دستهای آغشته به خون پهلوی در فاجعه سینما رکس آبادان
- اخبار استانها
- اخبار قم
- 07 بهمن 1404 - 13:26
به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، تاکنون کتابها، مقالات و رسالههای بسیاری درباره علل و عواملی که به پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی مردم ایران در 22 بهمنماه 1357 منجر شد تألیف شده است، بااینحال عظمت این کار سترگ همچنان پژوهشگران را به تحقیقات بیشتر در مورد آن فرا میخواند. حوادث مختلفی همچون قیام 15 خرداد، تبعید امام خمینی(ره)، دستگیری و شکنجه یاران امام در زندانهای رژیم شاه همزمان با ایام تبعید ایشان، شهادت سید مصطفی خمینی، انتشار مقاله توهینآمیز رشیدی مطلق در روزنامه اطلاعات، کشتار 19 دی مردم قم، مراسم چهلمهای پیدرپی در شهرهای مختلف کشور... و سرانجام تظاهرات گسترده خیابانی مردم و ورود امام خمینی به ایران در 12 بهمنماه 1357 به پیروزی نهایی مردم در 22 بهمنماه همان سال انجامید.
در این نوشتار هدف بررسی هیچ یک از موضوعات فوق نیست، بلکه سندی نویافته از فاجعه سینما رکس آبادان ارائه خواهد شد به این امید که یاریگر پژوهشگران در نگرش جامعتر به این موضوع باشد. این حادثه بهسهم خود در گسترش اعتراض اجتماعی مردم در ماههای باقیمانده از عمر رژیم پهلوی تأثیر چشمگیری داشت.
رویداد تلخ و فاجعهآمیز آتشسوزی سینما رکس آبادان که در ساعت 21 مورخ 28 مردادماه 1357 همزمان با بیستوپنجمین سال کودتای 28 مرداد 1332 رخ داد، بهصورت وسیعی در مطبوعات داخلی و خارجی انعکاس یافت، بهطوریکه روزنامههای آن زمان از جمله کیهان و اطلاعات، فردای آن روز با انتشار اخبار و تصاویر سوختهشدگان حادثه هولناک سینما رکس آبادان عمق فاجعه را به افکار عمومی نشان دادند، بیشتر سینماهای معروف بهخاطر همدردی با بازماندگان حادثه تعطیل شدند و همچنین مطبوعات و خبرگزاریهای خارجی از جمله آسوشیتدپرس، یونایتدپرس و خبرگزاری فرانسه این موضوع را در صدر اخبار خود قرار دادند.
حکومت وقت بیدرنگ با یادآوری حملات اخیر مردم به سینماها، مسئولیت حادثه را به گردن مخالفان انداخت و از سوی دیگر، مخالفان نیز ساواک را به ترتیبدادن آتشسوزی، قفلکردن درهای سینما و کارشکنی در اقدام بهموقع اداره آتشنشانی محل متهم کردند. آنان همچنین یادآوری کردند که تظاهرکنندگان، فقط به سینماهای خالی و نمایشدهندگان فیلمهای مستهجن خارجی حمله میکنند، در حالی که این سینما یک فیلم ایرانی آشکارا انتقادی درباره جامعه معاصر به نمایش گذاشته بود. بیشک یکی از حوادثی که تأثیر بسزایی در سریعتر به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی داشت حادثه تلخ و ناگوار آتشسوزی سینما رکس آبادان بود که در آن صدها انسان بیگناه و مظلوم سوزانده شدند. رژیم منحوس پهلوی با این اقدام میخواست تبلیغی مؤثر علیه نیروهای انقلابی بهراه اندازد، امّا غافل از اینکه این کار آنها را در سراشیبی سقوط انداخت و در نهایت این حادثه ضد آنها تمام شد.
