مداخلههای آمریکا در جهان- 26| اروگوئه؛ اسارت مردم برای آزادی قیمتها
- اخبار بین الملل
- اخبار آمریکا
- 07 بهمن 1404 - 18:47
گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم- پس از پایان جنگ جهانی دوم در سال 1945 ایالات متحده آمریکا به عنوان یک ابرقدرت جهانی ظهور کرد و سیاست خارجی خود را بر مبنای گسترش نفوذ و مهار آنچه «تهدید کمونیسم» مینامید، شکل داد.
خبرگزاری تسنیم قصد دارد بهطور جامع به بررسی مداخلات نظامی و مخفی آمریکا در کشورهای مختلف جهان بعد از جنگ جهانی دوم بپردازد. این مداخلات که شامل کودتاها، عملیاتهای مخفی سازمان جاسوسی سیا، حمایت از رژیمهای دیکتاتوری، و جنگهای نیابتی بود، پیامدهای عمیقی بر سیاست، اقتصاد و حقوق بشر در کشورهای هدف داشته است.
این اقدامات معمولاً تحت پوشش مبارزه با کمونیسم انجام میشدند، اما در واقع، هدف اصلی آنها جلوگیری از شکلگیری دولتهایی بود که مسیر توسعهای مستقل از سیاستهای خارجی آمریکا را دنبال میکردند.
در قسمت بیست و ششم این مجموعه به بررسی دخالتهای آمریکا در اروگوئه بین سالهای 1964 تا 1970 برای حفظ منافع اقتصادی و سیاسیاش در این کشور میپردازیم.
پیشزمینه اقتصادی و اجتماعی اروگوئه در دهه 1960
اروگوئه، کشوری کوچک در جنوب آمریکای جنوبی با مساحتی حدود 176 هزار کیلومتر مربع و جمعیتی نزدیک به سه میلیون نفر در دهه 1960، برای مدتها نمادی از ثبات سیاسی و رفاه اقتصادی در منطقه بود. این کشور که بین برزیل و آرژانتین قرار دارد، از اوایل قرن بیستم به دلیل سیستم دموکراتیک پایدار، قوانین کارگری پیشرفته، آموزش عمومی رایگان، خدمات اجتماعی گسترده و توزیع نسبتاً عادلانه درآمد، به «سوئیس آمریکای لاتین» معروف شده بود.
اقتصاد اروگوئه عمدتاً بر پایه کشاورزی و دامداری استوار بود و با صادرات محصولاتی مانند گوشت گاو، پشم گوسفند، محصولات لبنی و غلات بیش از هشتاد درصد درآمد ارزی را تامین میکرد.
این صادرات عمدتاً به بازارهای اروپا و ایالات متحده آمریکا وابسته بودند که این وابستگی اروگوئه را در موقعیت آسیبپذیری قرار میداد. در دهههای پس از جنگ جهانی دوم با بازسازی اقتصادی اروپا و کاهش تقاضای جهانی برای محصولات کشاورزی خام، صادرات اروگوئه به شدت افت کرد. برای مثال، پس از پایان جنگ کره در 1953، که تقاضای موقتی برای پشم و گوشت ایجاد کرده بود، قیمتهای جهانی این محصولات سقوط کرد.
آمار نشان میدهد که بین سالهای 1955 تا 1968، تولید ناخالص داخلی اروگوئه تنها 0.5 درصد در سال رشد داشت، در حالی که در دهه 1950 این رشد 2.2 درصد بود. تورم نیز به طور فزایندهای افزایش یافت: میانگین تورم سالانه از 13 درصد در دهه 1950 به 51.7 درصد در سالهای 1960 تا 1973 رسید. بیکاری گسترده شد و به بیش از 10 درصد رسید، در حالی که ارزش پول ملی به شدت کاهش یافت و منجر به افزایش قیمت کالاهای اساسی مانند غذا و سوخت شد.
این بحران اقتصادی، که از اواسط دهه 1950 آغاز شد، زندگی روزمره مردم را مختل کرد: طبقه متوسط کوچک شد، نابرابری اجتماعی عمیقتر گردید و فقر شهری در شهرهایی مانند پایتخت افزایش یافت. در نتیجه، اعتصابات کارگری در کارخانهها، مزارع و بنادر، تظاهرات دانشجویی در دانشگاهها و خشونتهای خیابانی در محلههای کارگری به امری روزمره تبدیل شد. این ناآرامیها نه تنها دولت محلی را تحت فشار قرار داد، بلکه منافع اقتصادی خارجی، از جمله شرکتهای آمریکایی فعال در بانکداری، تجارت کشاورزی و صنایع، را تهدید کرد.
