چگونه شاهرگ حیاتی اینترنت را در جنگ ترکیبی حفظ کنیم؟
- اخبار اجتماعی
- اخبار علم و تکنولوژی
- 01 بهمن 1404 - 09:06
محمد اصولی هلان؛ پژوهشگر حوزه حکمرانی فضای سایبر در گفتوگو با خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم اظهار کرد: بستن اینترنت در شرایط جنگی، یک «تاکتیک» درست اما یک «راهبرد» ناقص است.
وی گفت: راهبرد پیروز، ایجاد زیستبوم دیجیتالی است که در آن، پلتفرمهای خارجی «مهمانِ قانونمدار» باشند و زیرساخت داخلی آنچنان قوی باشد که امنیت ملی با اقتصاد دیجیتال در تضاد قرار نگیرد. مطالبهگران واقعی آزادی اینترنت، باید مطالبهگران حکمرانی قانونمند بر فضای سایبر باشند.
این پژوهشگر حوزه حکمرانی فضای سایبر ادامه داد: در معماری جنگهای مدرن، منازعه دیگر تنها محدود به میدانهای نبرد فیزیکی نیست؛ بلکه جنگ ترکیبی با ابعاد گسترده رسانهای، سایبری و اطلاعاتی، بازیگران جدیدی را به میدان آورده است. در این پارادایم، اینترنت به مثابه شاهرگ حیاتی عمل میکند.
اصولی تصریح کرد: بدون بستر اینترنت، جنگ رسانهای، عملیات روانی و حملات سایبری دشمن عملاً فاقد اثرگذاری خواهند بود. بنابراین، همانطور که در جنگهای سنتی انهدام پلها و زیرساختهای لجستیکی بخشی از استراتژی دفاعی بود، در جنگهای نوین، محدودسازی یا قطع دسترسی به اینترنت نیز یک تاکتیک دفاعی و پدافندی پذیرفته شده محسوب میشود.
وی ادامه داد: اقدام به قطع اینترنت در اوج بحرانها، یک واکنش احساسی نیست، بلکه یک تصمیم نظامی-امنیتی با چهار محور اصلی است:
این پژوهشگر حوزه حکمرانی فضای سایبر بیان کرد: اغتشاشات عموماً به این شکل پایهریزی میشوند که عوامل میدانی با اتکا به اینترنت، بهصورت لحظهای با فرماندهان خود (چه در داخل و چه در خارج از کشور) در ارتباط باشند. قطع اینترنت، زنجیره فرماندهی را پاره کرده، امکان هماهنگی را از بین میبرد و تمرکز عوامل را مختل میسازد. از سوی دیگر انتشار فوری و سریع محتوای مهندسی شده از درگیریها و اتفاقات میدان، اغلب موجب تشدید و تمدید التهابات می شود. قطع اینترنت فضای خالی لازم را برای نهادهای حاکمیتی فراهم میکند تا با ارائه روایت اول و مستند، از سوءتفاهمها و گسترش التهابات جلوگیری کنند.
اصولی گفت: تجربه جنگ 12 روزه نشان داد که حملات سایبری میتوانند آسیبهای واقعی و هنگفتی ایجاد کنند (همچون هک سامانههای بانک سپه و نوبیتکس). در جنگ ترکیبی، زیرساختهای حیاتی نظیر بانکداری و انرژی در صدر اهداف دشمنند. که قطع دسترسی به اینترنت جلوی اغلب این دست نفوذها و خرابکاریها را می گیرد.
وی تاکید کرد: با قطع اینترنت دسترسی عوامل دشمن به اطلاعات مختلف نیروهای امنیتی و انتظامی از جمله اطلاعات مکانی و مدل عملیات آنها در میدان محدود شده و در نتیجه امکان تفکیک معترضین از اغتشاشگران برای نیروهای امنیتی برقرار می شود.
اصولی گفت: باعنایت به موارد ذکر شده بدیهی است که در صورت رخداد یک جنگ ترکیبی برای هر کشوری بهرهگیری از این شگرد منطقی، عقلانی و ضروری است. اما همانند هر تاکتیک نظامی، هزینههایی دارد. قطع اینترنت اگرچه برای پیروزی در میدان جنگ اطلاعاتی ضروری است، اما بر کسبوکارها، پژوهشگران و زندگی روزمره شهروندان فشار وارد میکند. کلید حل این معما، صفر یا صد دیدن نیست، بلکه اتخاذ راهکارهای مدیریتی برای کاهش این آسیبهاست.
