لبنان؛ آزمایشگاه قدرت نرم انگلیس
- اخبار بین الملل
- اخبار آسیای غربی
- 12 بهمن 1404 - 21:45
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، در سالهای اخیر، لبنان به یکی از مهمترین مقاصد کمکهای توسعهای بریتانیا تبدیل شده است؛ کمکهایی که در ظاهر برای حمایت از مردم آسیبدیده از تجاوزات مستمر رژیم صهیونیستی طراحی شدهاند، اما در لایههای عمیقتر، بخشی از راهبرد قدرت نرم و نفوذ آرام لندن در یکی از حساسترین نقاط غرب آسیا به شمار میرود. در حقیقت نقش وزارت خارجه، توسعه و کشورهای مشترک المنافع انگلیس(FCDO) در لبنان نه بهعنوان یک کنشگر انساندوستانه صرف، بلکه بهمثابه ابزاری برای تأثیرگذاری سیاسی، فرهنگی و راهبردی اهمیت دارد.
وقتی توسعه به ابزار نفوذ تبدیل میشود
در ادبیات روابط بینالملل، «قدرت نرم» به توانایی شکلدادن به ترجیحات و رفتار دیگران بدون توسل به زور نظامی اشاره دارد. ابزارهای این قدرت شامل رسانه، آموزش، فرهنگ، کمکهای توسعهای و حمایت از نهادهای مدنی است. بسیاری از قدرتهای غربی، از جمله بریتانیا، طی دو دهه گذشته بهطور فزایندهای از این ابزارها برای پیشبرد اهداف سیاست خارجی خود استفاده کردهاند.
لبنان، با بحرانهای همزمان اقتصادی، سیاسی و اجتماعی داخلی و حملات مستمر رژیم صهیونیستی به خاک این کشور، به یکی از مهمترین عرصههای مداخله غیرنظامی بازیگران خارجی تبدیل شده است. وزارت خارجه، توسعه و کشورهای مشترک المنافع انگلیس (FCDO) که در سال 2020 از ادغام وزارت خارجه و وزارت توسعه بینالملل این کشور شکل گرفت، نقش محوری در طراحی و اجرای کمکهای بریتانیا به لبنان دارد.
لبنان برای وزارت خارجه، توسعه و کشورهای مشترک المنافع انگلیس صرفاً یک کشور بحرانزده نیست؛ بلکه یک فضای راهبردی مناسب برای آزمون ابزارهای نفوذ غیرنظامی به شمار میرود. چند ویژگی خاص، لبنان را به چنین محیطی تبدیل کرده است:
نخست، ساختار سیاسی ضعیف و چندپاره لبنان است. نظام طایفهای، ناتوانی دولت در تصمیمگیری مؤثر و بنبستهای سیاسی مکرر، فضا را برای ورود بازیگران خارجی و تأثیرگذاری غیرمستقیم فراهم کرده است.
دوم، بحران اقتصادی شدید که از سال 2019 آغاز شد و به افول شدید ارزش پول ملی، سقوط سطح زندگی و وابستگی گسترده مردم به کمکهای خارجی انجامید. در چنین شرایطی، کمکدهندگان خارجی قدرت بیشتری برای تعیین اولویتها و جهتدهی به سیاستها پیدا میکنند.
سوم، وابستگی گسترده به کمک خارجی؛ چه در حوزه انساندوستانه، چه در آموزش، بهداشت و خدمات اجتماعی. این وابستگی، توازن رابطه میان کمکدهنده و دریافتکننده را بهشدت نابرابر میکند.
چهارم، رقابت قدرتهای منطقهای و بینالمللی بر سر گسترش نفوذ،، لبنان را به میدان آزمون نفوذ نرم برای بریتانیا تبدیل کرده است؛ نفوذی که نه از مسیر مداخله نظامی، بلکه از راه نهادسازی، روایتسازی و سرمایهگذاری اجتماعی پیگیری میشود.
این ترکیب از عوامل، لبنان را به محیطی ایدهآل برای اعمال قدرت نرم بریتانیا تبدیل کرده است؛ محیطی که در آن هزینه مداخله مستقیم بالاست، اما نفوذ غیرمستقیم همچنان ممکن و مؤثر است.
پروژههای توسعهای وزارت خارجه، توسعه و کشورهای مشترک المنافع انگلیس در لبنان
وزارت خارجه، توسعه و کشورهای مشترک المنافع انگلیس در لبنان مجموعهای از پروژههای انساندوستانه و توسعهای را اجرا میکند که از نظر ظاهری، پاسخ به نیازهای فوری جامعه است. از جمله:
- برنامههای کمک نقدی و غذایی برای خانوارهای آسیبپذیر لبنانی و پناهندگان سوری، اغلب با همکاری نهادهایی مانند برنامه جهانی غذا؛
- پروژههای آموزشی با هدف جلوگیری از ترک تحصیل کودکان، بهویژه در مناطق فقیرنشین؛
- حمایت از خدمات اجتماعی و نظامهای حمایتی برای کاهش فشار ناشی از بحران اقتصادی.