ظهور توپاماروس و تلاش برای استقلال اقتصادی
در این فضای پرتلاطم اقتصادی و اجتماعی، گروهی به نام توپاماروس ظهور کرد که هدف اصلیاش پیگیری استقلال اقتصادی و سیاسی اروگوئه از نفوذ قدرتهای خارجی به ویژه ایالات متحده، بود.
توپاماروس که نام رسمیاش «جنبش آزادیبخش ملی» بود در اوایل دهه 1960 توسط افرادی مانند رائول سندیک (یک وکیل و فعال اجتماعی که پیش از این در اتحادیههای کارگری فعالیت داشت) و دیگر روشنفکران و کارگران تأسیس شد.
این گروه، که اعضای آن شامل متخصصان، کارگران، دانشجویان، اتحادیهداران، استادان دانشگاه و حتی برخی مقامات دولتی بودند، بر این باور بود که وابستگی اقتصادی اروگوئه به صادرات خام به کشورهای قدرتمند مانند آمریکا مانع توسعه مستقل، عدالت اجتماعی و خودکفایی ملی میشود.
آنها استدلال میکردند که ساختار اقتصادی اروگوئه که بر پایه صادرات کشاورزی به بازارهای خارجی بنا شده، ثروت ملی را به جیب شرکتهای خارجی میریزد و مردم محلی را در فقر نگه میدارد.
توپاماروس میخواست با افشای فساد در سیستم توزیع عادلانه ثروت، تضعیف ساختارهای وابسته و تشویق به اصلاحات اقتصادی، اروگوئه را به سمت خودکفایی و استقلال سوق دهد. نام «توپاماروس» از رهبر شورش بومیان پرو علیه استعمار اسپانیا در قرن هجدهم الهام گرفته شده بود، که نمادی از مقاومت علیه سلطه خارجی بود.
اقدامات توپاماروس اغلب نمادین، هوشمندانه و با تمرکز بر ایجاد اختلال بدون خشونت گسترده بود. برای مثال، آنها فایلهای محرمانه شرکتها به دست میآوردند و فساد مقامات و شرکتهای خارجی را علنی میکردند و از جمله به افشای روابط مالی شرکتهای آمریکایی با مقامات محلی میپرداختند.
آنها افراد برجستهای را که نماد وابستگی بودند، ربودند تا در «دادگاههای مردمی» محاکمه کنند و جزئیات فساد را منتشر کنند. برای نمونه، در سال 1968، آنها یک باشگاه شبانه لوکس را غارت کردند و شعار معروفشان «یا همه میرقصند یا هیچکس نمیرقصد» را روی دیوارها نوشتند، که نمادی از اعتراض به نابرابری اجتماعی و اقتصادی بود.
این رویکرد، که بر جلب حمایت عمومی تمرکز داشت، هزاران هوادار جلب کرد و نشاندهنده تمایل گسترده مردم به رهایی از چرخه وابستگی اقتصادی بود. توپاماروس نه تنها دولت محلی را به چالش میکشید، بلکه با افشای روابط شرکتهای خارجی با مقامات فاسد، منافع اقتصادی آمریکا در منطقه را مستقیماً تهدید میکرد – منافعی مانند دسترسی آزاد به بازارهای اروگوئه، سرمایهگذاری در بانکها و کنترل بر تجارت کشاورزی. در اوج فعالیتشان، توپاماروس حدود 5 هزار عضو داشت و نفوذشان در جامعه، از جمله در ارتش و پلیس، گسترده بود.
ابزارهای مداخله آمریکا: اداره ایمنی عمومی و کمکهای نظامی
ایالات متحده آمریکا، که در دوران پس از جنگ جهانی دوم به عنوان قدرت برتر اقتصادی و سیاسی جهان ظاهر شده بود، هرگونه جنبشی را که استقلال کشورها از منافع تجاری و اقتصادیاش را دنبال میکرد، به عنوان تهدیدی برای سلطه جهانیاش میدید.
در آمریکای لاتین، آمریکا سیاستهایی را پیگیری میکرد که تضمینکننده دسترسی به منابع خام، بازارهای فروش، سرمایهگذاریهای سودآور و نفوذ سیاسی باشد. اروگوئه، با اقتصاد وابستهاش به صادرات به آمریکا، بخشی کلیدی از این استراتژی بود.
برای مقابله با گروههایی مانند توپاماروس که این وابستگی را به چالش میکشیدند، آمریکا از ابزارهای مختلفی استفاده کرد. یکی از اصلیترین این ابزارها، «اداره ایمنی عمومی» بود که زیرمجموعه آژانس توسعه بینالمللی آمریکا فعالیت میکرد.