سند ارائهشده اخیراً در یکی از بایگانیهای راکد قوه قضائیه یافت شده است. در این بایگانیها اسناد ارزشمند بسیار دیگری راجع به موضوعات مختلف تاریخ معاصر و انقلاب اسلامی وجود دارد که امید است مورد بهرهبرداری کامل قرار گیرند. همچنان که در متن سند ملاحظه خواهد شد، نگارنده در جایجای نوشته خود وزیر وقت دادگستری را خطاب قرار داده و خواهان پاسخهای وی در جواب سؤالات خویش شده است. جالب است بدانیم که این وزیر به هیچ یک از سؤالات مطرحشده در نامه، پاسخی نداده و فقط در حاشیه آن نوشته است: «بایگانی شود.»، مسلماً آنچه در 22 بهمن 1357 اتّفاق افتاد پاسخی به همین سؤالها و سؤالهای بسیار دیگر از همین نوع بود، مطالب سند خود گویاست و بهنظر نمیرسد که به دادن توضیحات بیشتر در مورد آن نیازی باشد.
نمایشنامه آتشسوزی سینما رکس آبادان
آقای وزیر دادگستری:
من بهعنوان یک انسان، یک ایرانی، یک آبادانی و بالاخره یک برادر و خواهران سوزاندهشده در سینما رکس آبادان به شما و دادگستری شما که مرجع رسیدگی به جرایم است اعتراض میکنم، خصوصاً به شما که رئیس این مرجع بهاصطلاح داد هستید. آقای وزیر، با وجودی که وعدههای آزادی به مردم ما دادهاند، ولی هنوز از فریفتن و انحراف فکری مردم دست برنداشتهاند. خود شما که وزیر مهمترین وزارت دولتی هستید حقایق را لوث میکنید، نمایشنامه برای آتشسوزی آبادان ترتیب میدهید و بعد عاملی بر آن میتراشید. بگذریم، فکر میکنیم که شما درست میگویید، بیا با همدیگر سری به مطالب روزنامههای کیهان و رستاخیز بزنیم تا ببینیم در این ورقپارهها که جزء مطبوعات و رکن چهارم مشروطیت است چه نوشته شده و بعد با هم نتیجهگیری کنیم. این نمایش واقعی را در پنج قسمت خواهیم دید:
1 ـ تعداد سوزاندهشدگان؛ 2 ـ علّت آتشسوزی؛ 3 ـ جریانات آتشسوزی از زبان نجاتیافتگان؛ 4 ـ مطالب اظهارشده بهوسیله شاهدان عینی و سایرین؛ 5 ـ عامل فاجعه این نمایشنامه.
پرده اول: تعداد سوزاندهشدگان
کیهان 29 مرداد صفحه 2: تصویری از سینما رکس آبادان و موقعیت آن نشان داده شده و در زیر آن نوشته شده که: این سینما ظرفیت نهصد نفر را داشته است.
کیهان 31 مرداد صفحه 2: از قول رئیس شهربانی: «سالن سینما گنجایش 700 تا 750 نفر داشته است، شهود مختلف متذکر شدند که سالن کاملاً پر از تماشاچی بوده است».
رستاخیز 30 مرداد صفحه 2: حادثه در ساعت ده و سی دقیقه بعدازظهر شنبه در سینما رکس آبادان در حالی که نزدیک به هفتصد تن مرد و زن و کودک سرگرم تماشای فیلم فارسی ”گوزنها“ بودند، روی داد، اولاً که سینما رکس آبادان بین 900 تا 930 صندلی دارد و بهخاطر دیدن فیلم جوانپسند «گوزنها»، که شب آخر نمایش آن هم بوده است، سالن سینما کاملاً پر بوده، یعنی 900 تا 930 بلیط فروش رفته بوده است، از آن گذشته، تعدادی کودک چندماهه تا چهارساله هم هستند که بدون بلیط و همراه با والدینشان به سینما میآیند، پس تعداد میتواند اندکی بیش از هزار نفر باشد. طبق نوشتههای روزنامهها اگر فقط ده نفر توانستهاند نجات پیدا کنند، در این صورت بقیه که نزدیک به هزار نفر بودهاند در آتش سوزانده شدهاند، ثانیاً اگر بخواهیم حرف رئیس شهربانی را هم قبول کنیم که بایستی نزدیک به هفتصد نفر سوزانده شده باشند، نه 377 نفر.
