از رامسر تا احتضار؛ خلیج گرگان چگونه به فاجعه اکولوژیک رسید؟
- اخبار استانها
- اخبار گلستان
- 13 بهمن 1404 - 10:49
به گزارش خبرگزاری تسنیم از گرگان، در جنوب شرقی دریای خزر، زیستبومی منحصربهفرد و حیاتی در حال جان دادن است. خلیج گرگان، بزرگترین خلیج ایرانی دریای خزر و نگینی که روزگاری به عنوان یکی از سایتهای ثبتشده در کنوانسیون رامسر و ذخیرهگاه زیستکره یونسکو میدرخشید، اکنون در بستر احتضار فرو رفته است. وضعیتی که کارشناسان دیگر آن را بحران نمینامند، بلکه از آن به عنوان «فاجعه اکولوژیک» یاد میکنند. فاجعهای که نتیجه تلاقی تغییرات اقلیمی و ترکفعلهای انسانی است و اکنون سایه سنگین خود را بر اقتصاد، محیط زیست و سلامت مردم استان گلستان و حتی شمال کشور گسترانده است.
دو دهه است که نام خلیج گرگان به عنوان یک اکوسیستم در خطر بر سر زبانها میچرخد، اما دریغ از آنکه اقدام عملی و پایداری برای نجات آن صورت گرفته باشد. سالهای طلایی برای احیای این تالاب ارزشمند، با دست روی دست گذاشتن دولتهای یازدهم و دوازدهم و مشغول کردن خود و دیگران به مطالعات بیپایان، هدر رفت. اکنون و در آستانه ورود به دههای جدید، خلیج گرگان چنگ مرگ را بیش از پیش بر پیکره نحیف خود احساس میکند و دادههای نگرانکننده از بازگشت روند نزولی آب و افزایش شوری، زنگ خطر را به صدا درآورده است.
وقتی 35 درصد از مساحت یک خلیج محو شد
براساس آخرین پایشها و گزارشهای رسمی، خلیج گرگان که زمانی وسعتی در حدود 40 هزار هکتار داشت، اکنون شاهد خشک شدن معادل 35 درصد از کل پهنه آبی این خلیج است. این کاهش، به معنای نابودی بخش قابل توجهی از زیستگاههای طبیعی، از بین رفتن مرتعهای آبی و تبدیل آنها به دشتهای نمکی است.
دادههای علمی تا اواخر سال 2025 حاکی از تسریع روند تخریب است. سطح آب خلیج از سال 2023 تا 2025 بیش از 1.5 متر کاهش یافته و عمق متوسط در بخشهای مرکزی به کمتر از 1.5 متر رسیده است. این وضعیت بحرانی زمانی ابعاد تکاندهندهتری پیدا میکند که بدانیم پیش از بازگشایی کانال آشوراده در آذر 1401، سطح آب خلیج گرگان 45 سانتیمتر پایینتر از سطح دریای خزر بود. آن اقدام موقت توانست همترازی سطح خلیج و دریا را محقق کند و مساحت آبی آن را به 27 تا 30 هزار هکتار برساند، اما اکنون پس از گذشت حدود دو سال، شواهد میدانی نشان میدهد که این دستاورد نیز در حال محو شدن است.
تراز آب خلیج که در زمان بازگشایی کانال در حدود منهای 27.40 متر بود، اکنون به منهای 28.56 متر رسیده است. این افت شدید تراز آب باعث شده مساحت سطح آبی خلیج حدود 50 هکتار کاهش یابد و در زمان حاضر به حدود 27 هزار هکتار تقلیل پیدا کند. اما شاید خطرناکتر از کاهش کمیت آب، تغییرات کیفی آن باشد. شوری آب که پس از لایروبی اولیه به محدوده قابلتحمل 26 تا 28 گرم در لیتر رسیده بود، اکنون با کاهش تبادل آبی و رسوبگذاری مجدد، در ایستگاههای پایش به 33 تا 35 گرم در لیتر افزایش یافته است. این میزان بالای شوری، حیات زیستمندان خلیج را بهشدت تهدید میکند و زنگ خطری است برای بقای گونههای آبزی.
