بعثت سرآغاز رهایی انسان از جهل و خرافات
- اخبار استانها
- اخبار قم
- 27 دی 1404 - 12:28
به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، سال هاى طولانى اى بود که مردم جهان به خصوص مردم جزیره العرب از نور مستقیم خورشید نبوت دور شده بودند، و در تاریکىهاى جهل و گمراهى و خرافات غوطه مىخوردند. آنان همچون گله بىچوپان در کوه و دشت، در برابر درندگان خون آشام، حیران و سرگردان بودند، بلاهاى خانمان سوزى تار و پودشان را مىسوزانید، بلاهایى مانند: امتیازات طبقاتى و قبیلگى، ناامنى و جنگ، انحراف جنسى و بىعفتى، دخترکشى و انسان کشى، ظلم بىحساب به زنان، بت پرستى، خرافات و بیهوده گرایى، پوچى و بىمحتوایى زندگى، لجاجت و یکدندگى، بهرهکشى و تبعیض و انواع جنایات و نامردمىها، که هر کدام ضربه سختى بر انسانیت و جامعه انسانى وارد ساخته بود.
امیرمومنان على(ع) اوضاع جاهلیت را این گونه توصیف مىفرماید: میوه درخت جاهلیت، فتنه و آشوب بود، غذاى مردم آن مردار گندیده بود، لباس زیرینشان ترس، و لباس رویینشان شمشیر بود.
وضعیت عربستان پیش از بعثت
گرچه همه نقاط جهان مانند چین، روم، ایران، مصر و هند در لجنزارهاى جهل، خرافات و گمراهىها غوطه ور بودند، ولى در عین حال هر یک از آن ها از تمدن نسبى برخوردار بودند اما مردم جزیره العرب هیچ گونه تمدنى نداشتند، مثلث شوم ناامنى، دخترکشى و بىعفتى در سطح وسیع، منشاء تباهىهاى فراوانى شده بود به طورىکه از انسانیت تنها نامى وجود داشت، و زندگى بشر از زندگى حیوانات درنده و شهوتخو، بدتر و پست تر شده بود.
امیرمومنان على(ع) در بیان وضعیت جهان، به ویژه جزیره العرب مىفرماید:
هنگامى خداوند مقام رسالت را بر عهده محمد (ص) نهاد که مدتهاى طولانى از بعثت پیامبران پیشین گذشته بود، ملت ها در خواب عمیقى فرو رفته بودند، فتنه و فساد، جهان را فرا گرفته بود، تباهىها در میان مردم گسترش یافته، و آتش جنگ زبانه مىکشید، دنیا تاریک و پر از نیرنگ و فریب گشته بود، برگهاى درخت زندگى به زردى گراییده، و از ثمره زندگى خبرى نبود، آب حیات انسانى در زمین فرو رفته، منارهاى هدایت فرسوده و کهنه شده، و پرچمهاى هلاکت و تیره بختى آشکار گشته بود.
و در گفتار دیگر مىفرماید: شما اى گروه عرب، در زمان جاهلیت، زشت ترین مرام را داشتید و در بدترین وضع به سر مىبردید، در میان زمینهاى سنگلاخ، میان مارهاى پر زهر، آب لجن و سیاه مىآشامیدید، غذاى آلوده مىخوردید، خون یکدیگر را مىریختید، و از خویشان دورى مىکردید، بتها در میان شما نصب شده بودند، غرق در فساد بودید که خداوند توسط پیامبر اکرم(ص) شما را از آن همه انحرافات و گمراهىها رهایى بخشید.
