سرنوشت چهار ضلع اصلی فتنه عظیم دیماه
- اخبار رسانه ها
- اخبار خواندنی
- 29 دی 1404 - 09:39
به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، سعدالله زارعی در یادداشتی که برای روزنامه کیهان نوشته، آمده است: ایران عزیز با الطاف خداوند، رهبری حکیم و مردمی هوشمند، «تهدید بزرگ» و بسیار بزرگی را پشت سر گذاشت. تهدید متوجه تمامیت سرزمینی ایران، امنیت و استقلال و افق آن بود و به این منظور تدارکات بسیار وسیعی دیده شده بود که بخشی به اجرا درآمد و بخشی نوبت به اجرای آن نرسید و عقب رانده شد. در این صحنه فتنه قتل و غارت داخلی در حداکثر ظرفیت، حمله شدید خارجی به هر آنچه ضامن امنیت و بقای ایران است و از میان برداشتن مردمی که در طول قرنها و هزارهها حافظ بقاء ایران بودهاند و تفرقه داخلی در نظام سیاسی به گونهای که بخشی در مقابل بخش دیگر صفآرایی کند. هدف انهدام ایران با کلید رمز اسقاط نظام جمهوری اسلامی بود. وقتی به صحنه نگاه میکنیم همه چیز را کامل در کنار هم میبینیم و چیزی فروگذار نشده است. الا اینکه دشمنان در این صحنه حساب «مکر خدا» را نکردهاند.
اینکه ترامپ در روز چهارشنبه قبل یعنی پس از مهار آشوبهای خشن توسط ایران، در شبکه اجتماعی تروت سوشال خطاب به محاربان مسلح در فتنه اعلام کرد «ادامه دهید، نهادها را تصرف کنید، کمک در راه است» و همزمان با او و باز پس از آنکه شورش مسلحانه مهار شده، صدر اعظم آلمان با صراحت اعلام میکند «دولت ایران روزهای پایانی خود را سپری میکند» و وزیر خارجه آن اعلام نمود «رژیم ایران کل مشروعیت خود را از دست داده است» و نخستوزیر انگلیس چند روز پیش از آن با صراحت اعلام کرد «تا چند روز دیگر رژیم ایران سقوط میکند» و اتحادیه اروپا حضور مقامات ایرانی را در جلسات و ساختمان پارلمان اروپا منع کرده و همزمان افرادی بدنام به نام ایران در آن حضور مستمر پیدا میکنند و به درخواست دولت بدنام آمریکا، شورای امنیت سازمان ملل در شرایطی که فتنه مسلحانه ترکیبی خارجی داخلی خوابیده، تشکیل جلسه میدهد تا به مرده فتنه بدمد، بخشی از علامتهایی است که غرب بهطور یکپارچه و با هماهنگی جدی پای کار آمد تا با کلید رمز سقوط جمهوری اسلامی، ایران را به کلی از موضوعیت بیاندازد.
حضور گروههایی که کلمه اولشان تجزیه بخش خاصی از ایران است و آن را بر سر دست گرفتهاند، به هیچ وجه تصادفی ندانید. همین گروهها اذعان کردند که هم سلاح زیادی وارد ایران کردهاند و هم پول زیادی به افراد مسلح شده دادهاند. گروهی مثل «دمکرات» یا «پاک» یا «پژاک» یا «جیشالظلم» مگر از خود پول و اختیاری دارند؟ اینها بخشی از سناریو بودهاند که نقش اولشان مشارکت در سقوط جمهوری اسلامی و نقش دومشان مشارکت در پاره پاره کردن ایران بوده است اما گمان نکنیم غرب فقط به سقوط جمهوری اسلامی چشم دوخته و موضوع تجزیه ایران یک بحث داخلی و مرتبط با قومیتها و گروههای تجزیهطلب قومی است. قطعاً سناریو اول و آخر غرب فروپاشی ایران است منتهی چون جمهوری اسلامی هست نمیتوان به فروپاشی ایران دست یافت، گام اول در سناریو فروپاشی ایران، از میان برداشتن جمهوری اسلامی است. غربیها از پیش از پیروزی انقلاب اسلامی- بنا به اسناد اجلاس گوادلوپ- سقوط دولت برآمده از آن را در دستور کار قرار دادند. در آن زمان بلوک شرق هم با آمریکا همداستان بود و معروف شد که شرق و غرب در سقوط دولت انقلابی ایران به یک موضع رسیدهاند. اما در این حدود 48 سال علیرغم هزینه بسیار زیاد توفیقی به دست نیاوردهاند هرچند ضربات انسانی و مالی وارد کردهاند اما نتوانستهاند غلبه کنند. حالا هم اسقاط جمهوری اسلامی به دلیل استحکام یافتن این نظام و ارتباط لامحاله بحث دوام جمهوری اسلامی با بقای ایران و تحولات عرصه بینالملل، از هر زمانی از دسترس آنها دورتر است.
