مقاومت ایران، نقشه خارجیها را نقش بر آب کرد
- اخبار استانها
- اخبار قزوین
- 06 بهمن 1404 - 09:52
علیرضا اسماعیلی، کارشناس مسائل سیاسی، در گفتوگو با خبرنگار تسنیم در قزوین با تشریح ابعاد حوادث اخیر کشور، بر لزوم بازخوانی دقیق و تفکیک مفهومی میان «اعتراض»، «آشوب» و «جنگ ترکیبی» تأکید و اظهار کرد: آنچه در روزهای اخیر در کشور رخ داد، نه یک اعتراض صرف اقتصادی، بلکه بخشی از مرحله سوم جنگ طراحیشده دشمن علیه جمهوری اسلامی ایران بود.
اسماعیلی ضمن تبریک اعیاد سراسر نور ماه شعبانالمعظم بهویژه میلاد با سعادت موالید این ایام افزود: از تلاشها و مجاهدتهای نیروهای نظامی، انتظامی، امنیتی و دفاعی کشور و همچنین صبر و استقامت خانوادههای معظم آنان در روزهای سخت و تلخ اخیر قدردانی میکنیم وبیتردید اگر جانفشانی این عزیزان نبود، عبور از این مقطع حساس با چنین سربلندی و اقتدار امکانپذیر نمیشد.
وی افزود: به فرموده رهبر معظم انقلاب اسلامی، ملت ایران بار دیگر از یک گردنه سخت تاریخی عبور کرد و یک برگ زرین دیگر بر دفتر افتخارات این ملت ثبت شد؛ در مقابل، صفحهای سیاه و شکستخورده به کارنامه ننگین استکبار جهانی و بهویژه آمریکا افزوده شد.
این کارشناس مسائل سیاسی با تأکید بر ضرورت روایتگری صحیح از حوادث اخیر تصریح کرد: اگر بخواهیم آنچه در این چند روز اتفاق افتاد را بهدرستی تحلیل کنیم، باید آن را در قالب سه مقطع زمانی و سه بازی زمانی مجزا مورد بررسی قرار دهیم. نخست از هفتم دیماه که شاهد آغاز اعتراضات اقتصادی، عمدتاً در میان بازاریان کشور و بهویژه در کانون تهران بودیم. هرچند نشانههایی از تحریک و هدایت برخی عوامل پشتپرده در این مرحله وجود داشت، اما واقعیت این است که در بازه زمانی هفتم تا دهم و یازدهم دیماه، آنچه رخ داد بیشتر در قالب اعتراض اقتصادی قابل تحلیل بود.
اسماعیلی ادامه داد: نکته مهم این است که حتی در همین مقطع نیز بخش قابل توجهی از بازاریان تلاش داشتند مانع از انحراف اعتراضات به سمت آشوب، تخریب و ناامنی شوند، اما همانطور که تجربههای گذشته نیز نشان داده، دشمن همواره تلاش میکند بر موج مطالبات اقتصادی سوار شود و آن را به سمت اهداف امنیتی و سیاسی خود منحرف کند.
وی با اشاره به مرحله دوم حوادث گفت: از حدود یازدهم تا هفدهم دیماه، فضا از اعتراض اقتصادی فاصله گرفت و شاهد بروز رفتارهایی شبیه آشوب و اغتشاش بودیم. این مرحله، نقطه اتصال اعتراضات به پروژههای امنیتی دشمن بود و در ادامه نیز با فراخوانهایی که از سوی جریانهای معاند و بهویژه وابستگان به جریان پهلوی صادر شد، از هجدهم و نوزدهم دیماه به بعد و طی حدود سه شب، عملاً کشور با صحنههایی از آشوب تروریستی مواجه شد.
این تحلیلگر سیاسی با تأکید بر تفکیک مفهومی میان اعتراض، آشوب و جنگ، خاطرنشان کرد: یکی از خطاهای راهبردی در تحلیل این حوادث، یکساندیدن این مفاهیم است. اعتراض، آشوب و جنگ هرکدام منطق، بازیگران و اهداف متفاوتی دارند. آنچه در روزهای پایانی شاهد آن بودیم، نه اعتراض مردمی، بلکه بخشی از یک جنگ ترکیبی و طراحیشده بود.
اسماعیلی در ادامه به تشریح محاسبات آمریکا در قبال ایران پرداخت و گفت: اتفاقات اخیر مبتنی بر دو محاسبه اصلی در ذهن سیاستگذاران آمریکایی بود. محاسبه نخست این بود که آمریکا تصور میکرد ایران پس از جنگ 12 روزه دچار فروپاشی میشود. در این جنگ که دشمن آن را در قالب یک عملیات پنجمرحلهای طراحی کرده بود، هدف این بود که ظرف سه تا چهار شبانهروز، ایران به مرز فروپاشی برسد و حتی از «روز فتح تهران» سخن میگفتند.
