آسیای مرکزی در آستانه بازتعریف موازنه قدرت؛ راهبرد روسیه برای حفظ نفوذ

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم، آسیای مرکزی در آغاز سال میلادی 2026 بیش از هر زمان دیگری به یکی از کانون‌های اصلی رقابت ژئوپلیتیک در فضای اوراسیا تبدیل شده است.

منطقه‌ای که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی به‌طور سنتی در حوزه نفوذ سیاسی، امنیتی و اقتصادی روسیه تعریف می‌شد، اکنون با حضور فعال و فزاینده قدرت‌های فرامنطقه‌ای نظیر چین، ایالات متحده، اتحادیه اروپا، ژاپن و برخی دیگر از بازیگران، وارد مرحله‌ای تازه از بازتعریف موازنه قدرت شده است.

این تحول نه‌تنها معادلات داخلی کشورهای آسیای مرکزی را تحت تأثیر قرار داده بلکه جایگاه و نفوذ روسیه به‌عنوان بازیگر مسلط سنتی در این منطقه را نیز با چالش‌های نوین و پیچیده‌ای مواجه ساخته است.

آسیای مرکزی شامل پنج کشور قزاقستان، ازبکستان، ترکمنستان، قرقیزستان و تاجیکستان به دلیل موقعیت جغرافیایی ویژه در اتصال شرق و غرب، مجاورت هم‌زمان با روسیه، چین، ایران و افغانستان و برخورداری از منابع غنی انرژی، مواد معدنی و مسیرهای ترانزیتی، همواره جایگاهی راهبردی در معادلات قدرت جهانی داشته است.

این منطقه در دهه‌های گذشته نقش یک کمربند حائل ژئوپلیتیکی میان قدرت‌های بزرگ را ایفا می‌کرد، اما از دهه 2020 به‌تدریج به عرصه رقابت مستقیم، چندلایه و پویا میان بازیگران جهانی تبدیل شده است.

در سال 2026 این روند شدت بیشتری یافته و کشورهای آسیای مرکزی به‌طور آگاهانه در پی بهره‌برداری از رقابت میان قدرت‌های خارجی برای افزایش قدرت مانور راهبردی، تنوع‌بخشی به روابط خارجی و کاهش وابستگی به یک بازیگر مسلط واحد هستند. این شرایط، بستر اصلی تحلیل کاهش نسبی اما نه کامل نفوذ روسیه در منطقه را فراهم می‌سازد.

 

ابزارها و الگوهای حضور قدرت‌های فرامنطقه‌ای

چین؛ نفوذ اقتصادی و ژئواکونومیک چین در آستانه سال 2026 مهم‌ترین بازیگر فرامنطقه‌ای در آسیای مرکزی از منظر اقتصادی به شمار می‌رود. سرمایه‌گذاری‌های گسترده در حوزه زیرساخت، انرژی، حمل‌ونقل و معادن آسیای مرکزی را به یکی از حلقه‌های کلیدی راهبرد کلان پکن در اتصال اوراسیا تبدیل کرده است.

رشد شتابان تجارت چین با کشورهای منطقه و تبدیل شدن این کشور به شریک اول یا دوم تجاری اغلب دولت‌های آسیای مرکزی، به‌طور عینی وزن اقتصادی روسیه را کاهش داده است. این الگوی نفوذ اقتصادی، برخلاف مدل سنتی روسیه که بیشتر بر پیوندهای تاریخی، زبانی و امنیتی استوار بود، مبتنی بر منافع ملموس اقتصادی و توسعه‌محور است و همین امر آن را برای نخبگان سیاسی و اقتصادی آسیای مرکزی جذاب‌تر کرده است.

آمریکا؛ حضور سیاسی و تنظیم‌گرانه آمریکا در آسیای مرکزی در سال 2026 ماهیتی غیرنظامی، شبکه‌ای و تنظیم‌گرانه دارد. واشنگتن از طریق چارچوب‌های چندجانبه، همکاری‌های نهادی، اقتصادی و فناورانه تلاش می‌کند خود را به‌عنوان بازیگری موازنه‌ساز معرفی کند. تمرکز آمریکا بر موضوعاتی چون امنیت مرزی، اصلاحات اقتصادی، مدیریت منابع و دسترسی به مواد معدنی راهبردی، امکان فاصله‌گیری تدریجی کشورهای منطقه از وابستگی سنتی به مسکو را فراهم می‌کند. اگرچه نفوذ آمریکا در این منطقه عمیق و همه‌جانبه نیست، اما از منظر نمادین و سیاسی، حامل پیامی روشن است: آسیای مرکزی دیگر به‌عنوان حوزه نفوذ انحصاری روسیه تعریف نمی‌شود.