فتنه عظیم 7 تا 22 دی و به عبارتی 18 تا 22 دی دارای چهار ضلع بود. ضلع اول آن اعمال حداکثر خشونت، فراگیرترین خشونت و هماهنگترین خشونت بود که هر چیزی که رنگ و بوی ایرانیت داشت اعم از مردم کوچه و بازار تا اماکن و بازار و مراکز انتظامی- امنیتی در معرض آتش، قتل و غارت قرار دادند تا هرج و مرج مطلق حاکم گردیده و هر شهروند ناگزیر فقط به فکر حفظ جان خود باشد، ایران را رها کند و از مخالفت با آشوبگران دست بکشد. علاوه بر آن این ضلع مأموریت داشت تا با توسل به حداکثر خشونت در گسترهای حداکثری از شهرها و محلهها، نیروهای امنیتی- انتظامی را وحشتزده کرده و منفعل گرداند.
بنا به آمار، در روز پنجشنبه 18 دیماه حدود 350 شهرستان در کشور و در هر شهر بیش از 50 نقطه درگیر آشوب بودهاند. آشوبطلبان با برخورداری از مدرنترین امکانات فنی و آموزشهای پیچیده و سازماندهی خاص و ترکیب آموزش، فنآوری و بیرحمی مطلق، به طور همزمان و در ساعت خاص مانند گرگهایی که کمین کرده و آماده پارهپاره کردن هستند، به صحنه آمدند. اینها با توجه به فنآوری و آموزش و تحرک فوقالعاده در حالی که عدد زیادی نداشتند، زیاد دیده میشدند. اتوبوسهای به آتش کشیده شده در حد فاصل میدان رسالت تا میدان آرژانتین تهران توسط حداکثر ده نفر صورت گرفته که دو نفر دو نفر با تجهیزات آتشزا به اتوبوس حمله کرده و سپس سوار بر موتور شده و اتوبوس بعدی را آتش زدهاند و از این آتش زیاد، حجمی از آشوبگران به تصویر درآمدهاند که نیروی دفاعی کشور گمان کند هزاران تروریست در یک خیابان عملیات میکنند. این تاکتیک در شب جمعه سبب وارد شدن خسارات بسیار زیاد و کشتار زیاد شد. در کنار این موضوع فضای مجازی هم که با غفلت وزارت ارتباطات باز مانده بود، به آشوبها ضریب میداد در کنار آن، بیانیهها و اظهارات پیاپی مقامات غربی مبنی بر سقوط جمهوری اسلامی، فضایی از یأس برای هواداران نظام و امید به مخالفان آن منعکس میکرد.
ضلع دوم از میان برداشتن مردمی بود که عامل اصلی حفظ ایران در طول تاریخ چند هزار ساله بودهاند. کشتار نیروهایی که برای دفاع از کشور به میدان آمدند و مأیوس کردن نیروهایی که مخالف فروپاشی ایران هستند در دستور کار قرار گرفت و این پیچیدهترین بخش ماجرا بود. در تحلیل دشمن، هواداران جمهوری اسلامی برای ورود عملی به صحنه، 24 ساعت زمان نیاز دارند و اگر قبل از 24 ساعت، بخش اعظم سناریو فروپاشی نظام، پیش برود، دیگر از نیروهای مردمی مدافع امنیت و بقاء ایران کاری ساخته نخواهد بود و حداکثر این است که با نیروهای معارض مسلح در وضع برابر قرار میگیرند و آشوب کشور را از پای درمیآورد (سناریو سوریه). در این میان یک مانع مهم در برابر پروژه فتنه نیروهای نظامی و انتظامی ایران بودند که دشمن از قبل برای آن فکر کرده بود.
ضلع سوم که بیشتر به یک بلوف شبیه بود، حمله نظامی ناتو به ایران با محوریت آمریکا و با استفاده از پایگاههای آن در پنج کشور مشخص منطقه و استفاده از ظرفیت ناوهای آن بود. ادعا میکردند که در شامگاه جمعه و شامگاه شنبه به مراکز نظامی و انتظامی ایران حمله شده و عملاً از چرخه فعالیت حذف شوند. اگر به آرایش نظامی مراکز آمریکایی در جنوب، جنوب شرق و شمال غرب ایران نگاه کنیم میبینیم که از حدود دو هفته قبل از شروع آشوبها در ایران آرایش آنها تغییر کرده است. ضلع سوم تا روز سهشنبه هفته قبل به طور مرتب سرگرم ارزیابی وضعیت بود و در نهایت به این نتیجه رسید که پروژه در گام دوم متوقف گردیده است.