نمونه هایى از اوضاع عربستان قبل از بعثت
براى مثال چند نمونه از خرافات و اعتقادهاى بیهوده جاهلیت را یادآور مىشویم، تا به حکم «یعرف الاشیاء باضدادها؛ هر چیزى با مقایسه با ضدش شناخته مىشود» نعمت عظیم بعثت پیامبر اسلام(ص) را بهتر بشناسیم:
1ـ مردم جاهلیت اعتقاد داشتند در یمن مردى به نام «اساف» عاشق زنى به نام «نائله» شد، هر دو به قصد زیارت کعبه آمدند، اطراف کعبه را خلوت دیدند، داخل کعبه رفتند و در همان جا با هم عمل منافى عفت (زنا) انجام دادند، روز بعد زائران، آن دو را جامد و مسخ شده دیدند، براى عبرت مردم، آن دو جماد را در میان کعبه نهادند، و به عقیده سخیف آنها، پس از مدتى آن دو جماد خدا شدند، و سزاوار پرستش گشتند!
2ـ هنگام ورود به روستا به خاطر دفع نگرانى از ترس و وحشت، و ترس از بیمارى وبا و گزند دیو، در برابر دروازه ورودى روستا، ده بار صداى الاغ در مىآوردند و گاهى این کار را با آویختن استخوان روباهى به گردن خود، انجام مىدادند.
3ـ اگر دندان فرزند آنان مى افتاد, آن را با دو انگشت به سوى خورشید پرتاب کرده و خطاب به خورشید با عجز و لابه مى گفتند: اى خورشید! دندانى بهتر از این بده.
4ـ هرگاه در بیابان هولناک گم مىشدند، پیراهن خود را وارونه مىپوشیدند، تا بدین وسیله راه را بجویند.
5ـ هنگام مسافرت، براى کسب اطمینان در مورد حفظ زنان از خیانت و بىناموسى، نخى را بر ساقه یا شاخه درختى مىبستند، هنگام بازگشت، اگر آن نخ به حال خود باقى بود اطمینان مىیافتند که زن آنها خیانت نکرده، و اگر باز یا مفقود مىگردید، زن را به خیانت متهم مىنمودند.
6ـ زنى که بچه اش نمىماند، معتقد بودند که اگر او هفت بار بر روى جنازه شخص بزرگى بایستد و آن را زیر پا قرار دهد، بچه اش باقى مىماند.
7ـ اگر شخصى مىمرد به احترام او شترى را با شیوه بسیار دردناکى با طرز بىرحمانه در کنار قبر او زنده به گور مىکردند.
8ـ دختران را به جرم این که دخترند، زنده به گور مىکردند، و هرگاه کسى به آنها خبر مىداد که همسرت دختر زاییده، از شدت ناراحتى، چهره اش سیاه مىشد.
وضع زنان در جزیره العرب
در عصر جاهلیت، در جهان به ویژه در عربستان، زن موجودى بین انسان و حیوان به شمار مىآمد، و آنچنان با زنان بدرفتارى مىشد، که هرگز با حیوانات چنین رفتار نمىشد، حیوانات را زنده در گور نمىکردند، ولى چنان که خاطرنشان شد، دختران نوزاد و کودک را زنده به گور مىکردند، و وقتى مىشنیدند که همسرشان داراى دختر شده، چهره شان از شدت شرم و ناراحتى، سیاه مىشد.
گوستاو لبون مستشرق فرانسوى مىنویسد: شیوع عادت دخترکشى در جاهلیت را از مصاحبه ذیل که بین قیس، رئیس طایفه بنىتمیم، با حضرت محمد(ص) اتفاق افتاد مىتوانید بفهمید:
روزى قیس بن عاصم دید پیامبر(ص) یکى از دختران خود را روى زانو نشانده است از او پرسید: این گوسفند بچه چیست که این چنین او را مىبویى!؟ فرمود: این دختر من است. قیس گفت: سوگند به خدا من دخترهاى زیادى داشتم و همه را زنده به گور کردم و هیچ یک را این گونه نبوییدم. حضرت محمد(ص) فریاد زد: واى بر تو! خدا رحم را از دل تو خارج ساخته و قدر بهترین نعمت هایى را که خداوند به انسان عنایت کرده نشناختى.
