عاملی که اهداف «مبعث» را به حاشیه کشاند
- اخبار فرهنگی
- اخبار دین ، قرآن و اندیشه
- 28 دی 1404 - 10:35
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، بعثت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله یک رخداد بنیادین و هدایتکننده در تاریخ بشریت است. این واقعه نه تنها آغاز یک دین نویدبخش را رقم زد، بلکه فرصتی برای رهایی از تاریکی جهل، خرافات، و ظلم را برای انسانها فراهم آورد. بعثت، با ارائه یک نظام جامع زندگی مبتنی بر اخلاق، عدالت، و تقوا، مسیر تعالی و پیشرفت را برای بشر روشن ساخت. اهمیت بعثت در آن است که با ارائه راهنماییهای کامل برای تمامی ابعاد زندگی، همواره چراغ هدایتکننده انسانها در طول تاریخ بوده است.
امیرمؤمنان علی علیهالسلام در نهجالبلاغه به زیبایی برکات بعثت را تشریح کرده، میفرماید:
«به نعمتهاى خدا هنگامى که پیامبر اسلام را در بین آنان مبعوث کرد، دقت کنید که اطاعتشان را به آیین پیامبر پیوند داد، و در سایه دعوتش ایشان را جمعیت واحد کرد. چگونه نعمت الهى پر و بال کرامتش را بر عرصه حیات آنان گسترد، و نهرهاى آسایش و راحتى را به سوى آنان جارى کرد، و دین خدا در میان انواع منافع و برکات خود، آنان را گرد هم آورد؟ در نعمت آن غرق شدند، و از خرّمى عیش آن دلشاد شدند. زندگى آنان در سایه حکومتى قوى استوار شد، و نیکویى احوالشان آنان را به عزّتى پیروز رساند، و در بلندیهاى دولتى ثابت کارشان سهل و آسان شد، بر جهانیان حاکم شدند، و پادشهان روى زمین شدند، مالک امور کسانى شدند که آنان قبلا مالک امور اینان بودند، و بر آنانى فرمان راندند که در گذشته بر اینان فرمان مىراندند. کسى قدرت در هم شکستن آنان را نداشت، و در مبارزه علیه ایشان به خود جرأت نمیداد.»
سپس با گلایه از امت پیامبر صلی الله علیه و آله ادامه دادند:
«بدانید که شما دست از رشته طاعت برداشتید، و با زنده کردن احکام جاهلى در حصن محکم حق که به اطراف شما کشیده شده بود رخنه ایجاد کردید، و خداوند پاک بر این امّت با پیوند الفتى که میان آنان برقرار کرد تا در سایهاش زندگى کنند و در حمایتش مأوا گیرند، به نعمتى منّت نهاد که ارزش آن را احدى از آفریدگان نمیداند، زیرا بهاى الفت با یکدیگر از هر بهایى بالاتر، و از هر عظمتى عظیمتر است. و بدانید که شما پس از دیندارى بیدین شدید، و بعد از الفت و برادرى حزب حزب گشتید، تعلّقى به اسلام جز به نام آن ندارید، و از ایمان جز نشان آن را نمیدانید.»
تکمیل پیام بعثت با ابلاغ ولایت علوی
این گلایهی امیر مؤمنان علیهالسلام همان کفران نعمت بعثت نبوی است که منشأ انحرافات و زمینهساز پیدایش فرقههای مخرب شد. وقتی حضرت میفرماید «تعلّقى به اسلام جز به نام آن ندارید، و از ایمان جز نشان آن را نمیدانید»، اوج انحراف از مسیر بعثت است و یادآور این نکته است که رابطهی انسان با اسلام، صرفاً یک نام یا ظاهر نیست، بلکه نیازمند درک عمیق، عمل به آموزهها، و پیروی از روش پیامبر صلی الله علیه و آله است. دوری از این اصول، منجر به رویش انحرافات و ظهور فرقههای مخرب میشود.
این در حالی بود که به تصریح قرآن، بعتث نبوی با اعلان رسمیِ امامت و خلافت امیر مؤمنان علیهالسلام در روز غدیر تکمیل شد. فرازی از آیهی سوم سورهی مائده: «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دینا» گویای این حقیقت عظیم است که عدم ابلاغ آن مساوی با عدم تکمیل نبوت نبی اسلام محسوب شد: «یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَه...» (اى پیامبر، آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده، ابلاغ کن؛ و اگر انجام ندهی، پیامش را نرساندهاى.) در واقع پیامبر صلی الله علیه و آله با نصب ولایت علی علیهالسلام به صراحت اعلام کردند که ولایت، جزء جداییناپذیر از دین است و بدون آن، دین کامل نمیشود. غدیر، به عنوان روزی برای تجدید پیمان با ولایت علی علیهالسلام در تاریخ اسلام اهمیت ویژهای دارد و در صورتی که مهجورگذاشته شود، زمینه بستر ساز انحرافات معرفتی گوناگون میشود.
نقطه آغازین تضعیف پیام بعثت
در این بین سقیفه بنیساعده، نقطه آغاز و نیز کانون بحرانی در تاریخ اسلام است که در آن، با کنار گذاشتن وصیت پیامبر صلی الله علیه و آله و نادیده گرفتن اصول مهم دین، خلافت از جایگاه خویش خارج شد. این رویداد، نقطه آغازین تضعیف پیام بعثت بود و زمینهای را برای به وجود آمدن اختلاف و تفرقه در جامعه اسلامی فراهم آورد. عملاً در سقیفه، مسیر جامعه از اهداف بعثت فاصله گرفت و به جای تحقق وعدههای الهی، دامنه قدرتطلبی و منافع شخصی گسترش یافت.