وی افزود: در مرحله نخست، ترور مسئولان، فرماندهان و دانشمندان کشور در دستور کار قرار گرفت که خوشبختانه تنها بخش بسیار محدودی از این اهداف محقق شد. در مراحل بعدی، زدن پدافند، تضعیف توان موشکی و آفندی، ورود نیروهای نظامی بیگانه به داخل کشور و در نهایت فعالسازی کانونهای شورشی دنبال میشد. دشمن مدعی بود حدود سه هزار کانون شورشی را سازماندهی، مسلح و آموزش داده و آماده عملیات کرده است.
این کارشناس مسائل سیاسی ادامه داد: بر اساس این طراحی، قرار بود نیروهای بیگانه از برخی مرزها وارد کشور شوند، با کانونهای شورشی پیوند بخورند و با ایجاد تجمعات گسترده، تهران را بهاصطلاح فتح کرده و اعلام فروپاشی جمهوری اسلامی را رقم بزنند؛ خوابی که به تعبیر رهبر معظم انقلاب، تنها یک خیال خام بود.
اسماعیلی با اشاره به شکست این سناریو تأکید کرد: آنچه این محاسبات را بر هم زد، انسجام اجتماعی، بصیرت و هوشیاری مردم و ایستادگی نیروهای مسلح بود. با این حال، دشمن پس از ناکامی در این مرحله، به محاسبه دوم خود متوسل شد؛ اینکه پس از جنگ 12 روزه، انسجام اجتماعی در ایران دچار فروپاشی خواهد شد.
وی تصریح کرد: این عین جملات برخی سیاستمداران آمریکایی است که میگفتند ایران پس از جنگ دچار تشدد آرا، بیانگیزگی و شکلگیری تردیدهای عمیق در افکار عمومی خواهد شد.
این تحلیلگر سیاسی با اشاره به محاسبه دوم دشمن گفت: تصور آمریکا این بود که توان موشکی ایران پس از جنگ 12 روزه تضعیف شده و زیر ضربات سنگین رژیم صهیونیستی، قدرت آفندی کشور دچار آسیب جدی شده است. بر اساس این تصور، آنان گمان میکردند اکنون زمان اجرای «پلن C» یا همان مرحله سوم جنگ فرا رسیده است.
اسماعیلی در توضیح این مرحله اظهار کرد: مرحله نخست، خود جنگ 12 روزه بود؛ مرحله دوم، که بلافاصله پس از پایان جنگ آغاز شد، روایتسازی و تلاش برای القای پیروزی آمریکا و رژیم صهیونیستی و همزمان فروپاشی انسجام اجتماعی ایران در رسانهها بود؛ و مرحله سوم، تولید و فعالسازی کانونهای شورش در داخل کشور.
وی در پایان تأکید کرد: آنچه امروز بیش از هر چیز ضرورت دارد، بازخوانی دقیق این تجربه، تقویت روایت صحیح، افزایش آگاهی عمومی و پرهیز از سادهسازی حوادث پیچیده امنیتی است. دشمن همچنان به دنبال بهرهبرداری از شکافهاست، اما تجربه اخیر نشان داد که هر زمان ملت، نیروهای مسلح و رهبری در کنار هم قرار گرفتهاند، تمامی محاسبات دشمن نقش بر آب شده است.
این کارشناس سیاسی ادامه داد: آنچه از سوی دشمن بهعنوان «مرحله سوم جنگ» دنبال شد، تلاشی هدفمند برای انتقال میدان تقابل از عرصه نظامی به حوزه اجتماعی و روانی بود. پس از ناکامی در جنگ مستقیم و شکست در تحمیل روایت پیروزی، تمرکز اصلی بر فعالسازی کانونهای شورش و ایجاد ناامنیهای نقطهای قرار گرفت؛ اقداماتی که با هدف فرسایش اعتماد عمومی، تشدید شکافهای اجتماعی و القای تصویر ناتوانی حاکمیت طراحی شده بود. با این حال، تجربه روزهای اخیر نشان داد که جامعه ایرانی، برخلاف برآوردهای دشمن، از ظرفیت بالایی در تشخیص مرز اعتراض مشروع و آشوب سازمانیافته برخوردار است.
وی در پایان خاطرنشان کرد: همزمانی هوشیاری مردم با واکنش سریع و هماهنگ نیروهای امنیتی و دفاعی، عملاً این سناریو را پیش از گسترش خنثی کرد و مانع از پیوند خوردن نارضایتیهای محدود با پروژههای براندازانه شد. این همافزایی اجتماعی–امنیتی، نهتنها مرحله سوم جنگ ترکیبی را با شکست مواجه ساخت، بلکه بار دیگر نشان داد انسجام اجتماعی همچنان مهمترین مؤلفه بازدارندگی ایران در برابر فشارهای خارجی است؛ مؤلفهای که هرچند نیازمند تقویت در حوزههای تبیینی و رسانهای است، اما در بزنگاههای حساس توانسته محاسبات دشمن را بهکلی بر هم بزند.
انتهای پیام/