حفظ «فکر سیاسی»؛ ارتقای جوان انقلابی به جوان تحلیلگر
- اخبار ویژه نامهها
- اخبار حوزه و روحانیت
- 07 بهمن 1404 - 16:09
خبرگزاری تسنیم ـ محمدرضا آتشین صدف*؛ «حفظ فکر سیاسی» یکی از توصیههای مقام معظم رهبری به جوانان است. روشن است که این سخن صرفاً سفارشی اخلاقی- تربیتی نیست بلکه در واقع تکلیفی تاریخی و دستورکاری راهبردی است برای نسل جوان. نسلی که میبایست بار اصلی پاسداری از آرمانها و مدیریت چالشهای آیندهی انقلاب را به دوش کشد.
پرسش اصلی اینجاست: منظور از این «فکر سیاسی» چیست و جوان مشتاق و انقلابی، برای دستیابی به آن چه مسیری را باید بپیماید؟ این نوشتار در پی آن است تا با شکافتن این پرسش اساسی، مسیری عملی و گام به گام به جوانان عزیز پیشنهاد کند و در همان حال به وظایف نهادهای فرهنگی و رسانهای و آموزشی در این زمینه نیز اشارتی بنماید.
گام نخست: خوانش بیواسطه و فعال تاریخ
بنیان فکر سیاسی اصیل، بر پایهی خودآگاهی تاریخی است؛ بینشی که راه دستیابی به آن، مطالعهی مستقیم تاریخ است. جوان صاحبفکر، مصرفکننده روایتهای ساده و جویدهشده نیست. او خود به سراغ سرچشمهها میرود: اسناد و بیانات دوران انقلاب، خاطرات بازیگران اصلی آن و تحلیلهای نخستین را میکاود تا ریشههای حرکت جمعی ملت خود را دریابد. در مواجهه با رویدادی مانند فتنههای اخیر، چنین جوانی بلافاصله در پی الگوهای تاریخی میگردد: «آیا این الگوی همزمانی تخریب و جنگ روانی، در گذشته هم سابقه داشته؟» این نگرش، او را از هیجانزدگی نجات میدهد و سبب میشود تا بتواند رویدادها را در بستر جریانی بلندمدت بنگرد.
نقش نهادها: آموزشوپرورش و نهادهای فرهنگی موظفاند این منابع دستاول را در قالبهای جذاب و امروزی (مثل اینفوگرافی، پادکستهای داستانی، مستندهای کوتاه) به آسانی در اختیار جوان بگذارند، نه صرفاً با فهرستهای کتابهای قطور و تخصصی یا کممایه و سطحی.
گام دوم: آشنایی عمیق با اهداف و روشها و ابزارهای دشمن
فکر سیاسی، جوان را به نگاهی انتقادی و تحلیلگرانه به رسانههای معاند مجهز میکند. او گزارش شبکههایی مانند بیبیسی یا اینترنشنال را بیچونوچرا نمیپذیرد بلکه اهداف، روشها و ابزارهای آنها را واکاوی میکند: آنها چگونه خبرها را گزینش و قاببندی میکنند؟ بر چه کلیدواژههایی تأکید و چه بخشهایی از واقعیت را حذف میکنند؟ در حمله رسانهای در فنتهی اخیر، جوان تیزبین متوجه میشد که محور اصلی این رسانهها، تابوشکنی، تزریق یأس و ایجاد تفرقه است. با درک این چارچوب، او دیگر بازیچه نمیشود، بلکه نقشه دشمن را میخواند.
نقش رسانهها: رسانههای متعهد باید با راهاندازی کارگاههای آموزشی تحلیل رسانه، به نسل جوان بیاموزند که چگونه خود، محتوای معاند را موشکافی و رمزگشایی کنند.
