جشنواره تئاتر فجر؛ آینه جامعه و پیشانی تئاتر ایران

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، ادبیات نمایشی به‌عنوان یکی از کهن‌ترین شاخه‌های ادبیات ایران، همواره در پیوندی نزدیک با تحولات اجتماعی و فرهنگی شکل گرفته است. تئاتر، به‌مثابه هنری زنده و مبتنی بر مواجهه مستقیم با مخاطب، ظرفیتی ویژه برای بازنمایی مسائل جامعه دارد؛ ظرفیتی که در مقایسه با بسیاری از رسانه‌های دیگر، بی‌واسطه‌تر و عمیق‌تر عمل می‌کند. با این حال، این هنر با وجود پیشینه غنی و استعدادهای قابل توجه، همواره با چالش‌هایی در زمینه دیده‌شدن و اثرگذاری مواجه بوده است. در چنین شرایطی، نقش رویدادهای کلان نمایشی اهمیتی مضاعف می‌یابد.

 

جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر طی بیش از چهار دهه برگزاری، به مهم‌ترین رویداد نمایشی کشور و به تعبیر رایج، پیشانی تئاتر ایران تبدیل شده است. این جشنواره نه‌تنها محل عرضه تولیدات سالانه تئاتر، بلکه بستری برای سنجش وضعیت کلی این هنر در نسبت با جامعه، سیاست‌گذاری فرهنگی و سلیقه مخاطبان است. از این منظر، تئاتر فجر را می‌توان فراتر از یک رویداد هنری، به‌عنوان پدیده‌ای اجتماعی تحلیل کرد.

از منظر جامعه‌شناختی، جشنواره تئاتر فجر واجد کارکرد بازنمایی است. نمایش‌هایی که در این رویداد به صحنه می‌روند، اغلب بازتاب‌دهنده دغدغه‌های اجتماعی، بحران‌های هویتی، تنش‌های نسلی و مسائل زیست روزمره جامعه‌اند. حتی آن‌جا که آثار به‌ظاهر رویکردی فرمال یا انتزاعی دارند، باز هم می‌توان ردپای شرایط اجتماعی و فرهنگی زمانه را در آن‌ها یافت. به این معنا، جشنواره فجر به محلی برای صورت‌بندی غیرمستقیم مسائل جامعه در قالب زبان هنر تبدیل شده است.

در عین حال، این جشنواره نقشی تعیین‌کننده در جهت‌دهی به جریان تئاتر کشور دارد. سازوکار انتخاب آثار، داوری‌ها و نحوه توزیع توجه و اعتبار، به شکل‌گیری نوعی مرجعیت هنری منجر می‌شود. این مرجعیت می‌تواند به تثبیت برخی رویکردها و به حاشیه‌راندن برخی دیگر بینجامد. از همین رو، جشنواره نه فقط بازتاب‌دهنده وضعیت تئاتر، بلکه در مواردی تولیدکننده معیارها و ذائقه‌های غالب نیز هست؛ موضوعی که همواره محل بحث و نقد در میان فعالان این حوزه بوده است.

 

کارکرد اجتماعی دیگر جشنواره تئاتر فجر، ایجاد میدان تعامل میان هنرمندان، مدیران فرهنگی و منتقدان است. این مهم، فرصتی برای گفت‌وگو میان نسل‌ها و جریان‌های مختلف تئاتری فراهم می‌کند و امکان دیده‌شدن گروه‌هایی از نقاط مختلف کشور را به وجود می‌آورد. در شرایطی که تمرکز امکانات و توجه رسانه‌ای عمدتاً در پایتخت شکل می‌گیرد، این جنبه از جشنواره می‌تواند نقشی تعدیل‌کننده ایفا کند؛ هرچند تحقق کامل این هدف، نیازمند بازنگری در سیاست‌های اجرایی و حمایتی است.

با این حال، نسبت جشنواره تئاتر فجر با مخاطب عمومی همچنان پرسش‌برانگیز است. میزان استقبال تماشاگران، ترکیب مخاطبان و فاصله میان تئاتر جشنواره‌ای و بدنه اجتماعی، از جمله مسائلی است که نمی‌توان از آن چشم پوشید. اگر جشنواره قرار است به‌عنوان پیشانی تئاتر ایران عمل کند، ناگزیر باید نسبت خود را با جامعه گسترده‌تر تعریف کند.

 

در نهایت، جشنواره تئاتر فجر را می‌توان شاخصی برای ارزیابی وضعیت فرهنگ و هنر در ایران دانست. آنچه در این جشنواره دیده می‌شود، چه بر صحنه و چه در حاشیه، بازتابی از اولویت‌ها، محدودیت‌ها و امکان‌های فرهنگی جامعه است. تقویت نقش اجتماعی تئاتر، مستلزم آن است که جشنواره فجر نه‌تنها محل رقابت آثار، بلکه فضایی برای تأمل، گفت‌وگو و بازاندیشی در نسبت هنر و جامعه باشد؛ نسبتی که تئاتر، بیش از هر هنر دیگری، توان بازتعریف آن را دارد.

این روزها چهل‌وچهارمین جشنواره تئاتر فجر در حال برگزاری‌ست؛ رویدادی که می‌تواند با تکیه بر قدرت هنر تئاتر، نقش مؤثری در آگاهی‌بخشی اجتماعی و گفت‌وگو با مخاطب ایفا کند؛ با نگاهی به جدول این دوره از جشنواره و بخش بندی آن می توان این امید را داشت که با تنوع آثار مطلوبی روبرو باشیم که هرچند باید این انتقاد را به دبیرخانه این جشنواره داشته باشیم که گویی برای تبلیغات و اطلاع رسانی جشنواره هیچ برنامه خاصی نداشته اند و آنچه به عنوان برآیند رسانه‌ای در میابیم کاهش سطح تبلیغات نسبت به دوره های گذشته را شاهد هستیم.

انتهای پیام/