پرده دوم: علت آتشسوزی
رستاخیز 30 مرداد صفحه 1: خرابکاران سطح سینما رکس را با بنزین «اکتان زیاد» پوشاندند و ناگهان تماشاچیان را به کام آتش کشیدند.
رستاخیز 30 مرداد صفحه 2: چند لحظه پس از شروع فیلم چند ناشناس با استفاده از تاریکی شب، درهای ورودی و خروجی سینما را به آتش کشیدند و گریختند.
رستاخیز 31 مرداد صفحه 4: اظهارات رئیس شیر و خورشید آبادان: در اواسط فیلم بوده که مردم متوجه میشوند از زیر درهای ورودی سالن آتش میآید، مردم متوحش بهسوی در حمله میکنند و درها را بسته مییابند؛ چرا که مدیر سینما در سانس آخر در ورودی و هم درهای خروجی سالن نمایش را از پشت قفل میکرده که شخصی بدون بلیط وارد نشود.
کیهان 31 مرداد صفحه 2: وی (رسول رهنما) در مورد اینکه حریق از چهنقطه سینما آغاز شد، گفت: شعلههای آتش یکباره از کناره پرده سینما زبانه کشید که بهگفته یکی از دوستانم که از مهلکه نجات پیدا کرده است، از کنار کولر بزرگ سینما آغاز شد.
کیهان 31 مرداد صفحه 27: یک گروه چهار یا پنج نفری تروریست چندین بمب آتشزا در سالن سینما رکس آبادان که آتشسوزی آن منجر به کشته شدن 377 نفر شد کار گذاشته بودند. سرتیپ رزمی، رئیس شهربانی آبادان، که این مطلب را برای فرستاده ویژه خبرگزاری فرانسه فاش کرد، گفت: کسانی که از حادثه جان بهدر برده بودند گفتهاند که چهار یا پنج نفر را دیدهاند که پیش از پایان آنتراکت با هم و با عجله از سینما بیرون رفتهاند، چند دقیقه پس از آن کمی مانده به ساعت ده شب بهوقت محلی آتش در گرفت که آثار چهار بمب آتشزا در چهار گوشه سینما پیدا شده است.
کیهان 31 مرداد (صفحه 2): گفته رسول رهنما: برای خرید ساندویچ از سالن خارج شدم هنوز چند قدم به بوفه مانده بود که ناگهان صدای فریاد شنیدم: آتش، آتش.
کیهان 2 شهریور صفحه 2: گزارش هیئت اعزامی بازرسی نخستوزیری: «کانون اول آتش توسط خرابکاران بر اثر پاشیده شدن مواد آتشزا به دیوارههای چوبی سالن انتظار پدید آمده است. کانون دوم آتشسوزی در انبار لوازم کهنه سینما قرار داشته است. بنا بر همین گزارش، عدهای از تماشاگران که تعداد آنها بین سی الی چهل نفر بوده است، توانستهاند یکی از درها را بشکنند و موفق به نجات خود شوند.
تحلیل نویسنده نامه از تناقضها در پرده دوم:
1. اگر خرابکاران از بنزین اکتان زیاد استفاده کرده بودند که حتماً بوی بسیار تند آن را تماشاچیان احساس میکردند.
2. اگر عدهای از تاریکی شب استفاده کردند و سینما را به آتش کشیدند، با قفل بودن درها چگونه فرار کردند.
3. گفته رئیس شیر و خورشید آبادان تا اندازهای درست است. آتش از طرف در به داخل سرایت کرده، ولی اگر قرار بود که مدیر سینما از ورود افراد بیبلیط به سینما جلوگیری کند، کافی بود که همان در ورودی آهنی سینما را قفل کند، پس چرا سه در چوبی سالن سینما را قفل کرده بود، از آن گذشته میدانیم که آن سه در به سالن انتظار، دستشویی، توالت و بوفه راه دارد، پس اگر کسی خواست از یکی از موارد ذکرشده استفاده کند چه میشود؟ و اصلاً برای چه ساخته شده، اگر قرار باشد درها را قفل کنند؟
4. گفته آقای رهنما مبنی بر اینکه آتش از طرف پرده سینما شروع شده و بهقول دوستش از طرف کولر بزرگ، تنها برای تأیید حرف رئیس شهربانی است که گفت: اثر چهار بمب آتشزا را که در چهار نقطه سینما بهکار گذاشته شده بود پیدا کردیم.
