بازی جدید ترامپ در حیاط خلوت روسیه؛ دعوت سران آسیای مرکزی به نشست جی20
- اخبار بین الملل
- اخبار ترکیه و اوراسیا
- 07 بهمن 1404 - 15:46
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، در تاریخ 22 ژانویه در مجمع جهانی اقتصاد در داووس، قاسم جومارت توکایف، رئیسجمهور قزاقستان و شوکت میرضیایف، رئیسجمهور ازبکستان، منشور جدید «هیئت صلح» (Board of Peace) دونالد ترامپ را امضا کردند. اهمیت این سند کمتر از آن چیزی است که مشارکت آنها نشان میدهد: دسترسی به رسمیت شناختهشده به کاخ سفید و تمایل به همسویی عمومی با ابتکاری به رهبری آمریکا.
این موضوع از آن جهت حائز اهمیت است که روابط واشنگتن با چندین شریک قدیمی خود اخیراً دچار تنش شده و به چالش کشیده شده است. پاسخ آسیای مرکزی بخشی از این داستان است. مشارکت آنها نشان میدهد که کاخ سفیدِ ترامپ، آنها را طرفهای گفتگوی مهمی میداند و هر دو پایتخت آسیای مرکزی نیز از این جایگاه استقبال میکنند.
در اول دسامبر 2025، واشنگتن ریاست گروه 20 (G20) برای سال 2026 را بر عهده گرفت و سه اولویت را تعیین کرد: محدود کردن موانع نظارتی، تقویت زنجیرههای تأمین انرژی امن و مقرونبهصرفه، و پیشبرد فناوری و نوآوری. همچنین نشست سران برای 14 تا 15 دسامبر 2026 در منطقه میامی برنامهریزی شده است. در 23 دسامبر، ترامپ اعلام کرد که از توکایف و میرضیایف به عنوان مهمان دعوت کرده است.
این دعوت، قزاقستان و ازبکستان را در دستور کار میزبانی قرار میدهد که مسیرهای کاری آن با قویترین داراییهای چانهزنی خارجی آنها، از جمله انرژی، پتانسیل مواد معدنی حیاتی و اتصالات ترانزیتی همپوشانی دارد. ترامپ به طور عمومی این دعوتها را به بحثهای صلح، تجارت و همکاری گره زد که با دعوتنامههای بعدی «هیئت صلح» او همخوانی دارد.
سیاست چندجانبهگرایی
لازم است این تحولات را در بستر همکاریهای آسیای مرکزی که قزاقستان و ازبکستان به عنوان هسته منطقهای پیشران آن بودهاند، بررسی کنیم.
در نشست مشورتی اوت 2024 در آستانه، هر پنج رهبر «نقشه راه توسعه همکاریهای منطقهای برای سالهای 2025-2027» را امضا و چارچوب مفهومی «آسیای مرکزی 2040» را تصویب کردند.
توکایف و میرضیایف به توافق روابط متحدانه 2022 خود اشاره کردند و برنامههایی را برای اتخاذ یک برنامه مشارکت استراتژیک تا سال 2034، شامل پروژههای کلان اقتصادی و انرژی مشترک، اعلام کردند.
اشتغال ذهنی و عملیاتی مسکو به جنگ در اوکراین، فضای مانور را برای سایر بازیگران خارجی باز کرده است و پایتختهای آسیای مرکزی به طور گزینشی این فرصتها را دنبال کردهاند.
به عنوان مثال، جوزپ بورل، مسئول وقت سیاست خارجی اتحادیه اروپا، در اوایل اوت 2024 از قزاقستان و قرقیزستان بازدید کرد؛ ژاپن خط مشی «آسیای مرکزی پلاس ژاپن» خود را به عنوان وزنهای در برابر نفوذ چین دنبال کرده است؛ و جمهوری آذربایجان در حال ایجاد یک پل انرژی بین آسیای مرکزی و اروپا از طریق قفقاز جنوبی با همکاری قزاقستان و ازبکستان بوده است.
