خطای محاسباتی دشمنان؛ از نمادزدایی تا نمادسوزی دینی

خبرگزاری تسنیم ـ علی عسگری*؛ نمادها همواره یکی از مهم‌ترین ابزارها برای القای معانی، باورها و عقاید جامعه محسوب می‌شوند. هر تمدنی برای نشان دادن نقات قوت خود به ارائه‌ی نماد در عرصه‌های گوناگون می‌پردازد و از آن برای دفاع از ارزش‌ها و نظام سیاسی‌اش بهره می‌برد. اساسا تمدن به عنوان نمود عینی فرهنگ و نظام معنایی یک ارزش، چیزی جز وابستگی به بروز و ظهور نمادها نیست.

وحدت میان مردم از ارزش‌های والای تمدن اسلامی است. وحدتی که هم خود اهمیت ذاتی دارد و هم برای رسیدن به اهداف بالاتر، ارزشمند شمرده می‌شود و می‌تواند در بسترهای نمادین رخ‌نمایی کند. وحدت مردم، به خودی خود مهم است چراکه ظرفیت همبستگی اجتماعی را تقویت می‌کند و می‌تواند فرهنگ عمومی-دینی را درونی سازد. از سویی این وحدت برای هدف مهم‌تری همچون حفظ استقلال سیاسی و تمامیت ارضی، مسیری انکارناپذیر است. هیچ کشوری بدون انسجام مردمانش در مقابل دشمنان خود، مقاومت نکرده است.

بنابراین می‌توان چنین بیان کرد که تقویت نمادهای دینی و ملی کشور از لوازم حفظ و گسترش انسجام ملی است. اتفاقی که تهدیدهای نرم‌افزاری و سخت‌افزاری دشمنان را خنثی خواهد کرد. به همین منظور در عملیات‌های تروریستی روز 18 دی‌ 1404، صهیونیست‌ها و مزدوران آنها دو عنصر مهم تمدنی را مورد هدف قرار دادند؛ نمادها و انسجام اجتماعی.

آتش‌کشیدن مساجد، حسینیه‌ها و کتب قرآن و ادعیه، به عنوان قالب و محتوای اتحادآفرین، که قرن‌ها در لایه‌های عمیق فرهنگ مردم ایران وجودی الهام‌بخش داشته است، اتاق فکر عملیات تروریستی دشمن را در ایجاد اخلال نسبت به وحدت مردمی ناکام گذاشت؛ زیرا عامل وحدت بخش مردم ایران، نمادهایی‌اند که حامل ارزش‌ها و باورهای قلبی ایشان است.

چه بسیار از مردم که به واسطه‌ی حضور در مراسم‌ها و مناسک مذهبی، با فرهنگ ایثار، مقاومت، عزت و استقلال پیوند قلبی برقرار کردند تا در روز‌های سخت، ولایت را که رکن اصلی تمدن اسلامی است، پاسداری کنند. زین رو اقدام مزدوران در نمادزدایی، حامل دو پیام اصلی برای دلسوزان عرصه‌ی فرهنگ و مردم‌شناسان است؛ اول؛ اهمیت مساجد به عنوان پایگاه مبارزه با تمدن غرب و مظاهر اجتماعی آن و دوم؛ یادآوری پیوند قلبی مردم با ارزش‌های دینی که هرچند به جهت تحمیل ضدفرهنگ‌ها از سوی رسانه‌های خارجی، مورد هجمه قرار گرفته است؛ اما راهپیمایی 22 دی‌ماه، حکایت از استمرار تعهد ملی در قبال باورهای اسلامی و مذهبی داشت.

مخاطبان پیام نخست، زین پس تلاش خود را در جهت بروکراسی‌زدایی از مساجد قرار دهند. اینکه مساجد فقط در ساعت‌های مشخصی برای اقامه‌ی نماز پذیرای مردم باشد، مطلوب نظام اسلامی نیست. جمهوری اسلامی به جهت آرمان خود که فراهم‌سازی مقدمات تمدن اسلامی است، نیازمند فعال‌سازی هوشمند نمادها و بسترهای تمدن‌ساز خود است. غیاب مساجد در قیام کافه‌ها، سبب شد تا کار تشکیلاتی دشمنان در ایجاد ناامنی آثار خسارت‌باری را از جهت اقتصادی و اجتماعی برجای گذارد. اگر مساجد به عنوان سنگرهای فرهنگ‌سازی و مقابله با اندیشه و نشانه‌های سبک زندگی غربی طراحی می‌شدند، نفوذ فکری و استفاده از آب گل‌آلودش به آسانی ممکن نبود.

پیام دوم نیز، سزاست به گوش برخی جامعه‌شناسان و مردم‌شناسانی برسد که همواره در رخدادهای ناگوار اجتماعی، ندای دین‌گریزی مردم را سرتیتر مطبوعات‌شان قرار می‌دهند تا مبادا در ناامید‌سازی مردم و سیاه‌نمایی از شرایط عمومی کشور عقب‌ بمانند.

این مردم ثابت کردند، دین نه تنها از زندگی‌شان حذف نشده است؛ بلکه حضوری الهام‌بخش و وحدت‌آفرین دارد. تنها باید مظاهر فرهنگی و نمود عینی تمدن اسلامی را به واسطه‌ی سیاست‌های صحیح در حکمرانی کشور بیش از پیش به منصه‌ی ظهور قرار داد.

*پژوهشگر علوم اجتماعی

انتهای پیام/