از شیش ماهه تا مدیریکشان؛ لزوم بازگشت سریالهای شاد و امیدوارکننده
- اخبار فرهنگی
- اخبار رادیو و تلویزیون
- 28 دی 1404 - 16:02
خبرگزاری تسنیم- مجتبی برزگر: وقتی صحبت از مریم سعادت میشود، به یاد نقشهای متفاوت و بهیادماندنیاش در تلویزیون و سینما میافتیم. از "دردسرهای عظیم" تا "سووشون" و خصوصاً کارهای قدیمتر او یعنی «قصههای تا به تا»؛ او با هر نقشی که ایفا کرده، تلاشی بیوقفه برای نشان دادن چالشهای جدید در بازیگری داشته است. اما در دنیای تلویزیون، همیشه وقتی نام مهران مدیری به میان میآید، نوعی شوق و اشتیاق برای تولیدات جدید این کارگردان بزرگ بر جای میگذارد. در این میان، سریال "شیش ماهه" یکی از جدیدترین پروژههای مدیری است که در آن، مریم سعادت برای نخستین بار با مهران مدیری همکاری کرده است.
در این گفتوگو، سعادت از بازی در «شیشماهه» و طنزِ تلخ مهران مدیری میگوید و البته دغدغههایش را نسبت به تلویزیون هم مطرح میکند. او معتقد است که سریالها و آثار تلویزیونی باید در شرایط کنونی بیشتر از همیشه، دغدغهها و مشکلات مردم را انعکاس دهند و البته امیدوارکننده باشند و مخاطب را سرذوق و شوق بیاورند.
سعادت همچنین به شخصیت "خاله متین" که در این سریال بازی کرده است، پرداخته و آن را یک تجربه جدید برای خود عنوان میکند. او با توضیح اینکه شخصیتاش براساس ایدههای مدیری شکل گرفته، به مخاطب میگوید که این نقش بسیار متفاوت از آن چیزی بوده که پیش از این در کارهای دیگرش بازی کرده است.
او با اشاره به دوران طلایی تلویزیون در دهه 60، از برنامههای پرمحتوا و سازندهای که برای خانوادهها تولید میشد، یاد میکند و میگوید: "دیگر خبری از برنامههای شاد و آموزنده برای کودکان و خانوادهها نیست."
ایجاد تفاوت در شخصیتها: از دردسرهای عظیم تا خاله متین
چطور توانستید تفاوتهای خاص را در شخصیتها ایجاد کنید؟ از نقشهای متفاوتی که در کارهای مختلف ایفا کردهاید، مثل "دردسرهای عظیم" و "سووشون" نرگس آبیار گرفته تا این بار در سریال مهران مدیری با نقش "خاله متین" که تجربهای جدید برای شما بوده است، چگونه این تفاوتها را به وجود آوردید؟
من کارم را با تئاتر عروسکی شروع کردم و سالها در این عرصه در تلویزیون فعالیت داشتم تا اینکه به بازیگری وارد شدم. شاید خودم را یک بازیگر برجسته ندانم، ولی همیشه به این اعتقاد داشتم که بازیگری باید ویژگی خاص خود را داشته باشد. من به عنوان یک مادر، همیشه سعی کردهام در شخصیتهایی که بازی میکنم، تفاوتهای ظریف و ملموس ایجاد کنم. به نظرم، مادران همگی ویژگیهایی مشترک دارند، اما هیچکدام کاملاً شبیه به هم نیستند. مثلاً ممکن است یک مادر با مادر دیگری شباهتهایی داشته باشد، اما در نهایت، هر مادری ویژگیهای خاص خود را دارد. این تفاوتها را در بازیام به نمایش میگذارم.
همچنین، من همیشه به دنبال چالش و تفاوتهای جدید در کارهای بازیگریام بودهام. این چالشها برایم جذاب است و دوست دارم در هر نقشی که بازی میکنم، آن تفاوتهای کوچک و بزرگ را پیدا کنم و به مخاطب نشان دهم.
در مورد نقش "خاله متین" هم باید بگویم که وقتی آقای مدیری ابتدا این شخصیت را معرفی کردند، گفتند که دو خواهر کاملاً متفاوت هستند. یکی از آنها مادر نگران و سادهای است، اما "خاله متین" کاملاً برعکس است. او زنی است که تمام تمرکز خود را روی کار و جمعآوری پول گذاشته و در حقیقت، درگیر مسائلی چون مادیات و زرنگی است.
