اسعدیان: جامعه به درک تازهای از هویت ملّی رسیده است
- اخبار فرهنگی
- اخبار سینما و تئاتر
- 05 بهمن 1404 - 12:59
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، همایون اسعدیان عضو سابق هیئت انتخاب جشنواره فیلم فجر و مدیر عامل خانه سینما درباه اهمیت کیفیت فیلمها در جشنواره فیلم فجر توضیحاتی را در گفتگو با خبرنگار تسنیم بیان کرد.
این کارگردان سینما درباره نقش هیئت انتخاب و تأثیری که این هیئت بر جشنواره فیلم فجر داشته است گفت: هیئت انتخاب، ذاتاً یک نهاد کارشناسی است. اعضای این هیئت معمولاً چند نفر هستند و کارشان ارزیابی کیفی فیلمهاست، نه اعمال نظارت محتوایی. در واقع، هیئت انتخاب تلاش میکند وارد حوزه نظارت نشود. پس از انتخاب فیلمها، بخشهای دیگر، از جمله مدیریت نمایش و نهادهای مرتبط با وزارت ارشاد هستند که تصمیم میگیرند آیا یک فیلم امکان نمایش در جشنواره را دارد یا نه.
او ادامه داد: کار هیئت انتخاب زمانی دشوار میشود که تعداد زیادی فیلم با کیفیت نزدیک به هم وجود داشته باشد. من شخصاً معتقدم اگر اعلام میکنیم جشنواره مثلاً 22 فیلم دارد، نباید صرفاً بهخاطر محدودیت عددی، فیلمهای خوب را کنار بگذاریم. اگر 30 فیلم با کیفیت وجود دارد، باید همه آنها در جشنواره حضور داشته باشند. البته در جشنوارههای معتبر جهان، مثل کن، معمولاً تعداد ثابتی انتخاب میشود، اما آنجا از میان هزاران فیلم، بهترینها برگزیده میشوند. در برخی سالها، افزایش تعداد فیلمها باعث شد ارزش کیفی جشنواره تا حدی پایین بیاید. در سالهای اخیر، بارها دیدهایم که منتقدان و خبرنگاران، حدود نیمی از فیلمهای جشنواره را ضعیف یا متوسط ارزیابی کردهاند. معمولاً حدود 40 تا 50 درصد فیلمها کیفیت قابل دفاعی داشتهاند و بقیه با انتقاد جدی مواجه شدهاند.
این سینماگر با اشاره به اینکه جشنواره ملّی فیلم فجر، ویترین سینمای ایران در یک سال گذشته است، بیان کرد: این جشنواره، یک جشنواره ملّی و نماد دهه انقلاب است و نمیتوان آن را به یک رویداد محدود با پنج یا شش فیلم تقلیل داد. اگر در یک سال 80 یا 90 فیلم ساخته شده، جشنواره باید تصویری کلی از وضعیت سینمای کشور ارائه دهد. در تمام سالهایی که به خاطر دارم، هیچوقت نداشتیم که 20 یا 22 فیلم کاملاً درخشان در جشنواره حضور داشته باشند. معمولاً چند فیلم خوب، چند فیلم متوسط و تعدادی فیلم ضعیف وجود داشته است. هر چند سال یکبار هم یک «پدیده» ظهور میکند مثل اصغر فرهادی، سعید روستایی یا دیگر فیلمسازانی که ناگهان توجهها را به خود جلب میکنند. این یک الگوی ثابت در سینمای ایران است.
وی در پاسخ به این سؤال که «جشنواره فیلم فجر چه تأثیری میتواند بر روند تولید سینمای ایران در سال بعد بگذارد؟» پاسخ داد: بهخودیخود، جشنواره فجر تأثیر مستقیمی بر کیفیت تولید سال بعد ندارد. فیلمسازان معمولاً صرفاً با نگاه به فیلمهای جشنواره، مسیر کاری خود را تغییر نمیدهند. اما وقتی یک «پدیده» شکل میگیرد، ماجرا فرق میکند. در این موقعیت نوعی گرایش به تقلید از آن مدل شکل میگیرد؛ البته نه بهدلیل خود جشنواره، بلکه بهخاطر ترکیب موفقیت در جشنواره، اقبال گیشه و اعتبار جهانی. اگر فیلمی هم در جشنواره موفق باشد و هم در گیشه و هم در بازار جهانی دیده شود، آنوقت میتواند جریانساز شود. اما صرف دریافت جایزه، بهتنهایی کافی نیست.