کانال اصلی واشنگتن در این مجموعه پیچیده، قالب «C5+1» است و تأکید فعلی آمریکا بر ایجاد رویههایی است که فراتر از نشستهای انفرادی باقی بمانند.
«سرجیو گور»، فرستاده ویژه آمریکا در امور آسیای جنوبی و مرکزی و کریستوفر لاندو، معاون وزیر امور خارجه، در اکتبر 2025 پیش از نشست سران که ترامپ ماه بعد میزبان آن بود، به قزاقستان و ازبکستان سفر کردند. چنین فرمتهایی میتوانند توجه را بر اجرای رویههای تدارکاتی استاندارد و حلوفصل منظم اختلافات متمرکز کنند که کریدورهای جدید زنجیره تأمین برای کاغذبازیهای قابل انطباق و رفتار گمرکی قابل پیشبینی به آنها نیاز دارند.
قرقیزستان قرار است میزبان دومین مجمع «B5+1» (همتای تجاری C5+1) در 4 و 5 فوریه 2026 باشد. مقدمات این نشست قبلاً در جلسه توجیهی مشترک 12 دسامبر در بیشکک فراهم شده است که دستور کاری را با پیوند دادن حملونقل و لجستیک به بخشهایی مانند فناوری اطلاعات، کشاورزی و مواد معدنی حیاتی ایجاد کرد.
در اواسط ژانویه 2026، گور به عنوان سفیر آمریکا در هند منصوب شد، در حالی که همچنان فرستاده ویژه در امور آسیای جنوبی و مرکزی باقی ماند. او در نقش دوم، بلافاصله گفتگوهای بیشتری را با مقامات ارشد و رهبران تجاری در ترکمنستان درباره ثبات و همکاری اقتصادی انجام داد که نشاندهنده گسترش تعاملات آمریکا فراتر از دو کشور بزرگ منطقه است.
معادن، انرژی و مسیرهای ترانزیتی
آستانه، تاشکند و واشنگتن شروع به تبدیل منابع آسیای مرکزی به پروژههایی کردهاند که میتوانند به مرحله تأمین مالی و ساخت برسند. قزاقستان اکتشاف مواد معدنی حیاتی را گسترش داده و پیشبینیهای منابع خود را بهروزرسانی کرده است.
«گروه منابع اوراسیا» اعلام کرده که قصد دارد از سال 2026 تولید گالیوم را در قزاقستان با هدف بازارهای کشورهای OECD آغاز کند. تحلیل جدیدی که توسط سازمان زمینشناسی آمریکا تکمیل شده، به طور خاص ذخایر تنگستن ازبکستان را مجدداً ارزیابی کرده است.
در خود ازبکستان، بیانیههای سیاستی به سمت ایجاد زنجیرههای ارزش به جای صرفاً صادرات مواد خام متمایل شدهاند. توافقات اخیر آمریکا و ازبکستان به یک بسته سرمایهگذاری اختصاصی برای زنجیرههای تأمین «خاکی کمیاب و حیاتی» اشاره دارد.
انرژی دومین رکن است که شامل سوخت و فناوری هستهای و همچنین هیدروکربنها میشود. واشنگتن ظاهراً امنیت انرژی و گذار انرژی را به عنوان یک دستور کار یکپارچه در نظر میگیرد و آستانه و تاشکند پیشروهای پروژه در هر دو حوزه هستند.
نقش قزاقستان در تأمین اورانیوم آمریکا در بحبوحه تلاشهای آمریکا برای کاهش وابستگی به نهادههای روسیه طبق یک جدول زمانی مشخص، افزایش یافته است. همکاری هستهای غیرنظامی بین آمریکا و قزاقستان نیز گسترش یافته است و آمریکا بر رآکتورهای مدولار کوچک (SMR) و استانداردهای استفاده مسئولانه تأکید دارد.
