وقتی شبهه جای گلوله می‌نشیند

به گزارش خبرگزاری تسنیم از قزوین، در جنگ‌های کلاسیک، دشمن با توپ و تانک می‌آمد و مرزها را نشانه می‌رفت؛ اما در جنگ نرم، مرزها دیگر جغرافیایی نیستند. هدف، ذهن است و ابزار، «شبهه». فرمایشات اخیر رهبر معظم انقلاب، دقیقاً دست روی همین نقطه گذاشت؛ جایی که خطر نه در صدای انفجار، بلکه در آرامش فریبنده یک روایت نادرست پنهان شده است.

شبهه، برخلاف دروغ، معمولاً مستقیم حمله نمی‌کند. دروغ را می‌شود تکذیب کرد، اما شبهه طوری طراحی می‌شود که حتی پاسخ‌دادن به آن نیز ذهن را درگیر زمین بازی دشمن می‌کند. وقتی گفته می‌شود «آیا پیشرفت‌های نظامی ارزش فشار اقتصادی را دارد؟» این سؤال، در ظاهر عقلانی است، اما در باطن، یک دوگانه جعلی می‌سازد؛ دوگانه‌ای که اساس آن بر نادیده‌گرفتن بدیهی‌ترین اصل حکمرانی در دنیاست: امنیت، شرط امکان اقتصاد است.

رهبر انقلاب با ارجاع به تاریخ صدر اسلام، نشان دادند که این روش، تازه نیست. در دوران امیرالمؤمنین(ع)، دشمنان وقتی توان مقابله نظامی نداشتند، روایت می‌ساختند؛ شایعه می‌پراکندند که ناامنی‌ها کار یاران علی(ع) است تا اعتماد عمومی را فرو بریزند. امروز همان پروژه، با زبان مدرن و ابزار رسانه‌ای دنبال می‌شود؛ با این تفاوت که سرعت، گستره و تأثیر آن چندین برابر شده است.

قلب جنگ نرم امروز، نه در خیابان که در اتاق‌های فکر رسانه‌ای می‌تپد. رسانه‌های معاند فارسی‌زبان، به‌دنبال اثبات یک گزاره ثابت‌اند: «هیچ چیز درست نمی‌شود». برای این هدف، لازم نیست همه‌چیز دروغ باشد؛ کافی است حقیقت، ناقص و جهت‌دار روایت شود. پیشرفت‌ها حذف می‌شوند، مشکلات بزرگ‌نمایی می‌شوند و ارتباط منطقی میان علل و معلول‌ها عمداً گسسته می‌شود.

نمونه روشن این شبهه‌سازی را می‌توان در مواجهه با دستاوردهای علمی و دفاعی دید. وقتی جوان 26 ساله ایرانی، ماهواره طراحی می‌کند، روایت دشمن این نیست که «این توان علمی کشور است»، بلکه می‌گوید «این پول می‌توانست خرج معیشت شود». این گزاره، نه اقتصادی است و نه دلسوزانه؛ بلکه یک مغالطه حساب‌شده است. هیچ کشوری، حتی توسعه‌یافته‌ترین آن‌ها، امنیت خود را در برابر رفاه کوتاه‌مدت معامله نمی‌کند. اما شبهه دقیقاً همین معامله خیالی را در ذهن مخاطب می‌سازد.

خطر شبهه‌سازی آنجاست که به‌تدریج مرز میان اعتراض آگاهانه و نارضایتی القایی را مخدوش می‌کند. مطالبه اقتصادی، وقتی در بستر شبهه تغذیه شود، می‌تواند به ناامیدی مزمن تبدیل شود؛ ناامیدی‌ای که دیگر به اصلاح فکر نمی‌کند، بلکه به فروپاشی امید می‌بندد. دشمن دقیقاً همین نقطه را نشانه گرفته است: جامعه‌ای که به آینده باور نداشته باشد، حتی بدون جنگ هم شکست‌خورده است.

در این میان، مسئولیت رسانه‌های داخلی و نخبگان فکری دوچندان می‌شود. مواجهه با شبهه، نه با انکار ممکن است و نه با شعار. شبهه را باید شناخت، ریشه‌یابی کرد و با روایت دقیق، صادقانه و مستمر پاسخ داد. اگر میدان روایت رها شود، دشمن آن را پر می‌کند؛ نه با دروغ آشکار، بلکه با سؤال‌های ظاهراً منطقی و نتیجه‌گیری‌های جهت‌دار.

فرمایشات رهبر انقلاب، در واقع یک هشدار راهبردی بود: مراقب باشید دشمن، ذهن‌ها را قبل از خیابان‌ها تسخیر نکند. جنگ نرم، جنگ بی‌صداست، اما خسارت آن می‌تواند از هر جنگ سختی عمیق‌تر باشد؛ زیرا آنچه ویران می‌شود، نه ساختمان‌ها، بلکه باورهاست.

و ملتی که باورش آسیب ببیند، حتی اگر همه‌چیز داشته باشد، احساس نداشتن خواهد کرد؛ و این دقیقاً همان چیزی است که دشمن می‌خواهد.

یادداشت از: خانم رهاورد، فعال رسانه

انتهای پیام/