ضرورت و اهمیت بعثت
جهان تاریک جاهلیت، براى طلوع خورشید هدایت، ثانیه شمارى مىکرد، همه چیز بیانگر ضرورت بعثت و نیاز به وجود آیین سازنده و رهایى بخش، و رهبر بزرگ، مدبر، نجات دهنده و دلسوز بود. در چنین وضع نابسامانى، لطف خدا شامل حال انسانهاى آن عصر و نسلهاى آینده شد، که محمد بن عبدالله(ص) را براى رهایى مردم به پیامبرى مبعوث فرمود.
پیامبرى که آخرین پیامبر بود، و کامل ترین آیین را آورد، و همه پیامبران پیشین در انتظار او بودند تا او بیاید و آیین توحید و نجات بخش خدا را کامل نماید و همه بشریت را از لجنزارهاى آلودگى، گناه و انحراف، رهایى بخشد.
با بعثت پیامبر اسلام، هم خورشید اسلام طلوع کرد، و هم شخصیت عظیم پیامبر(ص) متولد شد، در سراسر زندگى پیامبر(ص) روزى مبارک تر از روز بعثت نبود، روز تولد آن حضرت بیانگر تولد جسم او بود، گرچه مبارک بود، ولى روز بعثت، روز تولد شخصیت پیامبر(ص) بود که بسیار مبارک تر بود. و اگر روز هجرت پیامبر(ص) از مکه به مدینه بسیار مهم بود و به همین خاطر به پیشنهاد حضرت على(ع) آغاز تاریخ مسلمانان گردید، مهم بودن هجرت از این رو بود که آرمانهاى بعثت پس از پشت سرگذاشتن سختىها، تولد نو یافت و آماده اجرا و بروز و ظهور و تعمیق و گسترش گردید. بنابراین باید گفت: خورشید شخصیت پیامبر اسلام(ص) نیز در چنین روزى تولد یافت.
دورنمایى از آغاز بعثت
چهل سال از عمر پاک پیامبر(ص) مىگذشت آن حضرت قبل از پیامبرى در هر ماه، چندین بار در شب و روز و در هر سال همه ماه رمضان بر فراز کوه سر به فلک کشیده حرا (که در شش کیلومترى شمال شرقى کعبه قرار گرفته بود) داخل غارى که بر فراز آن کوه بود به عبادت و مناجات و راز و نیاز با خدا مىپرداخت، او آثار عظمت خدا را در آن جا مشاهده مىکرد، و همواره به تفکر و تأمل و عبادت خدا مشغول بود. روز 27 رجب سال چهلم عام الفیل فرا رسید، پیامبر(ص) بر فراز کوه حرا در میان غار مخصوص آن جا مشغول مناجات با خدا بود ناگاه پیک وحى جبرئیل امین بر آن حضرت نازل شد و این آیات آغاز سوره علق را همراه مژده رسالت براى آن حضرت خواند:
«بسم الله الرحمن الرحیم اقرء باسم ربک الذى خلق خلق الانسان من علق اقرإ و ربک الاکرم الذى علم بالقلم علم الانسان ما لم یعلم»
به این ترتیب آغاز وحى و بعثت با نام خدا و با خواندن و قلم و علم و آموزش آمیخته با توحید شروع شد و این واژههاى زرین وحى بیانگر آن است که بعثت یعنى: رستاخیز معنوى و انقلاب در همه امور که اساس آن انقلابها ،انقلاب فرهنگى و آگاهى بخشى در همه زمینه هاست.
امید که در پرتو بعثت از تمام فرهنگهاى بیگانه، رهایى یابیم و جسم و جان خود را با تعالیم انبیا ـ خصوصا پیامبر بزرگ اسلام ـ شست و شو دهیم.
نویسنده: محمد محمدی ، پژوهشگر حوزه تاریخ اسلام
انتهای پیام/