فشار رشد قیمت مواد اولیه فولادی بر تولیدکنندگان
- اخبار اقتصادی
- اخبار صنعت و تجارت
- 30 دی 1404 - 15:43
به گزارش خبرگزاری تسنیم، صنعت فولاد ایران به عنوان یکی از ارکان اقتصاد کشور و صنعتی مادر، همواره نقشی انکارناپذیر در زنجیره تأمین مواد اولیه ایفا کرده است. در میان محصولات این صنعت عریض و طویل، "ورق سرد" به دلیل خواص منحصربهفردی نظیر سطح صاف، استحکام کششی بالا و دقت ابعادی مثالزدنی، به ستون فقرات تولید در صنایع پاییندستی تبدیل شده است. از بدنه یخچالها و درب ماشینلباسشوییها گرفته تا قطعات حساس خودروسازی و اسکلتهای فلزی ساختمان. اما جهش خیره کننده قیمت مواد اولیه فولادی این روزها فشار زیادی بر تولیدکنندگان واقعی وارد کرده است. وضعیتی که در آن، شعار حمایت از تولید ملی در عمل به باری سنگین بر دوش کارآفرینان تبدیل شده و حفرههای عمیقی در بدنه صنعت لوازم خانگی و فلزات ایجاد کرده است.
طی پنج ماه گذشته، بازار مواد اولیه فولادی شاهد نوسانی بیسابقه بوده است. بر اساس آمارهای دقیق بورس کالا، قیمت هر کیلوگرم ورق سرد لوازم خانگی از حدود 45 هزار تومان در مهرماه سال 1404، با جهشی قابل توجه به حدود 73 هزار تومان در پایان دیماه سال جاری رسید. این ارقام به وضوح نشاندهنده افزایش 60 درصدی قیمت در بازهای زمانی بسیار کوتاه است.
جهش 60درصدی قیمت مواد اولیه فولادی در بازه زمانی 5 ماهه ، عملا تولیدکننده داخلی که سعی در برنامهریزی بلندمدت دارد را دچار بحران کرده است. چگونه میتوان آیندهای را ترسیم کرد که هزینههای تولید آن هر روز و حتی هر ساعت دستخوش تغییرات شدید میشود؟ این بیثباتی، توان رقابتپذیری تولیدکننده را هدف گرفته است.
وقتی 30 درصد تأمین، حداکثر توان است
افزایش قیمت مواد اولیه در بورس کالا تمام ماجرا نیست، در حال حاضر، قیمت عرضه ورق سرد در بورس کالا برای هر کیلوگرم حدود 73 هزار تومان تعیین شده است، اما تولیدکننده واقعی به دلیل عرضههای محدود و انحصاری، تنها قادر است 30 تا 40 درصد از نیاز خود را از این طریق تأمین کند.
این یعنی بخش عمدهای از نیاز صنایع پایین دستی، حدود 60 تا 70 درصد، باید از بازار آزاد تأمین شود. بازاری که فاقد نظارت دقیق قیمت است و در آن ورق سرد با قیمتی بسیار بالاتر از نرخ بورس معامله میشود. این شکاف عظیم بین قیمت بورس و بازار آزاد، یکی از اصلیترین دلایل گرانی کالاهای نهایی و کاهش توان رقابت محصولات ایرانی در برابر رقبای خارجی است. تولیدکننده ناچار است مواد اولیه داخلی را با قیمتی بالاتر از نرخ جهانی و حتی فراتر از قیمت مصوب بورس بخرد تا چرخهای کارخانه متوقف نشود.
نتیجه این چرخه معیوب، فشار مضاعف بر تولیدکننده واقعی است؛ جایی که فولادساز از افزایش قیمتها سود میبرد، دلال از فروش آزاد بهره مالی میگیرد و تنها حلقه زیاندیده این زنجیره، تولیدکنندهای است که بهصورت واقعی اشتغال ایجاد کرده و محصول تولید میکند.
چرخه معیوب؛ برندگان و بازندگان بازی
بررسی دقیق این زنجیره نشان میدهد که بازیگران اصلی این میدان، منافع متضادی دارند. در این چرخه معیوب، فولادسازان بزرگ از افزایش قیمتها و فروش محصولات در بازارهای مختلف سودهای کلان میبرند. دلالان و واسطهگران نیز با خرید از بورس و فروش در بازار آزاد، بهرههای مالی بادآورده را جیب میزنند. در این میان، تنها حلقهای که زیان میبیند و فشار را بر دوش میکشد، تولیدکننده واقعی است؛ کسی که سرمایه خود را به خطر انداخته، اشتغال ایجاد کرده و محصول نهایی را به دست مصرفکننده میرساند.
تداوم این وضعیت نامطلوب، پیامدهای غیرقابل جبرانی برای اقتصاد کشور خواهد داشت. افزایش مداوم هزینههای تولید، مستقیماً به کاهش قدرت رقابتپذیری کالاهای ایرانی منجر میشود. افت میزان تولید، در گام بعدی به تعطیلی کارگاهها و افزایش بیکاری در صنایع پاییندستی خواهد انجامید. علاوه بر این، گرانی کالاهای داخلی مسیر را برای قاچاق کالاهای خارجی هموار کرده و بازار مصرف داخلی را تضعیف میکند. اگر اصلاحات ساختاری عمیق در شیوه عرضه، قیمتگذاری و تخصیص مواد اولیه صورت نگیرد، آینده صنایع پایین دستی با تهدیدهای جدی مواجه خواهد شد.
انتهای پیام/