پس از سقیفه، گروههای متعددی از انحرافات فکری و عملی در جامعه اسلامی به وجود آمدند که ریشه آنها در دوری از پیام بعثت و حاکمیت منافع شخصی بود. این گروهها، با تحریف آموزههای اسلام و ایجاد اختلافات مذهبی، به تضعیف وحدت و همبستگی جامعه اسلامی کمک کردند. بذر این انحرافات، در سقیفه کاشته شد و با گذر زمان، به بذری برای رشد دشمنی با خاندان وحی تبدیل شد.
پدیدار شدن دشمنان عترت: ثمره کفران بعثت
یکی از مهمترین پیامدهای دوری از پیام بعثت، پدیدار شدن دشمنان عترت پیامبر صلی الله علیه و آله بود. افرادی که منافعشان در تحریف اسلام و تخریب جایگاه اهل بیت علیهالسلام قرار داشت، از هر فرصتی برای رسیدن به اهداف خود استفاده میکردند. این دشمنیها، با تحریکات و توطئههایی، به بروز جنگها و درگیریهای متعددی علیه خاندان وحی منجر شدند. از جملهای این دشمنان، معاویه بود که با خباثت ذاتی خود از یک سو احادیثی را علیه امیر مؤمنان جعل کرد و از دیگر سو به سیاست منع کتابت و نقل حدیث کمک کرد و از همهی اینها بدتر اینکه سبّ بر سید الأوصیاء را در منابر ترویج کرد و در نهایت با قساوت قلب، همین امت در محراب نماز به شهادت رسید؛ سپس فرزند منحوس او یعنی یزید هم که عامل اصلی شهادت امام حسین علیهالسلام در کربلا شد.
جنگهای داخلی و مهجورگذاری اصول دین
نتیجه آنکه دوری از پیام بعثت، اختلافات و رقابتهای سیاسی را دامن زد و آتش جنگها را شعلهور کرد و در نهایت، به خونریزی و ویرانی گسترده منجر شد. این جنگها، با مهجورگذاری اصول دین که حصر در ولایت عترت بود، راه را برای تخریب هرچه بیشتر مفاهیم دین و بروز بدعتها و نحلهها هموار کرد.
همان طور که گذشت، کربلا، نقطهی اوج کفران نعمت بعثت و مظلومیت خاندان وحی است. شهادت امام حسین علیهالسلام و یارانش در این واقعه جانسوز، نشاندهندهی این است که چگونه دوری از پیام بعثت، منجر به بیعدالتی، ظلم، و قتل نور چشم پیامبر شده است.
شهادت ائمه نتیجه سقیفه و تضعیف بعثت
پس از کربلا، شهادت ائمه اطهار علیهالسلام به تداوم دشمنی با خاندان وحی و تلاش برای ریشهکنی اسلام انجامید. این شهادتها، نشاندهندهی این است که دشمنان اسلام از هیچ تلاشی برای سرکوب و نابودی این دین، دریغ نمیکنند.
تنها راه برای صیانت از اسلام و جلوگیری از انحرافات و دشمنیها، بازگشت به آیین نبوی و عمل به آموزههای اصیل اسلام است. باید همواره به یاد داشته باشیم که بعثت پیامبر اسلام یک نعمت بزرگ الهی است و باید با تجدید میثاق نسبت به خاندان وحی و اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله از آن قدردانی کنیم که راه رفع اختلافات به تصریح قرآن، اعتصام به حبل الله یعنی ولایت علوی است. در این صورت است که میتوانیم از دشمنیها و تفرقهها در امان بمانیم و به سمت یک جامعهی اسلامی متحد و پیشرفته حرکت کنیم، همچنان که حضرت زهرا سلام الله علیها علت تمام اختلافات امت را دوری از ولایت علوی معرفی کردند و فرمودند اگر ولایت امیر مؤمنان را میپذیرفتند، دو نفر با هم اختلاف نداشتند و در جایی دیگر فرمودند «اللَّهِ لَوْ تَکَافُّوا عَنْ زِمَامٍ نَبَذَهُ رَسُولُ اللَّهِ ص إِلَیْهِ لَاعْتَلَقَهُ وَ لَسَارَ بِهِمْ سَیْراً سُجُحاً لَا یَکْلُمُ خِشَاشُهُ وَ لَا یُتَعْتَعُ رَاکِبُهُ وَ لَأَوْرَدَهُمْ مَنْهَلًا نَمِیراً فَضْفَاضاً تَطْفَحُ ضَفَّتَاهُ وَ لَأَصْدَرَهُمْ بِطَاناً قَدْ تَحَیَّرَ بِهِمُ الرَّیُّ غَیْرَ مُتَحَلٍّ مِنْهُ بِطَائِلٍ إِلَّا بِغَمْرِ الْمَاءِ وَ رَدْعِهِ شَرَرَهُ السَّاغِبَ وَ لَفُتِحَتْ عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ وَ سَیَأْخُذُهُمُ اللَّهُ بِمَا کَانُوا یَکْسِبُون؛ به خدا قسم اگر زمام [امور] را که رسول خدا به سوی او (امیر مومنان) انداخت، رها میکردند، آن را میگرفت و آنان را به راهی هموار میبرد که هیچ زخمی بر کسی وارد نمیکرد و سوارش را به زحمت نمیانداخت، و آنان را به چشمهای پرآب و فراوان میرساند که دو طرف آن لبریز میشد، و سیراب بازمیگرداند، در حالی که از آن جز سیراب شدن کامل و فرو نشاندن تشنگی [و برطرف کردن] شراره گرسنگیشان به دست نمیآوردند، و برکات از آسمان و زمین بر آنان گشوده میشد.
انتهای پیام/