فقه سیاسی| تفاوت مفهومی مقاومت و استقامت

به گزارش خبرنگار حوزه و روحانیت خبرگزاری تسنیم، حجت الاسلام والمسلمین سید سجاد ایزدهی، استاد درس خارج فقه سیاسی حوزه علمیه قم، که سلسله دروس خارج فقه خود را به مبحث فقه مقاومت اختصاص داده است، به بررسی  بحث  مفهوم مقاومت و مسائل آن پرداخت.

وی با اشاره به تفاوت مفهومی مقاومت با مقوله جهاد و قتال و مستحدثه بودن مسأله مقاومت گفت: در مباحث فقهی ما به مقاومت پرداخته نشده است؛ زیرا از نظر زمانی یک مسأله جدید است. مقاومت زمانی شکل می‌گیرد که دشمن هجمه یا تسلطی بر مؤمنان پیدا می‌کند درحالی‌که او در موضع استعلا و برتری و مؤمنین در موضع ضعف قرار گرفته باشند؛ آنچه چاره ی این شرایط است، مقاومت خواهد بود.

پژوهشگر حوزه فقه سیاسی، مقاومت را دارای دو عرصه‌ ضد استکباری و ضد استبدادی دانست و اضافه کرد: مفهوم استبداد گستردگی بیشتری دارد، یعنی دشمن نه فقط از جامعه کافر، بلکه ممکن است شهروندی همچون ما باشد که قصد ظلم و برتری جویی دارد. ادبیات فقهی ما به جهت شرایط زندگی دوران ائمه معصومین ناظر به مقاومت در مقابل استبداد است زیرا همواره حاکمان زمان اهل بیت، مستبد بودند و چاره مقابله با این استبداد تقیه بوده است. هر چند در تعریف تقیه نیز نظرات متفاوتی است که جای بحث دارد.

استاد دروس خارج حوزه در تعریف مقوله مقاومت شناخت سه عنصر چیستی، چگونگی و تفاوت آن با بدیل‌هایی همچون جهاد و دفاع را لازم دانست و افزود: معنای مقاومت با استقامت متفاوت است؛ زیرا استقامت به معنای صبر، نهراسیدن و رها نکردن است و می‌توان استقامت را در هر حرکتی تعریف کرد؛ اما مقاومت به معنای قوام بخشی برای برقرار ماندن در شرایط دشوار است.

وی منطق اسلام در مقابله با دشمن را قتال و در دعوت به اسلام جهاد دانست و اظهار کرد: در فقه اسلامی، دو مرز امنیتی و عقیدتی برای مسلمانان تعریف شده است؛ مرز امنیتی مسأله‌اش امنیت ماست و جنگ و صلح و آتش‌بس با صلاحدید امنیتی سنجیده می‌شود؛ اما گاهی مسأله امنیت نیست و عقیده است، یعنی مقابله با کفر و شرک. هرچند در زمان پیامبر این دو دشمن امنیتی و عقیدتی دارای مصداق واحد بود؛ اما در اصل موضوع، ما با دشمن امنیتی می‌جنگیم و در مقابل تهدید عقیدتی وظیفه ما دعوت است.

رئیس پژوهشکده نظام‌های اسلامی، شرط اصلی مقاومت را ایستادن در مقابل سلطه استکباری یا استبدادی، صرف نظر از مقوله مشرک بودن جبهه مقابل دانست و گفت: اگر سلطه‌گری قصد دارد از موضع برتری ظلم کند، طبق نظریه مقاومت، در هر صورت باید با او مقاومت کرد تا به تدریج از موضع ضعف به همطرازی رسید و بلکه بالاتر رفت تا جایی که بتوان منطق مقاومت در نفی ظلم و ظلم‌پذیری را تثبیت کرد.

وی با بیان تفاوت میان ادله‌ فقهی مقاومت با ادله دفاع و جهاد، قاعده‌ نفی سبیل را یکی از ادله مقاومت دانست و افزود: در فقه مقاومت ادله تقیه نقطه محوری است که بازخوانی آن اهمیت دارد. این خلاف نظر اهل سنت در برابر ظلم حاکمیت است که دعوت به صبر می‌کند.

استاد حوزه، مقاومت شیعی را دارای اصول ویژه‌ای دانست و گفت: مقاومت شیعی، اولا انسان‌بنیاد است به این معنا که از مظلومین دفاع می‌کند، در هر جای دنیا و هرکسی که باشد. همین مسأله یکی از دلایل صدور مقاومت اسلامی و انقلاب اسلامی ما به سایر نقاط جهان و تشکیل نهضت های آزادی بخش است. دیگر ویژگی آن، مردمی بودن، اخلاق محور بودن و نقش معنویت با قصد تقرب، ایثار و فداکاری و فرهنگ شهادت است.

وی افزود: مقاومت به معنای تقویت نقاط ضعف و استقامت در این مسیر برای رسیدن به قدرتی است که در برابر ظلم و تهاجم به قدرت دفع و مقابله برسیم. بر این مبنا، اساس مقاومت در نقطه ی ضعف است در حالیکه که وقتی از مرحله ضعف عبور کنیم، در نگاه کلان به رویکرد تمدنی می‌رسیم که دیگر موضوع نسبت به مقاومت  تغییر می‌کند.

انتهای پیام/