گام سوم: داشتن چارچوبی مستحکم برای داوری
فکر سیاسی قوی تنها مبتنی بر آگاهی از اخبار روز نیست بلکه نیازمند منظومهی فکری منسجم و مستحکمی است. وقتی جوان، مبانی جهانبینی اسلامی و آرمانهای کلان انقلاب از قبیل توحید، ولایت، عدالت، استقلال، معنویت و عزت ملی و...) را به درستی فهمید، مانند کسی است که قطبنمایی دقیق در دست دارد. این توانمندی، در اوج هجوم شبههها یا پیچیدگیهای گیجکنندهی سیاسی، جهت درست را به او نشان میدهد. جوانی که به آرمان «عدالتخواهی» مسلح باشد، فریب شعارهای فریبنده ولی توخالی را نمیخورد و درمییابد که راه تحقق عدالت، ویرانی و هرج و مرج نیست.
نقش نهادهای فرهنگی: تشکیل حلقههای گفتمان و مطالعاتی پویا حول مبانی فکر انقلابی، به جای کلاسهای خشک و یکسویه.
گام چهارم: میدانداری؛ تحلیل در عرصه عمل
فکر سیاسی کالایی تجملی برای عزلتنشینی نیست؛ باید در میدان عمل محک بخورد. فضای مجازی و شبکههای اجتماعی، بهترین آزمایشگاه زنده برای این تمرین هستند. جوان صاحبفکر در این فضا منفعل نیست. هنگام مواجهه با خبر یا تحلیلی، پیش از هرگونه بازنشر، از خود میپرسد: «منبع این خبر کجاست؟»، «چه انگیزهای پشت انتشار آن است؟»، «اسنادش کدامند؟». او سپس برداشت تحلیلی مختصر و مستدل خود را در قالب پست، توییت یا کامنتی هوشمندانه منتشر میکند. این همان کنشگری آگاهانه و مبتنی بر تأمل است.
نقش رسانهها: ایجاد و تقویت سکوها اختصاصی برای بازتاب تحلیلهای جوانان مانند تارنماهای جمعنویسنده یا کانالهای تحلیلی دانشجویی و رساندن صدای اندیشهورزانهی آنان.
گام پنجم: مسئولیتپذیری؛ دغدغه ملی را دغدغه شخصی دانستن
در نهایت، فکر سیاسی به احساس مسئولیت فعال میانجامد. جوانی که بینش سیاسی یافته، مشکلات کشور در عرصهی اقتصاد، جامعه یا روابط بینالملل را همچون معماهای پیچیدهای میبیند که باید برای حلشان چارهاندیشی کرد، نه آنکه صرفاً موضوعهایی برای شکایت و گِلهگذاری. او در حیطهی تخصص یا علاقهی شخصی خود اعم از فناوری، محیطزیست، حقوق بینالملل و... مطالعه میکند و برای حل چالشها، ایدهپردازی و طرحریزی میکند. این نگاه، او را از منتقد صرف، مبدل میسازد به «سازنده و راهحلآفرین».
نقش نهادهای آموزشی: گذار از نظام آموزشی حافظهمحور به نظام مسألهمحور و محققپرور که به جوانان فرصت دهد برای چالشهای واقعی میهن خود راهکار ارائه دهند.
فرجام سخن اینکه تقویت فکر سیاسی، در حقیقت همان رسیدن به بلوغ و استقلال فکری است و این، پاسخی قاطع خواهد بود به توطئهی دشمن برای نگه داشتن این نسل در حالت «کودکی و پیروی سیاسی». وقتی نسل جوان ما تاریخخوانی عمیق، رسانهشناسی نقاد، صاحب اصول فکری صحیح، کنشگری هوشمند و مسئولیتپذیر شود، آنگاه نه تنها توصیه رهبری تحقق یافته که جامعه در برابر هرگونه جنگ ترکیبی آسیبناپذیر شده است. این مسیر با گامهایی ساده اما مصمم آغاز میگردد: مطالعه هدفمند، پرسشگری بیهراس و احساس تعهد برای اقدام سازنده.
*استاد و نویسنده حوزه علمیه قم
انتهای پیام/