وی خاطرنشان کرد: امروز مفهوم «حاکمیت سایبری» در تمام جهان پذیرفته شده است. اتحادیه اروپا با تصویب قوانین سختگیرانهای مانند DSA (قانون خدمات دیجیتال) پلتفرمهای بزرگ را ملزم به پاسخگویی کرده است. اخیراً در برزیل شاهد بودیم که دادگاه عالی این کشور پلتفرم «ایکس» (توییتر سابق) را به دلیل عدم داشتن نماینده قانونی و عدم تمکین از قوانین داخلی مسدود کرد. در آمریکا نیز فشار برای فروش اجباری یا ممنوعیت «تیکتاک» با استدلال امنیت ملی پیگیری میشود. پیام این رخدادها روشن است: «فعالیت پلتفرم خارجی بدون دفتر و مسئولیتپذیری قانونی، مخل امنیت ملی است.»
این پژوهشگر حوزه حکمرانی فضای سایبر اظهار کرد: بنابراین ایجاد یک چارچوب حکمرانی منسجم برای فضای مجازی، اولین گام است. این حکمرانی باید بتواند پلتفرمهای خارجی را مشروط به رعایت قوانین داخلی کند. الزام به ایجاد دفتر محلی، پاسخگویی به مراجع قضایی و حذف محتوای مغایر با امنیت ملی، نمونههایی از این تنظیمگری است. جریان اطلاعات را مدیریت کند بدون آنکه آن را کاملاً مسدود سازد.
وی ادامه داد: این امر نیازمند سرویسهای جایگزین داخلی قدرتمند (مانند موتورهای جستجو، شبکههای اجتماعی و پیامرسانهای امن بومی) و همچنین افزایش سواد رسانهای شهروندان برای مقابله با اطلاعات نادرست است. اگر پلتفرمهایی مانند تلگرام، اینستاگرام و توییتر با قواعد و قوانین ما همراه بشوند و در داخل کشور دفتر داشته باشند چه بسا بتوانیم حتی در شرایط بحرانی هم ارتباطات بین المللی را به صورت محدود و کنترل شده داشته باشیم.
وی ادامه داد: چراکه در آن شرایط، میتوانیم صفحات مروج خشونت یا تروریسم را به صورت نقطهای مسدود کنیم، در حالی که کسبوکار مردم، ارتباطات پژوهشگران و زندگی روزمره جریان عادی خود را طی میکرد.
اصولی گفت: در سطحی پایینتر، اگر حضور پلتفرمهای خارجی با قوانین ما تضاد دارد، باید شبکه ملی اطلاعات مطمئن و قدرتمندی داشته باشیم که بلافاصله پس از رخداد بحران و قطع ارتباطات خارجی، فعال شده و بسیاری از نیازهای ضروری را مرتفع نماید.
پژوهشگر حوزه حکمرانی فضای سایبر تصریح کرد: کسانی که بیشترین گریبان را برای قطعی اینترنت چاک میکنند همانهایی هستند که بیشترین سنگ اندازی را در مسیر قاعده گذاری برای پلتفرمهای خارجی و تدوین ساختار حکمرانی درست دارند.
وی گفـت: همان جریانهایی که در برابر قطع اینترنت در بحران فریاد میزنند، سالهاست جلوی «قانونمند شدن پلتفرمهای خارجی» و «تکمیل شبکه ملی اطلاعات» سنگاندازی میکنند و در روزهای آرامش مانع از وضع قوانین سختگیرانه و منطقی برای پلتفرمهای خارجی و تدوین یک حکمرانی مستقل میشوند.
پژوهشگر حوزه حکمرانی فضای سایبر در پایان گفت: واقعیت این است که تا زمانی که حاکمیت خود را بر فضای مجازی اعمال نکنیم و زیرساختهای داخلی را مستقل نسازیم، در مواجهه با جنگ ترکیبی، قطع اینترنت تنها گزینه منطقی و عقلانی باقی خواهد ماند. انتخاب با ماست: یا امروز زیرساخت حکمرانی را میسازیم یا در بحرانهای آینده ناچار به قطع کامل شاهرگ حیاتی خواهیم بود. البته ناگفته نماند که طراحی و ایجاد آن چارچوب حکمرانی باید توسط کارشناسان و نخبگان این حوزه صورت گیرد و نتیجه مدلی از حکمرانی فضای سایبر باشد که در آن توازن منطقی میان امنیت ملی و آزادی جریان اطلاعات برقرار باشد.
انتهای پیام/