5. اگر باقیمانده چهار بمب آتشزا را رئیس شهربانی پیدا کرد، چرا آنها را به کارشناسان نشان نداد تا آنها هم پیگیری شود؟
6. طبق گفته رئیس شهربانی: تماشاچیانی که جان سالم بهدر بردهاند، چهار یا پنج نفر را دیدهاند که با عجله از سینما خارج شدهاند. آنچه که رئیس شیر و خورشید آبادان گفت و نیز در روزنامهها نوشتند: سه در ورودی به سالن سینما هم قفل بوده است، پس آن تروریستها از کجا فرار کردند، از آن گذشته دلیلی نداشته که با عجله خارج شوند تا مورد شک واقع شوند.
7. باز برمیگردیم به قفل شدن در توسط مدیر سینما: لطفاً در این مورد با آقای رهنما تماس بگیرید که چرا دروغ گفته است.
پرده سوم: جریانات آتشسوزی از زبان نجاتیافتگان
رستاخیز 30 مرداد صفحه 2: در مدت زمانی که شاید از ده دقیقه تجاوز نکرد 377 نفر از مردان و زنان و کودکان بیگناه زنده زنده سوختند.
کیهان 30 مرداد (فوقالعاده ص2): کودکانی بودند که در آغوش مادرشان سوخته بودند و این سوختن بهصورتی بود که جداکردنشان مشکل بود.
کیهان 30 مرداد ص1: در آخرین لحظه در سینما را شکستیم، امّا مردم گیج و وحشتزده دیگر قدرت فرار نداشتند.
کیهان 29 مرداد ص1: فقط ده تماشاگر توانستند از راه بام سینما جان سالم بهدر برند (ص2 آن) شش تن از آنها سرپایی درمان شده و به خانههای خود رفتند.
تحلیل نویسنده نامه از تناقضها در پرده سوم:
1. در مدت زمانی کمتر از ده دقیقه 377 نفر سوختند (رستاخیز)، ولی در روزنامه کیهان آمده است: «در آخرین لحظه در را شکستیم امّا مردم گیج و وحشتزده دیگر قدرت فرار نداشتند.» و در رستاخیز همان 30 مرداد آمده که در ساعت دو بامداد آتش را مهار کردند؛ یعنی پس از 4.5 ساعت. در کمتر از ده دقیقه تماشاچیان زغال شدند، پس از چهار ساعت و نیم که آتش مهار شد و به داخل سینما رفتند، عدهای هنوز زنده بودند، ولی بر اثر گیجی و وحشتزدگی قادر به فرار نبودند، خُب میخواستید آنهایی را که زنده و گیج هستند به بیمارستان برسانید و بعد هم از آنها تحقیقاتی بکنید (دروغ به این بزرگی؟!) امّا چرا دروغ به این بزرگی گفته شده، بماند برای نتیجهگیری این نمایشنامه غمانگیز، که البته بیارتباط با جوش خوردن طفلی در سینههای مادرش نیست.
2. فقط ده نفر توانستهاند از طریق بام سینما فرار کنند که شش نفر آنها هم پس از معالجه سرپایی روانه خانه شدند. اگر من آبادانی نبودم، شاید این گفته را قبول میکردم، ولی میتوانید بیایید و ببینید که سینما رکس آبادان پشتبام ندارد، بلکه بام آن بهصورت شیروانی است، از آن گذشته فکر کنید که حرف شما را قبول کردم، آنهایی که روی پشتبام رفتند بهچهوسیله خود را به خیابان رساندند؟ حتماً قبلاً برای آنها نردبان آماده بوده است! اگر هر ده نفر خود را از پشتبام که حداقل ده متر ارتفاع دارد خود را به خیابان پرت کرده باشند، چطور ممکن است شش نفر آنها معالجه سرپایی شوند و چهار نفر بقیه فقط کمی بدنشان سوخته باشد؟
پرده چهارم: مطالب شاهدان عینی و سایرین
رستاخیز 30 مرداد صفحه 4: گفتههای رئیس شهربانی آبادان: ”ولی متأسفانه جریان آتشسوزی و شعلههای حریق بهحدی مهیب بود که هیچگونه کاری از دست عوامل آتشنشانی ساخته نبود؛ یعنی کارکنان آتشنشانی حتی تا پنجاهمتری محل هم نمیتوانستند جلوتر بروند.“
رستاخیز 30 مرداد صفحه 4: (ادامه گفتار رئیس شهربانی) حتی مأموران از دیوار یا نردبان بالا رفته و دیوارها را خراب کردند، ولی با کمال تأسف به هیچ عنوان نتوانستیم نتیجهای را که مایل بودیم از زحمات خود بگیریم.