ضلع چهارم اختلاف در ارکان نظام و راه افتادن بحثهای گرم جناحی ناظر به «ضرورت مقاومت» در برابر «ضرورت کوتاه آمدن» بود که نتیجه آن فروپاشی اقتدار سیاسی و خارج شدن سکان اداره کشور از دست رهبر معظم و فروپاشی داخلی نظام بود. بعضی خبرها هم از تشدید بگومگوهای سیاسی میان مجلس و دولت از یکسو و جناحهای مختلف کشور بر سر مباحث اقتصادی و اداره دولت در حدفاصل هفتم دیماه به بعد حکایت میکردند. در این صحنه دشمن ضمن تدارک حداکثر هجوم به حداکثرسازی بگومگوها در میان مسئولین و جناحهای داخل ایران بر سر دولت هم چشم دوخته بود.
اما آنچه اتفاق افتاد و حکایت غلبه مکر الهی بر مکر شیاطین بود. خداوند متعال در آیه 46 سوره مبارکه ابراهیم میفرماید: «وَ قَد مَکَروُا مَکرَهُم و عِندَاللهِ مَکرُهُم وَ ان کانَ مَکرُهُم تَنِزولَ مِنهُ الجِبالُ» آنان نیرنگشان را تا جایی که توان داشتند بر ضد حق بهکار گرفتند ولی قدرت خداوند به نیرنگشان احاطه دارد، هرچند کوهها از قدرت نیرنگشان از جا کنده شوند. اما جبهه حق در مقابل این فتنه عظیم چه کرد؟ با توجه به کمشدن مجال ادامه بحث در این یادداشت، با حداکثر ایجاز این سوال مهم را پاسخ میدهیم.
رهبر معظم انقلاب که بوی فتنه را درک کرده بودند، چند روز پیش از آشوب و در مقابل برخی نغمههای ناظر به تضعیف دولت بر ضرورت حمایت از دولت تأکید فرمودند. با تأکید حضرت ایشان، از یکسو دولت جانی تازه گرفت و از سوی دیگر بگومگوی این رکن نظام با آن رکن نظام تمام شد و تندرویهایی که در بحبوحه فتنه میتوانست به مثابه خنجری از پشت عمل کند، مهار گردید. گام دوم جبهه حق، خارج شدن نیروهای انتظامی و امنیتی از وضعیت سردرگمی در شب اول بود.
پایتخت و شهرهای دیگری که درگیر آشوب بودند، از حوالی ساعت 4 صبح روز جمعه پس از حدود 8 ساعت از آغاز فتنه- از بههم ریختگی خارج شده و کنترل اوضاع را به دست گرفتند و با دستگیری بخشی از عوامل اصلی آشوبهای مسلحانه سبب کاهش شدید اقدامات تروریستی در جمعهشب شدند و بعد در شنبهشب تقریباً بهطور کامل مهار گردید و بعد نوبت به دستگیری انبوه فتنهگران مسلح شد که این دستگیریها در کنار قطعی اینترنت و سختشدن امکان ارتباطگیری فتنهگران، فرماندهی فتنه را از هم گسست. مهار عوامل فتنه و موفقیت میدانی نهادهای نظامی- انتظامی و امنیتی کشور سبب شد که ضلع حمایت نظامی خارجی دچار بحران تصمیمگیری شود. چرا که قرار بود حمله نظامی خارجی باعث گسترش آشوب و روحیهگرفتن فتنهگران مسلح شود اما وقتی ضلع داخلی فتنه دچار بحران شده، حمله نظامی ناتو به مراکز نظامی ایران چه سودی میتوانست برای آنان داشته باشد.
حضور مردمی در صحنه از روز شنبه 20 دیماه شروع شد و با تظاهرات عظیم چند ده میلیونی در روز دوشنبه 22 دیماه به اوج خود رسید. این تظاهرات، واقعیت میدانی مردم ایران را به رخ کشید و به تعبیر دقیق رهبر معظم انقلاب اسلامی- دامتبرکاته- کمر فتنه را شکست. و ضمناً نشان داد روایت ایرانی فتنه که عملکرد صداوسیما در این میان بسیار درخشان بود، بر روایت مخدوش خارجی غلبه پیدا کرده و دشمن دیگر نمیتوانست با تصویر کاریکاتوریزه از ایران حرف بزند و از اینرو نماینده روسیه در جلسه شورای امنیت سازمان ملل به درستی این جلسه را «سیرک آمریکا» خواند. در اینجا جا داشت که بهطور خاص به نقش بیبدیل و بسیار درخشان حضرت
امام خامنهای- دامتبرکاته- در خنثیسازی این توطئه عظیم بپردازیم اما واقعاً به یادداشتی جداگانه نیاز است.
منبع: کیهان
انتهای پیام/