او به نوعی از خانوادهاش جداست و هیچ وقت خانوادهای تشکیل نداده. این ویژگیها دقیقاً همان چیزی بود که آقای مدیری به من توضیح دادند و من نیز سعی کردم آن را در بازیام بروز دهم. برای من این نقش یک تجربه متفاوت بود، چرا که با کارهایی که قبلاً بازی کرده بودم، فاصله زیادی داشت. امیدوارم که این تفاوتها مورد توجه مخاطب قرار گرفته باشد.
تجربه همکاری با مهران مدیری: چیزی که در کارهای دیگر پیدا نمیشود
شما با کارگردانهای زیادی همکاری کردهاید، اما این اولین بار بود که با آقای مهران مدیری کار میکردید. شاید پیش از این در مصاحبههایی به این موضوع اشاره کرده باشید، اما من نمیخواهم سوال کلیشهای بپرسم. آیا نکته یا ویژگی خاصی در سبک کارگردانی آقای مدیری وجود دارد که آن را با دیگر کارگردانها متفاوت کرده باشد؟ به ویژه که ایشان در کمدی شناخته شدهاند و شما هم تجربه کار در کمدی را دارید، مثل "دردسرهای عظیم" که برای مردم ماندگار شد. به غیر از این سریالها، شما کارهای متفاوتی انجام دادهاید که قطعاً برای مردم به یادماندنی بودهاند. مثلا "قصههای تا به تا" که هیچوقت فراموش نمیشود. آیا نکته خاصی در کارگردانی آقای مدیری وجود دارد که تجربه شما با ایشان را متمایز کرده باشد؟
من با کارگردانهای زیادی برای اولین بار همکاری کردهام و همیشه سعی کردهام کارهای آنها را ببینم و با سبک کاریشان آشنا شوم. البته کارهای آقای مدیری را نیز دیده بودم و خیلی از آثار ایشان برایم جالب بود، ولی وقتی وارد پروژه شدم، واقعاً متوجه تفاوتهایی شدم که شاید در دیگر کارگردانها ندیده بودم.
آقای مدیری به نظرم آدم بسیار خوشبرخورد و محترمی است. چیزی که در همکاری با ایشان بیشتر از همه برایم جالب بود، رفتار و منش ایشان بود. او دقیقاً میداند که چه میخواهد و این خیلی مهم است. چون خود آقای مدیری هم بازیگر بوده، درک بسیار دقیقی از بازیگر و نیازهای او دارد. این که کارگردانی که خود تجربه بازیگری دارد، چطور میتواند به بازیگران نزدیکتر و دقیقتر شود، برای من خیلی قابل توجه بود.
در این پروژه، آقای مدیری بسیار روشن و شفاف در خواستههایش بود. از روزهای اول به من دلگرمی داد و گفت که همه چیز خوب است و درست پیش میرود. این اعتماد به نفس و حمایت ایشان به من کمک کرد تا با اطمینان بیشتری به جلو بروم و در نهایت هم از نتیجه کار راضی باشم.
در واقع، تفاوت اصلی که در کار با آقای مدیری حس کردم، در نوع توجه ویژهای بود که به بازیگران داشت و این که همیشه در پی خلق بهترین نتیجه بود. این ویژگیها باعث شد که همکاری با ایشان تجربهای متفاوت و بسیار دلپذیر برای من باشد.
در «مرد سه هزار چهره» نیستم
برای کار جدید آقای مدیری که شنیدهایم تولیدش شروع شده، یعنی «مرد سههزار چهره»، پیشنهادی به شما هم شده است؟
نه. من فعلاً درگیر سریالی هستم که انشاءالله وقتی پخش شد، در جریان قرار خواهید گرفت. تا اواخر اردیبهشت هم مشغول همین پروژه خواهم بود. شنیدهام قرار است از بازیگران فصل قبلی بیشتر استفاده شود.
