وحشیگری اداره مهاجرت آمریکا؛ در هم شکستن نقاب «حافظ حقوق بشر»
- اخبار بین الملل
- اخبار آمریکا
- 30 دی 1404 - 13:57
به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم به نقل از سیجیتیان، آمریکا که زمانی خود را «شهری بر فراز تپه» و «حافظ حقوق بشر» میدانست، اکنون بهدنبال تیراندازی مرگبار اداره اجرای قانون مهاجرت (ICE) با انتقاد گستردهای روبرو شده و شاهد از بین رفتن محو شدن سریع هاله ادعایی حقوق بشری خود است. در هفتم ژانویه سال جاری، در مینیاپولیس، یک مأمور ICE، رِنی نیکول گود، شهروند غیرمسلح آمریکایی، 37 ساله، بیوه بازنشسته نظامی و مادر سه فرزند، را هنگام یک عملیات اجرای قانون مهاجرت به ضرب گلوله کشت.
پس از این حادثه، روایتهای فدرال و دولت محلی به سرعت از هم جدا شدند. وزارت امنیت داخلی اعلام کرد که اقدام گود در راندن وسیله نقلیه خود به سمت مأموران اجرای قانون، «تروریسم داخلی» محسوب میشود و رئیس جمهور و معاون رئیس جمهور تلویحاً گفتند که او «آنچه را که سزاوارش بود، دریافت کرد». با این حال، ویدئوها و شهادت شاهدان عینی تصویر متفاوتی را ترسیم میکنند: خودروی گود هنگام حرکت با مأموران برخورد واقعی نداشت، با این حال مأموران از پهلو به او شلیک کردند و او را کشتند. شکاف عمیق بین اظهارات رسمی و شواهد واقعی فوراً خشم عمومی را برانگیخت.
از 10 ژانویه، بیش از هزار اعتراض در دهها شهر بزرگ در سراسر ایالات متحده آغاز شد. هزاران نفر با وجود سرمای شدید به خیابانها آمدند و با در دست داشتن پلاکاردهایی با عنوان «قتل ICE» و «انحلال ICE» خواستار عدالت شدند. این موج حتی به حوزه فرهنگ نیز کشیده شد. در فرش قرمز جوایز گلدن گلوب، چندین چهره مشهور سنجاق سینههایی با عنوان «انحلال ICE» به سینه داشتند و این نمایش سرگرمی را به صحنه اعتراض تبدیل کردند. یک نظرسنجی مشترک توسط اکونومیست و YouGov نشان داد که برای نخستین بار، درصد افرادی که از انحلال ICE (46 درصد) حمایت میکنند، از مخالفان آن (43 درصد) پیشی گرفته است. این تغییر تصادفی نبود، بلکه نتیجه اجتنابناپذیر سابقه طولانی ICE در اجرای خشونتآمیز قانون بود.
چگونه ICE، سازمانی که در سال 2003 تأسیس شد، به نهادی وحشتناک تبدیل شد که امروز هست؟ تحلیلها به تخریب نظاممند حاکمیت قانون توسط دولت فعلی ایالات متحده و سوءاستفاده از منابع عمومی اشاره دارد. مسیر این تحول روشن اما خطرناک است: گام نخست، پاکسازی گسترده با محوریت وفاداری بود؛ بهگونهای که هزاران مقام حرفهای اخراج شدند و در مقابل، استخدام گسترده افرادی در دستور کار قرار گرفت که تنها شرط لازم برای آنها ادای سوگند وفاداری به رئیسجمهور بود. در این روند، حتی به افرادی که در «شورشهای کنگره» در 6 ژانویه نقش داشتند، اولویت داده شد و حرفهایگری در اجرای قانون جای خود را به وفاداری شخصی داد.
دوم، دولت با سوءاستفاده از بودجه عمومی به حفظ نوعی ارتش خصوصی روی آورد. دولت ترامپ با کاهش شدید بودجه رفاه عمومی، امتیازهای مالی بسیار بالاتری را برای اعضای ICE نسبت به شهروندان عادی در نظر گرفت؛ از جمله پاداشهای کلان، افزایش حقوق گسترده و بخشودگی وام. این سیاست باعث شد حتی مأموران ردهپایین ICE نیز درآمدی بیشتر از مأموران سرویس مخفی که مسئول حفاظت از رئیسجمهور هستند، داشته باشند.
مهمترین قدم، اعطای قدرت غیرقانونی به آنها بود. دولت ترامپ سه امتیاز عمده به ICE اعطا کرد: نظامیسازی اجرای قانون، اجازه دادن به مأموران برای پوشیدن ماسک و رانندگی با وسایل نقلیه بدون علامت و پلاک، مصونیت مطلق شبیه به «کارت آزادی از زندان» که پیگیری مسئولیت اجرای نادرست قانون را دشوار میکند؛ و در نهایت، استفاده از قدرت اجرای قانون به عنوان سلاح، با هدف قرار دادن آزار جنسی در شهرهای تحت حاکمیت دموکراتها و جوامع اقلیت، و در نتیجه تبدیل وظیفه حفظ نظم به ابزاری برای انتقام سیاسی.
وقتی میتوان به دلخواه اسلحهها را به سمت شهروندان بیگناه نشانه گرفت و وقتی قانون به ابزاری برای منافع شخصی تبدیل میشود، «ارزشهای جهانی» که سیاستمداران آمریکایی در صحنه بینالمللی موعظه میکنند، کاملاً توخالی به نظر میرسند.
فعالیتهای گسترده اداره مهاجرت و گمرک آمریکا، این «گارد امپراتوری» در داخل خاک ایالات متحده نهتنها شکافهای عمیق اجتماعی را عیان کرده، بلکه یک اسطوره دیرپا و با دقت حفظشده را نیز فرو ریخته است. کشوری که قادر نیست حتی حق بنیادین زندگی شهروندان خود را تضمین کند، تمامی ادعاها و نمایشهای اخلاقیاش در عرصه جهانی چیزی فراتر از یک نمایش مضحک نیست.
انتهای پیام/