مدیریت هیجانی نوجوانان و جوانان در فضای مجازی
- اخبار استانها
- اخبار قم
- 29 دی 1404 - 15:41
به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، یکی از پرسشهای رایج این است؛ رسانه چگونه هیجانات نوجوانان و جوانان را مدیریت میکند؟
1. تولید اخبار منفی بهصورت مکرر
تصور کنید از ابتدای صبح، وقایع کوچک منفی برای شما اتفاق بیفتند، مثلاً ماشین بنزین تمام کرده باشد؛ سپس، به پمپبنزین که رسیدید متوجه شوید کارت بانکی همراهتان نیست پس از آن، وارد دانشگاه میشوید و همکارتان با شما بهسردی رفتار میکند، در بازگشت به منزل، خسته و گرسنه هستید و همسرتان هم از شما درخواست خریدی دارد که هم لازم است و هم وقتگیر، وارد خانه که میشوید، کودک کوچک شما بازی میکند و شما نمیتوانید استراحت کنید، چهاتفاقی میافتد؟! ممکن است شما آمادگی داشته باشید کودک را یک دعوای درست و حسابی کنید، فقط چون نگذاشته استراحت کنید؟ نه، چون از صبح تا حالا، درگیر رویدادهای منفی کوچکی شدهاید که هیچ کدام بهتنهایی نمیتوانستند شما را آنقدر عصبی کنند.
کار رسانههایی چون بیبیسی و سعودی اینترنشنال دقیقاً همین است، تولید روزانه دهها خبر منفی کوچک و بزرگ که شما را آماده انفجار میکند، این حقیقتاً برای سلامت جسم و روان مضر است.
2. استفاده از واژهها و رنگهای محرک خشونت
رنگهای تند و تیز مانند قرمز، محرک خشونت هستند، تصاویر همراه با خشم یا ناراحتی یا ناامیدی هم همین طور، چهره خندان یک مسئول بهتعبیر آنها حکومت(!) که در شرایط عصبی بودن مخاطب بیتفاوت بهنظر میرسد، بسیار دردآور جلوه میکند. کارشناسان شبکهها در تنظیم خبر بسیار موشکافانه عمل میکنند تا حداکثر هیجانات منفی را در مخاطب هدف ایجاد کنند.
3. پوشاندن کامل وقایع مثبت در کشور
از شما درخواست دارم بگردید و ببینید؛ آیا میتوانید در این دو ماه اخیر، فقط یک خبر مثبت درباره عملکرد کشور ایران در رسانههای لندننشین بیابید؟ تعداد اخبار منفی و مثبت را فقط شمارش کنید، نتیجه شما را غافلگیر خواهد کرد.
4. بهادادن به پرخاشگری و الگوسازی آن
یکی از روشهای ترویج پرخاشگری، الگوسازی برای آن است، لیدرهای اغتشاشات وقتی با وصف شجاعت ستوده و الگوسازی میشوند، این بر نوجوانان و جوانان اثرات سوء دارد.
5. اجازهدادن به ابراز هیجانی شدید
گرچه برخی روانشناسان میگفتند ابراز هیجانات منجر به فروکش کردن آن میشود، اما پژوهشها خلاف آن را نشان دادهاند، شواهد نشان میدهد که دست زدن به پرخاشگری یا موجب افزایش رفتار پرخاشگرانه میشود یا آن را در همان سطح اولیه حفظ میکند، مثلاً وقتی به دانشجویان اجازه داده شود بارها به کسی که قادر به دفاع از خود نیست ضربه الکتریکی وارد آورند، آنان بهتدریج بیش از پیش تنبیهگر میشوند، ابراز نامستقیم پرخاشگری یا پرخاشگری جانشین نیز همین اثر را دارد. در مورد کودکان، بین مدت زمان تماشای صحنههای خشونت در تلویزیون و میزان رفتار پرخاشگرانه رابطه مثبتی وجود دارد. گرچه ابراز احساسات همراه با خشم معمولاً مایه کاهش پرخاشگری نیست، با این حال ممکن است احساس مثبتی در شخص ایجاد کند، اما چنین احساسی شاید ناشی از این باشد که شخص خود را نیرومندتر و مسلطتر میبیند، نه به این علت که سایق پرخاشگریاش کاهش یافته است.
