یادداشت| واکاوی تاریخ اقتدار ایران

خبرگزاری تسنیم- یادداشت: جعفر خاندوزی ـ روزنامه‌نگار| بروز ناآرامی در کشورهای جهان عمری به درازای تاریخ به‌ویژه در عصر مدرن دارد. اما در ایران معاصر، داستان پر رمز و راز و قصه پرغصه‌ای دارد. از یک سو، ایرانِ پس از پیروزی انقلاب اسلامی همچون سده‌ها و قرون متمادی گذشته، «عمود خیمه خاورمیانه» و حتی تا غرب آسیا را دارد. به خاطر بیاوریم که قلمرو حکمرانی ایران در گذشته از حدود شرق آسیا تا غرب آن بوده که به مرور و به دلایل متعدد از وسعت مرزهای جغرافیایی آن کاسته شده است؛ اما آن‌چه هنوز باقی است ایران فرهنگی و اقتدار ایران است.

به عبارت دیگر، در بسیاری کشورهای منطقه هم‌چنان که هنوز زبان و فرهنگ ایران ساری و جاری است و ایران فرهنگی را تشکیل می‌دهند، در عین حال در همان قلمرو تاریخی، اقتدار ایران پابرجاست و آشکار و نهان، کشورهای مذکور در کنف حمایت استقلال و حکمرانی مقتدرانه ایران معاصر هستند. اما این کنشگری فعالانه‌ ایران (با همه‌ فراز و نشیب‌هایش) در منطقه و قطع استعمار و استثمار کشورهای بیگانه از ایران، بیش از دیگر زمان‌ها، ناخوشایند آن‌هاست و طی نزدیک به پنجاه سال اخیر این کشورها همواره کوشیده‌اند به شیوه‌های مختلف، نظام مستقر را به زیر بکشند و وابستگان خود را یک بار دیگر بر سر کار بیاورند تا هم بر ایران و هم بر منطقه تسلط یابند که موفق نشده‌اند.

یورش اسکندر، چنگیزخان مغول، عثمانی‌ها، محمود افغان، پرتغالی‌ها، متفقین، همه و همه به ایران نشان از آن دارد که در طول تاریخ، کشورها و اقوامی نتوانسته‌اند حضور و تاثیرگذاری این عمود خیمه را برتابند و کوشیده‌اند آن را به زیر بکشند تا قدرت بی‌همتای خود را به دیگران نشان دهند و زهر چشم بگیرند تا بر خوان نعمت خاورمیانه سیر بچرند. طی نیم قرن اخیر، ایجاد ناآرامی و اغتشاش توسط گروه‌های سیاسی در ابتدای استقرار جمهوری اسلامی ایران، تلاش جهت تجزیه ایران با تحمیق عناصر تجزیه‌طلب، تحمیل هشت سال جنگ، ترور شخصیت‌های سیاسی و علمی، وضع تحریم‌های حداکثری، این آخری تجاوز آشکار اسرائیل و غیره بخشی از توطئه‌ها و زورآمازیی کشورهای مسلط دنیا بر ایران است.

متجاوزان یا به خواست خود و یا به امر پدرخوانده‌های دنیا دست به تجاوز به ایران زده‌اند. چنان که رفت، ایجاد ناآرامی، آشوب و اغتشاش از ابتدای انقلاب اسلامی تاکنون یکی از مهمترین شیوه‌های آنان بوده تا با رصد و سوار شدن بر فراز و فرودهای داخلی ایران، با بهره‌گیری از طرفداران داخلی گروه‌های اپوزیسیون، قشر خاکستری، و معترضان و منتقدان محق، این حکومت را ساقط کنند. اما با اندکی بررسی و تحلیل ظرفیت‌ها و توانمندی‌های ذاتی و اکتسابی ایران، می‌توان دریافت که شیوه‌ مذکور پاسخ نداده و نخواهد داد و حاکمیت ایران، با این شیوه‌ها از پای نخواهد افتاد.

