تبیین جمله «مَن لا أُصولَ لَه، لا فِقهَ لَه» آیت‌الله میلانی

به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، در تبیین مفهوم جمله «مَن لا أُصولَ لَه، لا فِقهَ لَه» منسوب به آیت‌الله سید محمدهادی میلانی(ره) چند پرسش اساسی مطرح است: مقصود از «أُصول» در این تعبیر چیست؟ ، گستره و قلمرو این اصول کدام است؟ انگیزه محقق میلانی از بیان این جمله چه بود؟ مخاطب‌ایشان چه جریانی است؟ روشن ساختن مرجع مفهومی و تاریخیِ «أُصول» در این جمله برای درک مقصود آیت‌الله میلانی ضروری است.

برای پاسخ به این پرسش‌ها چندین فرضیه مطرح است:

یک. این جمله معنای خاص یا متمایزی از مفهوم عرفی و رایج آن نزد فقیهان امامیه ندارد. در گفتمان فقه امامیه از گذشته تا کنون، جایگاه و کارکرد دانش اصول فقه در استنباط احکام از ادله شرعی روشن و بدیهی بوده و هست و محقق میلانی قصد تأکید بر فراگیری علم اصول فقه امامیه دارد.

رشد و تحول دانش اصول در اجتهاد شیعی دارای فراز و فرود‌هایی بوده که مطالعه آثار فقیهان کلاسیک بغدادی مانند شیخ مفید، سیدمرتضی و شیخ طوسی در التذکرة، الذریعة و العدة و نیز جریان‌های اصولی متأخر و معاصر از جمله نهایة الوصول علامه حلی، و آثار آخوند خراسانی، شیخ انصاری، مرحوم کمپانی و میرزای نائینی نشانگر این مسیر تطور است؛ اگرچه شیخ انصاری با کوشش در پالایش اصول فقه در پی کاستن از فربه‌گی آن بود با این حال احاطه فقیه امامی بر میراث سترگ اصولی این مذهب ضروری است.

دو. رویه عملی آیت‌الله میلانی در تدریس فقه و اصول، قرینه روشنی در تبیین مقصود‌ایشان در این جمله است. بر پایه این فرضیه و شواهد بیرونی آن، مقصود محقق میلانی دعوت به فراگیری سبکی خاص از اصول فقه است که خود‌ایشان بر آن اهتمام داشتند و آن‌را اصول معیار در استنباط میدانستند. از جمله ویژگی‌های سبک اصولی‌ایشان تلفیق قواعد زبانی، عرفی با روش‌های عقلی در استنباط است که بر سویه‌های سه‌گانه دلالت نصوص شرعی (زبان، تاریخ و عقل) تأکید توأمان دارد.

سه. تاریخ‌گذاری، فضاشناسی و جریان کاوی زمینه‌های فکری و تاریخی صدور این جمله می‌تواند در کشف مقصود محقق میلانی اثرگذار باشد. با توجه به گرایش غالب مدرسه اصولی نجف و کربلا در دوران حضور و تدریس آیت‌الله میلانی در عراق تأکید محقق میلانی بر نفی فقاهت و اجتهاد معیار از جریان اصول گریز در استنباط احکام شرعی در عراق، معنادار به نظر نمی‌رسد، زیرا مخاطب خاص ندارد، از این رو این جمله همسوی با فضای غالب اصول گرا مدرسه عراق نیست. بنابراین ناگزیر باید مخاطب‌ایشان را در غیر از گفتمان غالب مدرسه اصولی عراق باز جست.

جریان مد نظر‌ایشان در استنباط نقش چندانی به عرف و عقل قائل نیست، رویکرد حداقلی به فراگیری اصول فقه دارد، نص بسند و رویکرد تک سویه زبان شناختی به دلالت نصوص شرعی دارد، به فقاهت اصولی- اجتهادی رایج در مدارس فقهی امامیه در عراق و ایران نگاه انتقادی دارد.

با توجه به دقت نظر محقق میلانی در نظریه‌پردازی و احتیاط‌ایشان در نقد صریح جریان‌های فکری، به نظر می‌رسد فرضیه سوم با رویکرد اصولی و جریان‌شناسی عصر‌ایشان تناسب بیشتری دارد.

یادداشت از: حجت‌الاسلام‌والمسلمین علی راد، استاد دانشگاه تهران

انتهای پیام/