کیهان 31 مرداد صفحه 2: محمد احمدزاده (شاهد عینی): ”من جلوتر رفتم تا آنها را نجات دهم، اما مانعم شدند.“
کیهان 30 مرداد صفحه 2: جعفر سازش، که 5 فرزند یازده تا 23 ساله خود را یکجا از دست داده است، گفت: در حقیقت فرزندانم قربانی شدند. ...میشد درهای سینما را حتی با چکش هم شکست، ولی وقتی من فریاد زدم پنج فرزندم دارند میسوزند، یکی با چوب مرا از محل حادثه دور کرد و گفت: همه دارند میسوزند برو کنار.
تحلیل نویسنده نامه در پرده چهارم:
1. رئیس شهربانی شعلههای آتش را تا فاصله پنجاهمتری احساس کرده است، برای همین کاری از دستش ساخته نبوده تا ساعت دو بامداد که آتش را اطفا کردند. لطفاً کروکی سینما رکس را که در روزنامه کیهان، یکشنبه 29 مرداد، نشان دادهاند خوب نگاه کنید؛ از سمت چپ در فاصله هشتمتری، ساختمان دارایی قرار گرفته است که در فاصله 25متری آن هم شهربانی است، پس باید دارایی و شهربانی آتش میگرفتند که حتی دیوارهای آنها هم سیاه نیست، از آن گذشته درخت در دومتری آن هم سالم است، از روبهرو که در دهمتری، مغازههای بزرگ قرار گرفته آنها هم سالم هستند و حتی کمی هم سیاهی ندارند، از سمت راست هم که با خیابان امیرکبیر همجوار است و مغازهها در دوازدهمتری آن همگی سالم است.
از این سمت مأموران دیوار رکس را شکستند، ولی اگر خوب نگاه کنید دور و بر شکستگیها اصلاً سیاهی نیست، یعنی پس از ساعت دو و خاموش شدن آتش، دیوارها را برای نمایش شکستهاند ــ از پشت هم که در پاساژ قرار گرفته و تمام مغازههای پاساژ هم سالم هستند. به عکسهای سینما رکس آبادان در روزنامههای رستاخیز (30 مرداد) فوقالعاده و عادی آن نگاه کنید، در هر دو عکس تمام دیوارهای سینما سالم است و بدون سیاهی، حتی عکسهای تبلیغاتی فیلم هم سالم است، پس بفرمایید این آتش پنجاهمتری در کجا بوده است؟
2. محمد جعفرزاده هم گفته است که عدهای از سینما خارج شدند و بعد در بسته شد، پس در سینما را مدیر سینما قفل نکرده بود، بلکه پس از آتشسوزی بهدستور رئیس شهربانی قفل شد (شاهدان عینی) و حتی جای قفل دستبندهای پلیس را روی در مشاهده کردهاند.