عوامل چندگانه نابودی؛ از سدهای روسیه تا مدیریت داخلی
وضعیت اسفبار خلیج گرگان نتیجه ترکیب چند عامل است؛ عواملی که بخشی از آنها خارج از کنترل و بخشی دیگر حاصل سوءمدیریت داخلی است. یکی از مهمترین عوامل خارجی، افت تراز آب دریای خزر است. از سال 1995 تاکنون سطح آب خزر حدود 2.5 متر کاهش یافته و سناریوهای اقلیمی کاهش 9 تا 18 متری را نیز تا سال 2035 محتمل میدانند. برای خلیج کمعمق گرگان، این به معنای عقبنشینی گسترده خط ساحل است. عامل مهم دیگر، اقدامات بالادستی در کشور روسیه است. احداث 18 سد توسط روسیه روی رودخانه ولگا که 80 تا 85 درصد آب دریای خزر را تأمین میکند، در کنار کاهش 40 درصدی بارندگی در منطقه نسبت به بلندمدت، ورودی آب به خزر را به شدت کاهش داده است.
اما در کنار این عوامل اقلیمی و فرامرزی، عوامل انسانی داخلی نیز نقش پررنگی در تشدید بحران دارند. قطع جریان آب شیرین از رودخانههای اصلی تغذیهکننده، یکی از دلایل اصلی مرگ خلیج است. پژوهشها نشان میدهد که برداشت بیرویه و سدسازی در بالادست، سبب کاهش 70 درصدی ورودی آب رودخانههای اصلی مانند قرهسو و گرگانرود نسبت به حد نرمال شده است. رودخانههایی که زمانها شریان حیات خلیج بودند، اکنون در فصول خشک، رگبارهایی خشک یا جویهای کمآب هستند.
رسوبگذاری نیز تنها خلیج ایرانی دریای خزر را به شدت تهدید میکند. میزان رسوب در دهانههای اتصال به خزر مانند آشوراده و خزینی 40 درصد افزایش یافته و خطر بسته شدن کامل این مجاری و تبدیل خلیج به یک حوضچه بسته را تا سال 2030 افزایش داده است. اگر این مجاری بسته شوند، خلیج گرگان عملاً از دریای خزر جدا شده و سرنوشتی تلخ همچون دریاچه ارومیه را خواهد داشت. علاوه بر این، پسابهای شهری، صنعتی و کشاورزی تصفیهنشده، حجم بالایی از آلایندهها را وارد خلیج کرده و منجر به آتروفیکاسیون (غنیسازی بیشازحد)، شکوفایی جلبکی و کاهش اکسیژن محلول به زیر 4 میلیگرم در لیتر شده است که شرایط را برای حیات آبزیان غیرممکن میسازد.
پیامدهای ویرانگر؛ تهدیدی فراتر از گلستان
پیامدهای خشک شدن خلیج گرگان فراتر از مرزهای جغرافیایی استان گلستان است و کل شمال کشور را تهدید میکند. مدلهای هیدرودینامیک هشدار میدهند که بدون تزریق حداقل 200 میلیون مترمکعب آب شیرین در سال، تا 60 درصد مساحت خلیج تا سال 2035 خشک خواهد شد. این اتفاق میتواند دشتهای وسیع نمکی و کانونهای جدید تولید ریزگرد (مانند فاجعه دریاچه آرال) ایجاد کند که سلامت تنفسی و خاک منطقه را تهدید میکند.
سیدمهدی مهیایی، معاون عمرانی استاندار گلستان ماه گذشته در میزگرد بررسی وضعیت علاج بخشی خلیج گرگان با تأکید بر اینکه از بین هفت استان ساحلی کشور، شاید تنها گلستان است که به دلیل همین شرایط، نمیتواند از مزایای اقتصاد دریاپایه بهرهمند شود، هشدار داده است که سه بخش آبزیپروری، تجارت دریایی و گردشگری در حوزه اقتصاد دریاپایه با بحران مواجهاند.
عمق کم آب، امکان پهلوگیری کشتیها در اسکلهای با پیشینه صدساله را از بین برده و تجارت دریایی را فلج کرده است. در آبزیپروری، به دلیل افزایش شوری، پرورش ماهیان خاویاری و استحصال خاویار به کمتر از 1 تا 2 درصد گذشته رسیده است. همچنین جزیره آشوراده به عنوان یک قطب گردشگری نیز در صورت تداوم روند فعلی در معرض نابودی کامل قرار دارد.
