چگونه روایت‌های معاند افکار عمومی را مهندسی می‌کنند؟

به گزارش خبرگزاری تسنیم از قزوین، اغتشاشات اخیر در برخی شهرهای کشور، بار دیگر نشان داد که تحولات اجتماعی امروز، تنها در خیابان و میدان رقم نمی‌خورند، بلکه همزمان در میدان رسانه و روایت نیز پیش می‌روند. سرعت انتشار اخبار، قدرت تصویر و نقش شبکه‌های اجتماعی باعث شده هر رخداد میدانی، بلافاصله به موضوعی برای رقابت روایت‌ها تبدیل شود.

در این میان، عملکرد رسانه‌های برون‌مرزی و شبکه‌های همسو با آن‌ها، توجه افکار عمومی و کارشناسان را به خود جلب کرده است. نوع بازنمایی حوادث، انتخاب واژگان و تأکید گزینشی بر برخی تصاویر، نشان می‌دهد که هدف صرفاً اطلاع‌رسانی نیست، بلکه هدایت ذهن مخاطب به سمت برداشت‌های خاص دنبال می‌شود.

همزمانی فضاسازی رسانه‌ای با مواضع سیاسی دولت‌های غربی و تشدید فشارهای خارجی، این برداشت را تقویت کرده که اغتشاشات اخیر در ایران، در چارچوب یک فشار ترکیبی رسانه‌ای ـ سیاسی قابل تحلیل است؛ فشاری که می‌کوشد از نارضایتی‌های واقعی، بستری برای بی‌ثبات‌سازی روانی و اجتماعی بسازد.

در چنین شرایطی، ارتقای سواد رسانه‌ای بیش از هر زمان دیگری ضرورت پیدا می‌کند. تشخیص مرز میان اعتراض، اغتشاش و عملیات رسانه‌ای، تنها با شناخت تکنیک‌های روایت‌سازی و مهندسی افکار عمومی ممکن است؛ امری که می‌تواند جامعه را از افتادن در دام هیجان، دوقطبی‌سازی و بی‌اعتمادی گسترده مصون بدارد.

فاطمه کرامتی، کارشناس سواد رسانه در گفت‌وگو با خبرنگار تسنیم در قزوین با اشاره به اغتشاشات اخیر، اظهار کرد: بررسی محتوای تولیدشده توسط رسانه‌هایی مانند BBC و شبکه‌های همسو نشان می‌دهد که از همان ساعات ابتدایی ناآرامی‌ها، مجموعه‌ای از تکنیک‌های ثابت و شناخته‌شده رسانه‌ای به‌کار گرفته شد؛ تکنیک‌هایی که هدف اصلی آن‌ها تغییر ادراک عمومی از ماهیت حوادث بود.

وی با بیان اینکه، برجسته‌سازی گزینشی خشونت نخستین حلقه این زنجیره است، افزود: در پوشش اغتشاشات اخیر، تصاویر درگیری و تخریب به‌صورت مکرر بازپخش شد، در حالی‌که زمینه‌ها، تفکیک اعتراض از اغتشاش، و روایت‌های متنوع اجتماعی عملاً حذف شدند. این رویکرد، مخاطب را به این جمع‌بندی القایی می‌رساند که کل کشور در وضعیت بحران فراگیر قرار دارد.

این کارشناس رسانه با اشاره به اینکه قاب‌بندی جهت‌دار خبر از دیگر ابزارهای پرکاربرد است، تشریح کرد: در روایت‌های رسانه‌ای، اغتشاشگر با عنوان «معترض» و اقدامات خشونت‌آمیز با برچسب «کنش مدنی» بازتعریف شد، در مقابل، نیروهای حافظ امنیت با واژه‌هایی بارگذاری‌شده و منفی توصیف شدند؛ تغییری زبانی که قضاوت مخاطب را پیشاپیش مهندسی می‌کند.

کرامتی هیجان‌سازی احساسی را نقطه اوج پوشش رسانه‌ای اغتشاشات اخیر خواند و تصریح کرد: استفاده از موسیقی‌های غم‌انگیز، تصاویر کودکان و روایت‌های عاطفی، جای تحلیل واقع‌بینانه را گرفت، در چنین فضایی، احساسات بر عقلانیت غلبه می‌کند و مخاطب به واکنش هیجانی سوق داده می‌شود.

کرامتی درباره منابع مبهم و غیرقابل راستی‌آزمایی نیز افزود: در اغتشاشات اخیر، بخش قابل توجهی از اخبار به نقل از «فعالان» یا «منابع محلی» منتشر شد، بدون آنکه امکان بررسی صحت این ادعاها وجود داشته باشد. این شیوه، مسئولیت‌پذیری رسانه را کاهش و قدرت شایعه را افزایش می‌دهد.

وی افزود:  تکرار یک روایت ثابت در قالب خبر، تحلیل و بازنشر گسترده در شبکه‌های اجتماعی، باعث شد یک تصویر خاص از حوادث، به‌عنوان «واقعیت غالب» در ذهن مخاطب تثبیت شود. روایتی که به‌تدریج به باور عمومی تبدیل و هر روایت مخالفی را به حاشیه راند.

کرامتی با اشاره به دوقطبی‌سازی جامعه در جریان اغتشاشات اخیر عنوان کرد: رسانه‌های معاند با ساخت دوگانه‌هایی مانند مردم و حاکمیت یا جوانان و نظام، تلاش کردند جامعه را به دو جبهه متخاصم تقسیم کنند. در این میان، برخی افراد با برجسته‌سازی زندگی شخصی‌شان به نمادهای رسانه‌ای تبدیل شدند تا احساسات عمومی تحریک شود.

وی همچنین همزمان‌سازی روایت‌های رسانه‌ای با فشار خارجی را معنادار دانست و تأکید کرد: اوج‌گیری پوشش خبری اغتشاشات دقیقاً همزمان با بیانیه‌های سیاسی غرب و طرح تهدیدهای جدید بود؛ نشانه‌ای روشن از پیوند رسانه و سیاست در قالب فشار ترکیبی.

به گفته این کارشناس، بزرگنمایی آماری و ارائه درصدهای غیرقابل استناد، تلاش کرد دامنه ناآرامی‌ها را بسیار فراتر از واقعیت میدانی نشان دهد، در حالی‌که آمارهای معتبر یا اساساً ارائه نشد یا در دسترس مخاطب قرار نگرفت.

کرامتی در پایان، استفاده مداوم از کارشناسان همسو و تحلیلگران ثابت را آخرین حلقه این عملیات رسانه‌ای دانست و خاطرنشان کرد: حذف صدای مخالف و ارائه تحلیل‌های یک‌طرفه، روایت مطلوب رسانه را تثبیت می‌کند.

به باور این کارشناس سواد رسانه، آنچه در اغتشاشات اخیر ایران شاهد بودیم، نمونه‌ای روشن از یک عملیات رسانه‌ای هدفمند بود که با هدف ایجاد بی‌اعتمادی عمومی، تضعیف مشروعیت، تحریک احساسات و بی‌ثبات‌سازی روانی جامعه طراحی شد؛ روندی که در نهایت، تلاش می‌کند فشارهای خارجی علیه ایران را در افکار عمومی قابل توجیه جلوه دهد.

انتهای پیام/