3. محمد احمدزاده را مانع شدند، چهکسی مانع کمک وی شد؟ همان کسی که در را بست، چهکسی چوب (در حقیقت تعلیمی) را بر سر جعفر سازش، آن پدر داغدیده، زد؟ و به او گفت همه دارند میسوزند برو کنار؟ همان کسی که دستور داده بود در سینما را قفل کنند، همان کسی که به مردم اجازه کمک نداد، همان کسی که آن مرد ازخودگذشته را که میخواست با ماشینش به در سینما بکوبد، زیر رگبار باطوم قرار داد، بله، تمام اینها را شاهدان عینی میگویند. جالب اینجاست که فردای آن روز مرتب به بیمارستانها تلفن میشد که "میخواهیم بیمارستان را منفجر کنیم. بیماران خود را خارج کنید" (رستاخیز 31 مرداد صفحه 4)، تاکنون خرابکاران چند بیمارستان را منفجر کردهاند؟ آن همه سینما را منفجر کردند چند نفر کشته شد؟ انحراف افکار بهسوی خرابکاران! آبادان بهحق نشان داد که عامل یا عاملین کیست و خوب هم نشان داد، با آن تظاهرات عظیم مقابل شهربانی و سپس فرار رئیس شهربانی از آبادان به تهران.
اما مهمترین قسمت تراژدی که وعده آن را دادم: ”کودکانی بودند که در آغوش مادرشان سوخته بودند و به بدن آنها جوش خورده بودند“. ”در آخرین لحظه در را شکستیم، عدهای گیج و وحشتزده قادر به فرار نبودند.“، آقای وزیر دادگستری: اجساد سوزاندهشده خود گویای تمام حقایق بود. 90 درصد اجساد بهحالت نشسته سوزانده شده بودند، یعنی قبل از آتشسوزی، مسموم کردن تماشاچیان و در نتیجه نداشتن قدرت فرار و ریختن دیوار نازک گچی و یا شکستن درهای چوبی سالن. بلی، مادری که در حال سوختن است، مسلماً بدون اراده بچه را به زمین خواهد گذاشت (انداخت) و اینهمه جوان در سینما (هرچند که مطبوعات سعی بر این داشت که نشان دهند دوسوم آنها زن و کودک بودهاند) نتوانستند درهای چوبی را بشکنند؟ جوانی که از سینما جان سالم بهدر برده بود میگفت: "وقتی از بالکن بهطرف در آمدم تا فرار کنم تماشاچیان وسط بیخیال نشسته بودند."، بیچاره نمیدانست که آنها مرده بودند، همان جوان پس از رسیدن به منزل به حالت بیهوشی میافتد و قریب 48 ساعت در حال اغما بهسر میبرد. و طبق گفته بسیاری از نجاتیافتگان، پلیس بسیاری از کسانی را که میتوانستند نجات پیدا کنند با چوب قانون بهزور داخل سینما کرد. کسانی دیگر هم بودند که قبل از آتشسوزی بهعلت داشتن حال تهوع از سینما خارج شدهاند. اما چرا ساعت دو بامداد پس از چهار ساعت و نیم، آتش را خاموش کردند، برای اینکه تمام اجساد سوخته شود به این امید که اثری از خفه شدن بهوسیله گاز سمی معلوم نشود، اما اجساد سوزاندهشده گویای همه چیز بود.
پرده پنجم: عامل فاجعه این نمایشنامه
هاشم عبدالرضا عاشور، اسم جالب و آشنایی برای تمام مردم خرمشهر و تقریباً خوزستان، دیوانهای که گهگاهی هم از خرمشهر به عراق میرفته و قاچاق میآورده، پرونده او در مراجع ذیصلاح موجود است.
راستی آقای وزیر دادگستری، شما که او را همان شب دستگیر کردید (منظورم عمّال شماست) و او هم همان شب اعتراف کرد چطور است که پس از گذشت دو ماه، هنوز از اقرار وی و همدستانش خبری نیست؟ نه آقای وزیر دادگستری، مثل اینکه هنرپیشههای خوبی را انتخاب نکردهاید؛ چون حرف کارگردان را نمیخوانند و شاید نمیتوانند خوب نقش خود را بازی کنند؟ نمیدانم شاید یک روز مجبور شوید هنرپیشهها را عوض کنید و یا اینکه اصلاً تم نمایشنامه را، مطمئناً کارگردان خوبی نخواهید شد.
پرده میافتد اما حقایق نه.
نویسنده از: غفار رحیمی، پژوهشگر تاریخ معاصر
انتهای پیام/+