مسیر ازبکستان متمایز است و به دنبال گسترش تأمین برق با تغییر بخشی از ظرفیت جدید به سمت انرژیهای تجدیدپذیر است. تولید خورشیدی و بادی برای سال 2025 به میزان 9 میلیارد کیلووات ساعت گزارش شده است که شرکای خارجی و سرمایه نقش اصلی را در آن ایفا میکنند.
اتصالات حملونقل سومین رکن است. قزاقستان در حال تلاش برای کاهش گلوگاههای ترانس-کاسپین (فراسوی خزر) است، از جمله اجرای ارتقای ظرفیت در بندر کوریک. با این حال، ریسکهای عملیاتی همچنان توان عملیاتی را، به ویژه در بخش دریایی، محدود میکنند.
علاقه ازبکستان به «کریدور میانی» بر مسائل رویهای مانند تسهیل تجارت، مدیریت مرزی، هماهنگی لجستیک و استانداردهای اسنادی متمرکز است. بسته لوکوموتیو و خدمات آمریکا و قزاقستان بین شرکت «Wabtec» و راهآهن ملی قزاقستان (KTZ) نشان میدهد که چگونه مشارکت صنعتی آمریکا میتواند در طول زمان به عملکرد کریدور کمک کند. هدف آمریکا قابل اعتماد کردن مسیرهای شرق به غرب از طریق نهادینهسازی رویههای عملیاتی روتین و انطباق با هنجارهای اسنادی سریع است.
چرایی تفاوت این دوره
دعوتهای ترامپ برای «هیئت صلح» و گروه 20 از قزاقستان و ازبکستان را باید بخشی از تلاش واشنگتن برای بازسازی اهرم فشار از طریق حکمرانی اقتصادی در زمانی دانست که سیاستهای ائتلافی پرسر و صداتر و رقابتیتر شدهاند.
در چارچوب ریاست خود بر گروه 20 برای سال 2026، آمریکا انتخاب کرده است که اولویتهای خود را با محوریت رشد، مقرراتزدایی، زنجیرههای تأمین انرژی و فناوری و نوآوری تنظیم کند. انتخاب برگزاری نشست 2026 در منطقه میامی در تفریحگاه «ترامپ نشنال دورال»، رنگ و بوی آشکارا معاملهگرایانه (Transactional) به سال میزبانی میدهد و اهمیت اینکه چه کسی دعوت شده و چرا را برجسته میکند.
در این فضا، قزاقستان و ازبکستان به دلیل آنچه میتوانند در راستای اولویتهای میزبان به ارمغان بیاورند یا تسهیل کنند، ارزشمند هستند. آنچه از این امر برمیآید، نه یک دکترین جدید، بلکه یک روش است.
محتملترین راه برای حضور واشنگتن در آسیای مرکزی، بدون ارائه تضمینهای امنیتی در مقیاس بزرگ، خودتکثیری کردن همکاریهاست. «C5+1» به محرک دیپلماتیک این رویکرد تبدیل میشود و در ادبیات سیاستگذاری آمریکا به عنوان بستری با ارزش استراتژیک، و نه صرفاً یک تقویم زمانبندی، با آن برخورد میشود.
مسیر تجاری آن نیز به همین دلیل اهمیت دارد. در حالی که بیشکک برای میزبانی دومین مجمع «B5+1» در 4 و 5 فوریه 2026 آماده میشود، جلسه توجیهی مقدماتی دسامبر روشن کرد که دستور کار برای پیوند دادن حملونقل و لجستیک به بخشهای قابل سرمایهگذاری، از جمله مواد معدنی حیاتی و فناوری اطلاعات طراحی شده است: از این رو تمرکز بر رویهها، رسیدگی به اختلافات و انضباط اسنادی است. واشنگتن در حال آزمایش این است که آیا پیگیری اقتصادی میتواند نفوذ ایجاد کند، در حالی که آستانه و تاشکند در حال آزمایش این هستند که آیا همکاری منطقهای میتواند بدون محدود کردن گزینههایشان، از تعامل خارجی حمایت کند.
انتهای پیام/