اتحادیه اروپا و ژاپن؛ قدرت نرم و اقتصاد پایدار اتحادیه اروپا و ژاپن نیز در سال 2026 نقشی مکمل اما اثرگذار در معادلات آسیای مرکزی ایفا می‌کنند. تمرکز این بازیگران بر توسعه پایدار، انرژی‌های پاک، انتقال فناوری، آموزش و حکمرانی اقتصادی، نوعی قدرت نرم را وارد منطقه کرده که به‌ویژه برای نسل جدید نخبگان آسیای مرکزی جذابیت دارد. این روند، وابستگی فناوری و نهادی کشورها به روسیه را به‌صورت تدریجی کاهش داده و گزینه‌های جایگزین جدیدی در اختیار آن‌ها قرار می‌دهد.

پیامدهای حضور قدرت‌های خارجی و اهرم‌های روسیه برای حفظ نفوذ

کاهش نسبی نفوذ اقتصادی روسیه در سال 2026: روسیه همچنان یکی از شرکای مهم اقتصادی آسیای مرکزی محسوب می‌شود، اما جایگاه انحصاری خود را از دست داده است. کاهش سهم روسیه در تجارت خارجی بسیاری از کشورهای منطقه و پیشی گرفتن چین در حوزه انرژی و سرمایه‌گذاری، ابزارهای فشار اقتصادی مسکو را محدودتر کرده است. با این حال، روسیه همچنان از اهرم‌هایی چون بازار کار، مهاجرت نیروی انسانی، پیوندهای بانکی و زنجیره‌های تأمین منطقه‌ای برای حفظ سطحی از نفوذ اقتصادی استفاده می‌کند.

تداوم نفوذ امنیتی روسیه، اما با کارایی محدودتر؛ روسیه همچنان از طریق همکاری‌های نظامی، حضور امنیتی، پایگاه‌های نظامی و ساختارهای منطقه‌ای نقش مهمی در معادلات امنیتی آسیای مرکزی ایفا می‌کند. با این حال، تنوع‌بخشی شرکای خارجی و تلاش دولت‌های منطقه برای متوازن‌سازی روابط، موجب شده این نفوذ امنیتی دیگر به‌تنهایی تعیین‌کننده نباشد. مسکو در پاسخ به این وضعیت، می‌کوشد با برجسته‌سازی تهدیدات مشترک، حفظ چارچوب‌های امنیت جمعی و استفاده از پیوندهای تاریخی، جایگاه خود را تثبیت کند.

ظهور دیپلماسی چندوجهی در آسیای مرکزی؛ یکی از مهم‌ترین پیامدهای حضور قدرت‌های فرامنطقه‌ای، شکل‌گیری و تقویت دیپلماسی چندوجهی در کشورهای آسیای مرکزی است. این کشورها تلاش می‌کنند هم‌زمان با روسیه، چین، غرب و سایر بازیگران تعامل داشته باشند و از رقابت میان آن‌ها برای تأمین منافع ملی خود بهره ببرند. این رویکرد، به‌صورت ساختاری نفوذ روسیه را نسبی و مشروط کرده، بدون آن‌که آن را به‌طور کامل حذف کند.

در سال میلادی 2026 آسیای مرکزی وارد مرحله‌ای جدید از تحول ژئوپلیتیک شده است؛ مرحله‌ای که در آن رقابت قدرت‌های فرامنطقه‌ای به کاهش نسبی نفوذ سنتی روسیه انجامیده، اما این نفوذ به‌طور کامل از میان نرفته است. روسیه همچنان بازیگری مهم، ریشه‌دار و غیرقابل حذف در منطقه به شمار می‌رود، اما دیگر تنها بازیگر تعیین‌کننده نیست.

از منظر تحلیلی، آینده نفوذ روسیه در آسیای مرکزی به توانایی این کشور در انطباق با واقعیت‌های جدید، بهره‌گیری هوشمندانه از اهرم‌های امنیتی، اقتصادی و فرهنگی و پذیرش نقش مستقل کشورهای منطقه بستگی دارد.

در غیر این صورت، روند چندجانبه‌گرایی و تنوع‌بخشی روابط خارجی کشورهای آسیای مرکزی در سال‌های پیش‌رو تداوم خواهد یافت و جایگاه روسیه به‌صورت فزاینده‌ای نسبی و مشروط خواهد شد.

نویسنده: معصومه محمدی، کارشناس مسائل اورآسیا

انتهای پیام/