سروده زیبای اسمخانی در رثای شهید گمنام
- اخبار استانها
- اخبار زنجان
- 29 دی 1404 - 08:52
به گزارش خبرگزاری تسنیم از زنجان، رضا اسمخانی شاعر آیینی استان زنجان توانست در یازدهمین دوره شعر دفاع مقدس (ایران مهر) در بخش کلاسیک و شعر مقاومت و دفاع مقدس توانست نفر دوم شود.
ناگفته نماند که رضا اسمخانی یکی از شعرایی بود که تیرماه سال گذشته در محفل شعر قرار تسنیم در حسینیه اعظم اقدام به شعرخوانی کرد.
سروده "شهید گمنام" توسط رضا اسمخانی که توانست در این جشنواره مقام بیاورد:
از خویش بی خبر شده بود و خبر نداشت
نخلی که روی پای خودش بود و سر نداشت
هرجا قدم گذاشتم آوار زخم بود
سر تا به پای جادّه تکرار زخم بود
رودش به جای آب پراز خون تازه بود
شهری که کلّ دار و ندارش جنازه بود
اینجا مگر کجاست که در خون شناور است؟
اینجا مگر کجاست که «سرتاسرش" سر" است؟
با کوله بار زخم کنارش قدم زدیم
فالی دوباره بر غزل محتشم زدیم
این رود از کجاست که چون نحر علقم است؟
«باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است؟»
میخواستی که در همه جا بی نشان شوی
تا راز ماندگاری این داستان شوی
با رفتنت زمین و زمان را بهم زدی
رفتی که آبروی زمین و زمان شوی
می خواستی تمام تنت غرق خون شود
آنگونه که شبیه خود ارغوان شوی
از آتشی که توی دلت بود...بی گمان
چزی نمانده بود که آتشفشان شوی
از تکه تکه های تنت خوب واضح است
می خواستی که تکه ای از آسمان شوی
می خواستی که با همه ی سربلندیات
تنها خلاصه در دو سه تا استخوان شوی!
رفتی و آه در دل خونین دلان نشست
«سنگی زدند و کوزه ی لب تشنگان شکست»
من بودم و تو بودی و دریایی از غزل
دشتی پر از جنون و معمایی از غزل
من روسیاه بودم و رویت سفید بود
اینجا پر از شهید و شهید و شهید بود
من باغ بودم و گل پرپر نداشتم
داغی شبیه داغ صنوبر نداشتم
می خواستم که پر بزنم در کنار تو
اما شباهتی به کبوتر نداشتم
دنیا عجیب پای دلم را گرفته بود
من عشق را شبیه تو باور نداشتم
رفتی و بی نشانی تو ماند در دلم
انگار هیچوقت برادر نداشتم!
انتهای پیام/