اقتصاد رفتاری؛ پیشران مدیریت تورم انتظاری
- اخبار استانها
- اخبار قزوین
- 30 دی 1404 - 13:48
به گزارش خبرگزاری تسنیم از قزوین، تورم تنها یک متغیر اقتصادی عددی نیست، بلکه پدیدهای چندبعدی است که ریشههای آن در رفتار، ذهنیت و انتظارات فعالان اقتصادی شکل میگیرد. در سالهای اخیر، نوسانات پیدرپی قیمتها باعث شده انتظارات تورمی به یکی از عوامل تعیینکننده در تصمیمگیریهای روزمره مردم، از مصرف تا سرمایهگذاری، تبدیل شود؛ عاملی که میتواند پیش از وقوع تورم واقعی، زمینهساز آن باشد.
در چنین شرایطی، اقتصاد رفتاری بهعنوان شاخهای میانرشتهای، تلاش میکند نقش عوامل روانشناختی، اجتماعی و هیجانی را در شکلگیری رفتارهای اقتصادی توضیح دهد. تجربه نشان داده است که تصمیمات مالی افراد الزاماً بر پایه تحلیلهای عقلایی اتخاذ نمیشود و احساساتی مانند ترس از آینده، نگرانی از کاهش قدرت خرید و هیجانات جمعی میتواند مسیر بازارها را تغییر دهد.
از این منظر، مدیریت انتظارات تورمی به یکی از مهمترین چالشهای سیاستگذاران اقتصادی تبدیل شده است. هماهنگی در سیاستها، ثبات در تصمیمگیری و استفاده از ابزارهای مبتنی بر اقتصاد رفتاری میتواند به کنترل رفتارهای هیجانی در بازار کمک کند؛ مسیری که در صورت غفلت از آن، حتی سیاستهای صحیح اقتصادی نیز با ریسک ناکارآمدی مواجه خواهند شد.
دکتر امید شریفی، پژوهشگر اقتصادی در گفتوگو با خبرنگار تسنیم، با بیان اینکه تورم انتظاری نمایانگر پیشبینی مردم از وضعیت قیمتها در آینده است، اظهار کرد: انتظارات تورمی برای سیاستگذار جهت مدیریت قیمتها و برای مردم به منظور حفظ ارزش داراییها اهمیت دارد. این درصد نشان میدهد که مردم انتظار دارند سطح عمومی قیمتها چه تغییری داشته باشد و اگر سیاستگذار نتواند این انتظارات را مدیریت کند، حتی سیاستهای اقتصادی درست نیز با ریسک شکست مواجه خواهد شد.
وی با بیان اینکه اقتصاد رفتاری ترکیبی از علم اقتصاد و روانشناسی است، افزود: در اقتصاد رفتاری، انسانها بهطور معمول منطقی در نظر گرفته میشوند، اما تحقیقات روانشناسی نشان داده تصمیمگیریهای واقعی افراد اغلب با منطق مطابقت ندارد و تحت تأثیر عوامل روانشناختی، اجتماعی و هیجانی قرار میگیرد.
شریفی با ذکر نمونههایی از تأثیر هیجانات در رفتار اقتصادی افزود: ترس، طمع، اضطراب و هیجان میتوانند رفتارهای مالی را شکل دهند. در بازار سهام، هیجانات جمعی ممکن است حبابهای مالی ایجاد یا باعث سقوط ناگهانی بازار شود، چرا که سرمایهگذاران به جای تمرکز بر ارزش واقعی داراییها، تحت تأثیر احساسات عمومی خرید یا فروش میکنند.
این پژوهشگر اقتصادی با بیان اینکه اقتصاد رفتاری میتواند به کسبوکارها و سازمانها کمک کند تا انتخابهای غیرمنطقی مشتریان را بررسی و بهبود دهند، عنوان کرد: تصمیمات مالی انسانها صرفاً نتیجه تحلیل منطقی نیست بلکه احساسات نقش کلیدی دارند، در زندگی روزمره، افراد ممکن است به دلیل ترس از دست دادن، تصمیمات مالی عجولانهای اتخاذ کنند که با اهداف بلندمدت آنها همخوانی ندارد.
شریفی درباره مسیر تبدیل انتظارات تورمی به تورم واقعی توضیح داد: تورم انتظاری بر اساس تجربیات گذشته و اطلاعات در دسترس شکل میگیرد و رفتار مصرفکننده یا سرمایهگذار را هدایت میکند. اگر این انتظارات نادرست یا هیجانی باشد، ممکن است بر متغیرهای کلان اقتصادی تأثیر گذاشته و سیاستهای اقتصادی را تحت فشار قرار دهد.
وی در خصوص نقش بانک مرکزی و سیاستگذاران در مدیریت انتظارات تورمی بیان کرد: اعتبار و پایبندی سیاستگذار به تصمیمات پیشین اهمیت بالایی دارد، اگر نهادهای اقتصادی سیاستی را اعلام کنند اما به آن عمل نکنند، مردم و عاملان اقتصادی به مرور سخنان آنها را از تصمیمگیریهای اقتصادی خود کنار میگذارند. در کشور ما بحث مدیریت انتظارات هنوز نوپا است و نهادهای مستقل که انتظارات تورمی را اندازهگیری و تحلیل کنند، سابقه طولانی ندارند.
شریفی با تأکید بر اهمیت هماهنگی میانبخشی و بهرهگیری از پژوهشها، افزود: حل مسائل اقتصادی صرفاً با اطلاع از انتظارات امکانپذیر نیست. پیش از آن باید نوسانات واقعی اقتصاد کنترل شود. تنها در شرایط ثبات اقتصادی، سیاستگذار میتواند انتظارات تورمی را مدیریت کند و از تبدیل آن به تورم واقعی جلوگیری کند.
وی در پایان اظهار کرد: اقتصاد رفتاری و شناخت دقیق از رفتار مالی انسانها میتواند تحول بزرگی در زندگی اقتصادی افراد و جامعه ایجاد کند. این دانش به سیاستگذاران ابزارهای بهتری برای مدیریت ریسک و بهبود تصمیمات اقتصادی ارائه میدهد و به مردم امکان میدهد تصمیمات مالی هوشمندانهتری اتخاذ کنند.
انتهای پیام/