در اغتشاشات، جمهوری اسلامی نخستین مظلوم و مدعی است نه پاسخگو!

به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، توطئه اخیر صهیونیزم که سطح نازل آن در قالب اغتشاشات اخیر آشکار شده است، مدتی است در خیابان‌ها فروکش کرده و حضور الهی و حماسی مردم در روز دوشنبه بیست و دوم دی ماه، به سرعت خط بین اغتشاش‌گران و معترضان برحق را واضح ساخت. از سویی شاکر لطف الهی در بیدار کردن وجدان‌ها و بصیرت امت انقلابی هستیم و از سوی دیگر دست‌بوس مردم مومن که با وجود فشارها در دفاع از نظام اسلامی به میدان آمدند. شکر و تبریک شایسته و بایسته است، اما ساده‌لوحی است اگر گمان کنیم با پایان آشوب در خیابان، جنگ اخیر دشمن پایان یافته است.

 طرح مهم‌تر دشمن در حوزه شناختی است و اکنون نیز برای استفاده از کشته‌هایی که به دست خودش به خاک و خون کشیده شدند، برنامه‌هایی برای روزهای آینده دارد. دشمن در فتنه‌های سال 88، 98 و 1401 نیز برای این هدف سرمایه‌گذاری و هزینه‌‌های هنگفت کرد و تجربیات او در تهییج احساسات عمومی نسبت به کشته‌ها، اکنون نیز او را به این طمع انداخته تا موجی از انزجار را علیه جمهوری اسلامی به راه اندازد.

این راهبرد در سخنان ترامپ، جفری ساکس و ... نیز تصریح شده تا آنجا که کشته‌سازی را بهانه‌ای برای حملات نظامی و فشارهای بیشتر اقتصادی قرار دهند، اما در این میان آنچه لازم است اقدامات پیشگیرانه در حوزه شناختی و احساسات مخاطبان است. باید از قبل طراحی دشمن را بازگو و با تمهیدات تبیینی و احساسی نقشه وی را خنثی کرد. ذهن افراد باید قبل از موج احساسی رسانه‌ای تا حد ممکن از جنایات داعش‌وار دشمن آگاه باشد.

چرا این چنین شد؟ راهبرد دشمن در هفته‌های اخیر روایت‌سازی از کشته‌ها علیه جمهوری اسلامی است، برای پیشگیری از این توطئه باید در دو ساحت شناختی و گرایشی مخاطبان  را آماده ساخت. 

نخستین اقدام یادآوری مکرر اقدامات داعش‌گونه اغتشاشگران است. (اگرچه عنوان اغتشاش برای این جنایات از روی تسامح است) باید نشان داد به شهادت رساندن کودکان بی‌گناه، سوزاندن پرستار، حمله به مأمور آتش‌نشانی، از بین بردن مدرسه و مسجد، سوزاندن قرآن و حسینیه، استفاده از اقسام سلاح‌های گرم و سرد ... نمی‌توان با اعتراض نسبتی داشته باشد. 

نخستین پرسش آن است که چرا کار به اینجا رسید و چنین شد؟ پاسخ ساده و سطحی به مشکلات اقتصادی اشاره می‌کند، ولی کلان‌ تصویر از مسأله ما را به لایه‌های اصلی می‌‌رساند. این آشوب و جنگ شهری روز سیزدهم از جنگ دوازده روزه است که حتی در صورت نبود مشکلات اقتصادی نیز با بهانه دیگری زبانه می‌کشید.

مقام معظم رهبری نیز در دیدارهای هفته‌های اخیر و روز مبعث نیز فرمودند مقصر اصلی قضایای اخیر صهیونیزم است که به صراحت مردم را تشویق به حضور در این میدان کرده است. پمپئو و مسئولین اسرائیل به صراحت از حضور مستقیم موساد در فتنه اخیر سخن گفته‌اند. بنابراین با وجود انتقادات به عملکرد اقتصادی دولت، نباید آنان را مقصر اصلی در این میدان معرفی کرد. ترامپ که وقیحانه دستور جنگ دوازده روزه را به گردن گرفته، از افراد کف خیابان ایران درخواست کرد کاری کنند تا به آنان شلیک شود. در شرایط اخیر جهت‌دهی انتقادات به سمت دولت اشتباهی راهبردی است. 
 
پرسش دوم  آن است که چرا با تجمعات چنین برخوردی شد؟ آیا برخورد دیگری با افراد ممکن نبود؟ پاسخ آن است که جمهوری اسلامی در روزهای نخست خویشتن‌داری کرد و هزینه این صبوری شهادت دهها تن از نیروهای نظامی و انتظامی و بسیجی بود.

در واپسین ساعات پنجشنبه هجدهم دی ماه با نزدیک شدن داعش‌صفتان به مراکز نظامی و انبارهای سلاح، برخورد نظامی با آنان شکل گرفت. نه تنها مومن ایرانی بلکه عقل سلیم با کسانی که چندین کودک را به شهادت رسانده و در آستانه دستیابی به هزاران سلاح هستند، چه برخوردی می‌کند؟ آیا دستیابی این افراد به مراکز نظامی فاجعه‌ای ده‌ها برابر را به دنبال نداشت؟ خوب است برخورد پلیس آمریکا با افراد عادی در هفته‌های اخیر مرور شود. اینجاست که باید گفت جمهوری اسلامی نخستین مظلوم و در این واقعه مدعی است نه پاسخگو!

یادداشت از: حجت‌الاسلام عبدالله محمدی، عضو هیئت علمی مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران

انتهای پیام/