طنزی تلخ با نگاه مدیری
هر اثری که شما بازی میکنید معمولاً نقد و نظرهایی از سوی مخاطب و منتقدان دارد. با توجه به سابقه و تجربه شما، اگر بخواهیم سریال «شیش ماهه» آقای مدیری را از دید یک مخاطب دقیق ارزیابی کنیم، چه نمرهای به آن میدهید؟
از ابتدا، آقای مدیری خودش گفته بود که این سریال با دیگر آثارش متفاوت است. «شیش ماهه» یک طنز تلخ است و تلخی آن بخش مهمی از اثر است. موضوع سریال هم طوری نیست که مخاطب بعد از دیدن آن کاملاً شاد و سرحال شود، و دقیقاً این نقطهنظر خود آقای مدیری بود. ما سعی کردیم در همان جهت حرکت کنیم.
من به عنوان بازیگر نمیتوانم قضاوت نهایی کنم؛ اما در «شیش ماهه» داستانی بود که تازه نوشته شده و من آن را اجرا کردم؛ بنابراین نمیتوانم به جای مخاطب نظر بدهم. قضاوت من با نظر دیگران متفاوت است، ولی به اعتقاد خودم، این دقیقاً همان چیزی بود که آقای مدیری مدنظر داشت.
ممکن است برخی انتظار داشتند سریال «شیش ماهه» بهشدت مخاطب را درگیر کند، ولی این اتفاق رخ نداد. با این حال، این عدم «رودهبُر کردن» مخاطب، دقیقاً همان چیزی بود که آقای مدیری میخواست. میتوانم بگویم که کار طبق برنامه و هدف کارگردان پیش رفت، حتی اگر نتیجه با توقع برخی مخاطبان تفاوت داشت.
لزوم بازگشت سریالهای شاد و امیدوارکننده به تلویزیون
شما اشاره کردید که سریالها دیگر مخاطب را «رودهبَر» نمیکنند. مشابه این موضوع، آقای پیمان قاسمخانی هم اخیراً گفته بودند که دیگر نمیتوانند انتظار داشته باشند سریالهای کمدی بسازند که مردم خیلی بخندند، چرا که شرایط اجتماعی و روحی جامعه چنین اجازهای نمیدهد. نظر شما چیست؟
بله، کاملاً درست است. شرایط امروز مردم—گرانی و مشکلات اجتماعی—باعث شده که نمیتوان انتظار داشت همه سریالها صرفاً طنز باشند. خودم سالها کار طنز کردهام و وقتی تبلیغات سینمایی میبینم، واقعاً خوشحال میشوم که الان در این فضا نیستم. اگر هم میرفتم با وجود بازیگران خوب، باز هم دلم نمیخواست؛ دلم میخواهد کاری انجام بدهم که امیدوارکننده و شاد باشد و چارچوب خانواده در آن به خوبی رعایت شود.
قبلاً در دهه 60، تلویزیون پر بود از سریالهای محترم، جذاب و اصولی که هم ساختار درست داشتند و هم سلامت خانواده را تقویت میکردند. اما الان سالهاست که چنین آثاری نمیبینیم، نه در تلویزیون و نه در پلتفرمها. اکثر سریالها آنقدر تلخ و گزنده شدهاند که شاید بهتر باشد مردم آنها را با خانواده تماشا نکنند.
به نظر من، تلویزیون امروز نیاز دارد بیش از هر چیز به تولید سریالهای شاد و امیدوارکننده بپردازد؛ سریالهایی که صرفاً خنده ایجاد نکنند، بلکه مردم را سرحال بیاورند و انرژی مثبت منتقل کنند، بدون آنکه خندهشان خالی از محتوا باشد.
خنده با محتوا؛ جذابیت واقعی سریال برای مخاطب
نکتهای که شما درباره خنده با محتوا گفتید، کاملاً درست است. اینروزها خندههای بیمحتوا زیاد شدهاند، اما در آثار شما، مثل سریال «دردسرهای عظیم»، خنده هم همراه با معنا و درام خانوادگی است. مثلاً وقتی دیالوگهای شما و آقای جواد عزتی را میبینیم، حتی حرکت سادهای مثل بالا آوردن دفترچه بیمه، باعث خنده مخاطب میشود، اما در عین حال یک درام خوب و خانوادگی هم دیده میشود. با این حال، برخی مخاطبان در کامنتها، ضمن قدردانی از شما و همکارانتان، اشاره کردهاند که با شرایط اقتصادی امروز، دستمزدها در تلویزیون و نمایش خانگی متفاوت است. نظر شما درباره این موضوع چیست؟
باورتان میشود که نه، نه! دستمزدی عجیب و غریب در پلتفرمها نگرفتهام. واقعیت این است که تلویزیون امروز شاید زیاد ما را دوست ندارد، ولی من از تلویزیون شناخته شدم. خاطرم هست وقتی سریالهایی مثل «بدون شرح» کار میکردم، وقتی به مغازه میرفتم، مردم حتی متوجه حضور من نمیشدند، اما وقتی تلویزیون روشن بود، صدا و تصویر ما همیشه برای خانوادهها آشنا بود و حرمت و ارزش خاص خودش را داشت.
