چرخه‌ معیوب «تولید، بدون نمایش هدفمند» معضل مهم سینمای مستند است

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، مرتضی پایه‌شناس از مستندسازان صاحب سبک در سینمای مستند است؛ او برای ساخت مستند «فیلم ناتمامی برای دخترم سمیه» برنده جایزه بهترین فیلم از هفتمین جشنواره سینما حقیقت شد و سپس با ساخت فیلم مستند «گلوله باران» جایزه بهترین فیلم بخش ملی از سیزدهمین جشنواره سینما حقیقت را نیز دریافت کرد. او امسال نیز با فیلم مستند «آبراه کوچکی در میان هور» برنده جایزه تندیس طلایی شهید آوینی نوزدهمین جشنواره سینما حقیقت شد. 

پایه‌شناس در جشنواره تلویزیونی مستند حضور داشته است؛ او در هشتمین دوره این رویداد که با مجموعه مستند «هم مسیر» حضور پیدا کرده بود، جایزه بهترین مجموعه مستند را از آن خود کرد. 

در زیر گفت‌وگویی با این کارگردان داریم؛ او درباره پخش مستند از تلویزیون و جشنواره تلویزیونی مستند صحبت کرده و مقایسه‌ای بین کارکردهای فیلم مستند تک قسمتی با مجموعه مستند انجام داده است. این گفت‌وگو را در زیر می‌خوانید:

1- به عنوان سوال ابتدایی، می‌خواهم درباره پخش مستند از تلویزیون از شما بپرسم. گفته می‌شود که خانه مستند تلویزیون است؛ به نظر شما پخش مستند از تلویزیون چرا مهم است و اگر قرار است مستندی برای مخاطب عامِ تلویزیون ساخته شود باید چه سوژه‌ای داشته باشد و شیوه پرداخت به آن چگونه باشد؟

سال‌ها پیش، وقتی می‌گفتند «تلویزیون خانه‌ی مستند است»، این جمله معنای کاملاً مشخصی داشت؛ چون واقعاً مدیوم دیگری با آن گستره و قدرت دسترسی وجود نداشت. اما امروز شرایط تغییر کرده است. پلتفرم‌های آنلاین، شبکه‌های اجتماعی و فضاهای مجازی، هرکدام با سرعت و شکل خاص خودشان، مسیرهای تازه‌ای برای رساندن مستند به مخاطب ایجاد کرده‌اند. این یعنی تلویزیون دیگر تنها خانه‌ی مستند نیست، ولی همچنان یکی از اصلی‌ترین خانه‌هاست؛ خانه‌ای که اگر درست و آگاهانه از آن استفاده شود، می‌تواند هنوز هم میلیون‌ها نفر را با یک روایت مستند درگیر کند.

نکته مهم اینجاست که پخش تلویزیونی فقط وقتی معنا پیدا می‌کند که فیلم از ابتدا برای «مخاطب خاص تلویزیون» طراحی شده باشد. این همان جایی است که معمولاً دچار اشتباه می‌شویم. خیلی وقت‌ها آثاری که برای فضای جشنواره یا اکران محدود ساخته شده‌اند، بدون هیچ بازطراحی یا بازتعریف، وارد آنتن تلویزیون می‌شوند و طبیعی است که نتوانند ارتباط مؤثری با مخاطب برقرار کنند.

از نگاه من، «مخاطب خاص» اصلاً به معنای محدود یا نخبه‌گرا بودن نیست. هر فیلم مستند یک گروه هدف مشخص دارد که باید با دقت شناسایی شود. گاهی این گروه محدود است، مثل نمایندگان مجلس برای یک مستند سیاست‌گذاری، یا متخصصان محیط‌زیست برای یک مستند اقلیمی، و گاهی این گروه به گستردگی کل جامعه است، مثل یک فیلم درباره روابط خانوادگی یا سلامت عمومی. مسئله این نیست که فیلم نمی‌تواند خارج از این حلقه هم بیننده پیدا کند؛ مسئله این است که اگر برای «هسته اصلی» مخاطب طراحی نشده باشد، تأثیر واقعی‌اش را از دست می‌دهد.

