هیپنوسایبری؛ وقتی جنگ، خودآگاهی انسان را نشانه میگیرد
- اخبار استانها
- اخبار قم
- 01 بهمن 1404 - 10:56
به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، در سالهای اخیر، ماهیت جنگ تغییر کرده است. میدان نبرد دیگر صرفاً جغرافیا نیست و سلاح، فقط گلوله و موشک نیست. آنچه امروز بیش از هر چیز هدف قرار میگیرد، خودآگاهی انسان است؛ توان او برای فهم موقعیت، کنترل هیجان و نسبتدادن معنا به کنشهایش. در ادبیات نوین، این میدان با عنوان «جنگ شناختی» شناخته میشود.
در دل این میدان، پژوهشگران با پدیدهای روبهرو شدهاند که هنوز نامگذاری واحد و تثبیتشدهای ندارد، اما نشانههای آن بهطور فزاینده دیده میشود. برای توصیف این وضعیت، از مفهوم «هیپنوسایبری» استفاده میشود؛ نه بهعنوان یک اصطلاح قطعی، بلکه بهعنوان یک چارچوب تحلیلی.
هیپنوسایبری به وضعیتی اشاره دارد که در آن، فرد یا جمع همچنان بیدار و فعال است، اما کارکرد تصمیمگیری خودآگاه او بهطور موقت تضعیف میشود. نه خواب است، نه شستوشوی مغزی کلاسیک. انسان عمل میکند، اما پیوند میان عمل، معنا و پیامد، دچار اختلال میشود.
مکانیسم اصلی: اشباع ادراکی و تحریک هیجانی
ذهن انسان ظرفیت محدودی برای پردازش همزمان دارد. یکی از راهبردهای شناختهشده در جنگ شناختی، ایجاد «اشباع ادراکی» است؛ بمباران مداوم ذهن با تصویر، خبر، شوک، تضاد و هیجان. در چنین شرایطی، مغز بهجای تحلیل، به واکنش پناه میبرد. قشر تصمیمگیری منطقی تضعیف میشود و رفتارهای تکانهای افزایش مییابد.
در این وضعیت، کنشها لزوماً هدفمند یا ایدئولوژیک نیستند. بسیاری از رفتارهای افراطی، تخریبی یا غیرقابلفهم، نه از سر برنامهریزی، بلکه نتیجه قطع موقت پیوند میان معنا و عمل هستند. خشونت در اینجا ابزار نیست؛ نشانه اختلال است.
نقش عوامل تشدیدکننده؛ با احتیاط علمی
در برخی مطالعات بینالمللی، به نقش عوامل تشدیدکننده اشاره شده است؛ از جمله خستگی مزمن، فشار روانی جمعی، بیخوابی، و در برخی موارد، مصرف مواد محرک. تأکید میشود که این عوامل علت جنگ شناختی نیستند، اما میتوانند آستانه خودکنترلی را کاهش دهند و اثرگذاری عملیات ادراکی را افزایش دهند. این موضوع در حد فرضیههای پژوهشی بررسی میشود و نیازمند مطالعه دقیق و مسئولانه است، نه قضاوت شتابزده.
چرا طرح این بحث ضروری است؟
سخن گفتن از هیپنوسایبری برای ترساندن جامعه نیست. برعکس، هدف آن بازگرداندن عاملیت ذهنی به انسان است. جامعهای که بداند ذهن او میتواند هدف قرار گیرد، یک گام از آسیبپذیری عبور کرده است. آگاهی، نخستین لایه ایمنسازی شناختی است.
در علوم اجتماعی، این فرآیند را «ایمنسازی ادراکی» مینامند؛ یعنی افزایش توان تشخیص، مکث و بازاندیشی پیش از کنش. دانستن اینکه خشم، نفرت یا رفتارهای حدی میتوانند القایی و موقت باشند، قدرت کنترل را افزایش میدهد، نه کاهش.
نقش نخبگان فرهنگی و مبلغین
در چنین شرایطی، نقش مبلغین، معلمان، فعالان رسانهای و نخبگان فرهنگی، حیاتی است. نه برای برچسبزنی یا سادهسازی، بلکه برای ترجمه مفاهیم پیچیده به زبان انسانی. توضیح آرام، دقیق و غیرهیجانی این پدیدهها، مانع از گسترش شایعات، توهم توطئه و دوگانهسازیهای خطرناک میشود.
جمعبندی
هیپنوسایبری نام یک هشدار است، نه یک حکم. هشداری درباره این واقعیت که در جنگهای جدید، انسانها همیشه قانع نمیشوند؛ گاهی فقط برای مدتی، از خودشان جدا میشوند. آموزش، گفتوگو و سواد شناختی، راه کوتاهکردن این فاصله است.
در جهانی که جنگها هر روز نامرئیتر میشوند، حفظ حرمت ذهن انسان، یک مسئولیت جمعی است.
یادداشت از: سارا صمدی، پژوهشگر جنگ شناختی
انتهای پیام/