وظیفه یک سریال، همواره جذب مخاطب بوده است، چه در گذشته و چه امروز. اما اکنون، مردم خیلی کمتر تلویزیون را روشن میکنند و تماشای سریالها دشوار شده است. این یعنی مسئولیت سازندگان و دستاندرکاران دوچندان است تا دوباره توجه و علاقه مخاطب را جلب کنند. دیگر خبری از اثرهایی نیست که بتواند فوراً تأیید کلی مردم را جلب کند یا همه را به وجد بیاورد؛ اکنون باید با دقت و خلاقیت، سریالهایی تولید شود که هم مخاطب را سرگرم کند و هم حس امید و محتوا را منتقل کند.
طنز تلخ و مرز ظریف دیالوگها در «شیش ماهه»
در کامنتهای برخی مخاطبان آمده که بعضی دیالوگها در سریال «شیش ماهه» نامناسب بودهاند. فارغ از تمام زحمات شما و همکارانتان، نظر شما چیست؟ آیا واقعاً دیالوگها نامناسب بودند؟
من این موضوع را از زاویه دیگری بررسی میکنم. «شیش ماهه» ساختار مشخصی دارد و اگر قرار بود خیلی جدی و محکم باشد، متن و قصه به سمت یک اثر غمانگیزتر میرفت. طنز تلخ سریال، همان چیزی است که آقای مدیری طراحی کرده بود؛ لبهی مرز بین طنز و جدیت.
ما بازیگران، از جمله خود من، نمیتوانیم صرفاً بر اساس پیشینه یا سلیقه شخصی نقشهایمان را بازی کنیم؛ ما در خدمت کارگردان و متن هستیم. این یعنی همه بازیها، از طنز تا جدی، یکدست و هماهنگ است و همه بازیگران در یک مسیر حرکت میکنیم. بنابراین آنچه مخاطب میبیند، بازتاب نقطهنظر کارگردان و نویسندگان است و چیزی از خودمان به کار اضافه نکردهایم.
حتی خندههای پشت صحنه هم با خنده واقعی مخاطب فرق دارد. مثلاً وقتی راجع به موضوعی مثل رمز ارز حرف میزنم، خودم میخندم، بازیگر مقابل نمیتواند جلوی خندهاش را بگیرد، یا وقتی جواد رضویان کاری انجام میدهد که از نظرش بیسیرمونی است، ما به خنده میافتیم، ولی این طنز لحظهای پشت صحنه است و نه طنز متن.
ما در «شیش ماهه» صرفاً به خودمان نمیخندیم که کیف کنیم؛ همه چیز با هدف نمایش طنز تلخ و پیام متن اجرا میشود. امیدوارم مخاطب هم این نکته را درک کند که خندهها در سریال، نتیجه یک طراحی دقیق و حسابشده است و نه صرفاً لحظاتی برای سرگرمی بازیگران.
انگار مدیریکُشان راه انداختهاند
آقای مدیری همیشه پشت صحنههای جالب و خاصی برای مخاطب میگذارد که مردم از آنها استفاده میکنند؛ این سنت قدیمی او در همه آثارش بوده است. واکنش شما نسبت به این پشت صحنهها چه بود؟ وقتی خودتان اتمسفر آنجا را تجربه کردید و بعد پخش شد، چه حسی داشتید؟ همچنین وقتی در کوچه و خیابان با مردم مواجه میشوید، برخوردشان با شما و سریال چگونه است؟
راستش، صادقانه بگویم، خیلی برخورد مستقیم با مردم نداشتم. فقط چند نفر نزدیکم بودند که دیدم و مشکلی هم پیش نیامد؛ نه واکنش بسیار پرشوری بود و نه موضعگیری خاصی نسبت به کار.