تلویزیون، با همه نقدهایی که به آن وارد است، هنوز یکی از معدود بسترهایی است که می‌تواند این اثرگذاری هدفمند را در مقیاس وسیع ایجاد کند؛ البته به شرط آن‌که انتخاب موضوع ریشه در زندگی روزمره مردم داشته باشد و امکان تعمق و کشف هم فراهم کند. شیوه پرداخت باید داستان‌گو و تصویرمحور باشد، ریتمی داشته باشد که حوصله‌ی مخاطب تلویزیون را حفظ کند و در عین حال پیچیدگی و دقت مستند را قربانی نکند. حتی نحوه پخش هم باید با عادت تماشای مخاطب هماهنگ باشد؛ یعنی فصل‌بندی درست، ایجاد نقاط اوج در فواصل مناسب و بازگشت هوشمندانه به خط اصلی داستان.

واقعیت این است که سینمای مستند ما، با همه پیشینه درخشان و گنجینه فرهنگی و اجتماعی‌اش، هنوز در چرخه‌ی معیوب «تولید بدون نمایش هدفمند» گیر کرده است. بیش‌ازحد، بر ساختن فیلم تمرکز کرده‌ایم و نمایش و توزیع را نادیده گرفته‌ایم. همین باعث شده حتی آثار باکیفیت هم، وقتی برنامه‌ای برای رساندنشان به دست مخاطب خاص وجود ندارد، خیلی زود فراموش شوند.

تلویزیون می‌تواند بخش بزرگی از این کمبود را جبران کند، به شرط آن‌که سیاست‌گذارانش به جای پر کردن کنداکتور با هر آنچه آماده است، بپذیرند که هر فیلم مستند نیاز به یک طرح پخش اختصاصی دارد، طرحی که بر اساس شناخت دقیق مخاطب نوشته شده باشد. اگر چنین نگاهی حاکم شود، تلویزیون می‌تواند همچنان خانه‌ی مستند باقی بماند؛ نه یک انبار پر از فیلم‌های بی‌برنامه، بلکه خانه‌ای که هر فیلم در آن جایگاه، فضای اختصاصی و میهمان‌های خودش را دارد.

2- به نظر شما، سینمای مستند در جشنواره‌ها موفق‌تر بوده یا در تلویزیون؟ کدامیک به دیده شدن و پیشرفت سینمای مستند بیشتر کمک کردند؟

مقایسه‌ی جشنواره و تلویزیون در سینمای مستند ساده نیست، چون کارکرد این دو اساساً متفاوت است. جشنواره‌ها بیشتر فضای تخصصی‌اند؛ جایی برای تبادل تجربه، ارزیابی حرفه‌ای و اعتباربخشی در میان همکاران و منتقدان. تلویزیون، اما یک میدان عمومی است که اگر درست به کار گرفته شود، می‌تواند روایت مستند را به میان طیف گسترده‌ای از مردم ببرد و آن را به بخشی از زندگی روزمره جامعه تبدیل کند.

اما این به معنای آن نیست که هر فیلم مستندی باید وارد تلویزیون شود. هر مستند «مخاطب خاص» خودش را دارد و شیوه و مسیر نمایش آن باید بر اساس همین مخاطب خاص طراحی شود. برای یک فیلم، مسیر مناسب ممکن است پخش تلویزیونی باشد، برای فیلمی دیگر شاید نمایش دانشگاهی، اکران گروهی، پلتفرم آنلاین یا حتی نمایش در یک جمع محدود تخصصی بهترین گزینه باشد. تلویزیون فقط یکی از این مسیرهاست، و تنها زمانی نتیجه‌بخش است که با ماهیت اثر و گروه هدف آن هماهنگ باشد.

در جشنواره‌ها، فیلمساز فرصت دارد استانداردهای حرفه‌ای را بیازماید، بازخورد تخصصی بگیرد و در محیطی که آزادی بیشتری برای تجربه‌گرایی وجود دارد، کارش را ارائه کند. اما اگر هدف ما اثرگذاری اجتماعی گسترده باشد، باید از مرحله جشنواره عبور کنیم و به نمایش هدفمند برسیم؛ جایی که تلویزیون می‌تواند ـ در کنار دیگر مسیرها ـ نقش مهمی داشته باشد.