از منظر اکولوژیک، کاهش 30 درصدی جمعیت پرندگان مهاجر مانند فلامینگوها و تهدید مستقیم گونههای منحصربهفردی مانند فوک خزری، ضربهای جبرانناپذیر به تنوع زیستی جهان است. ثبت بینالمللی این اکوسیستم در کنوانسیونهای بینالمللی، علاوه بر ارزش ذاتی، مسئولیت سنگین حفاظت از آن و فشار افکار عمومی جهانی را نیز دوچندان کرده است، اما متأسفانه اقدامات عملی متناسب با این مسئولیت انجام نشده است.
اقدامات نیمهکاره و وعدههای محققنشده
در برابر این روند نابودکننده، اقدامات احیاگرانه به جای آنکه عزمی ملی و راهبردی را نشان دهند، اغلب ضربآهنگی ناهماهنگ، مقطعی و کند داشتهاند. طرح جامع احیای خلیج گرگان که مصوبه ستاد هماهنگی مدیریت تالابهای کشور است، مدت اجرای آن پنجساله (از سال 1399 تا 1403) پیشبینی شده بود و اعتبار اولیه آن 10 هزار میلیارد ریال (معادل 1000 میلیارد تومان) تعیین شده بود. اما گزارشها حاکی از آن است که اغلب دستگاههای ملی در اجرای تکالیف خود ترکفعل کردهاند.
در گزارشی که قدیر حسنزاده، مدیرکل حفاظت محیط زیست گلستان، از وضعیت اجرای بندهای این طرح ارائه کرده بود، درباره عملکرد کُند و ناقص اغلب دستگاهها سخن گفته است. طبق گزارش او، از 16 اقدام اصلی مصوبشده در طرح ملی نجات خلیج گرگان، تنها یک اقدام (لایروبی اولیه کانال آشوراده) به شکل کامل اجرا شده است. لایروبی 11 کیلومتری کانال آشوراده که با اعتباری بالغ بر 350 میلیارد تومان از محل اعتبارات فوری سازمان مدیریت بحران و 150 میلیارد تومان از منابع داخلی سازمان بنادر انجام شد، توانست در مقطعی شوری آب را از بالای 50 گرم در لیتر به حدود 28 گرم در لیتر کاهش دهد. این اقدام که توسط قرارگاه خاتمالانبیاء(ص) در دولت سیزدهم انجام شد، یک فرصت زمانی 3 تا 4 ساله برای نجات خلیج ایجاد کرد.
اما اکنون پس از دو سال، شواهد نشان میدهد که این فرصت در حال از دست رفتن است. متوسط عمق کانال آشوراده که در زمان بازگشایی 1.60 متر بود، اکنون با تجمع مجدد رسوبات به حدود 1 متر کاهش یافته است. در برخی نقاط مرکزی کانال، عمق حتی به 95 سانتیمتر و در بخشهایی به 53 سانتیمتر رسیده است. این رسوبگذاری مجدد باعث شده شوری آب دوباره به سطوح خطرناک 33 تا 35 گرم در لیتر بازگردد و جمعیت ماهیها که پس از لایروبی تا حدی احیا شده بود، دوباره به سه یا چهار گونه محدود شود.
کارشناسان تأکید میکنند دو اقدام فوری و حیاتی که باید بلافاصله پس از لایروبی اولیه پیگیری میشد، تاکنون محقق نشده است؛ تأمین حقابه زیستمحیطی خلیج گرگان از طریق رودخانههایی مانند نکارود و دیگری اجرای پروژه پمپاژ آب دریا به خلیج که وزارت نیرو مسئول ورود آن به فاز اجرایی است. تأمین یا تخصیص نیاز آبی این خلیج که جزو تکالیف وزارت نیرو بود، انجام نشده و لایروبی انهار ورودی به خلیج نیز با درصد پیشرفت فیزیکی بسیار پایین در حال اجراست. انتقال آب مازاد حوضههای آبریز تالار و تجن از مازندران نیز محقق نشده و کاهش مصرف آب در بخش کشاورزی که تکلیف وزارت جهاد کشاورزی بود، با درصد بسیار پایین (شاید زیر 20 درصد) پیش رفته است.