متأسفانه شرایط طوری شده که انگار هر کاری که آقای مدیری انجام دهد، باید زیر ذرهبین باشد. در واقع انگار مدیریکشان راه انداختهاند! من شخصاً با سریال «شیش ماهه» مشکل ندارم، اما جو عمومی قبل از پخش، کنسرتها و حواشی دیگر باعث شد که بازخوردها تنها به خود سریال محدود نشود. به نظر میرسد برخی تصمیم گرفتهاند که آقای مدیری کار نکند، یا اینکه پول و وقت مردم را بیهوده تلف کند؛ این برخورد با یک هنرمند واقعاً نامناسب است.
به هر حال، پشت صحنهها و فضای کار همان حس و حال خاص خود را داشت، و امیدوارم مخاطب بتواند با دیدن سریال، تلاش و خلاقیت تیم را درک کند، بدون آنکه جو عمومی پیشفرضها را تحمیل کند.
جایگاه سریال «شیش ماهه» در کارنامه مریم سعادت
سریال «شیش ماهه» در میان کارهای ماندگار شما چه جایگاهی دارد؟
من در طول کارنامهام کارهای خوب، بد و متوسط داشتهام. اما «شیش ماهه» برای من تجربهای متفاوت و جذاب بود. همکاری با آقای مدیری و ایفای نقش، که تا حدی لب مرز منفی بود، برایم بسیار هیجانانگیز و محترم بود. این نقش و تجربه، به هر حال بخش مهمی از مسیر حرفهای من است و همکاری با تیم برایم ارزشمند بود.
من علاقهای به نقد شخصی روی کار خودم ندارم، چرا که تصمیمات در اختیار کارگردان است. مثلاً ممکن است بخواهم روی وجه مثبت شخصیت «خاله متین» جاهایی تأکید بیشتری داشته باشم، اما این تصمیم بر عهده کارگردان بود و من کاملاً به آن وفادار ماندم. بنابراین نقدی نسبت به کارم ندارم.
در زندگی واقعی هم، آدمها ویژگیهای متفاوت دارند و چیزی که در نقشها میبینیم، کاملاً از واقعیت دور نیست. شخصیتها از فضا نیامدهاند و همان انعکاس کوچک از دنیای واقعی هستند که در خدمت داستان شکل گرفتهاند.
تلویزیون باید دلگرمکننده و امیدوارکننده باشد
شما اشاره کردید که ادای دینی به تلویزیون دارید. کسی که چنین ادایی دارد، طبیعتاً بهتر میتواند نقد کند. دل شما برای کدام دوره تلویزیون تنگ شده و فکر میکنید چه کاری میتوان کرد تا حال مردم با تلویزیون بهتر شود؟
به اعتقاد من، تلویزیون امروز بیشتر از هرچیز نیاز دارد کارهای امیدوارکننده بسازد؛ آثاری که مردم بتوانند با خانواده پای آن بنشینند و از دیدن آن لذت ببرند.
نگاه من به دهه 60 است، نه به این معنا که آدمها از فضا آمده بودند، بلکه آن زمان سریالهایی مثل «همسران»، «خانه سبز»، «خودروی تهران 11»، «آرایشگاه زیبا» و «سلطان و شبان» ساخته شدند که هم جذاب بودند و هم ساختاری درست و اصولی داشتند. در بخش کودک هم برنامههای موفق زیادی داشتیم که بچهها با ذوق و شوق آنها را تماشا میکردند.
اما الان وضعیت متفاوت است. اگر از برنامه کودک بپرسید، خیلی کم پیش میآید که یک کودک واقعاً با علاقه پای برنامهای بنشیند و سرگرم شود. دلیلش هم این است که برنامهسازی ما نسبت به نیاز و ذوق کودک امروز عقب مانده است. تلویزیون باید دوباره به سمت تولید آثار شاد، آموزنده و دلگرمکننده حرکت کند تا مخاطب، چه کودک و چه بزرگسال، از آن لذت ببرد و انرژی مثبت بگیرد.
انتهای پیام/