خاندانی در خدمت بیگانه؛ روایت ناگفته از ریشههای نفوذ خاندان هویدا
- اخبار استانها
- اخبار قم
- 10 بهمن 1404 - 10:38
به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، امیرعباس هویدا که بیش از سیزده سال در دوران محمدرضا پهلوی، نخستوزیر ایران بود، چهرهای شناختهشده در تاریخ معاصر است. با این حال، زمینههای خانوادگی، اعتقادی و شبکه ارتباطی او کمتر مورد بررسی دقیق قرار گرفته است. این یادداشت با استناد به منابع تاریخی و اسناد موجود، به واکاوی تبار پدری و مادری هویدا، پیوندهای عمیق خاندان او با فرقه بهائیت، و نقش آنان در تحولات سیاسی ایران میپردازد. در مرکز این بررسی، پدرش حبیبالله هویدا (عینالملک) قرار دارد که نه تنها از بهائیان سرشناس بود، بلکه در نقش یک واسطه تاریخی، رضاخان را به عوامل استعمار بریتانیا معرفی کرد و در شکلگیری کودتای 1299 شمسی نقشی کلیدی ایفا کرد.
بخش نخست: تبار پدری و پیوند استوار با بهائیت
تبار پدری عباس هویدا به وضوح نشاندهنده وابستگی دیرینه و سازمانیافته به فرقه بهائیت است. این پیوند از جد او آغاز شده و تا نسل هویدا تداوم یافته است.
1. میرزا محمدرضا قناد شیرازی: از بابیگری به پیروی از بهاء
پدربزرگ عباس هویدا، میرزا محمدرضا قناد شیرازی، از بابیان قدیمی بود که پس از ظهور سید علیمحمد باب در شیراز، به او گروید. او در مناقشه جانشینی باب، جانب حسینعلی بهاء را گرفت و به حلقه نزدیکان وی پیوست. میرزا رضا در تبعید بهاء از ایران به بغداد، و سپس به استانبول، ادرنه و عکا، همواره از همراهان وفادارش بود و حتی پیشاپیش کجاوه او حرکت میکرد. همسرش نیز که زنی آذریزبان از تبریز بود، در این سفرها بهاء را همراهی کرد.
پس از مرگ بهاء، میرزا رضا از حواریون عباس افندی (عبدالبهاء)، جانشین بهاء، شد و به گفته منابع بهائی، از "مخلصین مستقیمین اصحاب" وی بود. او در عکا دفن شد. ادوارد براون، خاورشناس انگلیسی، میرزا رضا را یکی از "رازداران بهاءالله" دانسته که مسئول حفاظت از "رسالت اسرار بهائیت" بود. او یکی از نه نفری بود که عبدالبهاء وصیتنامه پدرش را در حضور آنان گشود.
2. حبیبالله عینالملک (بهاءالسلطان):
منشی عبدالبهاء و عامل استعمار
فرزند میرزا رضا، حبیبالله هویدا، ملقب به عینالملک و بهاءالسلطان، تحت تربیت مستقیم عبدالبهاء قرار گرفت. او در جوانی منشی، کاتب آثار و مباشر عبدالبهاء بود و خطی مشابه خط او داشت. عبدالبهاء در نامهای از پیروانش در تهران خواست برای عینالملک شغلی دستوپا کنند. با این حمایت، عینالملک وارد وزارت امور خارجه شد و سالها به عنوان کنسول در کشورهای عربی (سوریه، لبنان، عربستان) خدمت کرد. در عین حال، مأموریت داشت در این کشورها به تبلیغ و گسترش بهائیت بپردازد. لقب "بهاءالسلطان" گواه صریح وابستگی او به این فرقه است.
نقش تاریخی عینالملک در کودتای 1299
عینالملک تحصیلکرده مدرسه آمریکاییهای بیروت بود و زبانهای عربی،انگلیسی و فرانسه را میدانست. وی مترجمی پرکار بود و آثاری از خلیل جبران و رمانهای عامهپسند فرانسوی را به فارسی برگرداند. او در پاریس با سردار اسعد بختیاری، از سران سکولار مشروطه، آشنا شد و معلم فرزندان او شد. اما مهمترین اقدام تاریخی عینالملک، نقش او در کودتای اسفند 1299 بود.