این اداره رسماً برای کمک به پلیس کشورهای در حال توسعه در زمینه تجهیزات، سلاح و آموزش ایجاد شده بود، اما در عمل، ابزاری برای سرکوب جنبشهای استقلالطلب بود که منافع اقتصادی آمریکا را تهدید میکردند.
از سال 1965، اداره ایمنی عمومی به طور رسمی در اروگوئه مستقر شد و به پلیس این کشور کمکهای مالی هنگفتی ارائه داد – بیش از 150 میلیون دلار تجهیزات در سراسر جهان، که بخشی به اروگوئه رسید.
این کمکها شامل تامین تجهیزات مانند باتومهای پلیس، گاز اشکآور، ماسکهای گاز، وسایل ارتباطی، خودروهای ضدشورش و سلاحهای سبک بود، که برای کنترل تظاهرات، اعتصابات و جنبشهای مردمی استفاده میشد.
تا سال 1970، حدود هزار افسر پلیس اروگوئه در دورههای آموزشی این اداره در آمریکا شرکت کرده بودند، که تمرکزشان بر تکنیکهای کنترل جمعیت، سرکوب اعتراضات و متلاشی کردن جنبشهای مردمی بود. اداره ایمنی عمومی همچنین با سازمان سیا همکاری نزدیک داشت، و بسیاری از ماموران این سازمان تحت پوشش اداره ایمنی عمومی فعالیت میکردند.
نقش دان میتریونه و آموزش شکنجه سیستماتیک
در سال 1969، دان میتریونه، یک افسر پلیس سابق آمریکایی با تجربه در کشورهای دیگر آمریکای لاتین مانند برزیل، به عنوان رئیس اداره ایمنی عمومی در پایتخت اروگوئه منصوب شد. ورود میتریونه همزمان با اوج فعالیتهای توپاماروس بود، که اقداماتشان اقتصاد وابسته را مختل میکرد و منافع شرکتهای آمریکایی را تهدید میکرد.
میتریونه و تیمش نه تنها تجهیزات فراهم کردند، بلکه روشهای پیشرفتهای برای استخراج اطلاعات از فعالان جنبشهای استقلالطلب آموزش دادند. این روشها شامل تکنیکهای شکنجه فیزیکی و روانی بود که پیش از آن در اروگوئه کمتر سیستماتیک بودند.
به گفته الخاندرو اوترو، رئیس سابق اطلاعات پلیس اروگوئه، مشاوران آمریکایی این روشها را علمی و روتین کردند: استفاده از شوک الکتریکی به نقاط حساس بدن (مانند اندامهای جنسی، زیر ناخنها یا بین دندانها با سیمهای نازک)، سوزاندن با سیگار، فشردن اندامها، تزریق داروهای استفراغآور، و ایجاد اضطراب با پخش صداهای ساختگی از شکنجه خانواده زندانیان یا زنان و کودکان.
دان میتریونه
میتریونه حتی در زیرزمین خانهاش در پایتخت اتاقی عایق صدا ساخته بود و از افراد بیخانمان و زنان مرزی به عنوان «نمونههای آزمایشی» برای نمایش اثرات ولتاژهای مختلف استفاده میکرد – حداقل چهار نفر در این جلسات جان باختند.
فلسفه او این بود که درد باید «دقیق، در مکان دقیق، به میزان دقیق» برای دستیابی به هدف باشد، و حتی پس از گرفتن اطلاعات، ادامه شکنجه برای ایجاد ترس و جلوگیری از جنبشهای مشابه مفید است.
این رویکرد که بخشی از استراتژی آمریکا برای حفظ منافع اقتصادیاش بود، منجر به تشدید درگیریها شد و جنبش توپاماروس را رادیکالتر کرد. اوترو بعداً فاش کرد که این روشها فعالیتهای توپاماروس را افزایش داد، زیرا پیش از آن آنها خشونت را آخرین گزینه میدانستند.
عملیاتهای پنهان سیا
علاوه بر اداره ایمنی عمومی، سازمان سیا نقش مستقیمی در عملیات داشت. فیلیپ ایجی، مامور سابق این سازمان در اروگوئه از 1964 تا 1966، فاش کرد که سازمان عملیاتهایی مانند جعل اسناد برای اخراج دیپلماتهای مخالف، نفوذ در گروههای دانشجویی، ایجاد هرجومرج برای جلوگیری از اتحاد مردمی و نظارت بر جوامع تبعیدی (از برزیل، آرژانتین و بولیوی) انجام میداد تا اطلاعات را به دولتهای وابسته به آمریکا ارسال کند.