وعدههای تازه و آخرین فرصتها
با وجود هشدارهای مکرر کارشناسان مبنی بر اینکه برای نجات خلیج گرگان تنها 2 تا 3 سال زمان باقی است، دولت همچنان با چالش تأمین اعتبار و بروکراسی اداری دست و پنجه نرم میکند. بهمن ماه سال گذشته، عارف، معاون اول رئیسجمهور وقت، از اختصاص 2500 میلیارد تومان برای نجات خلیج گرگان خبر داده بود و استاندار گلستان نیز در پایان سال 1403 اعلام کرده بود که پمپاژ آب خزر به خلیج گرگان در سال آتی (1404) انجام خواهد شد؛ اتفاقی که البته رخ نداد.
اکنون و با نزدیک شدن به سفر رئیس دولت چهاردهم به استان، مسئولان گلستانی تلاش دارند یک ردیف اعتباری پایدار برای خلیج در بودجه سال 1405 تعریف کنند. استاندار گلستان در دیدار با معاون هماهنگی و پیگیری معاون اجرایی رئیسجمهور و مدیران ارشد وزارت نیرو، محیط زیست و سازمان برنامه، خواستار ایجاد ردیف اختصاصی پمپاژ آب از دریای خزر و استقرار سریع لایروب شده است.
فراهانی، معاون هماهنگی و پیگیری معاون اجرایی رئیسجمهور، مصوبات این جلسه را شامل تسریع در تکمیل مطالعات پمپاژ آب تا پایان بهمن ماه، اخذ مجوز ماده 23 توسط وزارت نیرو جهت تأمین اعتبار از ردیفهای پیوست بودجه 1405، استقرار لایروب ظرف 10 روز و لایروبی مستمر توسط سازمان بنادر و تقویت تخصیص اعتبارات مرتبط عنوان کرده است.
وعدهای که در آذرماه مطرح شده بود و مسئولان دولتی در گلستان مدعی بودند که در مدت 10 روز و حداکثر تا پایان همان ماه دستگاه لایروب در خلیج مستقر خواهد شد. البته جلال ایری، سخنگوی کمیسیون عمرانی و عضو مجمع نمایندگان گلستان همان موقع هم گفته بود « چشمم آب نمیخورد» و تلویحا به ترک فعل دولتیها اشاره داشت.
هفته گذشته که جلسه کارگروه سواحل استان گلستان برگزار شد، یکی از معاونان سازمان بنادر و دریانوردی کشور نیز در آن نشست حضور داشت، استاندار گلستان نسبت به ترک فعل این سازمان به شدت گلایه کرد و گفته بود قرار بود این لایروب توسط سازمان بنادر در خلیج مستقر شود اما انجام شد و این ترک فعلها شرایط خلیج گرگان را سختتر و پیچیدهتر میکند.
حالا اما سیدمهدی مهیایی، معاون عمرانی استاندار گلستان گفته که اختلاف نظرهایی با سازمان بنادر وجود داشت که موضوع فنی بود. آنها معتقد بودند که انباشت رسوب و لای وجود ندارد و شرایط کنونی نتیجه پسروی آب دریاست. حالا با توافقی که صورت گرفت قرار شد که این لایروب تا ده روز دیگر در استان مستقر شود.
خلیج گرگان اکنون در میانه یک میدان مین قرار دارد. از یک سو، تغییرات اقلیمی و کاهش تراز آب خزر فشاری بیسابقه بر این اکوسیستم وارد کرده و از سوی دیگر، کمبود اعتبار و ترکفعلهای دستگاههای اجرایی مانع از اجرای طرحهای نجاتبخش شده است. لایروبی کانال آشوراده نشان داد که اگر اراده و اعتبار لازم وجود داشته باشد، میتوان روند نابودی را متوقف کرد. اما نبود لایروب دائمی و تأخیر در اجرای پروژه پمپاژ آب، این دستاورد را در معرض خطر نابودی قرار داده است.
با وجود وعدههای جدید برای استقرار لایروب و تأمین اعتبار پمپاژ، مردم و کارشناسان با نگرانی نظارهگر عملکرد دولت هستند. چرا که اگر از نتیجه این کمکاریها درس گرفته نشود، تجربه تلخ دریاچه ارومیه، این بار در ساحل شمالی کشور تکرار خواهد شد و خلیج گرگان به خاطرهای خواهد تبدیل شد که روزگاری نگین خزر بود.
انتهای پیام/