توانمندی‌های ذاتی ایران به لحاظ موقعیت استراتژیک، دارا بودن منابع غنی زیرزمینی، داشتن فرهنگ و تمدن دیرپای، اندک بودن توان کشورهای پیرامونی نسبت به ایران و بسیاری دیگر، در ذات ایران نهفته است. در کنار همه‌ این‌ها اما، دستیابی به مرزهای دانش‌ و علوم مختلف موثر جهان، دستیابی به دانش صلح‌آمیز هسته‌ای، کسب توانمندی موشکی دنیا و... هم بر توان مدیریت منطقه‌ای ایران افزوده و صفت عمود خیمه بودن را عمق بخشیده و از سوی دیگر، ایران را به تراز کشورهای برتر دنیا رسانده و یا در بدبینانه‌ترین احتمال، نزدیک کرده است.

لذا با نظرداشت این مولفه‌ها و دیگر عوامل اقتدار، ساقط کردن حکومت کنونی در ایران رویایی بیش نیست و این را همه‌ کشورهای دنیا به‌ویژه آمریکا و اروپا و کشورهای رقیب ایران در منطقه با پوست و گوشت خود درک کرده و کاملا به آن آگاه هستند. اما پرسش بنیادین این است که چرا علیرغم چنین اشراف و آگاهی نسبت به توانمندی و برتری ایران، کشورهای منفعت‌طلب جهان در پی سرنگونی نظام جمهوری اسلامی ایران هستند؟ هم‌چنان که بسیاری از شخصیت‌ها و سیاستمداران کشورهای مذکور به این نکته اذعان داشته و دارند که نظام سیاسی ایران ساقط‌نشدنی است، حاکمان و دولت‌های این کشورهای نیز می‌دانند و آن‌ها نیز به این مسئله اقرار دارند، ایران حائز توانمندی‌ها و ظرفیت‌ها و بازدارندگی‌هایی است که نمی‌توان آن را ساقط کرد و یا تاکنون نتوانسته‌اند آن را براندازند؛ اما الزام و ضرورت حضور در منطقه‌ خاورمیانه و غرب آسیا و لزوم استمرار بقای اسرائیل به عنوان مهمترین کارگزار غربی‌ها و در نتیجه به‌چنگ‌آوری حداکثر منابع این منطقه، آن‌ها را وادار به برنامه‌ریزی و اجرای ایجاد اغتشاش در ایران کرده است تا شاید بتوانند هراس و عقب‌نشینی به ایران را تحمیل کنند. که در نتیجه نه این‌که بر ایران تفوق یابند بلکه حضور خود را در منطقه عمق و بقای بیشتری ببخشند.

ایده‌آل کشورهای بیگانه در ساقط کردن نظام سیاسی ایران است تا به طور کامل به چپاول خاورمیانه دست یابند، اما ایذاء و کاستن از تاثیرگذاری و توان ایران در این منطقه نیز برای آنان کفایت می‌کند که عمق و بقا داشته باشند.  بهرحال علیرغم این‌که ایران در گیرودار مشکلات و چالش‌های مختلفی مانند تورم و گرانی و تحریم است و بخش قابل ملاحظه‌ای از مطالبات اقشار ایرانی مانند کارگران، دانشجویان، زنان، فرهنگیان و... هنوز بر زمین مانده است اما مهمتر از ویژگی‌ها و توانمندی‌هایی که برشمردیم، این است که قاطبه‌ ایرانیان به چنان بلوغی رسیده‌اند اجازه نخواهند داد یک بار دیگر، ایران در زیر چکمه‌های بیگانگان قرارگیرد و می‌کوشند دست بر زانو گذاشته و از جای برخیزند و ببینیم و ببینند که ایران به طور واقعی به استقلال در همه‌ عرصه‌ها رسیده است. 

انتهای پیام/