وقتی کامنتها باز است و افراد میتوانند معمولاً بدون نشان دادن هویت و بدون مسئول اعمال خود بودن و بلکه با دریافت لایک، دست به ابراز هیجانی بزنند، آمادهاند تا این خشم را به دامن اجتماع هم بکشانند، نه اینکه در آنجا تخلیه هیجانی شده باشند!
6. ایجاد ادراکی مبنی بر بربادرفتن آرمانهای مخاطب توسط مسئولان
جوانان و نوجوانان آرمانخواه هستند، شبکهها با نشان دادن این مطلب که آرمانهای آنها توسط مسئولان حکومتی بر باد میرود، به ایجاد خشم دامن میزنند. احساس غیرمنصفانه رفتار کردن دیگران، از برانگیزانندههای خشم است، طبیعتاً بخشی از این مطلب واقعی است و رسانه البته این گونه القا میکند که مسئولان کشورت ظالمند و مسئولان دیگر کشورها خیلی عالی.
7. سوءاستفاده از عزت نفس پایین برخی مخاطبان
از دلایل احتمالی خشم، احساس عزت نفس پایین است، دشمن با سوءاستفاده از این اصل، برخی نوجوانان بیهویت را هویتبخشی میکند و آنها را پر از خشم میکند تا با ابراز آن احساس هویت کنند.
8. ایجاد انتظارات مثبت و القای حس ناکامی
رسانههای دشمن، با مخفی کردن مشکلات دیگر کشورها و با نشان دادن اخبار مثبت آن کشورها که مرتبط با مسائل جاری کشور هدف است، انتظارات مثبتی را ایجاد میکنند و البته این انتظارات را در ذهن او ناکام میگذارند تا مخاطب باز هم خشمش بیشتر شود، مثلاً بیبیسی در زمانی که برای ترویج نگهداری سگها در ایران حسابی تبلیغ میکرد و مسئولان را در جمعآوری سگهای ولگرد متهم مینمود، بهصورت همزمان نمایشی جذاب از محل سگها در یکی از کشورهای همسایه ارائه داده بود.
9. ارائه تفسیرهای جایگزین و تغییر هیجانات اولیه به ثانویه
انسانها در واکنش به رویدادها، هیجانات اولیه و ثانویهای را بروز میدهند، ممکن است هیجان اصلی و اولیه ترس باشد، ولی فرد برای ترسو جلوه ندادن خود، خشم را به نمایش میگذارد. رسانهها، با ارائه تفسیرهای جایگزین، واکنشهای اولیه را تغییر میدهند، مثلاً واکنش به فاجعه شاهچراغ که برای دشمن میتوانست بسیار گران تمام شود، با ارائه تفسیر جایگزین کار خودشان است، در برخی از افراد، تبدیل به خشم علیه مسئولان ایران شد و در برخی دیگر دستکم خشم اولیه نسبت به دشمن را فرونشانی کرد.
این اقدامات به کجا ختم میشود؟
ایجاد اختلال در قوای ادراکی ـ شناختی افراد و در نتیجه بروز اختلال در هیجانات و رفتارهای ایشان، آنها دیگر خودشان تصمیمگیر نخواهند بود. دشمن با این اقدامات رسانهای، اذهان مخاطبان خود را در دست میگیرد و دیگر آنها نیستند که بر فکر و خرد و هیجان و رفتار خود مسلط هستند، بلکه در انتظار میمانند تا ببینند تفسیر رسانه دشمن از وقایع چیست تا روشنفکر و بهروز جلوه کنند و سادهلوح بهنظر نرسند و این چیزی جز مسخ شخصیت نیست.
نکته مهم:
هیچ کدام از این صحبتها بهمعنای این نیست که مشکلی در کشور وجود ندارد یا برخی مسئولان در ایجاد واکنشهای خشم نقش ندارند، خیر؛ بلکه منظور این است که هم مسئولان دقت نظر کافی داشته باشند (بهویژه در موضوع حیاتی ادراک عدالت بین مردم) و هم خانوادهها و همگان در جریان باشند که رسانه چطور افراد را درگیر اینچنین مشکلاتی میکند و سلامت جسم و روان آنها را متأثر میسازد.
توجه: منبع مربوط به برخی بیانات علمی مرتبط از کتاب زمینه روانشناسی هیلگارد، اتکینسون و همکاران، ترجمه براهنی و همکاران، 1389، صص 417 و 418 و 422 اخذ شده است.
یادداشت از: دکتر محسن عزیزیابرقوئی، روانشناس و عضو هیئت علمی دانشگاه قم
انتهای پیام/+