به گفته محمدرضا آشتیانیزاده (وکیل مجلس شورای ملی)، حبیبالله رشیدیان (عامل شناخته شده بریتانیا) نقل کرده بود که به دستور کلنل فریزر انگلیسی، به خانه عینالملک - که از "متنفذین و کُمَّلین فرقه بهائیه" بود - رفت و آمد میکرد. در آنجا اردشیر جی (رویتر، عامل دیگر بریتانیا) از عینالملک خواست تا با محفل بهائیان مشورت کند و "صاحبمنصبی بلندقامت و خوشقیافه" از قزاقها (نه ژاندارم) و غیرشیعه اثنیعشری خالص را معرفی کند. عینالملک، رضاخان را به اردشیر جی معرفی کرد و سپس اردشیر جی وی را به فریزر و دیگر انگلیسیهای دستاندرکار کودتا مانند هاوارد، اسمایس و گاردنر معرفی کرد.
همراهی با استعمار و استبداد
عینالملک در مصاحبهای با روزنامه"لسانالعرب" شامات، دوازده روز پس از کودتا، از کودتا و سیدضیاءالدین طباطبایی به عنوان "رجال بزرگ و کاری" ایران ستایش کرد و گفت دوازده سال با وی دوست و معاشر بوده است. این اشاره میتواند به همکاری او با روزنامه "رعد" سیدضیاء در سالهای مشروطه دوم و جنگ جهانی اول مربوط باشد؛ روزنامهای که از سیاست روس و انگلیس در ایران حمایت میکرد و پس از جنگ، تریبون تبلیغ قرارداد 1919 وثوقالدوله بود.
نامه تملقآمیز عینالملک به تیمورتاش (وزیر دربار رضاشاه) در سال 1307، نشاندهنده چاپلوسی و جاننثاری او به دستگاه دیکتاتوری پهلوی است. در این نامه، با ارسال هدایا، خود را "چاکر" و "جاننثار" تیمورتاش خوانده است.
3. عباس هویدا: تداوم ارتباط
با وجود تلاشهای اخیر برخی برای انکار وابستگی عباس هویدا به بهائیت، شواهد متعددی خلاف این ادعا را ثابت میکند:
- تبار عمیقاً بهائی از طرف پدر.
- دوران طولانی نخستوزیری او (1343-1356) که به گفته ارتشبد حسین فردوست (مقام امنیتی ارشد رژیم شاه)، موجب شد "کار بهائیها تمام شود و مقامات عالی مملکت توسط آنها به راحتی اشغال شود."
- اسناد و گزارشهای تاریخی از تعامل هویدا با تشکیلات بهائیت.
شاهد عینی: فعالیت تبلیغی عینالملک
صدیقه دولتآبادی، از فعالان فرهنگی زن، در سفرش به دمشق گزارش میدهد که از اطرافیان شنیده که عینالملک (کنسول ایران در شام) "مبلّغ دین بهائی است و علناً در قونسولخانه مردم را تبلیغ میکند." به حدی که مردم شام گمان میکردند مذهب رسمی ایرانیان بهائی است. یک نظامی فرانسوی-عربی به او هشدار داد که به دلیل رفتار عینالملک، بهتر است به شام نرود.
عینالملک در سال 1314 درگذشت و در کنار پدرش در عکا دفن شد.
بخش دوم: تبار مادری: خیانتی دیگر در کارنامه خاندان
تبار مادری عباس هویدا نیز آکنده از وابستگی به بیگانه، خیانت و فساد است. این تبار به محمدخان قاجار ایروانی، محمدحسنخان سردار و میرزا یحییخان مشیرالدوله میرسد.
1. محمدخان قاجار ایروانی: خیانت در جنگ با روسیه
وی در دوران جنگهای ایران و روس در عهد فتحعلیشاه، حاکم ایروان بود. او چندین بار با ارتش مهاجم روس ساختوپاخت و آنان را به فتح ایروان تحریک کرد. پس از افشای خیانت، توسط فتحعلیشاه و عباسمیرزا برکنار شد، اما با عذر خواهی و دادن هدایا دوباره منصب گرفت و باز خیانت کرد. نهایتاً برای همیشه از حکومت برکنار و به تهران فرستاده شد.