مشکل ما این است که در ایران، مسیر نمایش اغلب بعد از اختتامیه جشنواره متوقف می‌شود. حتی فیلم‌های برنده و تحسین‌شده، به دلیل نبود برنامه‌ریزی برای رساندنشان به دست مخاطب خاص، از چرخه دیده شدن خارج می‌شوند. این یعنی حلقه‌ی «توزیع و نمایش» که مهم‌ترین بخش حیات یک مستند است، عملاً نادیده گرفته می‌شود.

به نظر من، جشنواره نقطه شروع است، اما پایان نباید باشد. اگر سیاست‌گذاری درستی وجود داشته باشد، برای هر فیلم بعد از جشنواره باید یک «شبکه نمایش» طراحی شود که بر اساس مخاطب خاص آن شکل گرفته باشد؛ گاهی این شبکه شامل تلویزیون می‌شود، گاهی پلتفرم آنلاین، گاهی اکران‌های ویژه یا ترکیبی از این‌ها. در یک جمله: جشنواره‌ها استاندارد می‌سازند، شبکه‌های نمایش ـ از جمله تلویزیون ـ عادت تماشا ایجاد می‌کنند. هر دو برای پیشرفت سینمای مستند ضروری‌اند، اما تأثیر واقعی زمانی اتفاق می‌افتد که مسیر نمایش بر پایه شناخت دقیق مخاطب خاص هر اثر طراحی شده باشد.

3- شما سال گذشته با مجموعه مستند هم مسیر در جشنواره تلویزیونی مستند حضور داشتند و موفق به کسب جایزه هم شدید. جشنواره تلویزیونی مستند تلاش کرده فرصت رقابتی برای مجموعه مستندها نیز فراهم کند که اگر اشتباه نکنم این بخش مسابقه‌ای در جشنواره‌های دیگر وجود ندارد. فکر می‌کنید این اقدام چه نتایجی به همراه خواهد داشت؟ آیا به دیده شدن بهتر مجموعه مستندها و رقابت بین تولیدکنندگان این آثار منجر می‌شود؟ 

سال گذشته با مجموعه «هم‌مسیر» در جشنواره تلویزیونی مستند حضور داشتم و تجربه‌اش برایم یک نکته مهم را روشن‌تر کرد: در این جشنواره، درست مثل بیشتر جشنواره‌های دیگر، تمرکز اصلی همچنان روی مستندهای تک‌قسمتی است. حتی در بخش‌های تخصصی مثل تصویربرداری، تدوین، پژوهش و سایر حوزه‌های فنی، آثار تک‌قسمتی داوری می‌شوند، اما مجموعه‌ها معمولاً فقط به‌صورت کلی و در قالب یک جایزه واحد بررسی می‌شوند.

به نظر من، اینجا همان نقطه‌ای است که جشنواره می‌تواند مزیت رقابتی خودش را بسازد. تفاوت این رویداد با جشنواره‌های دیگر می‌تواند همین باشد که مجموعه مستندها را جدی‌تر و تخصصی‌تر داوری کند. مجموعه‌ها به‌طور طبیعی ظرفیت و اهمیت زیادی دارند، چون به فیلمساز امکان می‌دهند یک موضوع را عمیق‌تر و چندلایه‌تر روایت کند. اما وقتی داوری فقط در یک عنوان کلی خلاصه می‌شود، انگیزه و دقت عوامل تولید در بخش‌های مختلف کاهش پیدا می‌کند.

اگر در این جشنواره، بخش‌های تخصصی مانند تصویربرداری، تدوین، پژوهش و کارگردانی برای مجموعه‌ها هم جداگانه ارزیابی شود، عوامل تولید احساس می‌کنند که کارشان دیده و سنجیده می‌شود و همین انگیزه، آن‌ها را به صرف انرژی و دقت بیشتر سوق می‌دهد. در نتیجه، کیفیت کلی مجموعه‌ها هم به شکل طبیعی بالاتر می‌رود.