کارگردان فیلمهای «طلا و مس» و «بوسیدن روی ماه» درباره مفهوم جنبه «ملّی» جشنواره فیلم فجر بیان کرد که این واژه تفسیرپذیر است و میتواند معناهای گوناگونی داشته باشد: به نظر من، جشنواره فجر فاقد «تیتر» یا هویت موضوعی مشخص است. بسیاری از جشنوارههای معتبر جهان، تیتر دارند؛ مثلاً جشنوارهای با تمرکز بر امید، صلح، سیاست یا سینمای کودک. اما جشنواره فجر همه آثار را با هم میپذیرد؛ از فیلم کودک گرفته تا جنگی، اجتماعی، خانوادگی و کمدی. این تنوع، اگرچه طبیعی است، اما عملاً جهت مشخصی به سینما نمیدهد. وقتی میگوییم جشنواره فجر «ملّی» است، این مفهوم بسیار تفسیرپذیر میشود. نگاه ملّی یعنی چه؟ فیلمی درباره یک قهرمان تاریخی؟ یا فیلمی درباره حس ایرانی بودن؟ یا حتی فیلمی درباره یک فیلمساز ایرانی که در جهان موفق شده؟ همه اینها میتوانند ذیل نگاه ملّی تعریف شوند.
وی گفت: برای مثال، سریال «روزگار قریب» مستقیماً درباره انقلاب نبود، اما شاید یکی از بهترین روایتها از چرایی وقوع انقلاب در ایران بود. این یعنی نگاه ملّی لزوماً مستقیم و شعاری نیست. اگر جشنواره فجر بخواهد واقعاً جهتدهی کند، شاید بهتر باشد بخشهایی با هویت مشخص ایجاد کند؛ مثلاً جشنوارهای با تمرکز بر غرور ملّی، هویت ایرانی یا انسجام اجتماعی. در این صورت، فیلمساز میداند برای شرکت در آن بخش، باید با چه نگاهی فیلم بسازد.
اسعدیان در ادامه با تأکید بر اهمیت نگاه ملّی درجشنواره فیلم فجر، از توجه بیشتر به این موضوع بعد از جنگ 12 روزه گفت: سالها در سینمای ما این تصور وجود داشت که ملّیگرایی در تعارض با ارزشهای دینی است. به همین دلیل، بسیاری از نمادهای ملّی، از جمله پرچم ایران، کمتر در آثار سینمایی دیده میشد. در حالی که در سینمای آمریکا، پرچم این کشور بهوفور دیده میشود و این موضوع کاملاً جا افتاده است. بعد از تحولات اجتماعی و بهویژه جنگ 12 روزه، بهنظر میرسد این نگاه در حال تغییر است. امروز مسئولان دولتی نشان پرچم ایران را با افتخار روی کت خود استفاده میکنند؛ چیزی که سالها پیش کمتر دیده میشد. این نشان میدهد که جامعه به درک تازهای از هویت ملّی رسیده است. اگر این نگاه بهدرستی در جامعه نهادینه شود، سینما هم بهطور طبیعی از آن تبعیت خواهد کرد؛ درست همانطور که در هالیوود، بدون دستور مستقیم دولت، حس ملیگرایی به یک ارزش اجتماعی تبدیل شده و سینما آن را بازتاب میدهد.
وی در پایان گفت: من امیدوارم این جریان ادامه پیدا کند و به جایی برسیم که افتخار به هویت ایرانی، امری طبیعی و پذیرفتهشده باشد؛ نه امری تحمیلی. اگر این اتفاق بیفتد، بدون تردید سینمای ایران هم بهتدریج این نگاه را در خود بازتولید خواهد کرد.
انتهای پیام/