2. محمدحسنخان سردار (باباخان سردار): همدست در قتل امیرکبیر
وی نیز راه پدر را ادامه داد. با وجود لطف حاجی میرزا آقاسی (صدراعظم محمدشاه) به خانوادهاش، پس از مرگ شاه به مخالفان او پیوست. پس از به قدرت رسیدن ناصرالدینشاه و صدارت امیرکبیر، ابتدا به دلیل سنگاندازی در راه شاه و امیر، مورد غضب قرار گرفت، اما با وساطت امیر بخشیده شد و به مناصب مهم بازگشت. با این حال، او با دشمنان امیرکبیر، به ویژه میرزا آقاخان نوری (تحتالحمایه انگلیس) متحد شد.
فریدون آدمیت، محمدحسنخان را - در کنار مهد علیا (مادر شاه) و میرزا آقاخان نوری - از عوامل اصلی توطئه قتل امیرکبیر میداند. کلنل شیل، وزیر مختار انگلیس، در گزارش ژانویه 1852 محرکان اصلی قتل را "مهد علیا، برادر مهد علیا، فراشباشی (حاجی علیخان حاجبالدوله) و سردار محمدحسنخان ایروانی که تبعه روس است ..." نام برده است.
3. پیوند با بابیان و بهائیان
محمدحسنخان حتی در توطئه ترور ناصرالدینشاه (1268 قمری) با حسینعلی بهاء و دیگر سران بابی همکاری داشت. جالب آنکه میرزا بزرگ نوری (پدر بهاء) منشی و وزیر اماموردی میرزا (پسر فتحعلیشاه) بود. این اماموردی میرزا، که پس از درگیری با محمدشاه به روسیه گریخت، داماد محمدخان قاجار (پدر محمدحسنخان) و شوهر خواهر محمدحسنخان بود. بنابراین، پیوند خونی بین خاندان بهاء و تبار مادری هویدا از این طریق نیز برقرار بود.
4. اتهامات دیگر: فساد مالی و اخلاقی
محمدحسنخان به "ساده و باده" و عیاشی متهم بود. در زمان حکومتش بر کرمان، اوقات را با عیش و عشرت میگذراند. همچنین در زمان صدارت امیرکبیر، متهم به اختلاس و صورتسازی در لیست سربازان و دریافت مواجب برای افراد خیالی بود که باعث کسری بودجه دولت میشد.
5. اتهام ارتباط با فتنه خراسان
مرگ او در نزدیکی کرمان در سال 1271 قمری مشکوک بود. گفته میشود نامههایی به دست ناصرالدینشاه افتاد که ثابت میکرد وی در جریان فتنه خراسان به رهبری حسنخان سالار (که با تحریک انگلیسیها منطقه را به آشوب کشیده بود) با سران غائله مکاتبه داشته است. محمدحسنخان باجناق برادر حسنخان سالار بود.
شبکهای از وابستگی
تبارشناسی عباس هویدا، تصویری پیچیده از یک خاندان با پیوندهای عمیق فرقهای (بهائیت) و وابستگی تاریخی به قدرتهای خارجی (به ویژه بریتانیا و روسیه) ارائه میدهد. از یک سو، تبار پدری نماینده نفوذ سازمانیافته یک فرسهضاله در بدنه دیپلماسی و سیاست ایران است که نقشی کلیدی در نقطه عطفی چون کودتای 1299 ایفا کرد. از سوی دیگر، تبار مادری نمادی از اشرافیتی است که بارها در مقاطع حساس (جنگ با روسیه، قتل امیرکبیر، فتنههای داخلی) مرتکب خیانت به کشور شد.
عباس هویدا در رأس دولتی قرار گرفت که این دو خط سیر تاریخی وابستگی به بیگانه و نفوذ فرقهای در آن به اوج رسید. شواهد نشان میدهد که دوران نخستوزیری او نه تنها ادامه همان روابط تاریخی، بلکه مرحلهای برای تثبیت و گسترش بیسابقه نفوذ تشکیلات بهائیت در ارکان حساس کشور بود. بنابراین، شناخت هویدا بدون واکاوی این ریشههای خانوادگی و ایدئولوژیک، ناقص خواهد بود.
این تبارنامه، تنها شرح احوال افراد نیست، بلکه بخشی از تاریخ پیچیده نفوذ و تأثیرگذاری گروههای سازمانیافته در تحولات سیاسی معاصر ایران را روایت میکند.
تحقیق از: رضا هاشمی، پژوهشگر تاریخ معاصر ایران
انتهای پیام/