در نهایت، اگر قرار باشد جشنواره تلویزیونی مستند جایگاه ویژه‌ای در تقویم فرهنگی کشور پیدا کند، باید همین ظرفیت مجموعه‌ها را به برگ برنده خود تبدیل کند. این بخش می‌تواند هویت متمایز جشنواره باشد، به شرطی که داوری آن به اندازه آثار تک‌قسمتی دقیق و تخصصی باشد. در غیر این صورت، مجموعه‌ها همچنان در حاشیه خواهند ماند و فرصت تأثیرگذاری‌شان محدود می‌شود.

4- به نظر شما، مجموعه مستندها ظرفیت پخش بهتری از تلویزیون دارند یا تک قسمت‌ها؟ 

اینکه بگوییم مجموعه مستندها به‌طور مطلق ظرفیت پخش بهتری از تلویزیون دارند یا تک‌قسمتی‌ها، به نظر من پاسخ دقیقی نیست، چون این موضوع کاملاً به ماهیت سوژه و طراحی اثر برمی‌گردد.

اگر سوژه ابعاد و زوایای متعددی داشته باشد و برای روایت کامل آن نیاز به پرداخت تدریجی و چندلایه باشد، قالب مجموعه مستند بهترین انتخاب است. در چنین حالتی، مخاطب فرصت دارد در طول چند قسمت همراه روایت رشد کند و با لایه‌های بیشتری از موضوع آشنا شود. این مدل برای تلویزیون هم مزیت دارد، چون اگر پخش منظم و در زمان‌بندی ثابت انجام شود، می‌تواند عادت تماشا ایجاد کند و وفاداری مخاطب را بالا ببرد.

اما اگر سوژه یک خط روایی متمرکز و ضربه اصلی خود را در یک روایت فشرده می‌زند، قالب تک‌قسمتی اثرگذارتر است. چنین آثاری در تلویزیون می‌توانند در یک پخش مناسب و با تبلیغ درست، توجه زیادی را در مدت کوتاه جلب کنند. نکته اصلی اینجاست که چه مجموعه و چه تک‌قسمتی، تا زمانی که مخاطب خاص‌شان شناسایی نشده و شبکه یا بستر نمایش متناسب با آن انتخاب و طراحی نشده باشد، پخش موفقی نخواهند داشت. تلویزیون فقط یکی از گزینه‌هاست و باید با آگاهی انتخاب شود. برای بعضی آثار، ترکیب تلویزیون با نمایش آنلاین یا اکران‌های هدفمند بهترین نتیجه را می‌دهد؛ برای بعضی دیگر، پخش صرفاً تلویزیونی یا صرفاً در پلتفرم آنلاین مناسب‌تر است.

پس پاسخ کوتاه من این است که ظرفیت پخش، نه به قالب، بلکه به تطابق قالب و مسیر نمایش با ماهیت اثر و مخاطب خاص آن بستگی دارد.

5- در پایان بفرمایید که تجربه حضور شما با مستند «آبراه کوچکی در میان هور» در جشنواره سینما حقیقت چگونه بود؟

من اساساً به نیت شرکت در جشنواره فیلم نمی‌سازم. برایم مهم‌تر این است که هر فیلم، فرصتی باشد برای نزدیک شدن به دغدغه‌هایی که همیشه در پسِ هر سوژه به دنبالشان هستم. جشنواره می‌تواند یکی از ایستگاه‌های مسیر نمایش باشد، اما نقطه آغاز یا پایان کارم نیست.

بیش از یک سال است که روی فیلمی آرشیوی کار می‌کنم که در جشنواره سینما حقیقت رونمایی شد. «آبراه کوچکی در میان هور» اثری است که بر پایه تصاویر آرشیوی واقعی ساخته شده و روایتی ارائه می‌دهد که برای من، فراتر از یک ماجرای تاریخی، استعاره‌ای است از پیدا کردن راه در دل بن‌بست‌ها.

از سویی دیگر، حضور در جشنواره تلویزیونی مستند، که امروز کم‌کم جایگاه خودش را در میان مستندسازان تثبیت می‌کند، می‌تواند فرصتی ارزشمند برای دیده شدن تخصصی این فیلم باشد. البته این فقط یکی از مسیرهایی است که برای نمایش آن در نظر گرفته‌ایم، چون همچنان معتقدم هر اثر باید از مسیری به مخاطب خاص خودش برسد که بیشترین همخوانی را با ماهیت آن دارد. 

انتهای پیام/