حقوق بشر آمریکایی؛ کارنامهای آغشته به جنگ، کودتا و قتلعام ملتها
- اخبار سیاسی
- اخبار سیاست ایران
- 05 بهمن 1404 - 12:51
گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم- در روزهای اخیر، مقامات آمریکایی بار دیگر با ژست «دفاع از حقوق بشر»، مدعی حمایت از مردم ایران شدهاند. این ادعا البته محدود به ایران نیست؛ ایالات متحده از پایان جنگ جهانی دوم تاکنون، همواره خود را مدافع حقوق ملتها معرفی کرده و با تکیه بر امپراتوری رسانهای گسترده، این روایت را برای افکار عمومی جهان بازتولید کرده است.
این در حالی است که مرور کارنامه تاریخی آمریکا، تصویری کاملاً متناقض با این ادعا را آشکار میسازد؛ کارنامهای که مملو از مداخلات نظامی، کودتا، اشغال، قتلعام و نقض آشکار حقوق بشر در نقاط مختلف جهان است.
* دپیلماسی گلوله در آمریکای لاتین
آمریکا در نخستین دهههای قرن بیستم، سیاست مداخله مستقیم نظامی را در آمریکای لاتین بهطور علنی دنبال کرد. ورود نیروهای آمریکایی به کلمبیا در سال 1901 میلادی و قتلعام مردم، حمله به پاناما در سال 1902 و سرکوب خونین مخالفان، یورش نظامی به هندوراس و نابودی انقلاب این کشور در سال 1905 و همچنین حملات همزمان به مکزیک و نیکاراگوئه در فاصله سالهای 1905 تا 1907، نمونههایی روشن از سیاست «دیپلماسی گلوله» آمریکا در منطقه است؛ سیاستی که منافع شرکتهای آمریکایی را بر جان ملتها ترجیح میداد.
* قتل عام با بمب اتمی
در ادامه این مسیر، آمریکا در میانه قرن بیستم، مرتکب جنایاتی شد که تا امروز نیز از حافظه تاریخی ملتها پاک نشده است. در سال 1945 میلادی، بیش از 35 هزار نفر از مردم منطقه «سِدن» قربانی عملیات نظامی آمریکا شدند. اندکی بعد، فاجعه هولناک هیروشیما و ناکازاکی رقم خورد؛ جایی که آمریکا با استفاده از سلاح هستهای، بیش از 220هزار انسان بیگناه ژاپنی را به کام مرگ فرستاد و نسلهای بعدی را نیز با عوارض مرگبار این جنایت مواجه ساخت.
* خونریزی در باتلاق ویتنام
جنگ ویتنام یکی دیگر از لکههای پاکنشدنی این کارنامه است؛ جنگی که از سال 1955 آغاز شد و به قتل بیش از 3 میلیون نفر از مردم ویتنام انجامید. استفاده گسترده از بمبهای شیمیایی و عامل نارنجی، نهتنها جان میلیونها انسان را گرفت، بلکه آثار مخرب آن تا دههها بعد نیز ادامه یافت. همزمان، در جنگ کره (1950 میلادی)، حدود 300هزار نفر از مردم این کشور قربانی سیاستهای نظامی آمریکا شدند.
* حضور خونین در خاورمیانه
در دهههای اخیر نیز این الگو ادامه یافته است. حمله نظامی به افغانستان در سال 2001 به بهانه مبارزه با تروریسم، منجر به کشته شدن بیش از 35هزار غیرنظامی شد. اشغال عراق بین سالهای 2003 تا 2010، بنا بر آمارهای مختلف، جان بیش از یک میلیون عراقی را گرفت و این کشور را با ویرانی، ناامنی و بحرانهای مزمن مواجه کرد.
در همین چارچوب میتوان به حملات مکرر آمریکا به سوریه، لیبی، دومنیکن، نیکاراگوئه و یوگسلاوی اشاره کرد؛ کشورهایی که هر یک به بهانهای، هدف بمباران، تحریم یا مداخله مستقیم نظامی قرار گرفتند.
* حمله به هواپیمای مسافربری ایران
از دیگر مصادیق آشکار نقض حقوق بشر، حمله ناو آمریکایی به هواپیمای مسافربری جمهوری اسلامی ایران در خلیج فارس است؛ جنایتی که به شهادت صدها مسافر غیرنظامی انجامید و نهتنها هیچگاه پاسخگویی واقعی در پی نداشت، بلکه عاملان آن مورد تقدیر نیز قرار گرفتند.
در سالهای اخیر نیز حملات مستقیم به مراکز حساس و هستهای ایران و اقدامات خصمانه علیه کشورهایی چون ونزوئلا، نشاندهنده تداوم سیاست فشار، تهدید و تجاوز در رفتار آمریکا است.
این فهرست، تنها بخشی از جنایات ایالات متحده در طول تاریخ نهچندان بلند آن است. باید این موارد را در کنار قتلعام میلیونها بومی و سرخپوست در قرن هجدهم میلادی قرار داد؛ جنایتی که همزمان با شکلگیری آمریکا رخ داد و بنیانهای این کشور بر خون صاحبان اصلی این سرزمین بنا شد.
با چنین پیشینهای از مداخله، خشونت و نقض آشکار حقوق ملتها، ادعای دفاع از حقوق بشر از سوی آمریکا، چیزی جز یک روایت وارونه و ابزاری سیاسی برای توجیه فشار و دخالت در امور داخلی دیگر کشورها نیست؛ ادعایی که واقعیتهای تاریخی، آن را بارها و بارها نقض کرده است.
انتهای پیام/