. فیلم می‌داند که معنا وقتی اثرگذار است که عریان و مستقیم عرضه نشود، بلکه در دل روایت و شخصیت‌ها پنهان بماند و این مخاطب باشد که در نهایت به قضاوت برسد. شاید «قمارباز» فیلم بی‌نقصی نباشد، اما میان آثار پرادعای این دوره جشنواره، صداقت روایی‌اش امتیاز مهمی محسوب می‌شود.

نکته قابل‌توجه دیگر درباره «قمارباز» این است که فیلم بر اساس یک ماجرای واقعی ساخته شده است و برخی از کاراکترهای آن مابه‌ازای بیرونی دارند، اما سازندگان آگاهانه از پررنگ کردن این مسئله پرهیز کرده‌اند. «قمارباز» به‌خلاف بسیاری از آثار مشابه، تلاش نمی‌کند با تکیه مستقیم بر برچسب «بر اساس واقعیت» برای خود اعتبار یا هیجان مصنوعی بسازد و ترجیح می‌دهد روایتش مستقل از این پشتوانه بیرونی پیش برود.

به‌نظر می‌رسد این تصمیم به چند دلیل اتفاق می‌افتد؛ اول اینکه مانور دادن روی «واقعی بودن» ماجرا، فیلم را به‌سمت بیانیه امنیتی یا بازسازی گزارشی سوق می‌داد؛ مسیری که بسیاری از آثار این ژانر در آن گرفتار می‌شوند. «قمارباز» تلاش کرده به‌جای مستندسازی یا افشاگری، یک بازی دراماتیک و روانی خلق کند و تمرکز را روی موقعیت و شخصیت‌ها نگه دارد، نه روی پرونده واقعی پشت داستان.

دوم، پررنگ کردن مابه‌ازای بیرونی شخصیت‌ها می‌توانست دست فیلم را در قضاوت ببندد. وقتی مخاطب بداند با یک روایت مستقیم از واقعیت مواجه است، ناخواسته دنبال تطبیق، داوری و نتیجه‌گیری قطعی می‌رود، در حالی که فیلم عامدانه می‌خواهد قضاوت را به مخاطب واگذار کند و معنا را در لایه‌های پنهان روایت نگه دارد، نه در توضیحات بیرونی.

سوم، در فضای سینمای ایران، تأکید بیش از حد بر «بر اساس واقعیت» معمولاً انتظاراتی خارج از توان فیلم ایجاد می‌کند؛ از افشای صریح تا موضع‌گیری سیاسی آشکار. پرهیز سازندگان از این مانور، به «قمارباز» اجازه داده است در قالب یک تریلر کنترل‌شده و غیرشعاری باقی بماند و از حاشیه‌هایی که معمولاً چنین سوژه‌هایی را زمین‌گیر می‌کند، دور بماند.

در مجموع، این انتخاب باعث شده است «قمارباز» به‌جای تکیه بر اعتبار بیرونی، روی روایت، تعلیق و اعتماد به مخاطب بایستد؛ تصمیمی که اگرچه فیلم را کم‌ادعاتر نشان می‌دهد، اما دقیقاً در راستای هویت روایی آن است.

انتهای پیام/+