فقه فرهنگ باید در محیط‌هایی چون حوزه علمیه متولد شود

به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی خبرگزاری تسنیم، نشست تخصصی «درآمدی بر فقه فرهنگ» با سخنرانی دکتر سیدحسین شرف‌الدین برگزار شد. این استاد حوزه و دانشگاه در ابتدای سخنان خود با اشاره به نوپدید بودن این گرایش در دو دهه اخیر، بر ضرورت واکاوی تأخیر تاریخی در تدوین فقه فرهنگ تأکید کرد. وی خاطرنشان کرد که اگرچه در گذشته مسائل فرهنگی در قالب استفتائات فردی پاسخ داده می‌شد، اما امروز فرهنگ به مثابه یک «چتر فراگیر» بر تمام ساحت‌های حیات اجتماعی سایه انداخته و نیازمند یک نظام‌سازی فقهی است.

شرف‌الدین با تبیین ویژگی‌های منحصربه‌فرد فرهنگ، آن را «مصنوعِ انسان‌ساخت» در مقابل طبیعتِ «خدا‌ساخت» توصیف کرد و اظهار داشت: «انسان تنها گونه‌ای است که قدرت خلق اعتبارات، اندیشه فلسفی و تراکم اطلاعات را دارد. فرهنگ، محصولِ تمام ظرفیت‌های وجودی و تجربه‌های تاریخی بشر است.» وی با استناد به نظریات جامعه‌شناختی تأکید کرد که فرهنگ را نباید در عرض نهادهایی چون سیاست و اقتصاد دید؛ بلکه فرهنگ موقعیتی «فرانهادی» دارد و هیچ ساحت انسانی نیست که فرهنگ در آن رسوب نکرده باشد.

عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی(ره)، عوامل توجه به فقه فرهنگ را در پنج ساحت دسته‌بندی کرد. نخست، «اهمیت فی‌نفسه فرهنگ»؛ دوم، «توسعه علوم اجتماعی و مطالعات فرهنگی» که فرهنگ را در تیررس نگاه علمی قرار داد؛ سوم، «تحولات جهانی» نظیر شهرنشینی مدرن، ارتباطات میان‌فرهنگی و ظهور فضای سایبر؛ چهارم، «وقوع انقلاب اسلامی» به عنوان یک انقلاب ماهوی فرهنگی؛ و پنجم، «تغییر جایگاه فقه» در نگاه امام خمینی(ره). شرف‌الدین با یادآوری تعریف امام(ره) از فقه به عنوان «تئوری واقعی و کامل اداره انسان و اجتماع از گهواره تا گور»، تصریح کرد که چنین فقهی لاجرم با تار و پود فرهنگ درآمیخته است.

وی در بخشی از سخنان خود به تبیین «اغیار فقه فرهنگ» پرداخت و بر لزوم تمایز میان فقه فرهنگ با چهار مقوله دیگر تأکید کرد. او توضیح داد که «فقه و فرهنگ» ناظر به تعامل دو دستگاه هنجاری است؛ «فقه فرهنگی» یک رویکرد در کل فقه است؛ «فرهنگ در فقه» به بررسی رسوبات فرهنگی در استنباط‌های فقهی می‌پردازد و «فقه در فرهنگ» تأثیر احکام بر زیست عرفی مردم را واکاوی می‌کند. اما «فقه فرهنگ» به دنبال انکشاف احکام تکلیفی و وضعی ناظر بر رفتارهای فرهنگی و عاملیت‌های این حوزه است.

شرف‌الدین، علامه طباطبایی را اولین متفکر جهان اسلام دانست که با بحث «اعتباریات»، بابِ التفاتِ ضابطه‌مند به فرهنگ را گشود. وی با اشاره به اینکه فقه فرهنگ جوامع اسلامی را به عنوان جغرافیای معرفتی خود برگزیده است، افزود: «اسلام خود یک فرهنگ دینی خلق کرده و فرهنگ‌های عرفی را تحت تأثیر قرار داده است؛ لذا فقه فرهنگ باید در محیط‌هایی چون حوزه علمیه متولد شود».

این نظریه‌پرداز حوزه علوم اجتماعی، فرهنگ را از جنس «معرفت» به معنای عام آن (شامل باورها، احساسات، گرایش‌ها و عادات) دانست و آن را در قالب یک هرم سه‌لایه تشریح کرد:

  • لایه زیرین (مغز فرهنگ): شامل جهان‌بینی‌ها و ایدئولوژی‌های بنیادین.
  • لایه میانی: شامل نهادها، سنت‌ها، هنجارها و الگوهای رفتاری.
  • لایه سطحی (رأس هرم): شامل فرهنگ متجسم و متجسد مانند نمادها، ساختمان‌ها، مصنوعات و کنش‌های عینی.

 شرف‌الدین با کالبدشکافی مؤلفه‌های فرهنگ، به مباحثی چون «نمادشناسی» و «ارتباطات رسانه‌ای» پرداخت. وی خاطرنشان کرد که فرهنگ همواره بر بال نمادها سوار است و در عصر حاضر، این نمادها در قالب محصولات فرهنگیِ کالاگونه نظیر فیلم، کتاب و بازی‌های رایانه‌ای تبلور یافته‌اند. وی با انتقاد از «ماهیت بازاری یافتن فرهنگ» که تحت عنوان «صنعت فرهنگ» از آن یاد می‌شود، هشدار داد که درآمیختگی اقتصاد و فرهنگ می‌تواند به فروکاستن ارزش‌های متعالی منجر شود.

در پایان، عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی(ره) به مقوله «دیپلماسی فرهنگی» و «واردات فرهنگی» اشاره کرد و گفت: «ممیزی آثار خارجی و مدیریت تهاجم فرهنگی از رسالت‌های دولت اسلامی است. فرهنگ خاصیت گریز از مرکز دارد و اگر ما قدرت تولید داشته باشیم، می‌توانیم پیام خود را به جهان صادر کنیم.» وی تأکید کرد که فقه فرهنگ باید پاسخگوی چالش‌های نوپدید در حوزه‌هایی چون بازیگری زن، موسیقی و سبک زندگی باشد تا بتواند حکمرانی فرهنگی را بر مدار شریعت تنظیم کند.

انتهای پیام/