با این حال، منتقدان معتقدند که این پروژهها علاوه بر اهداف انسانی، کارکردهای راهبردی نیز دارند. کمکها بهگونهای طراحی شدهاند که از فروپاشی کامل جلوگیری کنند، اما الزاماً به تغییرات ساختاری منجر نشوند. لبنانِ «باثبات اما ناتوان» برای بسیاری از بازیگران خارجی، قابلمدیریتتر از لبنانِ دچار تحول سیاسی بنیادین است.
آموزش، نخبگان و نفوذ بلندمدت؛ بریتیش کانسیل در لبنان
یکی از مهمترین بازوهای قدرت نرم بریتانیا در لبنان، بریتیش کانسیل (British Council) است. فعالیتهای این نهاد شامل آموزش زبان انگلیسی، برنامههای تبادل علمی و فرهنگی، آموزش معلمان و مدیران آموزشی و همکاری با دانشگاهها و نهادهای آموزشی محلی می باشد. در ظاهر، این برنامهها صرفاً آموزشی و فرهنگیاند. اما در نگاه دقیقتر، میتوان آنها را سرمایهگذاری بلندمدت روی نخبگان آینده لبنان دانست.
قدرت نرم دقیقاً در همین نقطه عمل میکند: نه با تغییر حکومتها، بلکه با تغییر چارچوب فکری، زبانی و تحلیلی تصمیمگیران آینده. نسلی که آموزش دیده، شبکهسازی کرده و با ارزشها و روایتهای غربی خو گرفته است، لزوماً تصمیمهایی همراساتر با منافع غرب خواهد گرفت؛ حتی بدون فشار مستقیم سیاسی.
کمک به جامعه مدنی یا بازطراحی میدان سیاست؟
وزارت خارجه، توسعه و کشورهای مشترک المنافع انگلیس بخش قابلتوجهی از کمکهای خود در لبنان را از مسیر سازمانهای غیردولتی، شبکههای جامعه مدنی و پروژههای موسوم به "حکمرانی خوب" و "شفافیت" کانالیزه میکند.
در نگاه رسمی، این رویکرد به معنای تقویت دموکراسی و مشارکت مردمی است. اما نقد اصلی آن است که این حمایتها اغلب به سمت گروهها و شبکههایی هدایت میشوند که با چارچوبهای فکری و سیاسی غرب همخوانی بیشتری دارند؛ نه لزوماً نماینده همه طیفهای اجتماعی لبنان.
پرسش کلیدی اینجاست: آیا این حمایتها به تقویت واقعی دموکراسی کمک میکنند، یا به بازچینی نرم میدان سیاست به نفع نیروهای مطلوب غرب میانجامند؟
اولویت تامین امنیت رژیم صهیونیستی و مهار بازیگران ناهمسو
در سطحی گستردهتر، نمیتوان نقش لبنان را در معادلات امنیتی منطقه نادیده گرفت. لبنان در همسایگی سرزمینهای اشغالی قرار دارد و حضور حزبالله بهعنوان بازیگری که غرب آن را تهدید امنیتی میداند، همواره یکی از نگرانیهای اصلی بریتانیا و متحدانش بوده است.
اگرچه FCDO بهطور رسمی کمکهای خود را به امنیت اسرائیل یا مهار حزبالله مرتبط نمیکند، اما در چارچوب کلی سیاست خارجی بریتانیا، کاهش نفوذ بازیگران ناهمسو با غرب و تقویت نهادهای دولتی لبنان میتواند بهطور غیرمستقیم در همین راستا تفسیر شود. از این منظر، توسعه و کمک انسانی به بخشی از راهبرد مهار تبدیل میشود.
جمعبندی
کمکهای توسعهای بریتانیا در لبنان صرفاً انساندوستانه نیستند. این کمکها در نقطه تلاقی انساندوستی، سیاست خارجی و رقابت ژئوپلیتیک قرار دارند. لبنان، با همه بحرانهایش، به آزمایشگاهی برای اعمال قدرت نرم بریتانیا تبدیل شده است؛ جایی که آموزش، رسانه، جامعه مدنی و کمکهای مشروط، جایگزین مداخله مستقیم شدهاند.
این رویکرد شاید از فروپاشی کامل جلوگیری کند، اما این پرسش همچنان باقی است که آیا چنین سیاستی لبنان را به سمت بازیابی واقعی سوق میدهد یا آن را در وضعیتی از بحرانِ قابلکنترل نگه میدارد؛ بحرانی که بیش از همه، منافع بازیگران خارجی را تأمین میکند.
انتهای پیام/