ویلیام کانترل، یک مامور سازمان تحت پوشش اداره ایمنی عمومی، به ایجاد «اداره اطلاعات و جاسوسی» کمک کرد و تجهیزات پیشرفتهای مانند سیمهای نازک برای شوک الکتریکی تامین کرد. این اداره بعداً به پوشش «جوخه مرگ» تبدیل شد، گروهی از افسران پلیس که خانههای مظنونان را بمباران میکردند، ترور و ربودن انجام میدادند.
بین 1969 تا 1973، حداقل 16 افسر پلیس اروگوئه در مدارس آموزشی سازمان در آمریکا دورههایی در ساخت بمب، مواد منفجره و اسلحه ترور دیدند. این آموزشها رسماً برای مقابله با تهدیدها بود اما در عمل برای سرکوب جنبشهای استقلالطلب استفاده میشد.
سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا همچنین در عملیات کثیف دیگری مانند انتشار شایعات در رسانهها برای بدنام کردن توپاماروس، جعل نامهها برای نشان دادن وابستگی آنها به قدرتهای خارجی و ترور فعالان شرکت داشت. این اقدامات، که بخشی از الگوی گستردهتر مداخله آمریکا در آمریکای لاتین بود، مستقیماً برای حفاظت از منافع اقتصادی مانند سرمایهگذاریهای آمریکایی در بانکها، تجارت کشاورزی و صنایع اروگوئه طراحی شده بودند.
پیامدها: کودتا، دیکتاتوری و سرکوب گسترده
این مداخله آمریکا عواقب سنگینی داشت. سنای اروگوئه در تحقیقی پنجماهه در اوایل دهه 1970 نتیجه گرفت که شکنجه به امری عادی و معمول در زندانهای اروگوئه تبدیل شده و حتی زنان باردار کودکان و زندانیان سیاسی را شامل میشود؛ گزارشها از شوک الکتریکی به اندامهای جنسی، سوزن زیر ناخن و شکنجه روانی حکایت داشتند.
در 31 ژوئیه 1970، توپاماروس میتریونه را ربودند و در ازای آزادیاش 150 زندانی درخواست کردند اما دولت با حمایت دولت ریچارد نیکسون در آمریکا این درخواست را رد کرد و میتریونه پس از 10 روز کشته شد.
کودتای 1973 در اروگوئه: لحظه انحلال مجلس و آغاز دیکتاتوری نظامی
این رویداد ارتش را وارد میدان کرد و تا پایان 1972، توپاماروس شکست خورد. در ژوئن 1973، ارتش به رهبری خوان ماریا بوردابری کودتا کرد، مجلس را منحل کرد و دیکتاتوری نظامی 11 سالهای (تا 1985) برقرار کرد که اروگوئه را به یکی از سرکوبگرترین رژیمها در جهان تبدیل کرد.
در این دوره، اروگوئه بیشترین تعداد زندانی سیاسی به نسبت جمعیت در جهان داشت: بیش از 7 هزار نفر زندانی سیاسی (1 در هر 500 نفر)، و حدود 1 در هر 50 نفر حداقل یک بار بازداشت و شکنجه شدند.
بیش از 200 نفر ناپدید شدند، هزاران نفر شکنجه شدند و حدود 202 نفر در اعدامهای فراقانونی کشته شدند. بیش از 10 درصد جمعیت (حدود 300 هزار نفر) به تبعید رفتند. این دیکتاتوری بخشی از «عملیات کندور» بود، شبکهای از دیکتاتوریهای آمریکای جنوبی که با حمایت آمریکا مخالفان را در سراسر مرزها تعقیب و حذف میکردند.
تعریف ارتش از «براندازی» هر اقدامی بود که «برای سیستم سیاسی کلی مناسب نباشد»، که شامل هر تلاشی برای استقلال اقتصادی یا اصلاحات اجتماعی میشد. اقتصاد نیز نابود شد: تولید ناخالص داخلی سرانه از 1960 تا 1973 تنها 0.5 درصد رشد داشت، و بدهی خارجی افزایش یافت.
تظاهرات ضددیکتاتوری در اروگوئه
پایان سخن
از نظر تحلیلی، مداخله آمریکا در اروگوئه نمونهای کلاسیک از الگویی جهانی است: ایالات متحده هر گروه یا جنبشی را که دنبال منافع مستقل از سلطه اقتصادیاش باشد، سرکوب میکند.
توپاماروس نه به دلیل داشتن یک ایدئولوژی خاص بلکه چون به دنبال مختل کردن دسترسی آمریکا به منابع اروگوئه بود هدف قرار گرفت. همانطور که نویسنده اروگوئهای ادواردو گالئانو گفت: «مردم در زندان بودند تا قیمتها آزاد باشند» – قیمتی که توسط منافع خارجی تعیین میشد.
انتهای پیام/